اندرحكايت اسلام هاي متفاوتي كه وجود دارند
نقدي بر مواضع مخالفان سخنان اخير مشايي
باید این را هم اذعان کنیم که اسلامی که در عربستان ارایه می شود و یا اسلامی که در اردن و قطر و امارات و... تبلیغ می شود با هم تفاوت بسیار دارند و گاهی نتایج و پیامدهای متضادی از خود بروز می دهند.
سخنان اسفنديار رحيم مشايي درباره مكتب ايران و مكتب اسلام بهانه خوبي فراهم كرد تا كمي عميق تر در اين باره صحبت كرده و پشت پرده بسياري از اين غوغا سالاري ها مشخص گردد.
به گزارش بولتن: در اینکه جان هر مسلمانی به دین وآئین او بسته است و اغلب چالشها و تعاملها و تنازعها حداقل بعد از انقلاب بزرگ اسلامی ایران برسر اسلام عزیزو برداشت های اجتماعی وسیاسی از این دین الهی است تردیدی وجود ندارد ودر اینکه مرزهای فرهنگی یک مسلمان اصولگراهرگز محدود به مرزهای جغرافیایی او نمی شود هم شکی نیست اما کیست که نداند که امروزه " اسلامهای " متفاوتی وجود ویا اینکه برداشتهای متفاوت وحتی متضادی از اسلام صورت می گیرد تا آنجا که امام خمینی نوعی از اسلام را بعنوان اسلام آمریکایی معرفی می کند وبه اسلام اصیل و مبین عنوان اسلام ناب محمدی می دهد .
اگر این مرز بندی واقعی را بپذیرم که البته با واقعیات تاریخی و شرایط کنونی ما تطبیق کامل دارد پس باید این را هم اذعان کنیم که اسلامی که در عربستان ارایه می شود و یا اسلامی که در اردن و قطر و امارات و... تبلیغ می شود با هم تفاوت بسیار دارند و گاهی نتایج و پیامدهای متضادی از خود بروز می دهند .این معنا حتی در تاریخ پر فراز ونشیب دین رحمانی محمد (ص) هم بخوبی قابل مشاهد است ودر تعبیری دقیقتر می توان عنوان نمود که خاستگاه و جایگاه تشیع در ایران عزیز بوده است و ایرانیان با کمال دقت آن اسلامی را تحصیل کردند که از کانال اهلبیت رسول اکرم (ص)و ائمه هدا ارایه می شد . اگر پرچمی در دنیا افراشته شد که ذیل آن رسما علی (ع) جانشین پیامبر ووصی بر حق او شناخته شد این پرچم در ایران عزیز بود ، ما چرا نباید به این معنا افتخار کنیم که ایران بزرگمان تشیع را رسما پذیرفت و در اعتلای آن کوشید و حتی در راه آن هزینه های بزرگ مادی ومعنوی نثار کرد ، امروزه نام ایران با نام اسلام وتشیع گره خورده است و ما ایرانیان بر این گره خوردگی افتخار می کنیم و نباید از فرصتهای این موقعیت غفلت کنیم.
سخنان آقای رحیم مشایی دقیقا در همین راستا قابل ارزیابی است و اگر منتقدان نیک نظر کنند معانی شیرین و فرصت آفرین در آن نهفته و قابل ارایه است ، کدام سوی این سخن ایراد دارد که ایران عزیز برای خودش مکتبی داشته باشد و نام این مکتب بزرگ و غرور آفرین تشیع علوی باشد ، هر مظروفی ظرفی می خواهد و اسلام وتشیع در ظرف ایران قرار دارند ، ما می توانیم وباید بسویی برویم که ظرف و مظروف یکی بشوند و تلاقی اسلام وایران چنان شود که نام هریک نام دیگری را تداعی کند و بیاد آورد ، بگذاریم جهان" تشیع علوی "را با نام ایران هضم کند و" ایران " را با نام تشیع بشناسد . اگر این سخن نو است که نیست چرا باید از آن گریزان بود ؟ چرا راههای جدید تبیلیغ اسلام و ایران را نباید به چنگ گرفت واز آن سود جست ؟ هر تبلیغی نیازمند یک اسم بزرگ و یک ترکیب الهام دهنده است همانگونه که اسلام با نام محمد(ص) و تشیع با نام علی (ع) ابلاغ می شود بگذاریم که ایران با نام مکتبش که مکتب اهل بیت (ع) است به جهان معرفی شود ، در جنگ رسانه ها و در نزاع فرهنگها ترکیبها و اصطلاحها مثل سلاح بران عمل می کنند و تاثیر می گذارند. با این ترکیب زیبا و دلنشین که ایران عزیز را با نام مکتب تشیع گره می زند ما در مواجهه فرهنگی گامی فراتر گذاشته ایم و هویتی مستقل و دینی را به جهان عرضه داشته ایم کما اینکه پس از پذیرش اسلام از سوی ایرانیان ذوق و خلاقیت بزرگی در همین پذیرش صورت گرفت وآن اسلامی مقبول و محبوب پارسیان شد که مزین به نام مبارک اهل بیت رسول خدا (ص) بود . ایرانیان اسلام را نه بعنوان یک فرهنگ مهاجم که بعنوان یک دین برتر و مطابق با فطریات انسانی خود یافتند و بعد از پذیرش تعاملی گسترده وتاریخی را با آن آغاز کردند. این تعامل که از سوی شهید مطهری بعنوان "خدمات متقابل ایران واسلام " لقب گرفت نشان می دهد که ایرانیان ذات اسلام را بدور از زنگارهایی که خلفای امویی و عباسی برآن بستند شناختند و بدان گردن نهادند ، ذاتی که از طریق مذهب حقه تشیع بهتر قابل دسترسی است .
ایران همواره افتخار داشته است که اسلام را از اعمال خلافای امویی وعباسی جدا کرده است و به محض اینکه مجال یافت پرچم استقلال دینی خود یعنی تشیع را برافراشته است ، چه افتخاری بالاتر که تشیع رنگ ایرانی دارد و چه غروری افزونتر که ایران با نام تشیع شناخته می شود .؟نباید از خلق معانی تازه که با اندکی دقت وحوصله در چارچوب اصول قرار می گیرند هراس داشت و از فرصتهای بزرگی که این معانی ایجاد می کنند غفلت ورزید .
به گزارش بولتن: در اینکه جان هر مسلمانی به دین وآئین او بسته است و اغلب چالشها و تعاملها و تنازعها حداقل بعد از انقلاب بزرگ اسلامی ایران برسر اسلام عزیزو برداشت های اجتماعی وسیاسی از این دین الهی است تردیدی وجود ندارد ودر اینکه مرزهای فرهنگی یک مسلمان اصولگراهرگز محدود به مرزهای جغرافیایی او نمی شود هم شکی نیست اما کیست که نداند که امروزه " اسلامهای " متفاوتی وجود ویا اینکه برداشتهای متفاوت وحتی متضادی از اسلام صورت می گیرد تا آنجا که امام خمینی نوعی از اسلام را بعنوان اسلام آمریکایی معرفی می کند وبه اسلام اصیل و مبین عنوان اسلام ناب محمدی می دهد .
اگر این مرز بندی واقعی را بپذیرم که البته با واقعیات تاریخی و شرایط کنونی ما تطبیق کامل دارد پس باید این را هم اذعان کنیم که اسلامی که در عربستان ارایه می شود و یا اسلامی که در اردن و قطر و امارات و... تبلیغ می شود با هم تفاوت بسیار دارند و گاهی نتایج و پیامدهای متضادی از خود بروز می دهند .این معنا حتی در تاریخ پر فراز ونشیب دین رحمانی محمد (ص) هم بخوبی قابل مشاهد است ودر تعبیری دقیقتر می توان عنوان نمود که خاستگاه و جایگاه تشیع در ایران عزیز بوده است و ایرانیان با کمال دقت آن اسلامی را تحصیل کردند که از کانال اهلبیت رسول اکرم (ص)و ائمه هدا ارایه می شد . اگر پرچمی در دنیا افراشته شد که ذیل آن رسما علی (ع) جانشین پیامبر ووصی بر حق او شناخته شد این پرچم در ایران عزیز بود ، ما چرا نباید به این معنا افتخار کنیم که ایران بزرگمان تشیع را رسما پذیرفت و در اعتلای آن کوشید و حتی در راه آن هزینه های بزرگ مادی ومعنوی نثار کرد ، امروزه نام ایران با نام اسلام وتشیع گره خورده است و ما ایرانیان بر این گره خوردگی افتخار می کنیم و نباید از فرصتهای این موقعیت غفلت کنیم.
سخنان آقای رحیم مشایی دقیقا در همین راستا قابل ارزیابی است و اگر منتقدان نیک نظر کنند معانی شیرین و فرصت آفرین در آن نهفته و قابل ارایه است ، کدام سوی این سخن ایراد دارد که ایران عزیز برای خودش مکتبی داشته باشد و نام این مکتب بزرگ و غرور آفرین تشیع علوی باشد ، هر مظروفی ظرفی می خواهد و اسلام وتشیع در ظرف ایران قرار دارند ، ما می توانیم وباید بسویی برویم که ظرف و مظروف یکی بشوند و تلاقی اسلام وایران چنان شود که نام هریک نام دیگری را تداعی کند و بیاد آورد ، بگذاریم جهان" تشیع علوی "را با نام ایران هضم کند و" ایران " را با نام تشیع بشناسد . اگر این سخن نو است که نیست چرا باید از آن گریزان بود ؟ چرا راههای جدید تبیلیغ اسلام و ایران را نباید به چنگ گرفت واز آن سود جست ؟ هر تبلیغی نیازمند یک اسم بزرگ و یک ترکیب الهام دهنده است همانگونه که اسلام با نام محمد(ص) و تشیع با نام علی (ع) ابلاغ می شود بگذاریم که ایران با نام مکتبش که مکتب اهل بیت (ع) است به جهان معرفی شود ، در جنگ رسانه ها و در نزاع فرهنگها ترکیبها و اصطلاحها مثل سلاح بران عمل می کنند و تاثیر می گذارند. با این ترکیب زیبا و دلنشین که ایران عزیز را با نام مکتب تشیع گره می زند ما در مواجهه فرهنگی گامی فراتر گذاشته ایم و هویتی مستقل و دینی را به جهان عرضه داشته ایم کما اینکه پس از پذیرش اسلام از سوی ایرانیان ذوق و خلاقیت بزرگی در همین پذیرش صورت گرفت وآن اسلامی مقبول و محبوب پارسیان شد که مزین به نام مبارک اهل بیت رسول خدا (ص) بود . ایرانیان اسلام را نه بعنوان یک فرهنگ مهاجم که بعنوان یک دین برتر و مطابق با فطریات انسانی خود یافتند و بعد از پذیرش تعاملی گسترده وتاریخی را با آن آغاز کردند. این تعامل که از سوی شهید مطهری بعنوان "خدمات متقابل ایران واسلام " لقب گرفت نشان می دهد که ایرانیان ذات اسلام را بدور از زنگارهایی که خلفای امویی و عباسی برآن بستند شناختند و بدان گردن نهادند ، ذاتی که از طریق مذهب حقه تشیع بهتر قابل دسترسی است .
ایران همواره افتخار داشته است که اسلام را از اعمال خلافای امویی وعباسی جدا کرده است و به محض اینکه مجال یافت پرچم استقلال دینی خود یعنی تشیع را برافراشته است ، چه افتخاری بالاتر که تشیع رنگ ایرانی دارد و چه غروری افزونتر که ایران با نام تشیع شناخته می شود .؟نباید از خلق معانی تازه که با اندکی دقت وحوصله در چارچوب اصول قرار می گیرند هراس داشت و از فرصتهای بزرگی که این معانی ایجاد می کنند غفلت ورزید .
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


