مختار چه باید می کرد ؟
محمد صفري
تاريخ همواره و هميشه درسآموز است. درس عبرت ميدهد و زندگي. ميتوان از تاريخ ياد گرفت كه چگونه بايد عمل كرد و چگونه عمل نكرد. اما همين تاريخ درسآموز و عبرت انگيز، در مواقعي براي برخي افراد عبرتآموز نميشود و راهي را ميروند كه عبرتش در تاريخ آمده است.
مجموعه تلويزيوني مختارنامه با استفاده از تاريخ اسلام و جذابيتهاي بصري در همين راه گام برميداردتا شايد عبرتي باشد براي همه از جمله آن دسته از اشخاصي كه بيراهه رفتند و راه را گم كردند. تاريخ را كه مصور تماشا ميكني به راحتي جذب ميشود و فهمش نيز آسانتر است، در صورتي كه ببينيم و عبرت بگيريم.
مختار از جمله هواداران اهل بيت و از شيعيان مولا علي(ع) است كه بيشتر مصلحت را در نظر ميگيرد تا تكليف و تبعيت را. در كنار او هستند آدمهايي كه تنها منافع خود را در نظر دارند ، اما نقش مختار ، در واقعه كربلا و پس از آن چيز ديگري است. نقش او تعيين كننده است. در ماجراي مختار هزاران اگر و اما وجود دارد:
اگر مختار مصلحتانديشي نميكرد چه ميشد؟
اگر مختار تسليم نميشد آيا يزيد پيروز ميشد؟
مختار چرا تسليم شد؟
اما اگر مختار جنگ و قيام ميكرد اتفاق ديگري ميافتاد؟
اگر مختار به سوي كاروان امام حسين حركت ميكرد به تكليفش عمل كرده بود؟
مختار بيشتر از عقل انساني خود براي همراهي با امام حسين(ع) استفاده ميكرد؟
اگر مختار از عشق خود به اهل بيت بهره ميجست، نتيجه چيز ديگري ميشد؟
و بسياري استدلال ها و اگر و اماهاي ديگر كه هر كدام نياز به پاسخ دارد كه البته سريال به بسياري از اين ابهامات پاسخ داده است.
اما اينگونه رفتار متزلزل ، چندگانه ، عقل گرايي صرف مصداق روزگار ماست.
ابن زياد براي رسيدن به اهداف شيطاني خود، فتنههايي به پا كرد كه باعث شد خواص و عوام كوفه همراهياش كنند. بسياري از خواص كوفه در پاي فتنهها و سياستهاي ابن زياد زانو زدند و خود را از همراهي حسين(ع) كنار كشيدند ، عوام هم كه وضعيتشان مشخص است.
يكسري ديگر نيز بر سر دوراهي و دودلي بودند. نه از ابن زياد حمايت ميكردند و نه از حسين(ع)، عدهاي ديگر از سر دل و عشق پيش از واقعه كربلا جانشان را نثار راه حسين(ع) كردند ، همچون هاني بن عروه ، ميثم تمار،..
اما بودند كساني كه از سران كوفه بودند و نامه نوشتند به پسر رسول الله تا بيايد اما هنگام معركه و هماورد پشت مسلم را خالي كردند. در همه زمانها و در تاريخ گذشته و آينده بودند و هستند و خواهند بود افراد اينگونه.
اما بايد در راه شناخت حق، بصيرت باشد و اخلاص، عشق باشد و معرفت تا بتواني راه را پيدا كني و به بيراهه نروي.
تا همچون برخي افراد در فتنه 88 بي بصيرت و بي معرفت، خواسته يا ناخواسته همراه دشمن نشوي ، فريب هواي نفساني را نخوري و خود را و ديگران را اسير خواستههاي دنيوي نكني و جسارت بازگشت و عذرخواهي را هم داشته باشي، تا بتواني جبران مافات كني ، فرصت داده ميشود. فرصت براي جبران مهيا ميشود چه بخواهي و چه نخواهي اما بايد از آن فرصت همچون مختار استفاده كني ، باز هم نبايد از اين فرصت سوءاستفاده كني بايد از سر دل و عشق باشد جبران مافات.
به راستي مختار چه بايد ميكرد؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


