درخواست قصاص براي عامل 8 جنایت
عامل قتلهاي سريالي كازرون در نخستين جلسه محاكمه، ضمن اعتراف به قتل، جزئيات اولين جنايت را تشريح كرد. اين در حالي است كه اولياي دم براي قاتل سريالي تقاضاي اعدام كردند.
در جلسه صبح ديروز كه به رياست قاضي عرفانيزاده و با حضور مرتضي 25 ساله – متهم رديف اول – و سه تن از برادرانش در شعبه دوم دادگاه كيفري شيراز برگزار شد. ابتدا قاضي زارعي – نماينده دادستان – به تشريح كيفرخواست پرداخت و گفت: در اين پرونده مرتضي كه از اهالي بخش كنار تخته شهرستان كازرون و داراي سابقه كيفري است متهم به مباشرت در 8 فقره قتل عمدي، شركت در سرقت مسلحانه، ايراد جرح عمدي و تمرد از فرمان مأموران بوده كه اقداماتش موجب اخلال در نظم عمومي و سلب آسايش جامعه شده است. ساير متهمان نيز به معاونت در قتل عمدي و فراري دادن متهم و ضرب و جرح عمدي متهم هستند.
در ادامه جلسه قاضي نيكنام – مستشار دادگاه – پس از تفهيم اتهام به مرتضي از او خواست با حضور در جايگاه به دفاع از خود بپردازد.
عامل اصلي جنايتهاي سريالي هم با اشاره به دو سابقه كيفري و يكسال زندان به اتهام شركت در نزاع به تشريح ماجراي نخستين قتل پرداخت و گفت: «قتل غلامحسين جوكار معروف به ماشاءالله را قبول دارم.»
متهم ادامه داد: وقتي 5 ساله بودم پدرم به قتل رسيد و پس از مدتي، با اطلاع از موضوع به فكر شناسايي قاتل افتادم. تا اينكه هاشم كه از دوستان پدرم بود به من گفت ماشاءالله – غلامحسين – پدرم را كشته است. با آنكه به هاشم نيز شك داشتم و فكر ميكردم براي حفظ جان خودش ماشاءالله را قاتل پدرم معرفي كرده است اما كمكم شكم برطرف شد و براساس راهنماييهاي او عمل ميكردم. تا اينكه مخفيگاه ماشاءالله را در يك گلهدان – آغل گوسفندان – شناسايي كرده و پس از خريد يك كلاشينكف به سراغ ماشاءالله رفتم. وقتي وارد گلهدان شدم او خواب بود. چند دقيقهاي منتظر شدم وقتي صورتش را به طرفم چرخاند و مطمئن شدم خودش است اسلحه را زير گوشش گذاشتم كه بيدار شد و وحشتزده نگاهم كرد. همان موقع با عصبانيت پرسيدم چه بلايي سر پدرم آورده و كجا دفنش كرده؟ كه گفت: «مقصر اين ماجرا هاشم و برادرانش بخصوص شكرالله هستند. ضمن اينكه قاتل، تاوانش را پرداخته است.
مرتضي در ادامه گفت: به دليل اينكه شكرالله چندي قبل مرده بود ماشاءالله ميخواست به من بفهماند او قاتل بوده است.
اما همان موقع شكم نسبت به او از بين رفت و مطمئن شدم خودش هم در قتل پدرم حضور داشته است. بنابراين با شليك 6 گلوله به سرش وي را كشته و فرار كردم!»
قاضي: چطور مطمئن هستي كه پدرت كشته شده و قاتلش هم ماشاءالله بوده؟
ـ در پنج سالگي يك روز كوروش و قاسم به خانه ما آمدند و پس از كتكزدن پدرم او را با خود بردند. همان موقع شكايت كرديم و فردي به نام امرالله نيز شهادت داد كه آن دو نفر پدرم را به خانه ماشاءالله بردهاند و بعد از آن هم پدرم را با خودرو به جاي ديگري منتقل كردهاند. اما پدرم هيچ وقت برنگشت و ما هم نتوانستيم جرمي را ثابت كنيم.
پس چه سندي براي اثبات قتل به دست ماشاءالله داري؟
ـ يقين قلبي داشتم.
نخستين جلسه دادگاه پس از طرح شكايتهاي خانواده قربانيان و تقاضاي قصاص عامل جنايتها، پايان يافت و رسيدگي به ساير قتلها به جلسه آينده موكول شد. گفتني است مرتضي از تيرماه 85 جنايتهايش را با قتل ماشاءالله آغاز كرد و تا سال 88 هفت تن ديگر به نامهاي حسن، داوود، شهاب، شاهرضا، محمد شريف، هاشم و فرهاد را به رگبار بست. تا اينكه سرانجام با رديابيهاي قضايي، پليسي، مخفيگاهش در ملاير محاصره و در عملياتي ضربتي دستگير شد.
در ادامه جلسه قاضي نيكنام – مستشار دادگاه – پس از تفهيم اتهام به مرتضي از او خواست با حضور در جايگاه به دفاع از خود بپردازد.
عامل اصلي جنايتهاي سريالي هم با اشاره به دو سابقه كيفري و يكسال زندان به اتهام شركت در نزاع به تشريح ماجراي نخستين قتل پرداخت و گفت: «قتل غلامحسين جوكار معروف به ماشاءالله را قبول دارم.»
متهم ادامه داد: وقتي 5 ساله بودم پدرم به قتل رسيد و پس از مدتي، با اطلاع از موضوع به فكر شناسايي قاتل افتادم. تا اينكه هاشم كه از دوستان پدرم بود به من گفت ماشاءالله – غلامحسين – پدرم را كشته است. با آنكه به هاشم نيز شك داشتم و فكر ميكردم براي حفظ جان خودش ماشاءالله را قاتل پدرم معرفي كرده است اما كمكم شكم برطرف شد و براساس راهنماييهاي او عمل ميكردم. تا اينكه مخفيگاه ماشاءالله را در يك گلهدان – آغل گوسفندان – شناسايي كرده و پس از خريد يك كلاشينكف به سراغ ماشاءالله رفتم. وقتي وارد گلهدان شدم او خواب بود. چند دقيقهاي منتظر شدم وقتي صورتش را به طرفم چرخاند و مطمئن شدم خودش است اسلحه را زير گوشش گذاشتم كه بيدار شد و وحشتزده نگاهم كرد. همان موقع با عصبانيت پرسيدم چه بلايي سر پدرم آورده و كجا دفنش كرده؟ كه گفت: «مقصر اين ماجرا هاشم و برادرانش بخصوص شكرالله هستند. ضمن اينكه قاتل، تاوانش را پرداخته است.
مرتضي در ادامه گفت: به دليل اينكه شكرالله چندي قبل مرده بود ماشاءالله ميخواست به من بفهماند او قاتل بوده است.
اما همان موقع شكم نسبت به او از بين رفت و مطمئن شدم خودش هم در قتل پدرم حضور داشته است. بنابراين با شليك 6 گلوله به سرش وي را كشته و فرار كردم!»
قاضي: چطور مطمئن هستي كه پدرت كشته شده و قاتلش هم ماشاءالله بوده؟
ـ در پنج سالگي يك روز كوروش و قاسم به خانه ما آمدند و پس از كتكزدن پدرم او را با خود بردند. همان موقع شكايت كرديم و فردي به نام امرالله نيز شهادت داد كه آن دو نفر پدرم را به خانه ماشاءالله بردهاند و بعد از آن هم پدرم را با خودرو به جاي ديگري منتقل كردهاند. اما پدرم هيچ وقت برنگشت و ما هم نتوانستيم جرمي را ثابت كنيم.
پس چه سندي براي اثبات قتل به دست ماشاءالله داري؟
ـ يقين قلبي داشتم.
نخستين جلسه دادگاه پس از طرح شكايتهاي خانواده قربانيان و تقاضاي قصاص عامل جنايتها، پايان يافت و رسيدگي به ساير قتلها به جلسه آينده موكول شد. گفتني است مرتضي از تيرماه 85 جنايتهايش را با قتل ماشاءالله آغاز كرد و تا سال 88 هفت تن ديگر به نامهاي حسن، داوود، شهاب، شاهرضا، محمد شريف، هاشم و فرهاد را به رگبار بست. تا اينكه سرانجام با رديابيهاي قضايي، پليسي، مخفيگاهش در ملاير محاصره و در عملياتي ضربتي دستگير شد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


