بدرود "مستر ريگي "...
جهنم؛ مقصد ريگي و حاميانش؛
عبدالمالك ريگي يا همان مستر ريگي رسانههاي غربي، صبح امروز به سزاي اعمالش رسيد. حالا ديگر بايد او را در بالاي دار نگاه كرد نه در فيلمهايي كه از خودش منتشر ميكرد. ريگي مسافر جهنم شد ولي سؤالاتي را پشت سرش باقي گذاشت كه تعدادي از كشورها و رسانهها حتماً بايد به آنها جواب بدهند.
اصل مطلب اين است كه جمهوري اسلامي ايران در پرونده عبدالمالك ريگي توانست اين حقيقت را به همه دوستان و دشمنانش اثبات كند كه براي حفظ امنيت كشور و مردمش دستان توانمندي دارد كه ميتواند دشمنان خود را حتي اگر در هوا هم پرواز كنند؛ سالم دستگير و سپس مجازات كند.
اما اكنون كه "مستر ريگي " غربيها و رسانههايشان به سزاي اعمال تروريستياش رسيد، بايد گفت كه حاشيه اين پرونده از اصل آن رنگينتر ميشود و بيشتر رخ مينمايد.
حاشيه اين پرونده البته يك عبارت اساسي دارد و آن "حمايت برخي كشورها به ويژه آمريكا و رسانههاي غربي از تروريستي به نام عبدالماك ريگي است ".
ريگي در تمام طول چند سالي كه به اخلال در امنيت شهروندان جمهوري اسلامي ايران پرداخت؛ توسط رسانههاي غربي و به خصوص آمريكايي حمايت ميشد.
اين نكته چيزي نيست كه اين رسانهها بخواهند بر آن سرپوش بگذارند.
رسانههايي كه حتي براي نام بردن از خبرنگاران و چهرههاي سرشناس خودشان از واژه "آقا " استفاده نميكنند، به ناگاه و پس از مطرح شدن ريگي از او به نام "مستر ريگي " ياد كردند و آنقدر اين واژه را تكرار كردند كه ديگر بسياري از مخاطبانشان از ياد بردند كه حتي نام كوچك ريگي چيست!
رسانههاي غربي بارها و بارها با ريگي مصاحبه هم كردند. البته عمده اين مصاحبهها از سوي شبكههاي تلويزيوني آمريكايي و عربي انجام گرفت.
رابطه آنها با ريگي بدانجا رسيد كه ريگي ديگر براي انتشار تصاوير جناياتش نيازي به انتشار مخفيانه تصاوير در ايران نداشت و به راحتي آنها را از سوي همين شبكهها پخش ميكرد.
آنها وقاحت را بدانجا رساندند كه حتي امروز كه ريگي به خاطر جنايات تروريستياش به دار مجازات آويخته شد، او را رهبر گروهي از سنيمذهبان ايران و نه يك تروريست معرفي كردند، حال آنكه ريگي فارع از خط و سوي مذهبياش و به عنوان يك تروريست كه خانوادههاي زيادي را داغدار كرده و چيزي جز ناامني را براي كشور به ارمغان نداشت.
بايد تاسف خورد به حال رسانههايي كه حتي مصاحبههاي سران و برادران اهل سنت را كه از شر ريگي در امان نبودند را ناديده گرفته و باز هم از هر خبري براي فتنه افكني سوءاستفاده ميكنند كه البته اين سناريوي بس قديمي است.
ريگي از حمايت اطلاعاتي كشورهاي متبوع اين رسانهها نيز برخوردار بود.
دليل ما براي اين ادعا كاملا مشخص است.
چگونه است كه جمهوري اسلامي ايران ميتواند به راحتي برادر او را در شهر كويته پاكستان دستگير كند اما عبدالمالك از اين دسترسي دور ميماند...؟!
البته در اين نكته كه شخصيت ريگي اين اندازه حقير بود كه در مقابل قراردادهايش براي اقدامات تروريستي، فقط جان خود را در امنيت قرار داده بود و نه اعضاي خانوادهاش را، شكي نيست.
اما همه ميدانستند كه ريگي نفر اول پرونده اين جنايتها است كه بايد دستگير شود اما چرا اين امر محقق نميشد؟
اين در حالي است كه چند ماه قبل از دستگيري ريگي، منابع آگاه ايران از حمايت او توسط نيروهاي آمريكايي خبر دادند و حتي اين نكته را نيز بيان كردند كه مدارك اين ماجرا از جمله صداي افسران آمريكايي كه ريگي را با بيسيم هدايت ميكردهاند نيز در دست ايران موجود است.
البته اين در حالي است كه "مستر ريگي "!!! چند مرتبه نيز از تور اطلاعاتي سربازان گمنام امام زمان(عج) در چند كشور منطقه گريخته و از دستگيري نجات يافته بود و همه اذعان دارند كه اين امر ممكن نبود مگر با حمايت سرويسهاي امنيتي آمريكا و اسرائيل.
نكته بعدي كه به نظر ما كشورهاي غربي از جمله آمريكا بايد به آن پاسخ بدهند؛ پرونده پايگاه ماناس در قرقيزستان است.
ريگي در آخرين سفر عمر خود! چرا ميخواست به قرقيزستان برود؟
چه كساني منتظر او بودند؟
علت سفر همزمان هالبروك نماينده ويژه آمريكا و ريگي به قرقيزستان چه بود؟ اساساً پايگاه نظامي ماناس در آن مقطع چه نيازي به بازديد نماينده ويژه آمريكا داشت؟
مسأله بعدي كه هر ذهن آگاهي در اين ماجرا براي آن به دنبال پاسخ ميگردد اين است كه موضع آمريكا در قبال وقوع حملات تروريستي در ايران چيست؟
آيا دولت اوباما با اين اقدامات موافق است يا مخالف.
اگر مخالف است چرا سيمورهرش نويسنده و روزنامهنگار شهير آمريكايي كه برنده جايزه پوليتزر نيز هست؛ در يادداشتهاي خود عنوان ميكند كه جندالشيطان! حقوق بگير سازمان جاسوسي آمريكا؛ سيا است؟
ريگي طي روزهاي دستگيرياش بارها و بارها به اينكه گمراه بوده و توسط آمريكا حمايت ميشده است؛ اعتراف كرد.
ريگي حتي اعتراف كرده بود كه در كازابلانكا آمريكا با مسئولان اين كشور ديدار داشته و به آنها قول عملياتهاي تروريستي شديدي را در ايران داده است.
تمام اين نكات سؤالاتي است كه ما براي بيان آنها حتي نيازي به تكيه بر اعترافات ريگي نيز نداريم.
اين سؤالات نكاتي هستند كه اكنون كه ريگي مسافر جهنم شده است؛ حاميانش بايد به آنها پاسخ بدهند.
حاميان ريگي بايد پاسخ بدهند كه چرا در نوشتههايشان، يك تروريست را آقا خطاب كردند و حال كه اين تروريست به سزاي اعمالش رسيده سعي دارند او را يك رهبر مذهبي معارض معرفي كنند.
اصل مطلب اين است كه جمهوري اسلامي ايران در پرونده عبدالمالك ريگي توانست اين حقيقت را به همه دوستان و دشمنانش اثبات كند كه براي حفظ امنيت كشور و مردمش دستان توانمندي دارد كه ميتواند دشمنان خود را حتي اگر در هوا هم پرواز كنند؛ سالم دستگير و سپس مجازات كند.
اما اكنون كه "مستر ريگي " غربيها و رسانههايشان به سزاي اعمال تروريستياش رسيد، بايد گفت كه حاشيه اين پرونده از اصل آن رنگينتر ميشود و بيشتر رخ مينمايد.
حاشيه اين پرونده البته يك عبارت اساسي دارد و آن "حمايت برخي كشورها به ويژه آمريكا و رسانههاي غربي از تروريستي به نام عبدالماك ريگي است ".
ريگي در تمام طول چند سالي كه به اخلال در امنيت شهروندان جمهوري اسلامي ايران پرداخت؛ توسط رسانههاي غربي و به خصوص آمريكايي حمايت ميشد.
اين نكته چيزي نيست كه اين رسانهها بخواهند بر آن سرپوش بگذارند.
رسانههايي كه حتي براي نام بردن از خبرنگاران و چهرههاي سرشناس خودشان از واژه "آقا " استفاده نميكنند، به ناگاه و پس از مطرح شدن ريگي از او به نام "مستر ريگي " ياد كردند و آنقدر اين واژه را تكرار كردند كه ديگر بسياري از مخاطبانشان از ياد بردند كه حتي نام كوچك ريگي چيست!
رسانههاي غربي بارها و بارها با ريگي مصاحبه هم كردند. البته عمده اين مصاحبهها از سوي شبكههاي تلويزيوني آمريكايي و عربي انجام گرفت.
رابطه آنها با ريگي بدانجا رسيد كه ريگي ديگر براي انتشار تصاوير جناياتش نيازي به انتشار مخفيانه تصاوير در ايران نداشت و به راحتي آنها را از سوي همين شبكهها پخش ميكرد.
آنها وقاحت را بدانجا رساندند كه حتي امروز كه ريگي به خاطر جنايات تروريستياش به دار مجازات آويخته شد، او را رهبر گروهي از سنيمذهبان ايران و نه يك تروريست معرفي كردند، حال آنكه ريگي فارع از خط و سوي مذهبياش و به عنوان يك تروريست كه خانوادههاي زيادي را داغدار كرده و چيزي جز ناامني را براي كشور به ارمغان نداشت.
بايد تاسف خورد به حال رسانههايي كه حتي مصاحبههاي سران و برادران اهل سنت را كه از شر ريگي در امان نبودند را ناديده گرفته و باز هم از هر خبري براي فتنه افكني سوءاستفاده ميكنند كه البته اين سناريوي بس قديمي است.
ريگي از حمايت اطلاعاتي كشورهاي متبوع اين رسانهها نيز برخوردار بود.
دليل ما براي اين ادعا كاملا مشخص است.
چگونه است كه جمهوري اسلامي ايران ميتواند به راحتي برادر او را در شهر كويته پاكستان دستگير كند اما عبدالمالك از اين دسترسي دور ميماند...؟!
البته در اين نكته كه شخصيت ريگي اين اندازه حقير بود كه در مقابل قراردادهايش براي اقدامات تروريستي، فقط جان خود را در امنيت قرار داده بود و نه اعضاي خانوادهاش را، شكي نيست.
اما همه ميدانستند كه ريگي نفر اول پرونده اين جنايتها است كه بايد دستگير شود اما چرا اين امر محقق نميشد؟
اين در حالي است كه چند ماه قبل از دستگيري ريگي، منابع آگاه ايران از حمايت او توسط نيروهاي آمريكايي خبر دادند و حتي اين نكته را نيز بيان كردند كه مدارك اين ماجرا از جمله صداي افسران آمريكايي كه ريگي را با بيسيم هدايت ميكردهاند نيز در دست ايران موجود است.
البته اين در حالي است كه "مستر ريگي "!!! چند مرتبه نيز از تور اطلاعاتي سربازان گمنام امام زمان(عج) در چند كشور منطقه گريخته و از دستگيري نجات يافته بود و همه اذعان دارند كه اين امر ممكن نبود مگر با حمايت سرويسهاي امنيتي آمريكا و اسرائيل.
نكته بعدي كه به نظر ما كشورهاي غربي از جمله آمريكا بايد به آن پاسخ بدهند؛ پرونده پايگاه ماناس در قرقيزستان است.
ريگي در آخرين سفر عمر خود! چرا ميخواست به قرقيزستان برود؟
چه كساني منتظر او بودند؟
علت سفر همزمان هالبروك نماينده ويژه آمريكا و ريگي به قرقيزستان چه بود؟ اساساً پايگاه نظامي ماناس در آن مقطع چه نيازي به بازديد نماينده ويژه آمريكا داشت؟
مسأله بعدي كه هر ذهن آگاهي در اين ماجرا براي آن به دنبال پاسخ ميگردد اين است كه موضع آمريكا در قبال وقوع حملات تروريستي در ايران چيست؟
آيا دولت اوباما با اين اقدامات موافق است يا مخالف.
اگر مخالف است چرا سيمورهرش نويسنده و روزنامهنگار شهير آمريكايي كه برنده جايزه پوليتزر نيز هست؛ در يادداشتهاي خود عنوان ميكند كه جندالشيطان! حقوق بگير سازمان جاسوسي آمريكا؛ سيا است؟
ريگي طي روزهاي دستگيرياش بارها و بارها به اينكه گمراه بوده و توسط آمريكا حمايت ميشده است؛ اعتراف كرد.
ريگي حتي اعتراف كرده بود كه در كازابلانكا آمريكا با مسئولان اين كشور ديدار داشته و به آنها قول عملياتهاي تروريستي شديدي را در ايران داده است.
تمام اين نكات سؤالاتي است كه ما براي بيان آنها حتي نيازي به تكيه بر اعترافات ريگي نيز نداريم.
اين سؤالات نكاتي هستند كه اكنون كه ريگي مسافر جهنم شده است؛ حاميانش بايد به آنها پاسخ بدهند.
حاميان ريگي بايد پاسخ بدهند كه چرا در نوشتههايشان، يك تروريست را آقا خطاب كردند و حال كه اين تروريست به سزاي اعمالش رسيده سعي دارند او را يك رهبر مذهبي معارض معرفي كنند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


