دولت حوزوي يا حوزه دولتي؟
سيد محمد صادق كاظمي
سفر روز جمعه مقام معظم رهبري به قم كه به منظور پس دادن بازديد علما صورت گرفت حكايت از امري مهم دارد كه امروزه به آن كمتر توجه مي شود ، مساله اي كه امام امت نيز حاضر نبودند تحت هيچ شرايطي آن را ناديده بگيرند ،مساله «حفظ حرمت و جايگاه مراجع در حكومت ديني»و «نقش روحانيت در انقلاب اسلامي» . حضرت امام (ره) هيچگاه هيچ گروهي را در رهبري جامعه حتي هم رديف با روحانيت نيز بيان نفرمودند و همواره روحانيون را رهبران اصلي نهضت مي دانستند:« نهضت مقدس اخير ايران كه ابتداى شكوفايىاش از 15 خرداد 42 بود صد در صد اسلامى است،و تنها به دست تواناى روحانيون با پشتيبانى ملت مسلمان و بزرگ ايران پى ريزى شد،و به رهبرى روحانيت ،بى اتكا به جبههاى يا شخصى يا جمعيتى اداره شده و مى شود .»(صحيفه ،ج3،صفحه 432)
بي شك روحانيت همواره خط دهي و رهبري فكري نظام را به عهده داشته ، مثل مادري مهربان آن را به پيش برده است و در مواقع حساس از آن دفاع مي كند از اين رو مقام معظم رهبري مي فرمايند :«حوزهى علميه، بخصوص حوزهى علميهى قم مادر اين نظام است؛ به وجود آورنده و مولد اين انقلاب و اين حركت عظيم است. يك مادر چگونه ميتواند از زادهى خود، از فرزند خود غافل بماند، نسبت به او بىتفاوت باشد، در هنگام لازم از او دفاع نكند؟ ممكن نيست»(فرمايشات در ديدار طلاب واساتيد حوزه علميه قم)
نظام اسلامي در زمينه هاي مختلف و متعددي به حوزه علميه نيازمند است:
در مساله توليد علوم انساني اسلامي كه دانشگاه ها به هيچ وجه بدون پشتوانه حوزه نمي توانند اين بار را به منزل برسانند زيرا اين زمينه افراد اسلام شناس مي طلبد كه فضاي سكولار دانشگاه هاي ما چنين افرادي را به جامعه علمي كشور تحويل نمي دهد، مسائلي مثل توليد فكر براي نظام اسلامي ،تصدي امر حركت مذهبي و منعوي كشور،حل معضلات اعتقادي جامعه و پاسخگويي به شبهات در آن از جمله اين نياز مندي هاست.
اما آنچه كه در اين مجال مد نظر است نه مباحث فوق است كه خود ساليان دراز تحقيق و بررسي مي طلبد بلكه مطلبي است كه از طرفي در حوزه هاي علميه كمتر به آن توجه مي شود و از طرف ديگر مجامع و محافل سياسي در مورد آن جانب انصاف را رعايت نمي كنند. مساله «بصيرت و اقدامات سياسي به موقع حوزه » ، عده اي با برداشت غلط از مواضع حوزه اينگونه پنداشتند كه علما خود را از نظام اسلامي جدا كرده اند حال كه واقعيت امر چيز ديگر بوده است.
بي شك اين علما و خبراي اسلام اند كه بايد جريان حق را شناسايي و به مردم معرفي كنند تا باطل با التباس حق در ميان مسلمين نفوذ نكند .روحانيت شيعه به دليل ماهيت مستقل آن درطول تاريخ همواره رهبري اين آگاه بخشي اجتماعي را بر عهده گرفته است .
روحانيت در تاريخ انقلاب اسلامي نيز در مواقع حساس ، چه در دوران پر آشوب اوايل انقلاب و چه در دوران دفاع مقدس و چه در دوران اصلاحات با خط دهي به جامعه توانسته است كه حركت انحرافي را متوقف ويا روند آن را كُند كند .
اما كمي بعد از انتخابات رياست جمهوري نهم روحانيون به عدم آگاهمندي سياسي، نداشتن بينش سياسي و مسائلي از اين قبيل متهم شدند ، آنچه به نظر مي رسد اين است كه اين فضا به دو دليل در كشور حاكم شد :
1- توقع اينكه حوزه تنها به تاييد جرياني خاص بپردازد و نصيحت را كنار بگذارد
2- اشتباهاتي كه از جانب حوزه صورت گرفت.
توقعات بيجا از حوزه :
بعد از انتخابات رياست جمهوري اتفاقاتي باعث شد تا روحانيت در نحوه تعامل خود با دولت جديد دچار دودلي شود .به عنوان مثال:
1- نحوه برخورد بعضي از دوستان مخلص اما نا آگاه :
در انتخابات 84 عده اي از علما به دليل عدم شناخت از آقاي احمدي نژاد و هم چنين اعتماد به تجربيات آقاي هاشمي ، آقاي هاشمي را به عنوان كانديدا مطرح نمودند، برخي نيز جانب سكوت را پيش گرفتند و برخي هم از آقاي احمدي نژاد حمايت نمودند. مطلبي كه شايد به اين گستردگي تا قبل از آن وجود نداشت به گونه اي كه حتي جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه همواره كانديداي خود را معرفي مي نمود و حداقل در شهر قم راي آوردن كانديداي مورد تاييد اين جامعه حتمي بود نيز رويه سكوت را پيش گرفت .اين نحوه موضع گيري علما به مذاق عده اي از اطرافيان كانديداي پيروز كه حامي واقعي و هميشگي علماي اعلام بودند خوش نيامد فلذا تعامل مثبت و سازنده با حوزه كه بسيار مورد تاكيد ريس جمهور جديد بود را خدشه دار نمودند و به تعامل گزينشي روي آوردند يعني تنها تعامل با علمايي كه در مسائل سياسي به آنان نزديك تر اند ، حال آنكه اختلاف نظر در مسائل سياسي مطلبي نيست كه باعث دوري از برخي علما گردد ، همواره اختلاف نظر وجود داشته و بزرگان دين هم بدون توجه به اين اختلافات به تاييد و پشتيباني از دولت پرداخته اند (البته به جز مواردي كه اختلاف به برداشت غلط سياسيون از دين بر مي گشته است).
2- سوء تفاهم ها:
اشتباه صرفا عملكردي عده اي در برابر موضع گيري هاي علما در مسائلي مثل حضور زنان در استاديوم هاي ورزشي باعث شد كه در مورد نحوه تعامل دولت و علما سوءتفاهمي پيش آيد و عده اي تصور كنند دولت حرمت بيوت مراجع را نگه نداشته است و عده اي ديگر هم احساس نمايند مراجع بينش خود را در مسائل سياسي از دست داده اند ، از طرفي هيچ گاه علما نمي توانستند اين اقدام دولت را تاييد كنند و از آن دفاع كنند زيرا منزله علما به دولت منزله راهنما است و نه تاييد كننده و تصديق كننده.
اين موراد و مواردي مشابه باعث شد تا علما كه دولت جديد را انقلابي و اصولي مي دانستد آن را دلسوزانه مورد نصيحت قرار دهند و آينه صاف دولت را كه غباري بر آن نشسته بود تمييز نمايند اما توقعات بيجا از حوزه اين اقدام علما را به گونه اي ديگر جلوه داد ، عده اي ،از روحانيون اين توقع را داشتند كه تنها به تاييد دولت بپردازد و نصايح پدرانه خود را كنار بگذارند انتظاري كه با ماهيت مرجعيت در شيعه در نتاقض است ، بلا شك اين توقعات بيجا ناشي از عدم شناخت مرجعيت در شيعه است . وظيفه " حمايت در كنار نصيحت، دفاع در كنار اصلاح" كه حضرت آقا در ديدار طلاب در قم فرمودند را درست درك نمي كردند.
در اين ميان دشمن كه همواره از حضور روحانيت در سياست ضربه خورده است ، به گونه اي تبليغ نمود تا به اين گمان دامن زده شود كه روحانيون و حوزه از همراهي نظام منصرف شده اند ويا آنكه جرياني را خلاف جريان تفكري مفام معظم رهبري پيش گرفته اند .اين تبليغات در دوران فته 88 به اوج خود رسيد و اساسا يكي از نتايجي را كه دشمنان در اين فتنه دنبال مي كردند القاي جدايي روحانيت از نظام بود .متاسفانه در فضاي به وجود آمده اين تبليغات حتي بر دوستان خودي يعني اصولگرايان اثر گذاشت و كم كم زمزمه هايي از اين جريان برخواست كه روحانيت بايد در رفتار سياسي خود تجديد نظر كند، بحث هاي بي بصيرتي حوزه و برخي از علما در مجامع مذهبي به سرعت شيوع يافت و جامعه مذهبي بدون توجه به اينكه فضاي به وجود آمده از كجا ناشي مي شود ، غافلانه در دام تبليغات دشمن فرو رفت غافل از آنكه اين فضاي به وجود آمده اولا ناشي از يك ديد اشتباه از وظايف روحانيت و ثانيا به دليل القائات شوم دشمن است .
البته در اين بين نبايد عملكرد اشتباه برخي از حوزويان را ناديده گرفت اما آيا مي توان شناي خلاف جريان عده اي را به پاي تمام حوزه نوشت ؟مگر نه اينكه حوزه علميه قم بيش از همه به انقلاب و عقايد انقلابي نزديكتر است و اصلا مگر نه اينكه عملكرد همين حوزه منجر به كنار رفتن جريان انحرافي اصلاح طلبان از بدنه اجرايي كشور شد ؟مگر نه اينكه همين علما در فضاي سنگين و غبارآلود اصلاحات به گونه اي رفتار كردند تا نهايتا اصلاحات تضعيف شد .پس اين فضاي سنگين عليه علما كه باعث مي شد هرگونه نصيحت و انتقاد پدرانه از علماي قم به پاي بي بصيرتي بزرگان دين گذاشته شود براي چه وجود داشت ؟حتي اين فضا تاجايي پيش رفت كه عده اي از افراد مذهبي به علما نامه نوشته و با كمال بي شرمي آنان را توبيخ كردند . آيا مگر نه اينكه هم حضرت امام كرارا مي فرمودند حرمت مراجع را نگه داريدو هم حضرت آقا بر اين امر تاكيد دارند ، اما امان از دست دوستان ناآگاه تندرو.
سفر اخير حضرت آقا به قم و استقبال علما و حوزه از ايشان كه بلاشك از وظايف اين ارگان ديني بود اين فضاي حاكم عليه حوزه را تا حد زيادي شكست هر چند كه اشتباهات عده اي ممكن است باز هم فضا را به قبل باز گرداند . تاكيدات حضرت آقا در قم بر اينكه" نظام به لحاظ نظرى و علمى محتاج علماى دين و حوزههاى علميه و مستظهر به تلاش علمى آنهاست. نظام متكى به حوزههاى علميه است؛ متكى به علما، برجستگان و صاحبنظران دينى است." نشان از اين است كه جايگاه حوزه را به عنوان پشتوانه نظام نبايد فراموش نمود.
احترام به علما آنقدر اهميت دارد كه حضرت آقا در اقدام كم سابقه براي پس دادن بازديد علما به قم تشريف بردند. آيا اعمال امام خامنهاي بيان نمي كند كه بايد ديدگاهي كه مدتي است در ما به وجود آمده از بين رود و باز هم روحانيت را در رأس حركات سياسي كشور دانست و از آنان بصيرت آموخت و باز هم پشت آنان حركت نمود و نه در مقابل؟ چرا بايد از روحانيت توقع داشته باشيم كه آنگونه كه ما مي خواهيم عمل كنند و تنها به تاييد جرياني خاص بپردازد و چرا وظيفه نصيحت را ناديده مي گيريم ، چرا ما خلاف نظرات حضرت آقا دفاع بدون نصيحت را از حوزه طلب مي كنيم .مگر نه آنكه اصلا از امتيازات حوزه همين استقلال آن است چرا ما مي خواهيم اين استقلال را از حوزه بگيريم؟يادمان باشد كلام مولايمان را :" روحانيت شيعه هميشه اينجور بوده، هميشه مستقل بوده، هرگز در قبضهى قدرتها قرار نگرفته است؛ امروز هم همين جور است، بعد از اين هم بايد همين جور باشد و به توفيق الهى همين جور خواهد بود."(ديدار با طلاب در قم )
يادمان باشد حوزه علميه مادر انقلاب است ، مادر را نمي توان از فرزند جدا كرد و اگر كسي هم دايه مهربان تر از مادر شود نهايتا خودش حذف خواهد شد .
يادمان باشد كه همواره امام مي فرمود:« همه مراجع ازشصت به آنطرف هستند؛ديگر مى شود كه اين اشخاصى كه ريششان را در اسلام سفيد كردهاند،اينها خداى نخواسته بر خلاف مصالح اسلام عملى بكنند؟ نمى شود آقا. اگر يكوقت اختلاف اجتهاد در كار باشد؛مثل ساير مسائل شرعيه اختلاف اجتهاد در كار باشد،بچهها و جوانها نبايد دخالت بكنند؛خطرناك است؛دشمن بيدار است.»(صحيفه ،ج1 ،صحيفه307)
«اگر فرضاً اختلاف اجتهاد و نظرى در امرى جزئى و ناچيز باشد،مثل ساير اختلافات در امور فرعى،مانع از وحدت نظر در امور اصولى نيست» (صحيفه،ج1،صحفه412)
يادمان باشد كه دولت ما بايد منش حوزوي داشته باشد و نه حوزه ما منش دولتي .
بي شك روحانيت همواره خط دهي و رهبري فكري نظام را به عهده داشته ، مثل مادري مهربان آن را به پيش برده است و در مواقع حساس از آن دفاع مي كند از اين رو مقام معظم رهبري مي فرمايند :«حوزهى علميه، بخصوص حوزهى علميهى قم مادر اين نظام است؛ به وجود آورنده و مولد اين انقلاب و اين حركت عظيم است. يك مادر چگونه ميتواند از زادهى خود، از فرزند خود غافل بماند، نسبت به او بىتفاوت باشد، در هنگام لازم از او دفاع نكند؟ ممكن نيست»(فرمايشات در ديدار طلاب واساتيد حوزه علميه قم)
نظام اسلامي در زمينه هاي مختلف و متعددي به حوزه علميه نيازمند است:
در مساله توليد علوم انساني اسلامي كه دانشگاه ها به هيچ وجه بدون پشتوانه حوزه نمي توانند اين بار را به منزل برسانند زيرا اين زمينه افراد اسلام شناس مي طلبد كه فضاي سكولار دانشگاه هاي ما چنين افرادي را به جامعه علمي كشور تحويل نمي دهد، مسائلي مثل توليد فكر براي نظام اسلامي ،تصدي امر حركت مذهبي و منعوي كشور،حل معضلات اعتقادي جامعه و پاسخگويي به شبهات در آن از جمله اين نياز مندي هاست.
اما آنچه كه در اين مجال مد نظر است نه مباحث فوق است كه خود ساليان دراز تحقيق و بررسي مي طلبد بلكه مطلبي است كه از طرفي در حوزه هاي علميه كمتر به آن توجه مي شود و از طرف ديگر مجامع و محافل سياسي در مورد آن جانب انصاف را رعايت نمي كنند. مساله «بصيرت و اقدامات سياسي به موقع حوزه » ، عده اي با برداشت غلط از مواضع حوزه اينگونه پنداشتند كه علما خود را از نظام اسلامي جدا كرده اند حال كه واقعيت امر چيز ديگر بوده است.
بي شك اين علما و خبراي اسلام اند كه بايد جريان حق را شناسايي و به مردم معرفي كنند تا باطل با التباس حق در ميان مسلمين نفوذ نكند .روحانيت شيعه به دليل ماهيت مستقل آن درطول تاريخ همواره رهبري اين آگاه بخشي اجتماعي را بر عهده گرفته است .
روحانيت در تاريخ انقلاب اسلامي نيز در مواقع حساس ، چه در دوران پر آشوب اوايل انقلاب و چه در دوران دفاع مقدس و چه در دوران اصلاحات با خط دهي به جامعه توانسته است كه حركت انحرافي را متوقف ويا روند آن را كُند كند .
اما كمي بعد از انتخابات رياست جمهوري نهم روحانيون به عدم آگاهمندي سياسي، نداشتن بينش سياسي و مسائلي از اين قبيل متهم شدند ، آنچه به نظر مي رسد اين است كه اين فضا به دو دليل در كشور حاكم شد :
1- توقع اينكه حوزه تنها به تاييد جرياني خاص بپردازد و نصيحت را كنار بگذارد
2- اشتباهاتي كه از جانب حوزه صورت گرفت.
توقعات بيجا از حوزه :
بعد از انتخابات رياست جمهوري اتفاقاتي باعث شد تا روحانيت در نحوه تعامل خود با دولت جديد دچار دودلي شود .به عنوان مثال:
1- نحوه برخورد بعضي از دوستان مخلص اما نا آگاه :
در انتخابات 84 عده اي از علما به دليل عدم شناخت از آقاي احمدي نژاد و هم چنين اعتماد به تجربيات آقاي هاشمي ، آقاي هاشمي را به عنوان كانديدا مطرح نمودند، برخي نيز جانب سكوت را پيش گرفتند و برخي هم از آقاي احمدي نژاد حمايت نمودند. مطلبي كه شايد به اين گستردگي تا قبل از آن وجود نداشت به گونه اي كه حتي جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه همواره كانديداي خود را معرفي مي نمود و حداقل در شهر قم راي آوردن كانديداي مورد تاييد اين جامعه حتمي بود نيز رويه سكوت را پيش گرفت .اين نحوه موضع گيري علما به مذاق عده اي از اطرافيان كانديداي پيروز كه حامي واقعي و هميشگي علماي اعلام بودند خوش نيامد فلذا تعامل مثبت و سازنده با حوزه كه بسيار مورد تاكيد ريس جمهور جديد بود را خدشه دار نمودند و به تعامل گزينشي روي آوردند يعني تنها تعامل با علمايي كه در مسائل سياسي به آنان نزديك تر اند ، حال آنكه اختلاف نظر در مسائل سياسي مطلبي نيست كه باعث دوري از برخي علما گردد ، همواره اختلاف نظر وجود داشته و بزرگان دين هم بدون توجه به اين اختلافات به تاييد و پشتيباني از دولت پرداخته اند (البته به جز مواردي كه اختلاف به برداشت غلط سياسيون از دين بر مي گشته است).
2- سوء تفاهم ها:
اشتباه صرفا عملكردي عده اي در برابر موضع گيري هاي علما در مسائلي مثل حضور زنان در استاديوم هاي ورزشي باعث شد كه در مورد نحوه تعامل دولت و علما سوءتفاهمي پيش آيد و عده اي تصور كنند دولت حرمت بيوت مراجع را نگه نداشته است و عده اي ديگر هم احساس نمايند مراجع بينش خود را در مسائل سياسي از دست داده اند ، از طرفي هيچ گاه علما نمي توانستند اين اقدام دولت را تاييد كنند و از آن دفاع كنند زيرا منزله علما به دولت منزله راهنما است و نه تاييد كننده و تصديق كننده.
اين موراد و مواردي مشابه باعث شد تا علما كه دولت جديد را انقلابي و اصولي مي دانستد آن را دلسوزانه مورد نصيحت قرار دهند و آينه صاف دولت را كه غباري بر آن نشسته بود تمييز نمايند اما توقعات بيجا از حوزه اين اقدام علما را به گونه اي ديگر جلوه داد ، عده اي ،از روحانيون اين توقع را داشتند كه تنها به تاييد دولت بپردازد و نصايح پدرانه خود را كنار بگذارند انتظاري كه با ماهيت مرجعيت در شيعه در نتاقض است ، بلا شك اين توقعات بيجا ناشي از عدم شناخت مرجعيت در شيعه است . وظيفه " حمايت در كنار نصيحت، دفاع در كنار اصلاح" كه حضرت آقا در ديدار طلاب در قم فرمودند را درست درك نمي كردند.
در اين ميان دشمن كه همواره از حضور روحانيت در سياست ضربه خورده است ، به گونه اي تبليغ نمود تا به اين گمان دامن زده شود كه روحانيون و حوزه از همراهي نظام منصرف شده اند ويا آنكه جرياني را خلاف جريان تفكري مفام معظم رهبري پيش گرفته اند .اين تبليغات در دوران فته 88 به اوج خود رسيد و اساسا يكي از نتايجي را كه دشمنان در اين فتنه دنبال مي كردند القاي جدايي روحانيت از نظام بود .متاسفانه در فضاي به وجود آمده اين تبليغات حتي بر دوستان خودي يعني اصولگرايان اثر گذاشت و كم كم زمزمه هايي از اين جريان برخواست كه روحانيت بايد در رفتار سياسي خود تجديد نظر كند، بحث هاي بي بصيرتي حوزه و برخي از علما در مجامع مذهبي به سرعت شيوع يافت و جامعه مذهبي بدون توجه به اينكه فضاي به وجود آمده از كجا ناشي مي شود ، غافلانه در دام تبليغات دشمن فرو رفت غافل از آنكه اين فضاي به وجود آمده اولا ناشي از يك ديد اشتباه از وظايف روحانيت و ثانيا به دليل القائات شوم دشمن است .
البته در اين بين نبايد عملكرد اشتباه برخي از حوزويان را ناديده گرفت اما آيا مي توان شناي خلاف جريان عده اي را به پاي تمام حوزه نوشت ؟مگر نه اينكه حوزه علميه قم بيش از همه به انقلاب و عقايد انقلابي نزديكتر است و اصلا مگر نه اينكه عملكرد همين حوزه منجر به كنار رفتن جريان انحرافي اصلاح طلبان از بدنه اجرايي كشور شد ؟مگر نه اينكه همين علما در فضاي سنگين و غبارآلود اصلاحات به گونه اي رفتار كردند تا نهايتا اصلاحات تضعيف شد .پس اين فضاي سنگين عليه علما كه باعث مي شد هرگونه نصيحت و انتقاد پدرانه از علماي قم به پاي بي بصيرتي بزرگان دين گذاشته شود براي چه وجود داشت ؟حتي اين فضا تاجايي پيش رفت كه عده اي از افراد مذهبي به علما نامه نوشته و با كمال بي شرمي آنان را توبيخ كردند . آيا مگر نه اينكه هم حضرت امام كرارا مي فرمودند حرمت مراجع را نگه داريدو هم حضرت آقا بر اين امر تاكيد دارند ، اما امان از دست دوستان ناآگاه تندرو.
سفر اخير حضرت آقا به قم و استقبال علما و حوزه از ايشان كه بلاشك از وظايف اين ارگان ديني بود اين فضاي حاكم عليه حوزه را تا حد زيادي شكست هر چند كه اشتباهات عده اي ممكن است باز هم فضا را به قبل باز گرداند . تاكيدات حضرت آقا در قم بر اينكه" نظام به لحاظ نظرى و علمى محتاج علماى دين و حوزههاى علميه و مستظهر به تلاش علمى آنهاست. نظام متكى به حوزههاى علميه است؛ متكى به علما، برجستگان و صاحبنظران دينى است." نشان از اين است كه جايگاه حوزه را به عنوان پشتوانه نظام نبايد فراموش نمود.
احترام به علما آنقدر اهميت دارد كه حضرت آقا در اقدام كم سابقه براي پس دادن بازديد علما به قم تشريف بردند. آيا اعمال امام خامنهاي بيان نمي كند كه بايد ديدگاهي كه مدتي است در ما به وجود آمده از بين رود و باز هم روحانيت را در رأس حركات سياسي كشور دانست و از آنان بصيرت آموخت و باز هم پشت آنان حركت نمود و نه در مقابل؟ چرا بايد از روحانيت توقع داشته باشيم كه آنگونه كه ما مي خواهيم عمل كنند و تنها به تاييد جرياني خاص بپردازد و چرا وظيفه نصيحت را ناديده مي گيريم ، چرا ما خلاف نظرات حضرت آقا دفاع بدون نصيحت را از حوزه طلب مي كنيم .مگر نه آنكه اصلا از امتيازات حوزه همين استقلال آن است چرا ما مي خواهيم اين استقلال را از حوزه بگيريم؟يادمان باشد كلام مولايمان را :" روحانيت شيعه هميشه اينجور بوده، هميشه مستقل بوده، هرگز در قبضهى قدرتها قرار نگرفته است؛ امروز هم همين جور است، بعد از اين هم بايد همين جور باشد و به توفيق الهى همين جور خواهد بود."(ديدار با طلاب در قم )
يادمان باشد حوزه علميه مادر انقلاب است ، مادر را نمي توان از فرزند جدا كرد و اگر كسي هم دايه مهربان تر از مادر شود نهايتا خودش حذف خواهد شد .
يادمان باشد كه همواره امام مي فرمود:« همه مراجع ازشصت به آنطرف هستند؛ديگر مى شود كه اين اشخاصى كه ريششان را در اسلام سفيد كردهاند،اينها خداى نخواسته بر خلاف مصالح اسلام عملى بكنند؟ نمى شود آقا. اگر يكوقت اختلاف اجتهاد در كار باشد؛مثل ساير مسائل شرعيه اختلاف اجتهاد در كار باشد،بچهها و جوانها نبايد دخالت بكنند؛خطرناك است؛دشمن بيدار است.»(صحيفه ،ج1 ،صحيفه307)
«اگر فرضاً اختلاف اجتهاد و نظرى در امرى جزئى و ناچيز باشد،مثل ساير اختلافات در امور فرعى،مانع از وحدت نظر در امور اصولى نيست» (صحيفه،ج1،صحفه412)
يادمان باشد كه دولت ما بايد منش حوزوي داشته باشد و نه حوزه ما منش دولتي .
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


