محبوبیت! مسئله این نیست
سید حسین حسینی
یكی از موضوعات مهم یا مهمترین موضوعی كه ذهن سیاستمدران را در نظامهای مردم سالار به خود مشغول میكند جلب رضایت و كسب آراء مردم در انتخابات است. این مسئله به وضوح در بین سیاستمداران در جمهوری اسلامی لااقل در یكی - دو دهه گذشته به چشم میخورد و به نظر میرسد با گذر زمان روندی افزایشی را طی میكند...
یكی از موضوعات مهم یا مهمترین موضوعی كه ذهن سیاستمدران را در نظامهای مردم سالار به خود مشغول میكند جلب رضایت و كسب آراء مردم در انتخابات است. این مسئله به وضوح در بین سیاستمداران در جمهوری اسلامی لااقل در یكی - دو دهه گذشته به چشم میخورد و به نظر میرسد با گذر زمان روندی افزایشی را طی میكند.
شاید جنبه دیگری كه این مسئله را مهمتر جلوه میدهد متكی بودن حقیقی نظام جمهوری اسلامی به مردم است و اینكه هدف غایی از جلب رضایت مردم میتواند تحقق اسلام و جلب رضایت الهی باشد. اما گویی این موضوع به رهزن سیاستمداران بدل گردیده است. سالهای اواخر دهه هفتاد و اویل دهه هشتاد زمانی كه قوای مجریه، مقننه و شوراها یعنی تمام مسندهای انتخابی مردم در اختیار جریان دوم خرداد بود، تفكراتی برای پیروزی در انتخابات و جلب آراء مردم توسط جریان اصولگرا تولید شد.
از جمله ایدهای كه تقریبا تمامی افراد بر آن اتفاق نظر داشتند ایده تقسیم جامعه به اقشار سفید، سیاه و خاكستری بود. این تحلیل بیان میكرد كه در جامعه رقمی حدود 20 درصد مردم هستند كه دیندار و متدین بوده و به انقلاب پایبند هستند. این افراد قشر سفید نامیده میشدند و در مقابل قشر سیاه 10 درصدی افرادی غیر متدین و ضد انقلاب كه در هیچ زمان و حالتی طرفدار انقلاب نیستند. در این بین بخش عمدهای از مردم حالت بینابینی دارند و نه عقیده عمیقی به انقلاب داشته و نه ضدیت خاصی با آن دارند. این عده كسانی هستند كه به زندگی روزمره خود نگاه میكنند؛ اگر نظام اسلامی خواستههای آنان را برآورده سازد طرفدار نظام هستند در غیر اینصورت این قشر از نظام روگردان خواهند شد. این خواستهها شامل موارد مختلف اقتصادی و فرهنگی میگردد و لزوما منطبق با احكام الهی نخواهد بود. بر این اساس آراء قشر سفید همواره در اختیار كاندیداهای اصولگرا بوده و آراء سیاه بر ضد آنها و آنچه كه در این بین تعیین كننده است میزان آراء 70-60 درصدی قشر خاكستری است كه باید تا جایی كه امكان دارد با چراغ سبز نشان دادن به خواستههایشان آراء آنان را جلب نموده و نتیجه انتخابات را به نفع خود تغییر داد.
یكی از مصداقهای مهم خواسته قشر خاكستری كه همواره توسط سیاسیون اصولگرا مطرح میشد بحث حجاب و ولنگاری در جامعه و رابطه دختر و پسر و این دست مسائل بود و البته هست. اگر به خاطر داشته باشید آقای قالیباف به عنوان یك كاندیدای اصولگر با همین تحلیل وارد انتخابات ریاست جمهوری نهم شد. نوع تبلیغات شهری و تلویزیونی این كاندیدا كاملا غلبه این تحلیل را نشان میداد. آنچه كه مبدعان این تحلیل از نظر دور داشته بودند با اعلام نتایج انتخابات تا حدی روشن شد؛ قشر سفید كه آقایان آراء آنان را دربست در اختیار خود میدانستند با تبلیغاتی كه بر خلاف ارزشهای دیدنی و انقلابی میدیدند از این كاندیدا رویگردان شده و تصوری كه در مورد قشر خاكستری نیز وجود داشت كه با نشان دادن چند دختر و پسر در كلیپ تبلیغای و امروزی برگزار كردن همایشهای تبلیغاتی به راحتی جذب خواهند شد نیز درست از آب درنیامد؛ در این تحلیل بیش از حد قشرهای جامعه ساده تصور شده بودند. شاید برخورد صادقانه دكتر احمدینژاد و ایمان داشتن او به ارزشها و بیان نسبتا صریح او جواب بهتری در عرصه انتخابات داد گر چه او نیز تا حدی گرفتار این تحلیل بود كه بعدها خود را بیشتر نشان داد. اگر به خاطر داشته باشید حركتهای عجیبی مرتبط با این حوزه در ابتدای دوره ریاست جمهوری از او سر زد. اعلام ناگهانی او مبنی بر فراهم آوردن امكان حضور خانمها در استادیوم و بیتفاوتی نسبت به نگرانی مراجع و مخالفت با طرح امنیت اجتماعی و گشتهای ارشاد از این دست مسائل میتواند باشد.
یكی از اعضای عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی چندی پیش فاش كرد كه قانون "گسترش فرهنگ عفاف و حجاب" كه از سال 84 در دوره خاتمی تصویب شده بود با نظر مستقیم دكتر احمدی نژاد متوقف شده است. سیاست غیر رسمی دولت عدم ارتباط موی سر زنان به دولت بود كه توسط برخی مسئولین نیز اعلام شد. حتی برخی اطرافیان و شاید خود ایشان، مطالبات مردم متدین در مورد برخورد با بدحجابی را سناریوسازی مخالفان برای كاهش محبوبیت رئیس جمهور میدانستند. پس از قضایای اخیر انتخابات و فتنه سبز نكتهای كه به ذهن میرسد آنكه احمدینژاد به وسیله كسانی كه برای جلب رضایت آنان جلوی احكام الهی و خواستههای انقلابی مردم متدین ایستاده بود منكوب و هتك حرمت شد. خداوند در مورد كسانی كه با دوستی كفار به دنبال عزت میگردند میفرماید: الذین یتخذون الكافرین اؤلیاء من دون المؤمنین أیبتغون عندهم العزة فإن العزة لله جمیعا؛ آنان كه كافران را به جای مؤمنین دوست میگیرند آیا عزت را نزد آنان جستجو میكنند در حالی تمام عزت برای خداوند است (نساء، 139).
یكی از اهل نظر مطلب جالبی را در این زمینه بیان میكرد. او میگفت در سیاست غربی باید با جلب رضایت اقشار مختلف جامعه به قدرت رسید، اما در سیاست اسلامی بر اساس فرموده حضرت علی علیه السلام كه فرمود: من أصلح ما بینه و بین الله أصلح الله ما بینه و بین الناس و من أصلح أمر آخرته أصلح الله أمر دنیاه؛ كسی كه میان خود و خدا را اصلاح كند خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد كرد و كسی كه امور آخرت خود را اصلاح كند خدا امور دنیای او را اصلاح خواهد كرد (حكمت 89 نهج البلاغه) ما باید رابطه خود را با خدا درست كنیم و او رابطه ما و مردم را آنگونه كه صلاح بداند اصلاح خواهد كرد. قصد نگارنده از نام بردن اشخاص به هیچوجه نفی یا اثبات آنها نیست بلكه خوف آن وجود دارد كه شریعت الهی علاوه بر منافقین توسط خود متدینین در دایره امور شخصی و یا امور اجتماعی كه مخالفتی با هوای نفس ندارد محدود شود. هدف از آمدن پیامبر و دین اسلام و حكومت اسلامی جاری شدن احكام الهی در تمامی شئونات جامعه است و نه برشی سلیقهای از آن. و أن احكم بینهم بما أنزل الله و لا تتبع أهواءهم و احذرهم أن یفتنوك عن بعض ما أنزل الله إلیك؛ و حكم كن بین آنها بر اساس آنچه كه خدا نازل كرده است و از هوا و هوس آنها پیروی نكن و بر حذر باش كه تو را گمراه كنند از بعضی از آنچه خدا بر تو نازل كرده است (مائده، 49).
یكی از موضوعات مهم یا مهمترین موضوعی كه ذهن سیاستمدران را در نظامهای مردم سالار به خود مشغول میكند جلب رضایت و كسب آراء مردم در انتخابات است. این مسئله به وضوح در بین سیاستمداران در جمهوری اسلامی لااقل در یكی - دو دهه گذشته به چشم میخورد و به نظر میرسد با گذر زمان روندی افزایشی را طی میكند.
شاید جنبه دیگری كه این مسئله را مهمتر جلوه میدهد متكی بودن حقیقی نظام جمهوری اسلامی به مردم است و اینكه هدف غایی از جلب رضایت مردم میتواند تحقق اسلام و جلب رضایت الهی باشد. اما گویی این موضوع به رهزن سیاستمداران بدل گردیده است. سالهای اواخر دهه هفتاد و اویل دهه هشتاد زمانی كه قوای مجریه، مقننه و شوراها یعنی تمام مسندهای انتخابی مردم در اختیار جریان دوم خرداد بود، تفكراتی برای پیروزی در انتخابات و جلب آراء مردم توسط جریان اصولگرا تولید شد.
از جمله ایدهای كه تقریبا تمامی افراد بر آن اتفاق نظر داشتند ایده تقسیم جامعه به اقشار سفید، سیاه و خاكستری بود. این تحلیل بیان میكرد كه در جامعه رقمی حدود 20 درصد مردم هستند كه دیندار و متدین بوده و به انقلاب پایبند هستند. این افراد قشر سفید نامیده میشدند و در مقابل قشر سیاه 10 درصدی افرادی غیر متدین و ضد انقلاب كه در هیچ زمان و حالتی طرفدار انقلاب نیستند. در این بین بخش عمدهای از مردم حالت بینابینی دارند و نه عقیده عمیقی به انقلاب داشته و نه ضدیت خاصی با آن دارند. این عده كسانی هستند كه به زندگی روزمره خود نگاه میكنند؛ اگر نظام اسلامی خواستههای آنان را برآورده سازد طرفدار نظام هستند در غیر اینصورت این قشر از نظام روگردان خواهند شد. این خواستهها شامل موارد مختلف اقتصادی و فرهنگی میگردد و لزوما منطبق با احكام الهی نخواهد بود. بر این اساس آراء قشر سفید همواره در اختیار كاندیداهای اصولگرا بوده و آراء سیاه بر ضد آنها و آنچه كه در این بین تعیین كننده است میزان آراء 70-60 درصدی قشر خاكستری است كه باید تا جایی كه امكان دارد با چراغ سبز نشان دادن به خواستههایشان آراء آنان را جلب نموده و نتیجه انتخابات را به نفع خود تغییر داد.
یكی از مصداقهای مهم خواسته قشر خاكستری كه همواره توسط سیاسیون اصولگرا مطرح میشد بحث حجاب و ولنگاری در جامعه و رابطه دختر و پسر و این دست مسائل بود و البته هست. اگر به خاطر داشته باشید آقای قالیباف به عنوان یك كاندیدای اصولگر با همین تحلیل وارد انتخابات ریاست جمهوری نهم شد. نوع تبلیغات شهری و تلویزیونی این كاندیدا كاملا غلبه این تحلیل را نشان میداد. آنچه كه مبدعان این تحلیل از نظر دور داشته بودند با اعلام نتایج انتخابات تا حدی روشن شد؛ قشر سفید كه آقایان آراء آنان را دربست در اختیار خود میدانستند با تبلیغاتی كه بر خلاف ارزشهای دیدنی و انقلابی میدیدند از این كاندیدا رویگردان شده و تصوری كه در مورد قشر خاكستری نیز وجود داشت كه با نشان دادن چند دختر و پسر در كلیپ تبلیغای و امروزی برگزار كردن همایشهای تبلیغاتی به راحتی جذب خواهند شد نیز درست از آب درنیامد؛ در این تحلیل بیش از حد قشرهای جامعه ساده تصور شده بودند. شاید برخورد صادقانه دكتر احمدینژاد و ایمان داشتن او به ارزشها و بیان نسبتا صریح او جواب بهتری در عرصه انتخابات داد گر چه او نیز تا حدی گرفتار این تحلیل بود كه بعدها خود را بیشتر نشان داد. اگر به خاطر داشته باشید حركتهای عجیبی مرتبط با این حوزه در ابتدای دوره ریاست جمهوری از او سر زد. اعلام ناگهانی او مبنی بر فراهم آوردن امكان حضور خانمها در استادیوم و بیتفاوتی نسبت به نگرانی مراجع و مخالفت با طرح امنیت اجتماعی و گشتهای ارشاد از این دست مسائل میتواند باشد.
یكی از اعضای عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی چندی پیش فاش كرد كه قانون "گسترش فرهنگ عفاف و حجاب" كه از سال 84 در دوره خاتمی تصویب شده بود با نظر مستقیم دكتر احمدی نژاد متوقف شده است. سیاست غیر رسمی دولت عدم ارتباط موی سر زنان به دولت بود كه توسط برخی مسئولین نیز اعلام شد. حتی برخی اطرافیان و شاید خود ایشان، مطالبات مردم متدین در مورد برخورد با بدحجابی را سناریوسازی مخالفان برای كاهش محبوبیت رئیس جمهور میدانستند. پس از قضایای اخیر انتخابات و فتنه سبز نكتهای كه به ذهن میرسد آنكه احمدینژاد به وسیله كسانی كه برای جلب رضایت آنان جلوی احكام الهی و خواستههای انقلابی مردم متدین ایستاده بود منكوب و هتك حرمت شد. خداوند در مورد كسانی كه با دوستی كفار به دنبال عزت میگردند میفرماید: الذین یتخذون الكافرین اؤلیاء من دون المؤمنین أیبتغون عندهم العزة فإن العزة لله جمیعا؛ آنان كه كافران را به جای مؤمنین دوست میگیرند آیا عزت را نزد آنان جستجو میكنند در حالی تمام عزت برای خداوند است (نساء، 139).
یكی از اهل نظر مطلب جالبی را در این زمینه بیان میكرد. او میگفت در سیاست غربی باید با جلب رضایت اقشار مختلف جامعه به قدرت رسید، اما در سیاست اسلامی بر اساس فرموده حضرت علی علیه السلام كه فرمود: من أصلح ما بینه و بین الله أصلح الله ما بینه و بین الناس و من أصلح أمر آخرته أصلح الله أمر دنیاه؛ كسی كه میان خود و خدا را اصلاح كند خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد كرد و كسی كه امور آخرت خود را اصلاح كند خدا امور دنیای او را اصلاح خواهد كرد (حكمت 89 نهج البلاغه) ما باید رابطه خود را با خدا درست كنیم و او رابطه ما و مردم را آنگونه كه صلاح بداند اصلاح خواهد كرد. قصد نگارنده از نام بردن اشخاص به هیچوجه نفی یا اثبات آنها نیست بلكه خوف آن وجود دارد كه شریعت الهی علاوه بر منافقین توسط خود متدینین در دایره امور شخصی و یا امور اجتماعی كه مخالفتی با هوای نفس ندارد محدود شود. هدف از آمدن پیامبر و دین اسلام و حكومت اسلامی جاری شدن احكام الهی در تمامی شئونات جامعه است و نه برشی سلیقهای از آن. و أن احكم بینهم بما أنزل الله و لا تتبع أهواءهم و احذرهم أن یفتنوك عن بعض ما أنزل الله إلیك؛ و حكم كن بین آنها بر اساس آنچه كه خدا نازل كرده است و از هوا و هوس آنها پیروی نكن و بر حذر باش كه تو را گمراه كنند از بعضی از آنچه خدا بر تو نازل كرده است (مائده، 49).
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


