کد خبر: ۳۳۷۴۶۸
تاریخ انتشار:
گفتگوی بولتن نیوز با حسین بلدی یکی از قدیمی های تئاتر در آذربایجان غربی و کردستان /

تئاتر در شهرستانها شمعی که رو به خاموشی است

تئاتر در شهرستانها همانند شمعی در حال خاموشیست.تئاتر مظلومترین هنر بخصوص در دو دهه ی اخیر میباشد و کفن خویش را به تن کرده ... سیاستگذار در این حوزه حداقل در شهرستانها بسیار ضعیف عمل شده و این یعنی نفسهای آخر خود را میکشد.
گروه تئاتر: حسین بلدی متولد شهرستان اشنویه در یک خانواده هنرمند و شاعر دیده به جهان گشود و آخرین نوه ی شاعر نیکنام امین اشنویی (میرزا محمد امین بلدی)است.دوران کودکی و نوجوانی را در شهرستان ارومیه در محله خیابان شهید باکری گذرانیده است. در سال 1366 در سن چهارده سالگی با بازی در نقش اول نمایشنامه گندمهای خونین نوشته بهزاد بهزاد پور و کارگردانی محمد حسن فرخی که پس از اجرا در شهرستان راهی فستیوال استانی شد توانست در همان سال عنوان بهترین بازیگر جشنواره را ازآن خود کند و این تلنگر و موفقیت در دوران کودکی زمینه عشق و علاقه وی را دو چندان نموده و تشویقی برای ادامه کار میشود.از این تاریخ به بعد نیز وی به صورت حرفه ای زیر نظر محمد حسن فرخی و حامد بامروت و بعد از آن الهوردی علیپور جایگاه خویش را به عنوان یک بازیگر کار آمد تثبیت نموده تا جایی که دوره های کارگردانی را نیز از آن ها می آموزد.

تئاتر در شهرستانها شمعی که رو به خاموشی است

به گزارش بولتن نیوز، وی در سال 1384 مدرک فیلم سازی را از انجمن سینمایی جوانان ایران دریافت کرده و اولین فیلم کوتاه خود را به نام << سوز سرد زندگی >> تولید کرد.این فیلم بلا فاصله مورد استقبال اهالی فیلم و سینما قرار گرفت و در سال 85 نامزد بهترین فیلم داستانی در جشنواره استانی میشود. حسین بلدی در کنار ساخت فیلم علاقه خود در زمینه تولید تئاتر از دست نداد و مدرک مربی گری کلاس های تئاتر را نیز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرده و تئاترهای:<<دایه مه ده به گورگی>> <<تئاتر انفال>> <<سارا>> <<ستاره های زیر خاک >> <<انسان و دوزخ>> <<تیره بخت>> <<قضاوت>> <<بی سرپرستان>> <<آکام>> <<اسکناس>> <<سیب سیاه>> <<مترسک>> <<ساز و آب>> <<هفت درب>> و ده ها تئاتر دیگر را نویسندگی و کارگردانی کرده و بیش از 130 میان پرده نمایشی تولید کرده است. اخرین اثر او در زمینه تئاتر نویسندگی و کارگردانی تئاتر<<هفت درب>> میباشد که ساختار فلسفی و معنا گرا داشته و انسان های کره زمین را به چالش میکشد.

سوال 1- اگر بخواهیم تعریفی از حسین بلدی به عنوان یک هنرمند عرصه تئاتر داشته باشیم این تعریف چگونه خواهد بود

در یک کلام میتوانم بگویم سوخته ام و ساخته ام همانند سالهای طولانی از جیب و پسانداز خودم خرج تئاتر میکنم حتی بدون بازگشت سرمایه ی اولیه ام.

تئاتر در مدت این سی سال فعالیت،همه ی زندگی و خوشیهای حتی کودکانه ام را گرفت،کسانیکه مرا میشناسند میدانند که با چه بی بضاعتی و بی امکاناتی حتی با نداشتن یک پروژوکتور نوری و عدم وجود افراد فنی و متخصص دوروبرم و هیچ گونه حمایتی، در کمال مظلومیت و بی امکاناتی در این دیار خاموش ،خودم سوختم اما ساختم و کار کردم ...

متولد شهرستان اشنویه و از یک خانواده ی هنرمند و شاعر میباشم و آخرین نوه ی شاعر نیکنام امین اشنویی هستم. از آوان کودکی و سال 1364 فعالیت هنری خویش را در زمینه ی بازیگری تئاتر شروع کردم در سال 1366 در سن چهارده سالگی توانستم مقام اول بازیگری جشنواره ی تئاتر استانی را از آن خود نمایم.

تئاتر در شهرستانها شمعی که رو به خاموشی است

در سن 18سالگی با حکم و ابلاغ رسمی مربی کلاسهای تئاتر مدارس در آموزش و پرورش با حکم ابلاغیه ی رسمی به مدت دو سال برعهده داشتم.

در سال 71الی73 در استان کردستان چندین مقام نویسندگی و کارگردانی را کسب نموده و در یازدهمین جشنواره ی تئاتر سرو آباد بعنوان نفر اول هیئت داوران جشنواره برگزیده شدم

در سال 73 بعد از یک دوره کلاسهای بازیگری حرفه ای و نیمه تمام گذاشتن آن به استان محل تولد خویش بازگشتم و فعالیت تئاتری خویش را ادامه دادم.

در سال 1384 مدرک فیلم سازی پیشرفته ی خود را از انجمن سینمای جوانان ایران دریافت کردم و چند فیلم کوتاه که در جشنواره های استانی و کشوری اکران و نامزد بهترین فیلم داستانی در جشنواره ی استانی را کسب نمودند.

در کنار ساخت فیلم فعالیت تئاتری خویش را تا به امروز ازادامه داده ام و تا به امروز بیش از دهها تئاتر را نویسندگی و کارگردانی کرده ام.و در حال حاضر به تدریس و تشکیل کلاس و کارگاه بازیگری در اداره ی ارشاد مشغول میباشم.

2- جدیدترین کاری که در دست دارید برای اجرا چه می باشد و چه برنامه ای برای اجرای بهتر آن دارید؟

جدیدترین کارم تئاتر هفت درب میباشد که کاریست سمبولیسم،معنا گرا و فلسفی ک همه ی انسانهای کره ی زمین را به چالش کشیده ام ...

براستی انسانها هویت خویش را گم کرده اند و دایره ی سرگردانی خویش ففط شب و روز را سپری میکنن .هر خلقتی به طور فطری مسیر تعالی خود را طی میکند بجز انسان،که خویشتن خویش را فراموش کرده است .

ما انسانها مصرا و به هر قیمتی بدنبال جزیره ی خواسته هایمان می باشیم و برای رسیدن به هدف از روی تن و کول هم به سوی نابودی میتازیم ...

و این دغدغه ی نگاه واقعی من نسبت به انسانهاست .

سوال 3- شهرستانها به چه میزان از تئاتر استقبال می کنند و اگر خوب یا بد هست دلیل آن چیست؟

تئاتر در شهرستانها همانند شمعی در حال خاموشیست.تئاتر مظلومترین هنر بخصوص در دو دهه ی اخیر میباشد و کفن خویش را به تن کرده ... سیاستگذار در این حوزه حداقل در شهرستانها بسیار ضعیف عمل شده و این یعنی نفسهای آخر خود را میکشد.

تئاتر در شهرستانها شمعی که رو به خاموشی است

تئاتر هنر چندین زبانه و زبان رسا و بلیغ در نمایاندن ظریفترین اندیشه ها و عواطف بشری است و این هنر در شهرستانها بسوی مدفون شدن میرود.استقبال مردم از یک تئاتر بسیار ضعیف و همواره منجر به بازگشت حتی سرمایه ی اولیه ی آن نمیشود و اگر سیاست گذاری مسؤلانه و دلسوزانه در پیش گرفته نشود دیگر فاتحه ی تئاتر خوانده است.

سوال 4- حضور شهرستانیها و حسین بلدی در جشنواره تئاتر فجر تا بحال چگونه بوده است و این جشنواره را محکی برای توانایی های خود می بینید؟

حضور شهرستانیها انچنان ک باید و شاید بسیار کمرنگ میباشد تا جاییکه در چند ساله اخیر از استان آذربایجانغربی به تعداد انگشتان یکدست در جشنواره ی فجر حضوری به چشم نمیخورد.

مسائل و مشکلاتی از قبیل حمایت نکردن و عدم امکانات فنی و عوامل و تکنسینهای متخصص صحنه ای و بسیاری دیگر از مسائل میتواند دخیل باشند.بنده تنها فعال تیاتری در شهر اشنویه میباشم

و دوستان قدیمیم به دلیل مشکلات و ساپورت نشدن دست از کار کشیده اند. جدیدها نیز دنبال تئاتر نیستند,و موجی از تئاتر نمایی را سر صحنه جایگزین تئاتر نموده اند من نیز بتنهایی نمیتوانم کاری از پیش ببرم .بدلایل ذکر شده برخلاف میل باطنی ناخواسته نتوانسته ام در جشنواره ی فجر شرکت کنم ... و اما بطور قد در صد نمیتوان گفت جشنواره ی فجر جایی برای محک زدن تواناییهای هنرمندان تیاتر میباشد چراکه ما شهرستانیهای محروم به جای محک زدن خویش در جشنواره ی فجر در سر صحنه های بی پرده و نور ،بی امکانات و سرد و خشک ،خود را با خاک صحنه ی خودمان محک میزنیم

سوال 5 – - محدودیت های تئاتر برای حسین بلدی چه بوده است و چگونه در این عرصه توانستید باقی بمانید؟

من عمریست سوخته ام و همین سوختن ،لذتی بینهایت برایم دارد و مانده ام و میمانم تا نفسهای آخر زندگی ام. من عاشق تئاتر هستم, من با تئاتر نفس کشیده ام و زندگی ام را قربانی کرده ام و نفسهایم تئاتری شده اند . من بدون صحنه زنده نیستم و خود را هیچ میپندارم . فیلمهایی ک میسازم به اندازه ی یک لحظه ی کار در روی صحنه ی تئاتر برایم لذت بخش نیستند بنده یادم نمیاید در طول دوران فعالیت سی ساله ام از سوی ارگان یا نهادی یا ادارات ذیربط به لحاظ کمترین بودجه و اعتبار و امکانات صحنه ساپورت و حمایت شده باشم و در کل این سالها همیشه از پس انداز خویش اثار خود را بسیار با سختی تولید و پیش برده ام

6- آیا می توان تئاتر در کشور را محلی برای امرار معاش دانست و اگر نیست چگونه می توانید استعدادهای جدید را جذب کنید؟

به هیچ وجه تئاتر نمیتواند در امرار معاش مؤثر باشد هنرمندان پیشکسوت زیادی در این حوزه بوده اند که پس از یک عمر تلاش و کار زندگیشان به سختی گذشته... گام نهادن در این مسیر فقط و فقط عشق میخواهد و بس.

استعدادهای جدید اگر عاشق باشند وارد میدان میشوند و در غیر اینصورت فکر نکنم ((استعداد)) بتنهایی بتواند شخص را در این حوزه ماندگار کند.

سوال 7 – کاری برای کوبانی داشتید استقبال ازمردم از آن چگونه بود و چرا کوبانی؟

تئاتر در شهرستانها شمعی که رو به خاموشی است

کم و بیش اخبار را دنبال میکردم، و دردو رنج این مردم را که قربانی دسیسه های افراطیون شده بودند برایم بسیار سخت و ملال آور بود. تا اینکه در شبکه های اجتماعی تصویر کودکی خردسال را دیدم که با چشمانی اشکبار و چهره ای معصومانه بطری خالی آب را ملتمسانه بالا گرفته بود ،با دیدن این عکس تا چند مدت از درون داغون شده بودم و بغض امانم را گرفته بود تا اینکه ناخودآگاه شروع به نوشتن نمایشنامه ی کوبانی به اسم ساز و آب کردم و با دستیار همیشگیم شفیع بلدی و بازی زیبا و فوق العاده ی دختر عزیزم مژگان بلدی و بازیگران شهرستانی توانستم اثری نسبتا خوبی را تولید کنم .داستان حول محور پسر خردسالی بود که با مادر و خواهر خویش در حیاط خانه خود در محاصره ی افراطیون گرفتار و کودک خردسال در تقلای قطره ای آب برای رفع تشنگیش بود...

استقبال بد نبود اما بدلیل هزینه های جاری ساخت از جیب خودمان،هیچگونه سود دهی مالی نداشت،اما به لحاظ روحی بسیار راضی بودم.

8- راهکارهای رشد تئاتر در شهرستانهای را در چه می بینید و ایا مسئولین در این عرصه مسئولانه رفتار کرده اند؟

متنهای خوب با اجراهای موفق و محکم و همچنین فرهنگسازی عمومی برای دیدن تئاتر و سیاست گذاریهای مسؤولانه و دلسوزانه در این عرصه میتواند تا حدودی به رشد تاتر در شهرستانها کمک کند . بودجه و تخصیص اعتبار لازم و کافی از سوی مسؤولین مربوطه میتواند کمک شایانی در این راه باشد.

کمکاری بعضی از مسؤلین نیز در این عرصه ،مانع و سدی برای رشد تئاتر بوده و هست که امیدواریم با یک سیاست گذاری مسؤولانه ،دلسوزانه و متعهدانه این مشکل مرتفع گردد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین