به بهانه پیام 23 خرداد رهبر انقلاب؛
عجب صبری دارد آقا
تا يك روز پيش از آن سخن، فقط از احمدینژاد بود و دولتش، اما ناگهان سخن از رهبری شد و نظام و آغاز ظلمها.نه یک گروه که دو گروه مقصر بودند عدهای از معترضان تندرو و عدهای هم پیروزهای افراطی که هر چه بود از افراط و تندروی بود.گروهی مفسر سخنانش شدند و هر آنگونه که خواستند تفسیر کردند و عمل. عدهای دیگر دست تسلیم در برابر شایعات بیرحمانه بالا بردند و خود بر آن شایعات دامن زدند.
بهنام خوانسارياز به مناسبت 23 خرداد در یادداشتی اختصاصی برای بولتن، نوشت:
روز 23 خرداد 1388 مظلومیت مضاعف آغاز شد؛ تا يك روز پيش از آن سخن، فقط از احمدینژاد بود و دولتش، اما ناگهان سخن از رهبری شد و نظام و آغاز ظلمها.نه یک گروه که دو گروه مقصر بودند عدهای از معترضان تندرو و عدهای هم پیروزهای افراطی که هر چه بود از افراط و تندروی بود.گروهی مفسر سخنانش شدند و هر آنگونه که خواستند تفسیر کردند و عمل. عدهای دیگر دست تسلیم در برابر شایعات بیرحمانه بالا بردند و خود بر آن شایعات دامن زدند.
از وحدت و آرامش میگفت، آن دو گروه گویی این سخنان را نمیشنیدند، آقا 26 خرداد گفتند که «آن كسانى كه به رئيس جمهور منتخب اين دورهى از انتخابات رأى دادند، همانقدر وابستهى به انقلاب و كشور و نظامند، كه آن كسانى كه رأى ندادند. مجموعههاى مردمى، فرزندان اين كشورند؛ فرزندان اين ملتند. اين خطاست كه ما اين دو مجموعه ى رأى دهنده را كه يك عدهاى رأى به يك نامزدى دادند، يك عدهاى رأى به آن نامزد ندادند، اينها را ما متخاصم و متقابل فرض كنيم»، اما گوشهای شنوا کم بود، عدهای طرف مقابل را «دزد رای» نامیدند و طرف مقابل هم معترضان را «مشتی اغتشاشگر».... فضا، فضای تقابل شد.گروهی آقا را متهم میکردند به تائید حرکات خودسرانه و توهین به ایشان بر اساس همین ذهنیت. اين در حالي بود كه آقا، مدت ها پيش تر و به محض اطلاع از اين خودسري ها و انحرافات، بدون آنكه موضوع جنبه عمومي به خود بگيرد، این حرکات را محکوم كرده و خواستار برخورد با عوامل خودسر میشدند. اما چه میشد که مقابله با خودسرها نه آنی که یا ماهها به طول میانجامید یا فراموش میشد؟فضا آنقدر تند شده بود که عدهای مدام خواستار دستگیری و محاکمه آنی سران فتنه بودند و بخشی از معترضان در این فضای تند شده از قامت معترض درآمده و تبدیل به معاند شده بودند و چهها که نمیگفتند.آقا اما تحمل کرد، در برابر هر دو گروه ایستاد؛ هم در برابر فشارها برای برخوردهای تند و هم در برابر شایعات و تهمت ها.
او صبر كرد چرا که نظام برایش اصل بود و نه خودش. صبري كه اكنون پس يك سال و اندي و با زوده شدن بخشي از غبارها، نتيجه داده و حقا كه درك اين منش و فوائدش اكنون براي علاقمندان به نظام سهل تر است. و در عين حال، درك گوشه اي از آنچه كه در اين يك سال و اندي بر رهبر معظم انقلاب گذشت نيز دل هر آزاده اي را مي آزارد.
او پیش از این هم گفته بود: «دشمنان همين اعتماد مردم را هدف گرفتهاند؛ دشمنان ملت ايران ميخواهند همين اعتماد را در هم بشكنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايهى جمهورى اسلامى است، ميخواهند اين را از جمهورى اسلامى بگيرند؛ ميخواهند ايجاد شك كنند، ايجاد ترديد كنند دربارهى اين انتخابات و اين اعتمادى را كه مردم كردند، تا اين اعتماد را متزلزل كنند».
رجعتی دوباره به سخنان رهبری معظم انقلاب در نماز جمعه تاریخی 29 خرداد، پاسخی است به چرایی این صبر؛ "در ماجراى حركت پيامبر اكرم از مدينه به سمت مكه با چند صد نفر از ياران و اصحاب خود به قصد عمره - در سال ششم از هجرت - حوادثى پيش آمد كه از چند جهت موجب طوفانى شدن دلهاى مؤمنان بود. از يك طرف، دشمنان با نيروى مجهزى آنها را محاصره كرده بودند؛ اينها از مدينه دور بودند - حديبيه نزديك مكه است - نيروهاى دشمن متكى به عقبهى مكه بودند، نيرو داشتند، سلاح داشتند، جمعيت زياد داشتند؛ اين يك طرف قضيه بود كه موجب اضطراب ميشد، موجب تشويش براى بسيارى از مؤمنين ميشد؛ از طرف ديگر، پيغمبر اكرم بر طبق آن سياست عظيم مكتوم الهى - كه بعد براى همه آشكار شد - در مقابل كفارى كه آمده بودند در مقابل او، در مواردى كوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحيم» را، «بسم اللَّه»، را از اين نوشته حذف كنيد، پيغمبر قبول كرد؛ و چند مسئله از اين قبيل پيش آمد. اين هم دلهائى را مشوش كرد، مضطرب كرد، به ترديد انداخت.
در يك چنين مواردى كه اين اضطرابهاى گوناگون - چه به لحاظ مسائل شخصى، چه به لحاظ مسائل اجتماعى - براى مؤمنينِ به اسلام پيش مىآيد، اينجا بايد منتظر سكينهى الهى بود؛ آنوقت ميفرمايد: «هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين»؛ خدا دلها را قرص كرد، آرامش به آنها داد، آنها را از تلاطمهاى روحى برحذر و بركنار داشت و مسلمانها از لحاظ روانى، به خاطر اين آرامشى كه خدا به آنها داد، آسوده شدند.
آنوقت نتيجهى اين سكينهى الهى و آرامش روحى اين ميشود كه: «ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم»؛ آنوقت بذر ايمان در دل آنها عميقتر ميرويد، نور ايمان دل آنها را بيشتر روشن ميكند؛ ايمان آنها عميقتر ميشود.
اين است كه براى يك مجموعهى مسلمان، مجموعهى مؤمن مهم است كه به خدا حسن ظن داشته باشد، بداند كه خدا كمككار اوست، بداند كه خدا پشت سر رهپويان راه حق است. وقتى دلها قرص شد، گامها هم محكم ميشود؛ وقتى گامها استوار شد، راه بهآسانى طى ميشود، به هدف نزديك ميشود.هميشه دشمنان اسلام خواستهاند دل مسلمانان را مشوش و مضطرب كنند.
در طول تاريخ اسلام موارد زيادى پيش آمده است، قبل از اسلام هم در مورد حركتهاى عظيم جهادى پيامبران قبل از نبى مكرم، مؤمنينى كه توانستند ايمان خودشان را استوار نگه دارند، آرامش روحى پيدا كردند. اين آرامش روحى حركات آنها را در اختيار جهت ايمانى قرار داد؛ مشوش نشدند، مضطرب نشدند، راه را گم نكردند؛ چون در حال تشويش و اضطراب، پيدا كردن راه درست دشوار ميشود. انسانى كه از آرامش روحى برخوردار است، درست فكر ميكند، درست تصميم ميگيرد، درست حركت ميكند. اينها نشانههاى رحمت الهى است. امروز جامعهى انقلابى ما، مردم مؤمن ما، نياز به اين دارند كه اين آرامش را، اين سكينه را، اين طمأنينه و وقار را در خودشان هرچه بيشتر به وجود بياورند. «الا بذكر اللَّه تطمئن القلوب».
ياد خداست كه دلها را در ماجراهاى طوفانى دنيا و زندگى حفظ ميكند."آن روز بغض آقا شکست و گفتند: «دارم میبینم صحنه را، میبینم تجهیز را، میبینم صف آرایی ها را، میبینم دهانهای با حقد و غضب گشوده شده و دندانهای با غیظ به هم فشرده شده را، علیه انقلاب و علیه امام وعلیه همه آرمان ها و همه کسانی که به این حرکت دلبسته هستنند، ... چه بکنم اگر کسی نمیبیند ... کجا هستند آن کسانی آن شخصیت های بزرگی که پیمان جانبازی بسته اند؟ أین عمّار».يك سال و اندي از فتنه بزرگ گذشته است؛ فتنه اي كه بي شك اگر درايت، صبر و دورانديشي مقام معظم رهبري نبود، نظام جمهوري اسلامي ايران را با مصائبي بسيار عميق تر و زيان بارتر از آنچه كه بر او رفت، مواجه مي كرد.
آقا، تمام اين مصائب را تحمل كرد، همه تهمت ها و كج انديشي ها را به جان خريد، اما چه کم بودند عمارهای منصف و عمارهایی که جانشان فدای اسلام و انقلاب بود و نه نانشان در آتشآفروزیها و عجب صبری دارد آقا که همچنان در پی لبیک گفتن عماری است که یاری کند او را.
روز 23 خرداد 1388 مظلومیت مضاعف آغاز شد؛ تا يك روز پيش از آن سخن، فقط از احمدینژاد بود و دولتش، اما ناگهان سخن از رهبری شد و نظام و آغاز ظلمها.نه یک گروه که دو گروه مقصر بودند عدهای از معترضان تندرو و عدهای هم پیروزهای افراطی که هر چه بود از افراط و تندروی بود.گروهی مفسر سخنانش شدند و هر آنگونه که خواستند تفسیر کردند و عمل. عدهای دیگر دست تسلیم در برابر شایعات بیرحمانه بالا بردند و خود بر آن شایعات دامن زدند.
از وحدت و آرامش میگفت، آن دو گروه گویی این سخنان را نمیشنیدند، آقا 26 خرداد گفتند که «آن كسانى كه به رئيس جمهور منتخب اين دورهى از انتخابات رأى دادند، همانقدر وابستهى به انقلاب و كشور و نظامند، كه آن كسانى كه رأى ندادند. مجموعههاى مردمى، فرزندان اين كشورند؛ فرزندان اين ملتند. اين خطاست كه ما اين دو مجموعه ى رأى دهنده را كه يك عدهاى رأى به يك نامزدى دادند، يك عدهاى رأى به آن نامزد ندادند، اينها را ما متخاصم و متقابل فرض كنيم»، اما گوشهای شنوا کم بود، عدهای طرف مقابل را «دزد رای» نامیدند و طرف مقابل هم معترضان را «مشتی اغتشاشگر».... فضا، فضای تقابل شد.گروهی آقا را متهم میکردند به تائید حرکات خودسرانه و توهین به ایشان بر اساس همین ذهنیت. اين در حالي بود كه آقا، مدت ها پيش تر و به محض اطلاع از اين خودسري ها و انحرافات، بدون آنكه موضوع جنبه عمومي به خود بگيرد، این حرکات را محکوم كرده و خواستار برخورد با عوامل خودسر میشدند. اما چه میشد که مقابله با خودسرها نه آنی که یا ماهها به طول میانجامید یا فراموش میشد؟فضا آنقدر تند شده بود که عدهای مدام خواستار دستگیری و محاکمه آنی سران فتنه بودند و بخشی از معترضان در این فضای تند شده از قامت معترض درآمده و تبدیل به معاند شده بودند و چهها که نمیگفتند.آقا اما تحمل کرد، در برابر هر دو گروه ایستاد؛ هم در برابر فشارها برای برخوردهای تند و هم در برابر شایعات و تهمت ها.
او صبر كرد چرا که نظام برایش اصل بود و نه خودش. صبري كه اكنون پس يك سال و اندي و با زوده شدن بخشي از غبارها، نتيجه داده و حقا كه درك اين منش و فوائدش اكنون براي علاقمندان به نظام سهل تر است. و در عين حال، درك گوشه اي از آنچه كه در اين يك سال و اندي بر رهبر معظم انقلاب گذشت نيز دل هر آزاده اي را مي آزارد.
او پیش از این هم گفته بود: «دشمنان همين اعتماد مردم را هدف گرفتهاند؛ دشمنان ملت ايران ميخواهند همين اعتماد را در هم بشكنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايهى جمهورى اسلامى است، ميخواهند اين را از جمهورى اسلامى بگيرند؛ ميخواهند ايجاد شك كنند، ايجاد ترديد كنند دربارهى اين انتخابات و اين اعتمادى را كه مردم كردند، تا اين اعتماد را متزلزل كنند».
رجعتی دوباره به سخنان رهبری معظم انقلاب در نماز جمعه تاریخی 29 خرداد، پاسخی است به چرایی این صبر؛ "در ماجراى حركت پيامبر اكرم از مدينه به سمت مكه با چند صد نفر از ياران و اصحاب خود به قصد عمره - در سال ششم از هجرت - حوادثى پيش آمد كه از چند جهت موجب طوفانى شدن دلهاى مؤمنان بود. از يك طرف، دشمنان با نيروى مجهزى آنها را محاصره كرده بودند؛ اينها از مدينه دور بودند - حديبيه نزديك مكه است - نيروهاى دشمن متكى به عقبهى مكه بودند، نيرو داشتند، سلاح داشتند، جمعيت زياد داشتند؛ اين يك طرف قضيه بود كه موجب اضطراب ميشد، موجب تشويش براى بسيارى از مؤمنين ميشد؛ از طرف ديگر، پيغمبر اكرم بر طبق آن سياست عظيم مكتوم الهى - كه بعد براى همه آشكار شد - در مقابل كفارى كه آمده بودند در مقابل او، در مواردى كوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحيم» را، «بسم اللَّه»، را از اين نوشته حذف كنيد، پيغمبر قبول كرد؛ و چند مسئله از اين قبيل پيش آمد. اين هم دلهائى را مشوش كرد، مضطرب كرد، به ترديد انداخت.
در يك چنين مواردى كه اين اضطرابهاى گوناگون - چه به لحاظ مسائل شخصى، چه به لحاظ مسائل اجتماعى - براى مؤمنينِ به اسلام پيش مىآيد، اينجا بايد منتظر سكينهى الهى بود؛ آنوقت ميفرمايد: «هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين»؛ خدا دلها را قرص كرد، آرامش به آنها داد، آنها را از تلاطمهاى روحى برحذر و بركنار داشت و مسلمانها از لحاظ روانى، به خاطر اين آرامشى كه خدا به آنها داد، آسوده شدند.
آنوقت نتيجهى اين سكينهى الهى و آرامش روحى اين ميشود كه: «ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم»؛ آنوقت بذر ايمان در دل آنها عميقتر ميرويد، نور ايمان دل آنها را بيشتر روشن ميكند؛ ايمان آنها عميقتر ميشود.
اين است كه براى يك مجموعهى مسلمان، مجموعهى مؤمن مهم است كه به خدا حسن ظن داشته باشد، بداند كه خدا كمككار اوست، بداند كه خدا پشت سر رهپويان راه حق است. وقتى دلها قرص شد، گامها هم محكم ميشود؛ وقتى گامها استوار شد، راه بهآسانى طى ميشود، به هدف نزديك ميشود.هميشه دشمنان اسلام خواستهاند دل مسلمانان را مشوش و مضطرب كنند.
در طول تاريخ اسلام موارد زيادى پيش آمده است، قبل از اسلام هم در مورد حركتهاى عظيم جهادى پيامبران قبل از نبى مكرم، مؤمنينى كه توانستند ايمان خودشان را استوار نگه دارند، آرامش روحى پيدا كردند. اين آرامش روحى حركات آنها را در اختيار جهت ايمانى قرار داد؛ مشوش نشدند، مضطرب نشدند، راه را گم نكردند؛ چون در حال تشويش و اضطراب، پيدا كردن راه درست دشوار ميشود. انسانى كه از آرامش روحى برخوردار است، درست فكر ميكند، درست تصميم ميگيرد، درست حركت ميكند. اينها نشانههاى رحمت الهى است. امروز جامعهى انقلابى ما، مردم مؤمن ما، نياز به اين دارند كه اين آرامش را، اين سكينه را، اين طمأنينه و وقار را در خودشان هرچه بيشتر به وجود بياورند. «الا بذكر اللَّه تطمئن القلوب».
ياد خداست كه دلها را در ماجراهاى طوفانى دنيا و زندگى حفظ ميكند."آن روز بغض آقا شکست و گفتند: «دارم میبینم صحنه را، میبینم تجهیز را، میبینم صف آرایی ها را، میبینم دهانهای با حقد و غضب گشوده شده و دندانهای با غیظ به هم فشرده شده را، علیه انقلاب و علیه امام وعلیه همه آرمان ها و همه کسانی که به این حرکت دلبسته هستنند، ... چه بکنم اگر کسی نمیبیند ... کجا هستند آن کسانی آن شخصیت های بزرگی که پیمان جانبازی بسته اند؟ أین عمّار».يك سال و اندي از فتنه بزرگ گذشته است؛ فتنه اي كه بي شك اگر درايت، صبر و دورانديشي مقام معظم رهبري نبود، نظام جمهوري اسلامي ايران را با مصائبي بسيار عميق تر و زيان بارتر از آنچه كه بر او رفت، مواجه مي كرد.
آقا، تمام اين مصائب را تحمل كرد، همه تهمت ها و كج انديشي ها را به جان خريد، اما چه کم بودند عمارهای منصف و عمارهایی که جانشان فدای اسلام و انقلاب بود و نه نانشان در آتشآفروزیها و عجب صبری دارد آقا که همچنان در پی لبیک گفتن عماری است که یاری کند او را.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


