هيچكس نميتواند بسيج را مصادره به مطلوب كند

سردار
سيدمسعود جزايري، معاون فرهنگي ستاد كل نيروهاي مسلح در گفتوگو با جامجم
درخصوص دلايل اين تغيير رويكرد و مباحثي كه در اين زمينه مطرح است، پاسخ
داده است.
همچنين با توجه به توافق بسيج و برخي رسانهها براي ايجاد بسيج رسانه، سردار جزايري درباره چالشهايي كه در اين زمينه وجود دارد توضيح ميدهد. مشروح اين گفتگو را ميخوانيد:
در سالهاي اخير، مسوولان تاكيد زيادي بر تغيير رويكرد بسيج داشتهاند و مسائل فرهنگي را به عنوان اولويت اصلي اين نهاد معرفي كردهاند. شما به عنوان معاون فرهنگي ستاد كل نيروهاي مسلح، دلايل چنين تغيير رويكردي را در چه ميبينيد؟
يكي از ويژگيهايي كه نهادهاي بعد از انقلاب و بخصوص نهادهايي همچون سپاه و بسيج دارند، انعطافپذيري آنهاست. انعطافپذيري به اين معناست كه اين نهادها متناسب با شرايط و با توجه به اقتضائات، قادرند رويكردهاي خودشان را تغيير دهند. در شرايطي، ارگانهايي چون سپاه و بسيج بيشتر يك نگاه نظامي، دفاعي و امنيتي داشتند كه اين مساله اقتضاي شرايط خاص دوران جنگ بود.
در شرايط امروز با توجه به تغييراتي كه در صحنههاي بينالمللي، منطقهاي و كشور ما به وجود آمده است متناسب با اين شرايط، بسيج هم تغييراتي در نگاه و رويكرد خودش ايجاد كرده است. شرايط جنگ سخت كه نمونه آن جنگ 8 ساله بود، در حال حاضر به پايان رسيده است و ما به طور ويژه در حال تجربه دوران مربوط به جنگ نرم هستيم. مفهوم جنگ نرم به اين معناست كه دشمنان انقلاب اسلامي تلاش ميكنند تا با نفوذ فرهنگي در ميان آحاد جامعه ايراني، منويات خودشان را پيش ببرند.
شما اخيرا طي صحبتهايي از اين كه هنوز برخي از افراد داخل كشور به وجود جنگ نرم اعتقاد ندارند گلايه كرده بوديد. شايد بد نباشد در اين زمينه به توجيهاتي كه از سوي اين افراد براي زير سوال بردن وجود جنگ نرم ارائه ميشود نگاهي بيندازيم. به عنوان مثال برخي از اين افراد معتقدند همانطور كه جمهوري اسلامي ايران تمايل دارد فرهنگ و انقلاب خود را صادر كند كشورهاي غربي نيز در صدد ترويج فرهنگ و ادبيات خودشان هستند و نبايد زياد منفي به اين قضيه نگاه كرد. پاسخ شما به اين دسته از افراد چيست؟
يكي از لوازم جنگ نرم اين است كه سعي ميكند بيشتر در لايههاي پنهاني عمل كند و تلاش ميكند كه چهره بيروني آن با چهره واقعي و داخلياش بشدت متفاوت باشد. به تعبير ديگر جنگ نرم سعي ميكند كه زشتيهاي خود را بپوشاند و آنها را زيبا جلوه دهد. بحثي كه ما در عرصه جنگ نرم داريم اين است كه ما به عنوان يك واحد سياسي حق داريم سياستها، ديدگاهها، منويات، اصول و ارزشهاي خاص خودمان را داشته باشيم، اما دشمنان ما و در راس آنها آمريكا، اين را از ما برنميتابند.
انقلاب اسلامي ميگويد كه من داراي آموزههاي ديني مبتني بر صلح، عدالت و آزاديها و حقوق بشر واقعي هستم و بدون اين كه نيازي به ورود اجباري به برخي حريمها باشد اين آموزهها پتانسيلي دارند كه اگر فرصت يابند توسط ساير جوامع جذب ميشوند. بنابراين در بحث صدور انقلاب اسلامي، هيچگونه فشار، اجبار و الزامي وجود ندارد در حالي كه رژيمهاي سلطه با استفاده از عمليات رواني در چارچوب اكاذيب، شايعات و خلط مباحث تلاش ميكنند منويات خودشان را به طرف مقابل القا كنند.
از نگاه برخي منتقدان، ميشود به مسائل فرهنگي به عنوان يك اولويت و ضرورت شرايط امروز جهاني نگاه كرد بدون اين كه به آن، اينقدر جنبه جنگي داد و خود را در مقابل دشمن تصور كرد. آيا چنين ديدگاهي ميتواند پاسخگوي نيازهاي فعلي ما باشد؟
آمريكا به عنوان دشمن اصلي ما بكرات اعلام كرده است كه در تقابل و جنگ جدي با جمهوري اسلامي است و مسوولان آمريكايي بكرات اعلام كردهاند كه وقتي ما نميتوانيم جمهوري اسلامي ايران را از طريق اقدام نظامي براندازيم، بايد از طريق جنگ نرم و عمليات رواني، نظام اسلامي را سرنگون كنيم. زماني كه دشمن اين حرف را ميزند ما نميتوانيم بگوييم كه در شرايط جنگي قرار نداريم.
اگر ما خودمان را در چنين جنگي با دشمن ميبينيم پس چرا اقدامات ما فقط به رصد كردن اقدامات دشمن و حركات پدافندي از جمله فيلتر كردن يا اقداماتي مشابه محدود است. آيا با چنين برخوردي ما هميشه يك قدم عقبتر از كساني كه در مقابل ما هستند، قرار نداريم؟
شرايط امروز ما در جنگ نرم بيشتر يك شرايط پدافندي است و شبيه سال نخست جنگ سخت ما با رژيم بعثي عراق است. علتش هم اين است كه آنها مهاجم هستند.
حمله از سوي آنها صورت گرفته است و دشمن از قبل سامانههاي لازم را براي تهاجم فراهم كرده است. بعد از اينكه آمريكاييها ديدند در تنازعات سخت نميتوانند ايران را از پيش رو بردارند طي چند سال اقدام به ايجاد سامانههاي لازم براي هجمههاي فرهنگي و عمليات رواني كردهاند. آنها قرارگاههاي لازم و سامانههاي متناسب با شرايط جنگي را فراهم كردهاند و لذا مطلبي كه شما گفتيد درست است و ما در حال حاضر در شرايط پدافندي به سر ميبريم. اما از آنجايي كه اين جنگ ادامه خواهد داشت و توسعه و گسترش هم پيدا خواهد كرد، جمهوري اسلامي بايد سامانههاي لازم را براي مقابله جدي و آفند عليه دشمن بوجود بياورد.
ما معتقديم قدرت نرمي كه در نظام اسلامي وجود دارد به شكلي است كه اگر اين قدرت به فعليت برسد نه تنها در برابر تهاجمات غربيها يك مقاومت پايدار ايجاد ميكند بلكه قادر است براحتي عليه مواضع قدرتي دشمن آفند كند و پيروز اين صحنه باشد.
باتوجه به مباحثي كه مطرح شده است بحث بسيج رسانه كه چندي پيش گامهاي اوليه آن برداشته شد در راستاي خروج از حالت پدافندي به حالت آفندي است؟ باتوجه به اينكه شما يكي از حاضران و سخنرانان همايش بسيج و رسانه بوديد آيا ممكن است در مورد ماهيت بسيج رسانه توضيح دهيد؟
يكي از اصليترين عناصر مربوط به جنگ نرم، رسانهها هستند. همانطور كه دشمن عمدتا توسط رسانهها عليه جمهوري اسلامي ايران تك ميكند، كشور ما نيز بايد بتواند از رسانههاي خودش، بهترين بهرهبرداري را براي پدافند و سپس در جهت آفند عليه دشمن به كار ببرد.
بنابر اين سازماندهي مجموعه رسانههاي كشور، يك امر اجتنابناپذير است. از آنجايي كه بسيج به عنوان يك نيروي مردمي و فراگير در كشور ما، پديدهاي انحصاري است و ميتواند آحاد مختلف مردم با سلايق گوناگون را تحت پوشش قرار دهد، به نظر ميرسد يكي از بسترهاي آماده، حاضر و قابل اتكايي است كه ميتواند با استفاده از رسانهها در برابر آفند دشمن مقاومت كند و در مقابل اقدامات خصمانه آنها اقدام به تك كند. اگر ما بتوانيم تجميعي از بسيج و رسانه را كنار يكديگر داشته باشيم، پتانسيل بزرگ و قدرتمندي بوجود خواهيم آورد كه اين پتانسيل به خودي خود يك سازمان را هم در داخل خود بوجود ميآورد و قادر است در جنگ نرم، نقش موثري را ايفا كند.
به تعبير ديگر بسيج رسانه يك سامانه حقيقي يا مجازي است كه كمك ميكند رسانهها در يك هماهنگي و تعامل هدفمند قرار گيرند و از آنجايي كه بسيج اصولا به درياي بيكران ملت متصل است ميتواند به لحاظ كمي و كيفي، رسانههاي ما را ارتقا دهد.
در اين زمينه چند مساله مطرح است. يكي از آنها اين است كه چطور ميشود رسانههاي داخلي را كه بعضا خطمشي آنها در تقابل كامل با يكديگر قرار دارد در كنار هم گذاشت و آنها را با هم هماهنگ كرد؟
اگر رسانههاي جمهوري اسلامي، اصل را بر اقتدار كشور و امنيت پايدار قرار دهند، به نظر ميرسد كه يك سيستم مديريتي، آن هم از جنس بسيج كه شاخصه اصلي آن مردمي بودن است بتواند واگراييها را به همگرايي تبديل كند.
يكي از كاركردهاي رسانههاي هر كشوري، نقد حكومت همان كشور و نماياندن نقاط ضعف به مسوولان و مردم است. اگر ما بخواهيم همه رسانهها را يكدست كنيم و فقط به نقش آنها در برابر رسانههاي خارجي توجه كنيم، آيا اين كاركرد رسانه از بين نميرود؟
خير. مفهوم ايجاد هماهنگي به اين معني نيست كه كاركردهاي رسانه از آن گرفته شود، بلكه به رسانهها هشدار ميدهد كه در برابر يك اتفاق بزرگي كه جريان دارد چگونه عمل كنند. اين به آن معني نيست كه كاركردهاي رسانهاي تحت تاثير قرار ميگيرند يا فراموش ميشوند يا استقلال رسانهها از آنها گرفته ميشود. اگر شما به رسانههاي غربي نگاهي داشته باشيد ميبينيد صدها رسانه وجود دارد كه فرضا عليه ما با صدها نوع فرهنگ و ادبيات، يك رويكرد تعريف شده را دنبال ميكنند يعني در دنياي غرب كه اين همه دم از آزادي بيان و استقلال رسانهها ميزنند، رسانهها از طريق يك اتاق مديريتي هدايت ميشوند كه چگونه بايد با يك واحد سياسي برخورد كنند. آنها در عين استقلال رسانهاي، اين سياستها را القا ميكنند و شما مشاهده ميكنيد كه روزنامههاي چپ تا روزنامههاي راست و روزنامههاي محافظهكار تا روزنامههاي سوسياليستي، همگي عليه جمهوري اسلامي ايران از يك نوع سياست پنهان تبعيت ميكنند. البته آنها كار خود را با زبانهاي مختلف و با شيوههاي گوناگون انجام ميدهند. به تعبير ديگر، آنها كثرت دارند، اما از يك جاي واحد هدايت ميشوند. اين يك امر ثابت شده است و بخصوص افرادي كه با رسانهها سر و كار دارند ميتوانند در يك كار تحقيقاتي خيلي ساده و معمولي، اين مسائل را مشاهده كنند.
سابقه نظريهپردازي دانشمندان غربي در حوزه رسانه به بيش از 100 سال قبل باز ميگردد. با توجه به پيشتاز بودن آنها در اين زمينه آيا ما بايد از نظريههاي آنها استفاده كنيم يا خير؟
اشكال اساسي مراكز دانشگاهي ما كه در حال حاضر به عنوان يك آفت بزرگ جلوه ميكند اين است كه ما آموزههاي غربي را بدون اين كه بوميسازي كنيم مورد استفاده قرار ميدهيم. متاسفانه اين مساله باعث شده است كه ما آنچه را غربيها القا ميكنند بدون هيچ گونه كم و كاستي بپذيريم. يكي از اصليترين دلايل چالشي كه ما در برخي از مراكز دانشگاهي و نخبگي داريم ناشي از همين مساله است. با اين كه ما خودمان به لحاظ علوم انساني داراي فرهنگ و تمدني بسيار غنيتر از مجموعه دنياي غرب هستيم متاسفانه ما صرفا يك مصرفكننده ساده و بسيط تراوشات ذهني غربيها شدهايم. اين رويه به طور قطع بايد تغيير كند، البته مفهوم اين مساله اين نيست كه ما با علمآموزي و تجارب ديگران مخالفت داشته باشيم، بلكه معتقديم كه بايد علم و تجربه ديگران را گرفت، آن را بومي كرد و بعد مورد استفاده قرار داد. اين يك چالشي است كه بايد براي برطرف كردن آن تلاش كرد. تاكيداتي هم كه رهبر معظم انقلاب راجع به ايجاد تغيير و تحول در مباحث مربوط به علوم انساني در دانشگاهها دارند ناظر بر همين مساله است.
سپاه و بسيج در حال حاضر رسانههايي در اختيار دارند. آيا تاكنون در حد همين رسانهها اقدامي براي تاثيرگذاري بيشتر انجام شده است؟
مجموعه سيستم رسانهاي كشور بايد دچار تحول شود و تا زماني كه اربابان رسانهها به لحاظ علمي به محيط داخلي توجه نداشته باشند، تراوشات فكري و ذهني آنها منبعث از يافتههايي است كه از غربيها به دست آوردهاند. به نظر من مشكل اصلي اينجاست و اين يافته بايد اصلاح شود. با اصلاح اين يافتهها ديگر تفاوتي نميكند كه يك رسانه تحت نظر چه ارگان يا چه سازماني باشد يا تا چه حد مستقل عمل كند. آن يافتههاي ذهني و علومي كه دريافت ميشوند بايد مورد اصلاح قرار گيرند و بوميسازي شوند. در آن صورت است كه ما ميتوانيم به مرور انتظار داشته باشيم رسانههاي ما و اربابان رسانهاي ما بيشتر از وضعيت فعلي در چارچوب اهداف نظام و انقلاب و حفظ امنيت و اقتدار ملي حركت كنند.
يكي از دلايل توفيق بسيج در دوران جنگ تحميلي اين بود كه فارغ از هرگونه جناحبندي سياسي و گرايشات مختلف، تنها به خاطر حفاظت از كيان انقلاب وارد صحنه شد و به دفاع در برابر دشمنان پرداخت. چه بايد كرد كه اين استقلال بسيج در شرايط فعلي نيز حفظ شود و كسي نتواند اين نهاد را متهم به وابستگي به جناحي خاص كند؟
بسيج يكي از نهادهايي است كه حفاظت از مجموعه نظام را برعهده دارد و در واقع يك سامانه مردمي فراگير است كه وظيفه دارد در چارچوب منويات انقلاب اسلامي حركت كند. از ابتداي تاسيس بسيج تا به امروز، همه مسوولان و رهبران اعلام كردهاند كه بسيج نبايد وابستگي حزبي و گروهي و سازماني داشته باشد.
از آنجايي كه ما در مورد بسيج تجارب زياد و اطلاعات زيادي داريم هيچكس نميتواند با سند و مدرك نشان دهد كه طي اين سالها، بسيج داراي وابستگي گروهي و حزبي بوده است. اتهام گروهي بودن و حزبي بودن بسيج توسط كساني مطرح و تبليغ ميشود كه منافع آنها با منافع انقلاب، سازگاري ندارد. اگر شما به بخشي از تبليغات غربيها و دشمنان بيروني نگاه كنيد خواهيد ديد كه اصليترين تبليغات خصمانه در ابتدا متوجه ولايت فقيه بوده و بعد از آن سپاه و بسيج هدف اصلي اين تبليغات بودهاند. به عبارت ديگر سپاه و بسيج در مرتبه دوم تبليغات خصمانه دشمن قرار داشتهاند.
علتش اين است كه بحث ولايت فقيه و بحث سپاه و بسيج در واقع از اصليترين اركان قدرت نظام به حساب ميآيند. متاسفانه عدهاي در داخل هم كه منافع آنها به صورت خواسته يا ناخواسته با منافع بيگانگان گره خورده است همان مباحثي را تكرار ميكنند كه خارجيها ميگويند. اتهاماتي كه توسط بعضيها به بسيج زده ميشود در همين چارچوب قابل تحليل است. كساني كه مدعي حزبي و گروهي بودن سپاه و بسيج هستند بيايند و با مدرك و سند اين مساله را نشان دهند. با اين كه ما بارها اين مساله را درخواست كردهايم تا به امروز هيچ سند و مدرك معتبري در اين زمينه مطرح نشده است.
سپاه و بسيج، مربوط به نظام و انقلاب و بر آمده از آحاد مختلف مردم هستند و سلايق گوناگون را زير چتر قانون اساسي پوشش ميدهند و هيچ كس نميتواند بسيج را مصادره به مطلوب كند.
حوادث پس از انتخابات 88 و تبليغاتي كه رسانههاي خارجي عليه بسيج انجام دادند تا حدودي به وجهه بسيج آسيب رساند. براي ترميم وجهه بسيج و افزايش منزلت بسيجيان چه بايد كرد؟
به نظر من يكي از رسالتهايي كه رسانههاي جمهوري اسلامي به عهده دارند اين است كه منابع قدرت كشور را شناسايي كنند و آنها را توسعه دهند و در مورد آنها اقدام به اطلاعرساني، تبليغ و اقناع كنند. هر چقدر كه منابع قدرت يك كشور از بروز و ظهور بيشتري برخوردار باشند ميتوانند سبب اقتدار آن كشور شوند. از اين منظر به نظر ميرسد كه يكي از وظايف رسانهها اين است كه بسيج را به عنوان يكي از منابع لايزال قدرت جمهوري اسلامي تبليغ و در جهت گسترش بسيج كار كنند. از آنجايي كه دشمن مرتب در تلاش است كه برعكس اين اتفاق روي دهد بديهي است كه رسانهها نبايد اجازه دهند تبليغات خصمانه دشمن نسبت به بسيج روي افكار عمومي تاثير منفي بگذارد.
عمده تلاش دشمن در مورد بسيج اين است كه منزلت اين نهاد را تحت تاثير قرار دهد در واقع آنها ميخواهند منزلت بسيج را كه ميتواند اقتدارزا باشد منكوب كنند.
طبيعي است كه دلسوزان نظام و بخصوص اصحاب رسانه نبايد اجازه دهند كه اين اتفاق بيفتد. به نظر من بحث منزلتافزايي بسيج از اين منظر بسيار حائز اهميت است و من فكر ميكنم كه يك رسالت رسانهاي است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


