حالت طلبگي و آخوندي را حفظ كنيد
آقا يك خاطره از سفر شهيد باهنر به مشهد بيان ميكنند و ميفرمايند اگر حضور يك روحاني در دانشگاه شكل اداري پيدا كند، به نفع نظام نيست و روحانيها بايد حالت طلبگي و آخوندي خودشان را حفظ كنند.
به گزارش حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، پايگاه اطلاع رساني حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبري تهران حاشيههايي را از ديدار حضرت آيتالله خامنهاي رهبر فرزانه انقلاب با مسئولان نهاد مقام معظم رهبري منتشر كرد كه متن آن به شرح ذيل است:
در تب 42 درجه ميسوزد و بيست و چند استان كشور، اولين روز تعطيل غيرمترقبه را پشت سر ميگذارند. خورشيد، اُريب ميتابد، اما خيابان فلسطين جنوبي آنقدر چنار بلند و تنومند دارد كه كسي گير گرماي بيرحم نيفتد؛ جز چند پليس سفيد و سبزپوش كه گويي كار هر روزشان است اجازه ندهند آن حوالي كسي ماشينش را پارك كند و اسباب زحمت همسايهها نشود.
نمره ماشينهايي كه از راه ميرسند، نشان ميدهد كه هر كدام مال يك شهر و استان هستند، اما معمولاً چند نفري به سختي خودشان را در يك خودرو جا دادهاند و آنطور كه پيداست، خيلي هم مهربان نشستهاند! هركس پياده ميشود، اول ساعتش را نگاه ميكند. تا اذان ظهر، نيم ساعتي هنوز باقي است، اما تا هركس بتواند در حلقه دوستان هماستانياش قرار بگيرد و دسته جمعي بروند داخل، همين نيم ساعت هم گاهي كم است.
جلوي گيت اول، آدمهاي زيادي منتظر دوستان خود ايستادهاند، اما مردي كه ميخواهد براي پسر نوجوانش كارت ورود بگيرد، بيشتر از همه به چشم ميآيد. تقريباً به همه رو مياندازد، اما كسي كارت اضافه ندارد. پسرك، دست پدرش را رها نميكند. يا هر دو يا هيچكدام!
كاري از دستم برنميآيد. خودم هم كارت ندارم و منتظرم يكي بيايد كارم را راه بيندازد، اما بيشتر از خودم، نگران پسر نوجوان هستم كه نيم نگاهي هم به كنترلچي كارتها دارد. گويي اين جربزه را دارد كه با آن قد و قواره ريز و فلفلي، قاطي جمعيت برود داخل و به روي خودش نياورد كه كارت ندارد!
خودروها جلوي گيت كه ميرسند، سه تا درشان باز ميشود و از هر طرف، يكي ـ دو نفر پايشان را ميگذارند روي آسفالت داغ خيابان. انگار اين گرما برايشان عجيب است. روحانيها، كارتهايشان را نشان ميدهند و با عجله از گيت ميگذرند.
چند دقيقه مانده به اذان، من و دو ـ سه نفر از اعضاي تحريريه سايت، آخرين نفراتي هستيم كه وارد حسينيه امام خميني(ره)، محل ديدار رؤساي دفتر نهاد نمايندگي وليفقيه در دانشگاهها ميشويم. از دري وارد ميشويم كه قبلاً از آنجا داخل حسينيه نشدهام. تجهيزات خبرنگاري و عكاسي را كه به ما برميگردانند، يك مرد ميانسال بازرسيمان ميكند و ميرويم داخل حسينيه. و چون از منتهياليه سمت چپ وارد شدهايم، جلوي حسينيه سر در ميآوريم؛ جايي كه همه نگاهها به آن سو است و آدم احساس ميكند خيلي مهم شده است كه اينطوري نگاهش ميكنند!
اين احساس زماني كامل ميشود كه قرار است به فاصله چند متر پشت رهبر انقلاب نماز بخوانيم. صف اول را آيتالله جنتي، حجتالاسلام ابوترابي، كامران دانشجو (وزير علوم)، سرلشكر فيروزآبادي، ميركاظمي (وزير نفت)، حجتالاسلام محمديان (رئيس نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها) و چند تن از اميران ارتش و سپاه پر كردهاند.
آقا نماز را خيلي عادي ميخوانند؛ نه تند و نه چندان طولاني. فقط در ركوع، ذكر را چند بار تكرار ميكنند و در قنوت، ذكر پس از نماز ليلةالرغائب را به زبان ميآورند: "رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم ". بعد هم كه نماز ظهر را خواندند، منتظر نميشوند كسي صندلي را بياورد نزديك سجادهشان. خودشان ميروند سمت صندلي دستهداري كه به ستون جلوتر تكيه داده شده است. مينشينند آنجا و اذكار و تعقيبات نماز را ميخوانند.
آقا يك قباي كرم رنگ پوشيدهاند و طبق معمول، يك چفيه انداختهاند دور گردنشان. وقتي نماز تمام ميشود، جمعيت شعار ميدهد: "دست خدا بر سر ماست، خامنهاي رهبر ماست " كه آقا با لبي خندان به احساسات جمع پاسخ ميدهند و ميروند روي جايگاه و مينشينند روي صندلي خودشان. آن وقت، حجتالاسلام محمديان، رئيس نهاد نمايندگي ميرود پشت ميكروفون و سعي ميكند در چند دقيقه، يك گزارش مختصر بدهد. او گزارش خود را از اشتياق 10 ساله براي ديدار مسئولان دفاتر نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها شروع ميكند. آقا هم با تبسمي كوتاه، به اين فراز از گزارش او جواب ميدهند.
حجتالاسلام محمديان ميگويد كه جمع حاضر، مسئولان، معاونان، مديران اجرايي، دبيران همانديشي و اعضاي شوراي ستاد نمايندگان دفاتر نهاد هستند كه از 150 دانشگاه به ديدار رهبر انقلاب آمدهاند. گوشهاي از سالن، چند تن از بانوان هم حضور دارند، اما رئيس نهاد، آماري از آنها را در گزارش خود نياورده است. شايد بس كه اين گزارش، خلاصه و كوتاه است و قرار نيست جزئيات و گوشههاي ماجرا در آن آورده شود.
حجتالاسلام محمديان از حضور مقتدرانه جوانان دانشجو در ماجراي فتنه و جنگ نرم هم سخن ميگويد و اين گفته خود را به راهاندازي بيش از 100 كرسي آزادانديشي و حمايت از كرسيهاي ساير مراكز فرهنگي ـ آموزشي ميرساند. در گزارش او، اقبال گسترده دانشجويان به شركت در نماز جماعت، حضور در خيمههاي اعتكاف، همانديشي اساتيد 110 دانشگاه و كارگاههايي براي دانشافزايي اساتيد معارف اسلامي هم هست.
يك تكه از حسينيه كاملاً خالي است. تعجب ميكنم چرا انبوه جمعيت در نقاط ديگر، فشرده و نزديك به هم نشستهاند، اما اين فضا را خالي گذاشتهاند. پشت سر جمعيت روحاني، خودم را به آن نقطه خالي ميرسانم. اما آنجا، تنها نقطهاي از حسينيه است كه جايگاه و رهبر ديده نميشود و ستوني از ستونهاي حسينيه مزاحم ديد مهمانان است. در همان فضاي خالي، يكي از دوربينچيها دنبال جايي براي استقرار سه پايه دوربينش ميگردد. گمانم از اهالي صدا و سيما نباشد كه اينقدر دير به مراسم رسيده است. بنده خدا چند جا را امتحان ميكند و يكي ـ دو بار هم پاي آقايان را لگد ميكند، اما انگار جاي دوربين به دلش نمينشيند. حتي يك بار ميرود دوربينش را ميكارد جلوي آقاي پناهيان و وقتي ميبيند ديد او را گرفته، دوباره دوربين و سهپايهاش را ميگذارد روي كولش و ميرود گوشه ديگري از سالن.
با تمام شدن سخنان محمديان، جمعِ غالباً روحاني مجلس با يك صلوات به استقبال صحبتهاي رهبر ميرود.
گرماي شديد هوا، فضاي داخل حسينيه امام خميني(ره) را هم تحت تأثير قرار داده و آرام آرام همه را كلافه ميكند. ديدار هم كه به نيم روز افتاده و قرار است در نقطه پايان، رهبر انقلاب براي اين جمع حدود 600 نفري صحبت كنند. فضاي صحبت آقا، تقريباً دو بعدي است. يك بخش آن، سخنان رسمي و بخش ديگرش، تا حدودي صنفي و از نوع درد دل است. در بعد اول، جواب آنهايي را ميدهند كه فكر ميكنند مسئولان كشور از مسائل اجتماعي درون دانشگاهها بيخبرند. مثلاً ميگويند كه ميدانند در دانشگاههاي ما چه ميگذرد و چه مفسدهها و مسائلي وجود دارد، اما جو غالب دانشگاهها را فضايي سالم و خداجويانه تلقي ميكنند و ميگويند كه اگر اخلاق، تواضع، صراحت در موضعگيري و صراحت در بيان حقيقت و بلندنظري نسبت به امور دنيوي باشد، خلوص در عمل افراد ثابت ميشود و آنگاه اگر حتي كسي عناد هم داشته باشد، با ما همراه ميشود.
رهبر انقلاب، همچنين يك خاطره بيان ميكنند و آن، سفر شهيد باهنر به مشهد و حضور در مسجدي است كه آقا، امام جماعت آن بودهاند و صدها جوان دانشگاهي در آن مسجد، حضور اجتماعي داشتهاند. اين حضور، طوري بوده است كه شهيد باهنر از آن تعجب ميكند و...
اما آن بخش از صحبتهاي رهبر كه جنبه دروني و صنفي دارد، سخن گفتن از رفتار مسئولان نهاد نمايندگي است. اينكه اگر حضور يك روحاني در دانشگاه شكل اداري پيدا كند، به نفع نظام نيست و روحانيها بايد حالت طلبگي و آخوندي خودشان را حفظ كنند، با مردم انس داشته باشند، بين مردم بروند و سخنان آنان را بشنوند.
ديدار، خيلي كوتاه است. رهبر هم خيلي كم صحبت ميكند براي مهماناني كه در اين گرما، از راههاي دور و نزديك آمدهاند. صحبتها كه تمام ميشود، جمعيت برميخيزد و نداي "حسين حسين شعار ماست، شهادت افتخار ماست " سر ميدهد.
لابهلاي مهمانان، پسرك را ميبينم كه خودش را به صف اول رسانده و دارد شعار ميدهد. پدرش، دو ـ سه رديف عقبتر دنبال او ميگردد. اشاره ميكنم كه پسرش آن جلوها براي خودش جايي باز كرده است.
رهبر هم از روي صندلي بلند شده و دست تكان ميدهد و از پشت جايگاه پايين ميرود. يك لحظه ميايستد و انگار كه صدايي شنيده باشد، برميگردد. چفيهاش را برميدارد و به يكي از محافظها ميدهد و به يك نفر بين جمعيت اشاره ميكند تا چفيه را به او برساند.
آقا كه ميروند، راه ميافتيم سمت بيرون حسينيه. ساعت حدود 14 و 30 دقيقه است و گرما در اوج. تلفن همراهم را كه از گيت ميگيرم و روشنش ميكنم، بلافاصله پيامكي از يكي از خبرگزاريهاي كشور ميرسد: "رهبر انقلاب: با رفتار حسنه ميتوان دل جوان را نرم كرد. "
به گزارش حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، پايگاه اطلاع رساني حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبري تهران حاشيههايي را از ديدار حضرت آيتالله خامنهاي رهبر فرزانه انقلاب با مسئولان نهاد مقام معظم رهبري منتشر كرد كه متن آن به شرح ذيل است:
در تب 42 درجه ميسوزد و بيست و چند استان كشور، اولين روز تعطيل غيرمترقبه را پشت سر ميگذارند. خورشيد، اُريب ميتابد، اما خيابان فلسطين جنوبي آنقدر چنار بلند و تنومند دارد كه كسي گير گرماي بيرحم نيفتد؛ جز چند پليس سفيد و سبزپوش كه گويي كار هر روزشان است اجازه ندهند آن حوالي كسي ماشينش را پارك كند و اسباب زحمت همسايهها نشود.
نمره ماشينهايي كه از راه ميرسند، نشان ميدهد كه هر كدام مال يك شهر و استان هستند، اما معمولاً چند نفري به سختي خودشان را در يك خودرو جا دادهاند و آنطور كه پيداست، خيلي هم مهربان نشستهاند! هركس پياده ميشود، اول ساعتش را نگاه ميكند. تا اذان ظهر، نيم ساعتي هنوز باقي است، اما تا هركس بتواند در حلقه دوستان هماستانياش قرار بگيرد و دسته جمعي بروند داخل، همين نيم ساعت هم گاهي كم است.
جلوي گيت اول، آدمهاي زيادي منتظر دوستان خود ايستادهاند، اما مردي كه ميخواهد براي پسر نوجوانش كارت ورود بگيرد، بيشتر از همه به چشم ميآيد. تقريباً به همه رو مياندازد، اما كسي كارت اضافه ندارد. پسرك، دست پدرش را رها نميكند. يا هر دو يا هيچكدام!
كاري از دستم برنميآيد. خودم هم كارت ندارم و منتظرم يكي بيايد كارم را راه بيندازد، اما بيشتر از خودم، نگران پسر نوجوان هستم كه نيم نگاهي هم به كنترلچي كارتها دارد. گويي اين جربزه را دارد كه با آن قد و قواره ريز و فلفلي، قاطي جمعيت برود داخل و به روي خودش نياورد كه كارت ندارد!
خودروها جلوي گيت كه ميرسند، سه تا درشان باز ميشود و از هر طرف، يكي ـ دو نفر پايشان را ميگذارند روي آسفالت داغ خيابان. انگار اين گرما برايشان عجيب است. روحانيها، كارتهايشان را نشان ميدهند و با عجله از گيت ميگذرند.
چند دقيقه مانده به اذان، من و دو ـ سه نفر از اعضاي تحريريه سايت، آخرين نفراتي هستيم كه وارد حسينيه امام خميني(ره)، محل ديدار رؤساي دفتر نهاد نمايندگي وليفقيه در دانشگاهها ميشويم. از دري وارد ميشويم كه قبلاً از آنجا داخل حسينيه نشدهام. تجهيزات خبرنگاري و عكاسي را كه به ما برميگردانند، يك مرد ميانسال بازرسيمان ميكند و ميرويم داخل حسينيه. و چون از منتهياليه سمت چپ وارد شدهايم، جلوي حسينيه سر در ميآوريم؛ جايي كه همه نگاهها به آن سو است و آدم احساس ميكند خيلي مهم شده است كه اينطوري نگاهش ميكنند!
اين احساس زماني كامل ميشود كه قرار است به فاصله چند متر پشت رهبر انقلاب نماز بخوانيم. صف اول را آيتالله جنتي، حجتالاسلام ابوترابي، كامران دانشجو (وزير علوم)، سرلشكر فيروزآبادي، ميركاظمي (وزير نفت)، حجتالاسلام محمديان (رئيس نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها) و چند تن از اميران ارتش و سپاه پر كردهاند.
آقا نماز را خيلي عادي ميخوانند؛ نه تند و نه چندان طولاني. فقط در ركوع، ذكر را چند بار تكرار ميكنند و در قنوت، ذكر پس از نماز ليلةالرغائب را به زبان ميآورند: "رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم ". بعد هم كه نماز ظهر را خواندند، منتظر نميشوند كسي صندلي را بياورد نزديك سجادهشان. خودشان ميروند سمت صندلي دستهداري كه به ستون جلوتر تكيه داده شده است. مينشينند آنجا و اذكار و تعقيبات نماز را ميخوانند.
آقا يك قباي كرم رنگ پوشيدهاند و طبق معمول، يك چفيه انداختهاند دور گردنشان. وقتي نماز تمام ميشود، جمعيت شعار ميدهد: "دست خدا بر سر ماست، خامنهاي رهبر ماست " كه آقا با لبي خندان به احساسات جمع پاسخ ميدهند و ميروند روي جايگاه و مينشينند روي صندلي خودشان. آن وقت، حجتالاسلام محمديان، رئيس نهاد نمايندگي ميرود پشت ميكروفون و سعي ميكند در چند دقيقه، يك گزارش مختصر بدهد. او گزارش خود را از اشتياق 10 ساله براي ديدار مسئولان دفاتر نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها شروع ميكند. آقا هم با تبسمي كوتاه، به اين فراز از گزارش او جواب ميدهند.
حجتالاسلام محمديان ميگويد كه جمع حاضر، مسئولان، معاونان، مديران اجرايي، دبيران همانديشي و اعضاي شوراي ستاد نمايندگان دفاتر نهاد هستند كه از 150 دانشگاه به ديدار رهبر انقلاب آمدهاند. گوشهاي از سالن، چند تن از بانوان هم حضور دارند، اما رئيس نهاد، آماري از آنها را در گزارش خود نياورده است. شايد بس كه اين گزارش، خلاصه و كوتاه است و قرار نيست جزئيات و گوشههاي ماجرا در آن آورده شود.
حجتالاسلام محمديان از حضور مقتدرانه جوانان دانشجو در ماجراي فتنه و جنگ نرم هم سخن ميگويد و اين گفته خود را به راهاندازي بيش از 100 كرسي آزادانديشي و حمايت از كرسيهاي ساير مراكز فرهنگي ـ آموزشي ميرساند. در گزارش او، اقبال گسترده دانشجويان به شركت در نماز جماعت، حضور در خيمههاي اعتكاف، همانديشي اساتيد 110 دانشگاه و كارگاههايي براي دانشافزايي اساتيد معارف اسلامي هم هست.
يك تكه از حسينيه كاملاً خالي است. تعجب ميكنم چرا انبوه جمعيت در نقاط ديگر، فشرده و نزديك به هم نشستهاند، اما اين فضا را خالي گذاشتهاند. پشت سر جمعيت روحاني، خودم را به آن نقطه خالي ميرسانم. اما آنجا، تنها نقطهاي از حسينيه است كه جايگاه و رهبر ديده نميشود و ستوني از ستونهاي حسينيه مزاحم ديد مهمانان است. در همان فضاي خالي، يكي از دوربينچيها دنبال جايي براي استقرار سه پايه دوربينش ميگردد. گمانم از اهالي صدا و سيما نباشد كه اينقدر دير به مراسم رسيده است. بنده خدا چند جا را امتحان ميكند و يكي ـ دو بار هم پاي آقايان را لگد ميكند، اما انگار جاي دوربين به دلش نمينشيند. حتي يك بار ميرود دوربينش را ميكارد جلوي آقاي پناهيان و وقتي ميبيند ديد او را گرفته، دوباره دوربين و سهپايهاش را ميگذارد روي كولش و ميرود گوشه ديگري از سالن.
با تمام شدن سخنان محمديان، جمعِ غالباً روحاني مجلس با يك صلوات به استقبال صحبتهاي رهبر ميرود.
گرماي شديد هوا، فضاي داخل حسينيه امام خميني(ره) را هم تحت تأثير قرار داده و آرام آرام همه را كلافه ميكند. ديدار هم كه به نيم روز افتاده و قرار است در نقطه پايان، رهبر انقلاب براي اين جمع حدود 600 نفري صحبت كنند. فضاي صحبت آقا، تقريباً دو بعدي است. يك بخش آن، سخنان رسمي و بخش ديگرش، تا حدودي صنفي و از نوع درد دل است. در بعد اول، جواب آنهايي را ميدهند كه فكر ميكنند مسئولان كشور از مسائل اجتماعي درون دانشگاهها بيخبرند. مثلاً ميگويند كه ميدانند در دانشگاههاي ما چه ميگذرد و چه مفسدهها و مسائلي وجود دارد، اما جو غالب دانشگاهها را فضايي سالم و خداجويانه تلقي ميكنند و ميگويند كه اگر اخلاق، تواضع، صراحت در موضعگيري و صراحت در بيان حقيقت و بلندنظري نسبت به امور دنيوي باشد، خلوص در عمل افراد ثابت ميشود و آنگاه اگر حتي كسي عناد هم داشته باشد، با ما همراه ميشود.
رهبر انقلاب، همچنين يك خاطره بيان ميكنند و آن، سفر شهيد باهنر به مشهد و حضور در مسجدي است كه آقا، امام جماعت آن بودهاند و صدها جوان دانشگاهي در آن مسجد، حضور اجتماعي داشتهاند. اين حضور، طوري بوده است كه شهيد باهنر از آن تعجب ميكند و...
اما آن بخش از صحبتهاي رهبر كه جنبه دروني و صنفي دارد، سخن گفتن از رفتار مسئولان نهاد نمايندگي است. اينكه اگر حضور يك روحاني در دانشگاه شكل اداري پيدا كند، به نفع نظام نيست و روحانيها بايد حالت طلبگي و آخوندي خودشان را حفظ كنند، با مردم انس داشته باشند، بين مردم بروند و سخنان آنان را بشنوند.
ديدار، خيلي كوتاه است. رهبر هم خيلي كم صحبت ميكند براي مهماناني كه در اين گرما، از راههاي دور و نزديك آمدهاند. صحبتها كه تمام ميشود، جمعيت برميخيزد و نداي "حسين حسين شعار ماست، شهادت افتخار ماست " سر ميدهد.
لابهلاي مهمانان، پسرك را ميبينم كه خودش را به صف اول رسانده و دارد شعار ميدهد. پدرش، دو ـ سه رديف عقبتر دنبال او ميگردد. اشاره ميكنم كه پسرش آن جلوها براي خودش جايي باز كرده است.
رهبر هم از روي صندلي بلند شده و دست تكان ميدهد و از پشت جايگاه پايين ميرود. يك لحظه ميايستد و انگار كه صدايي شنيده باشد، برميگردد. چفيهاش را برميدارد و به يكي از محافظها ميدهد و به يك نفر بين جمعيت اشاره ميكند تا چفيه را به او برساند.
آقا كه ميروند، راه ميافتيم سمت بيرون حسينيه. ساعت حدود 14 و 30 دقيقه است و گرما در اوج. تلفن همراهم را كه از گيت ميگيرم و روشنش ميكنم، بلافاصله پيامكي از يكي از خبرگزاريهاي كشور ميرسد: "رهبر انقلاب: با رفتار حسنه ميتوان دل جوان را نرم كرد. "
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


