واکاوی بیانات رهبر انقلاب در دیدار با بسیجیان قم؛
مثلث بصيرت، اخلاص، عمل
بصيرت، اخلاص و عمل به موقع و به اندازه نه تنها بايد شاخص تمام بسيجيان باشد بلكه بايد جزو خصوصيات هر ايراني و هر فردي كه در عصر حاضر و در اتمسفر سياسي- اجتماعي زندگي ميكند، بشود. كه عبور از گردنهها و پرتگاههاي مهلك آخرالزمان ميسر نيست و نخواهد بود الا به داشتن اين سه عنصر.
سرویس سیاسی بولتن- محمد پورغلامي -رهبرانقلاب در جمع بسيجيان شهر مقدس قم از سه عنصر حياتي كه لازمهي اصلي نيروي بسيج، اين شجرهي طيبهي انقلاب اسلامي است نام بردند كه در اين سياهه نگاهي گذرا به آن خواهيم داشت:
1- بصيرت: برخي بصيرت را «عقلانيت» معنا كردهاند. اما فيالواقع بصيرت اعم از عقلانيت است. به قول منطقيون رابطهي عقلانيت و بصيرت از نوع «عام و خاص مطلق» است. به اين معنا كه همهي آن چيزي را كه يك «انسان عاقل» دارد يك «انسان بصير» هم دارد. اما بر عكس آن صادق نيست. عقلانيت تنها يكي از عناصر تشكيلدهندهي بصيرت است نه همهي آن. بصيرت در حقيقت آن قوهاي است كه باعث «تشخيص» ميشود. بصيرت موجب شده تا انسان «راه» را شناخته و «مسير» را گم نكند. مخصوصا در دوران فتنه كه به تعبير رهبر انقلاب فضا غبارآلود شده و لاجرم تشخيص حق از باطل مشكل، آن عنصري كه باعث ميشود انسان از «صراط حق» منحرف نشود و به «پرتگاه انحراف» سقوط نكند بصيرت است.

چنانچه ايشان در همين سخنراني ميفرمايند:
«آنچه که راه را مشخص میکند، بصیرت است. این سردار محترم و گرامى(سردار جبارى فرمانده سپاه علىبنابىطالب قم) خیلى درست گفتند که بسیجیان در قبال پیچیدگى اوضاع توانستهاند در ذهن خود و فکر خود و شخصیت خود پیچیدگى ایجاد کنند و بشناسند؛ قضایاى سال 88 این را نشان داد. ممکن بود خیلىها اشتباه کنند و خیلىها هم اشتباه کردند؛ اگرچه اکثر آن کسانى که اشتباه کرده بودند، به فاصلهى کمى اشتباه را تصحیح کردند؛ اما حرکت عظیم بسیج، این شاخص بصیرت و این پرچم بصیرت را براى خود حفظ کرد؛ اشتباه نکرد.»

2- اخلاص: عنصر بصيرت زماني مطلوب به فايده است كه با عنصر ديگري به نام «اخلاص» همراه باشد. اخلاص يعني اينكه جهت «راه» و «حركت» انسان تنها و تنها به يك سمت باشد: «الله». در نظام جمهوري اسلامي ايران كه ركن اصلي و مبنايي آن، دين و آموزههاي اسلامي است اين موضوع از اهميت كليدي و صد چنداني برخوردار است. دليل اينكه امروز بعد از گذشت سه دهه از عمر انقلاب اسلامي شاهد ريزش افرادي هستيم كه روزگاري خود جزو مسئولين تراز اول نظام بودند هم دقيقا در همين نكته نهفته است. كه متأسفانه بعضي از كارهاي خود را منطبق با جهت خدايي و مسير الي الله نكردند. و اين يعني عدم اخلاص. از اين نكته نيز نبايد غفلت كرد كه دروازهي ورود شيطان به قلب انسان و استيلاي بر نفس او، از همين جا شروع ميشود كه انگيزههايي غير از انگيزههاي خدايي را دخيل در امورات خود ميكند.

3- عمل: عملي مطلوب و درست و در خور تحسين است كه در وقت خود و «به موقع» انجام شود. بزرگترين و بهترين كارها اگر در آن موقعي كه بايد انجام بشوند، صورت نپذيرند، به يقين آن اثر و بازتابي را كه بايد داشته باشند نخواهند داشت. فيالمثل همين ماجراي قيام مختار و انتقام از قتلهي سيدالشهداء (ع). با اينكه قيام مختار در جهت خونخواهي اهل بيت(ع) و عليه دستگاه ظلم و جور اموي بود اما چون در آن زماني كه بايد اين كار انجام ميشد صورت نگرفت، آن نتيجهاي كه بايد ميداد را نداد. نتيجه آنكه قيام عاشوراي حسين بن علي (ع) چون در وقت مناسب و به هنگام انجام شد، مبدل به مبدأ جديدي در تاريخ جهان اسلام و سرآغاز مبارزهي با جور و بيعدالتي و ظلم تا هميشهي تاريخ ميشود، و اما قيام مختار در حد يك قيام كوچك باقي ميماند.

از آن طرف حتي اگر عمل در موقع مناسب انجام شود اما «به اندازه» نباشد باز هم كارايي لازم را نخواهد داشت. كم و زياد، شدت و حدت، و افراط و تفريط به يك اندازه در ضربه زدن به يك عمل مطلوب دخالت دارند. كه معصوم (ع) ميفرمايد: «لا تري الجاهل الا مفرط او مفرّط». پيامد افراط، «عملزدگي» و عدم عقلانيت و به كارگيري از روشهاي صحيح و منطقي و اصولي عمل است، و پيامد تفريط هم، «انزوا» و انفعال. سمّ مهلك و كشندهي هر فرد و گروه و انديشهاي افراط و تفريط، يا عملزدگي و انزوا است.

بصيرت، اخلاص و عمل به موقع و به اندازه نه تنها بايد شاخص تمام بسيجيان باشد بلكه بايد جزو خصوصيات هر ايراني و هر فردي كه در عصر حاضر و در اتمسفر سياسي- اجتماعي زندگي ميكند، بشود. كه عبور از گردنهها و پرتگاههاي مهلك آخرالزمان ميسر نيست و نخواهد بود الا به داشتن اين سه عنصر.
1- بصيرت: برخي بصيرت را «عقلانيت» معنا كردهاند. اما فيالواقع بصيرت اعم از عقلانيت است. به قول منطقيون رابطهي عقلانيت و بصيرت از نوع «عام و خاص مطلق» است. به اين معنا كه همهي آن چيزي را كه يك «انسان عاقل» دارد يك «انسان بصير» هم دارد. اما بر عكس آن صادق نيست. عقلانيت تنها يكي از عناصر تشكيلدهندهي بصيرت است نه همهي آن. بصيرت در حقيقت آن قوهاي است كه باعث «تشخيص» ميشود. بصيرت موجب شده تا انسان «راه» را شناخته و «مسير» را گم نكند. مخصوصا در دوران فتنه كه به تعبير رهبر انقلاب فضا غبارآلود شده و لاجرم تشخيص حق از باطل مشكل، آن عنصري كه باعث ميشود انسان از «صراط حق» منحرف نشود و به «پرتگاه انحراف» سقوط نكند بصيرت است.

چنانچه ايشان در همين سخنراني ميفرمايند:
«آنچه که راه را مشخص میکند، بصیرت است. این سردار محترم و گرامى(سردار جبارى فرمانده سپاه علىبنابىطالب قم) خیلى درست گفتند که بسیجیان در قبال پیچیدگى اوضاع توانستهاند در ذهن خود و فکر خود و شخصیت خود پیچیدگى ایجاد کنند و بشناسند؛ قضایاى سال 88 این را نشان داد. ممکن بود خیلىها اشتباه کنند و خیلىها هم اشتباه کردند؛ اگرچه اکثر آن کسانى که اشتباه کرده بودند، به فاصلهى کمى اشتباه را تصحیح کردند؛ اما حرکت عظیم بسیج، این شاخص بصیرت و این پرچم بصیرت را براى خود حفظ کرد؛ اشتباه نکرد.»

2- اخلاص: عنصر بصيرت زماني مطلوب به فايده است كه با عنصر ديگري به نام «اخلاص» همراه باشد. اخلاص يعني اينكه جهت «راه» و «حركت» انسان تنها و تنها به يك سمت باشد: «الله». در نظام جمهوري اسلامي ايران كه ركن اصلي و مبنايي آن، دين و آموزههاي اسلامي است اين موضوع از اهميت كليدي و صد چنداني برخوردار است. دليل اينكه امروز بعد از گذشت سه دهه از عمر انقلاب اسلامي شاهد ريزش افرادي هستيم كه روزگاري خود جزو مسئولين تراز اول نظام بودند هم دقيقا در همين نكته نهفته است. كه متأسفانه بعضي از كارهاي خود را منطبق با جهت خدايي و مسير الي الله نكردند. و اين يعني عدم اخلاص. از اين نكته نيز نبايد غفلت كرد كه دروازهي ورود شيطان به قلب انسان و استيلاي بر نفس او، از همين جا شروع ميشود كه انگيزههايي غير از انگيزههاي خدايي را دخيل در امورات خود ميكند.

3- عمل: عملي مطلوب و درست و در خور تحسين است كه در وقت خود و «به موقع» انجام شود. بزرگترين و بهترين كارها اگر در آن موقعي كه بايد انجام بشوند، صورت نپذيرند، به يقين آن اثر و بازتابي را كه بايد داشته باشند نخواهند داشت. فيالمثل همين ماجراي قيام مختار و انتقام از قتلهي سيدالشهداء (ع). با اينكه قيام مختار در جهت خونخواهي اهل بيت(ع) و عليه دستگاه ظلم و جور اموي بود اما چون در آن زماني كه بايد اين كار انجام ميشد صورت نگرفت، آن نتيجهاي كه بايد ميداد را نداد. نتيجه آنكه قيام عاشوراي حسين بن علي (ع) چون در وقت مناسب و به هنگام انجام شد، مبدل به مبدأ جديدي در تاريخ جهان اسلام و سرآغاز مبارزهي با جور و بيعدالتي و ظلم تا هميشهي تاريخ ميشود، و اما قيام مختار در حد يك قيام كوچك باقي ميماند.

از آن طرف حتي اگر عمل در موقع مناسب انجام شود اما «به اندازه» نباشد باز هم كارايي لازم را نخواهد داشت. كم و زياد، شدت و حدت، و افراط و تفريط به يك اندازه در ضربه زدن به يك عمل مطلوب دخالت دارند. كه معصوم (ع) ميفرمايد: «لا تري الجاهل الا مفرط او مفرّط». پيامد افراط، «عملزدگي» و عدم عقلانيت و به كارگيري از روشهاي صحيح و منطقي و اصولي عمل است، و پيامد تفريط هم، «انزوا» و انفعال. سمّ مهلك و كشندهي هر فرد و گروه و انديشهاي افراط و تفريط، يا عملزدگي و انزوا است.

بصيرت، اخلاص و عمل به موقع و به اندازه نه تنها بايد شاخص تمام بسيجيان باشد بلكه بايد جزو خصوصيات هر ايراني و هر فردي كه در عصر حاضر و در اتمسفر سياسي- اجتماعي زندگي ميكند، بشود. كه عبور از گردنهها و پرتگاههاي مهلك آخرالزمان ميسر نيست و نخواهد بود الا به داشتن اين سه عنصر.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


