شهری با 30 سال سابقه بازسازی
سعید ارکانزاده یزدی
وقتی که عراقیها وارد سوسنگرد شدند، «سعد» در آنجا بود. سوسنگرد 2 بار به تصرف نیروهای عراقی درآمد.
نخستین بار چند روز بیشتر طول نکشید و نیروهای هوانیروز ارتش و نیروهای دکتر چمران، به خوبی شهر را از تصرف عراقیها بیرون آوردند. اما بار دوم بیشتر طول کشید و منجر به عملیات آزادسازی سوسنگرد شد. سعد از اهالی قدیمی روستای «ابوحمیظه» در 3 کیلومتری سوسنگرد، در هر دو این حملات، شاهد حضور نیروهای عراقی در سوسنگرد بود. او میگوید: در نخستین بار که سوسنگرد اشغال شد، عراقیها با مردم خیلی سخت برخورد نکردند، اما در دومین اشغال، همه جوانان را یکجا جمع کردند و با خود بردند.
سعد میگوید: «52 نفر از دوستانمان را بردند. به آنها میگفتند که شما خیانت کردهاید و باعث شدهاید که شهر از اشغال ما دربیاید. این جوانان را همان حوالی کشتند، اما به خانوادههایشان گفتند که اسیر شدهاند. اینها را ما پس از جنگ فهمیدیم.» اکنون که سالها از جنگ گذشته است، اغلب سوسنگردیها به خانه بازگشتهاند و دوباره شهر خود را ساختهاند. با اینکه در این سالها کمک چندانی در ازای خرابیهای جنگ به آنان نشده است، اهالی سوسنگرد از کوشش برای برگرداندن آبادانی به شهر دست برنداشتهاند.
سوسنگرد پس از آزادسازی به شهری نیمهمخروبه در منطقهای جنگی تبدیل شده بود. این شهر نه به اندازه هویزه، اما بهطور چشمگیری آسیبدیده بود. حملات هوایی به شهر نیز بر شدت آسیبدیدگیها افزوده بود.
«سعد مزرعه» از اهالی منطقه سوسنگرد، به «همشهری» میگوید: «حمله به سوسنگرد در هفتههای اول جنگ انجام شد؛ یعنی زمانی که اهالی شهر هنوز معنای جنگ را به خوبی درک نکرده بودند.
وقتی ما تانکها و نیروهای عراقی را در حوالی شهر دیدیم، تعجب کردیم که اینها اینجا چه میکنند. اما وقتی که سوسنگرد به اشغال درآمد و دوستان ما را گرفتند و کشتهها و زخمیها را دیدیم، به واقعیت پی بردیم.»
او میافزاید: «ما برای 2 سال منطقه را ترک کردیم و به دهدشت در استان کهگیلویه و بویراحمد رفتیم. تا چند ماه نمیگذاشتند کسی به سوسنگرد وارد شود چون منطقه جنگی بود، اما بهتدریج اهالی بازگشتند. آن موقع هویزه و بستان هم آزاد شده بود و جنگ بیشتر در مرز ادامه داشت. دوباره مردم ساختن سوسنگرد را شروع کردند.»
سهراب کامدی، شهروند سوسنگردی دیگری است که اکنون در اهواز در شرکتی خصوصی کار میکند. خانواده او هنگام جنگ برای 9 سال به قم رفتند. کامدی به «همشهری» میگوید: «پس از جنگ 2 برادرم به بستان و 2 خواهر و داییام به سوسنگرد بازگشتند. چهره شهر بهتدریج تغییر کرد و آثار جنگ پاک شد. البته در جنوب سوسنگرد، در کوی ابوذر، هنوز خانههایی وجود
دارندکه آثار ترکش در آنها وجود دارد.» بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، نمادهایی را در سوسنگرد که نشان از دوران جنگ دارد حفظ کرده است. یکی از مهمترین این نمادها، تانکی است که در بازار این شهر مستقر شده است.
این تانک عراقی را رزمندگان ایرانی در آخرین روز آزادسازی سوسنگرد به غنیمت گرفتند. بقایای یک بالگرد ساقط شده عراقی نیز در پارک شهر سوسنگرد به نمایش گذاشته شده است.
پس از جنگ، سوسنگرد از شمال رشد کرد. محلههای جنوبی هنوز آثاری از ترکشها را بر چهره دارند و برخی خانهها نیز بدون سکنه رها شدهاند. اما در شمال شهر با تاسیس واحدهای دانشگاه آزاد و دانشگاه پیام نور رونقی به شهر داده شد. با این حال هنوز سوسنگرد با مشکلات زیادی روبهرو است.
سعد مزرعه میگوید: «سوسنگرد الان فقط یک دانشگاه آزاد دارد. شرکتهای خصوصی و کارخانهای در این منطقه وجود ندارد که رونقی به شهر بدهد. با این حال چند سال است که با کمکهای دولت، کشاورزی روستاهای اطراف شهر رونق پیدا کرده است.» مزرعه میافزاید: «امکانات بهداشتی و بیمارستانی شهر بسیار اندک است، بهطوری که برای پیدا کردن یک پزشک متخصص باید به اهواز برویم. فضای سبز به ندرت در سوسنگرد پیدا میشود، سینما و مکانهای فرهنگی هم در شهر وجود ندارد.»
اما حاج عبدالعلی جهانبخش که هنگام شروع جنگ مسئول نیروهای مسلح بستان بود و در زمان اشغال اول سوسنگرد در زمره رزمندگان مدافع شهر قرار داشت، به «همشهری» میگوید: «ما اهل این نیستیم که بگوییم از وضع شهر راضی هستیم یا نیستیم. در این سالها ممنون هر کس و هر نهادی که کمکی به سوسنگرد کرده است، بودهایم.» او که اکنون 73 سال دارد، میگوید: «در هنگام جنگ و پس از آن، مردم بستان و سوسنگرد و عشایر کمک کردند و گاهی آذوقه به ما رساندند که قدردان آنها بودهایم. ما توقعی از کسی نداریم.» او که در نخستین اشغال سوسنگرد، در کنار نیروهای دکتر چمران، شهر را از محاصره نیروهای عراقی درآورده و آنان را به خارج از شهر پس رانده است، میگوید: «ما قدم به قدم خاک این منطقه را از عراقیها پس گرفتیم و برای هر قدمش شهید دادیم. همه باید قدردان این مردم و این کشور باشیم.»
حسن صادقی هم که آن زمان در ژاندارمری خدمت میکرده و روز آزادسازی سوسنگرد در شهر بوده است، به خوبی به یاد میآورد که چطور پس از رسیدن نیروهای ایرانی به حوالی شهر، جنگ تن به تن در داخل سوسنگرد شروع شد و نیروهای عراقی عقبنشینی کردند. او به «همشهری» میگوید:« از حدود سال 62 یا 63 بود که بازسازی سوسنگرد شروع شد. البته شهر هیچ وقت به وضع اولیهاش بازنگشت. زمینهای کشاورزی روستاهای اطراف هنوز هم به خوبی پاکسازی نشده و بیرونق مانده است. رونق شهر ناشی از رونق روستاهای اطراف بود و حالا که روستاها متروک شده، سوسنگرد هم به رونق سابق بازنگشته است.»
نخستین بار چند روز بیشتر طول نکشید و نیروهای هوانیروز ارتش و نیروهای دکتر چمران، به خوبی شهر را از تصرف عراقیها بیرون آوردند. اما بار دوم بیشتر طول کشید و منجر به عملیات آزادسازی سوسنگرد شد. سعد از اهالی قدیمی روستای «ابوحمیظه» در 3 کیلومتری سوسنگرد، در هر دو این حملات، شاهد حضور نیروهای عراقی در سوسنگرد بود. او میگوید: در نخستین بار که سوسنگرد اشغال شد، عراقیها با مردم خیلی سخت برخورد نکردند، اما در دومین اشغال، همه جوانان را یکجا جمع کردند و با خود بردند.
سعد میگوید: «52 نفر از دوستانمان را بردند. به آنها میگفتند که شما خیانت کردهاید و باعث شدهاید که شهر از اشغال ما دربیاید. این جوانان را همان حوالی کشتند، اما به خانوادههایشان گفتند که اسیر شدهاند. اینها را ما پس از جنگ فهمیدیم.» اکنون که سالها از جنگ گذشته است، اغلب سوسنگردیها به خانه بازگشتهاند و دوباره شهر خود را ساختهاند. با اینکه در این سالها کمک چندانی در ازای خرابیهای جنگ به آنان نشده است، اهالی سوسنگرد از کوشش برای برگرداندن آبادانی به شهر دست برنداشتهاند.
سوسنگرد پس از آزادسازی به شهری نیمهمخروبه در منطقهای جنگی تبدیل شده بود. این شهر نه به اندازه هویزه، اما بهطور چشمگیری آسیبدیده بود. حملات هوایی به شهر نیز بر شدت آسیبدیدگیها افزوده بود.
«سعد مزرعه» از اهالی منطقه سوسنگرد، به «همشهری» میگوید: «حمله به سوسنگرد در هفتههای اول جنگ انجام شد؛ یعنی زمانی که اهالی شهر هنوز معنای جنگ را به خوبی درک نکرده بودند.
وقتی ما تانکها و نیروهای عراقی را در حوالی شهر دیدیم، تعجب کردیم که اینها اینجا چه میکنند. اما وقتی که سوسنگرد به اشغال درآمد و دوستان ما را گرفتند و کشتهها و زخمیها را دیدیم، به واقعیت پی بردیم.»
او میافزاید: «ما برای 2 سال منطقه را ترک کردیم و به دهدشت در استان کهگیلویه و بویراحمد رفتیم. تا چند ماه نمیگذاشتند کسی به سوسنگرد وارد شود چون منطقه جنگی بود، اما بهتدریج اهالی بازگشتند. آن موقع هویزه و بستان هم آزاد شده بود و جنگ بیشتر در مرز ادامه داشت. دوباره مردم ساختن سوسنگرد را شروع کردند.»
سهراب کامدی، شهروند سوسنگردی دیگری است که اکنون در اهواز در شرکتی خصوصی کار میکند. خانواده او هنگام جنگ برای 9 سال به قم رفتند. کامدی به «همشهری» میگوید: «پس از جنگ 2 برادرم به بستان و 2 خواهر و داییام به سوسنگرد بازگشتند. چهره شهر بهتدریج تغییر کرد و آثار جنگ پاک شد. البته در جنوب سوسنگرد، در کوی ابوذر، هنوز خانههایی وجود
دارندکه آثار ترکش در آنها وجود دارد.» بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، نمادهایی را در سوسنگرد که نشان از دوران جنگ دارد حفظ کرده است. یکی از مهمترین این نمادها، تانکی است که در بازار این شهر مستقر شده است.
این تانک عراقی را رزمندگان ایرانی در آخرین روز آزادسازی سوسنگرد به غنیمت گرفتند. بقایای یک بالگرد ساقط شده عراقی نیز در پارک شهر سوسنگرد به نمایش گذاشته شده است.
پس از جنگ، سوسنگرد از شمال رشد کرد. محلههای جنوبی هنوز آثاری از ترکشها را بر چهره دارند و برخی خانهها نیز بدون سکنه رها شدهاند. اما در شمال شهر با تاسیس واحدهای دانشگاه آزاد و دانشگاه پیام نور رونقی به شهر داده شد. با این حال هنوز سوسنگرد با مشکلات زیادی روبهرو است.
سعد مزرعه میگوید: «سوسنگرد الان فقط یک دانشگاه آزاد دارد. شرکتهای خصوصی و کارخانهای در این منطقه وجود ندارد که رونقی به شهر بدهد. با این حال چند سال است که با کمکهای دولت، کشاورزی روستاهای اطراف شهر رونق پیدا کرده است.» مزرعه میافزاید: «امکانات بهداشتی و بیمارستانی شهر بسیار اندک است، بهطوری که برای پیدا کردن یک پزشک متخصص باید به اهواز برویم. فضای سبز به ندرت در سوسنگرد پیدا میشود، سینما و مکانهای فرهنگی هم در شهر وجود ندارد.»
اما حاج عبدالعلی جهانبخش که هنگام شروع جنگ مسئول نیروهای مسلح بستان بود و در زمان اشغال اول سوسنگرد در زمره رزمندگان مدافع شهر قرار داشت، به «همشهری» میگوید: «ما اهل این نیستیم که بگوییم از وضع شهر راضی هستیم یا نیستیم. در این سالها ممنون هر کس و هر نهادی که کمکی به سوسنگرد کرده است، بودهایم.» او که اکنون 73 سال دارد، میگوید: «در هنگام جنگ و پس از آن، مردم بستان و سوسنگرد و عشایر کمک کردند و گاهی آذوقه به ما رساندند که قدردان آنها بودهایم. ما توقعی از کسی نداریم.» او که در نخستین اشغال سوسنگرد، در کنار نیروهای دکتر چمران، شهر را از محاصره نیروهای عراقی درآورده و آنان را به خارج از شهر پس رانده است، میگوید: «ما قدم به قدم خاک این منطقه را از عراقیها پس گرفتیم و برای هر قدمش شهید دادیم. همه باید قدردان این مردم و این کشور باشیم.»
حسن صادقی هم که آن زمان در ژاندارمری خدمت میکرده و روز آزادسازی سوسنگرد در شهر بوده است، به خوبی به یاد میآورد که چطور پس از رسیدن نیروهای ایرانی به حوالی شهر، جنگ تن به تن در داخل سوسنگرد شروع شد و نیروهای عراقی عقبنشینی کردند. او به «همشهری» میگوید:« از حدود سال 62 یا 63 بود که بازسازی سوسنگرد شروع شد. البته شهر هیچ وقت به وضع اولیهاش بازنگشت. زمینهای کشاورزی روستاهای اطراف هنوز هم به خوبی پاکسازی نشده و بیرونق مانده است. رونق شهر ناشی از رونق روستاهای اطراف بود و حالا که روستاها متروک شده، سوسنگرد هم به رونق سابق بازنگشته است.»
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


