پرسهای در نمایشگاه عکس پیمان هوشمندزاده
نمایشگاه جدید عکس پیمان هوشمندزاده وسط شهر است و میان شلوغیها و دودها و بوقها. تقریبا ظهر است که به گالری آران میرسیم.
نمایشگاه جدید عکس پیمان هوشمندزاده وسط شهر است و میان شلوغیها و دودها و بوقها. تقریبا ظهر است که به گالری آران میرسیم. گالری خلوت است و میشود با خیال راحت و دلواپس نگاههای بازدیدکننده کناری نبودن، عکسها را دید. این عکسها چهار مجموعهاند به نامهای «اسکناس ها»، « چاقوها»، «له شدهها» و «زمان». البته مجموعه طراحی سکههایی هم در کار است یا قرار بوده در کار باشد، که در این نمایشگاه خبری از آن نیست. به طور کلی
۲۵ عکس در این نمایشگاه وجود دارد و تاریخ خلقشان هم ظاهرا ۸۸ شمسی است....
تجربههای معمولی شگفتانگیز
آرش فایض که خودش هم عکاس است در پاراگراف اول کاتالوگ نمایشگاه نوشته:« پیمان هوشمندزاده از معدود عکاسانی ست که برای دلش کار میکند، حتی نیم نگاهی هم به اطراف نمیاندازد که ببیند اوضاع از چه قرار است و بازار فروش به کدام سوی هنر معلوم الحال ایران متمرکز شده است. تصاویری واقعی خلق میکند و از جنس خودش.
بی وقفه کار میکند و دست از تجربه کردن بر نمیدارد». همینطور که ۲۵ عکس را جلو میرویم، بیشتر و بیشتر به این حرفهای آقای فایض ایمان میآوریم. مجموعه «له شدهها» شاید جالبترین عکسها را در خود قاب گرفته باشد؛ در یک عكس قوطی درب و داغان چسب در مرکزیت قرار گرفته. در آن یکی یک قاشق خمیده...چقدر این اشیا روزمرهاند و اینجا چه سوژه عجیبی را ساختهاند در عین معمولی بودن. نگاهمان تلاقی میکند با جملات دیگری از آرش فیاض:« همین استفاده از اشیا پیش پا افتاده ما را وا میدارد که بیشتر تامل کنیم، چشم و گوش باز کنیم و روی جزییات دقیقتر شویم....»
حرف هنرمند
« من توضیحی راجع به کارم نمیدهم. مخاطب باید بیاید ببیند و برداشت خودش را داشته باشد.». میخواهیم خود هوشمندزاده در رابطه با نمایشگاه بگوید و او در جواب جملههای بالا را میگوید. واژهها و لحن پیمان هوشمندزاده اما بیادا و طوار است. معلوم است که خودش است. آنقدری که ما برنخورد و مدام با سوالهای جورواجور بخواهیم آخر سر حرفی در توضیح کارهایش بدهد و او همچنان پیمان هوشمندزاده بماند!
لحظه
« نظر مخاطب در مورد عکس در همان لحظه اول شکل میگیرد؛ یعنی همان بار اول که عکس را دید یا خوشاش میآید، یا نه.» تصمیم میگیریم فرضیه پیمان هوشمندزاده را روی سایر بازدیدکنندگان امتحان کنیم. محمد شیروانی مستندساز آمده تا سری به نمایشگاه دوستاش بزند. از او در مورد حس اولیهاش میپرسیم. قاطعانه جواب میدهد که خوشاش آمده. اشاره میکند به هوشمندی هوشمندزاده که چطور با جزئیات پیش پا افتاده مثلا با کنار هم قرار دادن چند سنجاق قفلی، یک نقش و نگار ایرانی خلق کرده است. شیروانی در مورد مجموعه «اسکناسها» صحبت میکند که شاید ظریفترین و خلاقانهترین و احتمالا پرطرفدارترین مجموعه نمایشگاه باشد.
اصالت حضور
کوروش عسگری عكاس از بازدیدکنندگان نمایشگاه است و دو واژه «خلاقانه» و «عالی» را در توصیف کارهای نمایشگاه میگوید و درهمین حین نگاهی تحسین آمیز و عمیق به مجموعه «اسکناس» میاندازد. پیمان هوشمندزاده در تمام مدتی که محمد شیروانی و کوروش عسگری از کارهایش میگویند ساکت و آرام گوش میدهد. بهش میگوییم آدم باورش نمیشود نویسندهای که مجموعه داستان مهندسی شده و دقیقی مثل «ها کردن» را مینویسد و اسکناسهایی با این حجم از جزئیات طراحی میکند، اینقدر در توضیح کارهایش ساکت و بیخیال باشد. لبخندی میزند و زیرلبی میگوید که زمان خلق هنرش دقت دارد و مثلا برای طراحیهای این اسکناسها حسابی زحمت کشیده است.
چرا؟
محمد شیروانی لابلای گپ و گفت در مورد عکسها، جمله ظریف و جالبی میگوید:« زمانی که کارهای این نمایشگاه را برای بار اول دیدم، احساس کردم هوشمندزاده در تکتک کارها خودش حضور دارد». و این شاید همان نکتهای باشد که باعث میشود مجموعه داستان «ها کردن» به چاپ نهم برسد، سه چهار جایزه مختلف عکاسی به هوشمندزاده تعلق بگیرد و نمایشگاههای مختلف او در جاهای مختلف دنیا برگزار شود و مورد استقبال قرار گیرد و احتمالا... مجموعه داستان جدیدش؛«شاخ» به چاپهای چندم برسد. و به همین خاطر است که شما را دعوت میکنیم به تماشای نمایشگاه عکس پیمان هوشمندزاده ؛نمایشگاهی که اسم ندارد و خود هوشمندزاده میگوید اینطوری بهتر است. این نمایشگاه تا ۱۵ اردیبهشت در گالری آران واقع در خیابان خردمند شمالی، کوچه دی، پلاک ۱۲ برپاست. ساعات بازدید هم از ۱۱ تا ۷ بعدازظهر است.
گزارش : روزنامه تهران امروز (www.tehrooz.com)
۲۵ عکس در این نمایشگاه وجود دارد و تاریخ خلقشان هم ظاهرا ۸۸ شمسی است....
تجربههای معمولی شگفتانگیز
آرش فایض که خودش هم عکاس است در پاراگراف اول کاتالوگ نمایشگاه نوشته:« پیمان هوشمندزاده از معدود عکاسانی ست که برای دلش کار میکند، حتی نیم نگاهی هم به اطراف نمیاندازد که ببیند اوضاع از چه قرار است و بازار فروش به کدام سوی هنر معلوم الحال ایران متمرکز شده است. تصاویری واقعی خلق میکند و از جنس خودش.
بی وقفه کار میکند و دست از تجربه کردن بر نمیدارد». همینطور که ۲۵ عکس را جلو میرویم، بیشتر و بیشتر به این حرفهای آقای فایض ایمان میآوریم. مجموعه «له شدهها» شاید جالبترین عکسها را در خود قاب گرفته باشد؛ در یک عكس قوطی درب و داغان چسب در مرکزیت قرار گرفته. در آن یکی یک قاشق خمیده...چقدر این اشیا روزمرهاند و اینجا چه سوژه عجیبی را ساختهاند در عین معمولی بودن. نگاهمان تلاقی میکند با جملات دیگری از آرش فیاض:« همین استفاده از اشیا پیش پا افتاده ما را وا میدارد که بیشتر تامل کنیم، چشم و گوش باز کنیم و روی جزییات دقیقتر شویم....»
حرف هنرمند
« من توضیحی راجع به کارم نمیدهم. مخاطب باید بیاید ببیند و برداشت خودش را داشته باشد.». میخواهیم خود هوشمندزاده در رابطه با نمایشگاه بگوید و او در جواب جملههای بالا را میگوید. واژهها و لحن پیمان هوشمندزاده اما بیادا و طوار است. معلوم است که خودش است. آنقدری که ما برنخورد و مدام با سوالهای جورواجور بخواهیم آخر سر حرفی در توضیح کارهایش بدهد و او همچنان پیمان هوشمندزاده بماند!
لحظه
« نظر مخاطب در مورد عکس در همان لحظه اول شکل میگیرد؛ یعنی همان بار اول که عکس را دید یا خوشاش میآید، یا نه.» تصمیم میگیریم فرضیه پیمان هوشمندزاده را روی سایر بازدیدکنندگان امتحان کنیم. محمد شیروانی مستندساز آمده تا سری به نمایشگاه دوستاش بزند. از او در مورد حس اولیهاش میپرسیم. قاطعانه جواب میدهد که خوشاش آمده. اشاره میکند به هوشمندی هوشمندزاده که چطور با جزئیات پیش پا افتاده مثلا با کنار هم قرار دادن چند سنجاق قفلی، یک نقش و نگار ایرانی خلق کرده است. شیروانی در مورد مجموعه «اسکناسها» صحبت میکند که شاید ظریفترین و خلاقانهترین و احتمالا پرطرفدارترین مجموعه نمایشگاه باشد.
اصالت حضور
کوروش عسگری عكاس از بازدیدکنندگان نمایشگاه است و دو واژه «خلاقانه» و «عالی» را در توصیف کارهای نمایشگاه میگوید و درهمین حین نگاهی تحسین آمیز و عمیق به مجموعه «اسکناس» میاندازد. پیمان هوشمندزاده در تمام مدتی که محمد شیروانی و کوروش عسگری از کارهایش میگویند ساکت و آرام گوش میدهد. بهش میگوییم آدم باورش نمیشود نویسندهای که مجموعه داستان مهندسی شده و دقیقی مثل «ها کردن» را مینویسد و اسکناسهایی با این حجم از جزئیات طراحی میکند، اینقدر در توضیح کارهایش ساکت و بیخیال باشد. لبخندی میزند و زیرلبی میگوید که زمان خلق هنرش دقت دارد و مثلا برای طراحیهای این اسکناسها حسابی زحمت کشیده است.
چرا؟
محمد شیروانی لابلای گپ و گفت در مورد عکسها، جمله ظریف و جالبی میگوید:« زمانی که کارهای این نمایشگاه را برای بار اول دیدم، احساس کردم هوشمندزاده در تکتک کارها خودش حضور دارد». و این شاید همان نکتهای باشد که باعث میشود مجموعه داستان «ها کردن» به چاپ نهم برسد، سه چهار جایزه مختلف عکاسی به هوشمندزاده تعلق بگیرد و نمایشگاههای مختلف او در جاهای مختلف دنیا برگزار شود و مورد استقبال قرار گیرد و احتمالا... مجموعه داستان جدیدش؛«شاخ» به چاپهای چندم برسد. و به همین خاطر است که شما را دعوت میکنیم به تماشای نمایشگاه عکس پیمان هوشمندزاده ؛نمایشگاهی که اسم ندارد و خود هوشمندزاده میگوید اینطوری بهتر است. این نمایشگاه تا ۱۵ اردیبهشت در گالری آران واقع در خیابان خردمند شمالی، کوچه دی، پلاک ۱۲ برپاست. ساعات بازدید هم از ۱۱ تا ۷ بعدازظهر است.
گزارش : روزنامه تهران امروز (www.tehrooz.com)
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


