حسام الدین آشنا: مقایسه جلیلی با روحانی، ظلم در حق جلیلی است/ دولت روحانی مشایی، رحیمی و ثمره هاشمی ندارد
مشاور فرهنگی رییس جمهور تاکید دارد در دولت یازدهم هیچ کس اجازه نزدیکی زیاد به روحانی را ندارد.
به گزارش بولتن نیوز به نقل از نامه نیوز، سخت
پاسخ سوالات را میدهد، با طمانینه و کوتاه. این خصلت شاید بیش از آنکه
حاصل سالها نشست و برخاست او با سیاسیون و حضورش در سمتهای دولتی باشد،
به شناخت او از رسانه و شیطنتهای خبرنگاری و رسانهای باز میگردد. به
همین دلیل است که حسام الدین آشنا را نمی توان با فوت و فنهای خبرنگاری
تهییج کرد یا تحریک به حرف زدن. آنجا که لازم میدید صریح پاسخ می داد و
آنجا که بنایش بر پاسخ ندادن بود، به قول خودش برهان خلف هم نمی توانست
وادار به پاسخ دادنش کند.
با
حسامالدین آشنا؛ صبح نوزدهم ماه رمضان در دفتر تحقیقات استراتژیک نهاد
ریاست جمهوری به گفتگو نشستیم، گفتگویی که قرار بود یک ساعت طول بکشد اما
تلفنی از دفتر ریاست جمهوری، گفتگوی ما با مشاور رییس جمهور را ناتمام
گذاشت و تاکنون فرصت ادامه گفتگو با وی فراهم نشده است.
اما
نشستن بر صندلی مشاورت حسن روحانی از بی پروایی و صراحت لهجه استاد
ارتباطات دانشگاه امام صادق نکاسته است. وقتی از حضورش در ستادهای
انتخاباتی و حمایتش از حسن روحانی میپرسیم با اینکه تاکید دارد که هیچ یک
از کاندیداها در اندازه و وزن حسن روحانی برای ریاست جمهوری نبودند اما این
را هم صراحتا میگوید که « هیچ وقت پایم را در ستاد انتخاباتی روحانی
نگذاشتم» یا اینکه «من هیچوقت کاری با آقای دکتر روحانی نداشته ام. هنوز هم
کاری ندارم. اگر ایشان کاری داشته باشند احضار میکنند.»
صحبت
به کاندیداهای انتخابات که میرسد اول از هم دانشگاهی سابقاش شروع
میکند، معتقد است با سعید جلیلی و دیگر تحصیلکردههای دانشگاه امام صادق
اشتراکات بنیادین دارد اما این را هم میگوید که «نباید جلیلی را با حسن
روحانی مقایسه کرد چون مقایسهای ظالمانه و ظلم در حق جلیلی است.» به
قالیباف که میرسیم صریح میگوید «اگر قالیباف در حد خودش صحبت می کرد با
ضدحمله روحانی مواجه نمی شد.»
وقتی
میپرسیم شما واقعا مرد پشت پرده دولت روحانی هستید، لبخند میزند و با
همان آرامش خاص خودش پاسخ میدهد«دولت اصلا پشت پرده ندارد و اتفاقا دولت
بی پردهای است.» به گفته آشنا دولت روحانی نه مشایی دارد نه رحیمی، نه حتی
ثمره هاشمی. او حتی این را هم تاکید دارد که بگوید «حسن روحانی رییس
جمهوری است که به کسی اجازه نمیدهد به او نزدیک شود. توان مشورت گیری
بالایی دارد ولی در نهایت خودش به تصمیم گیری میرسد.»
مشروح گفتگوی تفصیلی نامه نیوز با حسام الدین آشنا، مشاور فرهنگی رییس جمهور را در ادامه مطالعه فرمایید؛
******************
من از سال 62 دغدغه فرهنگی داشتم، به همین خاطر به دانشگاه امام صادق و رشته تبلیغ آمدم.
نه.
حتما تشدید شد.
در دولت اصلاحات، 14 میلیون نفری که به خاتمی رای نداده بودند، نادیده گرفته میشدند
از اینکه در دولت یک سیاست فرهنگی حاکم بود که فکر می کرد مشکلات کشور صرفا با توجه به یک بخش از کنشگران فرهنگی و سیاسی حل میشود و چهارده میلیون نفری که به آقای خاتمی رای نداده بودند را نادیده میگرفت. معتقدم ندیدن منتقدان و مخالفان و افرادی که نگران هستند می تواند بزرگترین اشتباه یک دولت باشد.
تا حالا جواب این سوال را ندادم.
فکر نمیکنم هنوز حد تجسس به اینجا رسیده باشد.
من به آقای خاتمی رای ندادم.
بار جمهوری اسلامی سنگینتر از توان اجرایی خاتمی بود
من آقای خاتمی را یک چهره فرهنگی غیراجرایی میدانستم و بار جمهوری اسلامی را سنگینتر از توان اجرایی آن موقع آقای خاتمی.
من به آقای ناطق هم رای ندادم.
ناطق نوری را رییس مجلس خوبی میدانستم نه رییس جمهور خوبی
ایشان را رییس مجلس خوبی می دانستم نه رییس جمهور خوبی.
برای مجلس و اداره مجلس خیلی خوب بودند و گزینه بهتری از آقای ناطق برای اداره مجلس در آن دوره نداشتیم. آقای ناطقنوری قدرت اجرایی بالاتری نسبت به آقای خاتمی داشتند ولی نگاه شان عقب تر از تحولات جامعه بود.
من به آقای ری شهری هم رای ندادم. از برهان خلف هم به رای من نمیرسید.
خاتمی میدانست به او رای ندادم اما حاضر بود سخنان امثال من را هم بشنود
مهم این است که آقای خاتمی میدانست که من به ایشان رای ندادم ولی حاضر بود سخنان امثال مرا هم بشنود.
من هر گاه نیاز بوده به عنوان مشاور و همراه در خدمت حضرت آیت الله دری نجف آبادی بوده ام.
من از سال 1371 تا کنون عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق هستم.
یکی از چیزهایی که من حتما میتوانم تاکید و تصحیح کنم این است که من هیچگاه مسئول اداره کل اطلاعات قم نبوده ام.
من همیشه به آقای دری نجف آبادی هرجا که خواسته اند مشورت داده ام.
بخاطر اجازهای که ایشان داده اند تا عضوی از خانواده شان بشوم.
من سال 74 وارد دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق شدم. در نتیجه در دوره آقای خاتمی من دانشجوی دکتری بودم. آشنایی کاری با آقای خاتمی به همان شورای برنامه ریزی دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات بر میگردد که با حکم حضرت آیت الله مهدوی کنی، ایشان و تعدادی از دیگر از صاحبنظران حوزه فرهنگ، ارتباطات، جامعه شناسی و دین شناسی برای شورای برنامه ریزی دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات دعوت شده بودند.
بله آقای خاتمی بودند. آقایان حدادعادل، روح الامینی، توسلی، محسنیان، معتمدنژاد، چنگیز پهلوان و تعداد دیگری از استادان هم حضور داشتند.
من از ایشان و تعدادی دیگر از استادان بسیار آموختم.
نه ما هم دوره بودیم.
بین من و سعید جلیلی و دیگر فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق اشتراکات بنیادین وجود دارد
بین فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق اشتراکات بنیادینی وجود دارد، تفاوتها در سلیقههای اجرایی است، ولی آن اشتراکات بنیادین خیلی مهم است. بین من و آقای جلیلی و دیگر فارغ التحصیلان قدیمیتر این دانشگاه شباهتهای اساسی خیلی جدی وجود دارد.
پیوند با اسلام و انقلاب اسلامی، پیوند با امام و رهبری. توجه به ارزش های انقلابی و توان اقدام در روشهای غیر بوروکراتیک و تقدم اخلاق بر سیاست.
حتما اگر از ایشان بپرسید همین پاسخ را می دهند.
فکر نمی کنم.
من رقیب آقای جلیلی نبودم، رقیب آقای جلیلی آقای روحانی بودند.
من در پایگاه خودم کار می کردم.
هیچوقت پایم را در ستاد انتخاباتی روحانی نگذاشتم
هیچوقت پایم را در ستاد انتخاباتی اقای روحانی نگذاشتم.
نه.
به ستاد اعتقاد نداشتم، به منزل روحانی میرفتم
به خانه ایشان می رفتیم.
من به ستاد اعتقاد نداشتم.
من نمیدانم چندتاهسته وجود داشته فقط می دانم که هر وقت ایشان کاری داشتند صدایم میکردند و من به منزلشان میرفتم .
هیچوقت کاری با روحانی نداشتم، هنوز هم ندارم
من هیچوقت کاری با آقای دکتر روحانی نداشته ام. هنوز هم کاری ندارم. اگر ایشان کاری داشته باشند احضار میکنند.
مثلا چه اطلاعاتی؟ مگر ایشان از اطلاعاتی علیه آقای جلیلی استفاده کرد؟
مقایسه روحانی و جلیلی یک مقایسه ظالمانه است
این به میزان فاصله سنی و تجربیات اجتماعی و سیاسی این دو نفر بر میگردد. این تفاوت، تفاوت یک لحظه نیست. آقای جلیلی متولد 43 هستند، آقای روحانی متولد1327 هستند. یعنی 16 سال فاصله سنی دارند. که این 16 سال با یک دوره تاریخی خیلی خاصی از کشور همراه بوده است و تجربیات سیاسی و اجتماعی را برای ایشان به همراه داشته است. آقای روحانی سالها نایب رییس مجلس بودند، صدها جلسه بسیار سنگین را اداره کردند. مقایسه دکتر جلیلی و دکتر روحانی یک مقایسه ظالمانه است. یعنی ظلم به آقای جلیلی است که بخواهیم ایشان را با آقای روحانی مقایسه کنیم. چون این دو نفر تجربیات متفاوتی دارند. وقتی که آقای جلیلی مثل من و هزارها نفر دیگر به عنوان دانشجویان بسیجی در جبهه بودند، آقای روحانی سطح کلان جنگ را اداره می کردند. این فاصله در همه ابعاد دیگر هم وجود دارد.
برای اینکه تصور میکنم در فرصت محدود انتخابات این ستاد نیست که کار می کند بلکه گفتمان است که کار می کند.
کافی بود که شما از دور به این 8 نفر نگاه میکردید، معلوم بود که چه کسی لیاقت رییس جمهور شدن را دارد. بحث ثبوتی را عرض میکنم. از نظر من در جنبه ثبوتی دکتر روحانی قطعا استحقاق و لیاقت بالاتری برای پذیرفتن مسئولیت در میان این8 نفر را داشتند. بحث اصلی بحث وجه اثباتی بود نه ثبوتی. یعنی بحث واقعیت نبود، بحث واقع شدن بود.
در این بحث هم کافی بود که مردم هم این احساس را بکنند که گرچه همه می دانیم که اقای روحانی لیاقتش بیشتر است اما می گذارند که رییس جمهور هم بشود یا نه ؟ وقتی که شما وارد آن فضا شدید که بله میگذارند، مطمئن میشدید که ایشان رای می آورد.
تنها تیمی که علیه دیگر کاندیداها کار نکرد تیم آقای روحانی بود
آنها حق داشتند که تلاش کنند، وظیفه داشتند که زحمت بکشند، همه کاندیداها به امیدی وارد انتخابات میشوند. من هیچ گاه شاهد این نبودم که تیم آقای روحانی علیه دیگران تلاشی انجام دهد. شاید تنها تیمی که علیه کسی کار نکرد تیم آقای روحانی بود و تا زمانیکه مورد هجوم هم قرار نگرفت از خودش دفاع نکرد. در واقع آقای روحانی در موضع دفاع بود نه در موضع هجوم.
این هم به سوابق امر بر میگردد. هرچیزی سوابق امری دارد. آن سوابق تعیین کننده هستند. وزن افرادی که در مناظرهها شرکت کرده بودند وزنهای مشخص بود. اگر هرکسی در حد همان وزن خودش حرف میزد با هیچ ضدحمله ای مواجه نمی شد.
این شخصیت وجود داشت نه اینکه فقط من ببینم. هرکسی هم نگاه می کرد متوجه می شد بحث سر چیز دیگری بود.
آمدم کمک کنم.
مجاب نکردند که رای می آورند، در واقع من سه سوال یا نقدی که به نظرم مهم بود را مطرح کردم که بدانم این آدم صورت مساله را چطور و چگونه می بیند و دیدم که درست می بینند.
مهمترین حمله را من به روحانی کردم آنهم در منزلشش در نه مناظره
این سخت ترین و صریح ترین سوالاتی بود که می شود از کسی کرد. مهمترین حمله به آقای روحانی را من کردم. نه در مناظره بلکه در منزلشان و همان روز اول این اتفاق افتاد. وقتی از پس این سوال بر می آید از پس سوالات دیگر راحت تر بر می آید.
هیچ نقشی در پیروزی روحانی ندارم
هیچ.
نه ایشان خودشان کار کردند. در واقع ایشان امکانی را پیدا کرد برای به فعلیت رساندن آن بالقوه ها و قابلیت ها.
اگر می خواستند بله.
نه معمولا ولی گاهی می خواستند. مهم این است که آقای روحانی وابسته به مشورت یک نفر نبود. این مهم است. نه آشنا نه هیچ کس دیگری نمیتواند بگوید من در پیروزی ایشان نقش داشتم. این خیلی مهم است. ایشان با بنده حرف زده ولی فقط با من نبوده، با بسیاری از افراد حرف زده است. بسیاری از بزرگان با ایشان حرف زدند، ایشان از افرادی مشورت گرفتند که هنوز هم شاید آن افراد راجع به آن مشورت ها حرف نزنند. من هم یکی از کسانی بودم که مورد مشورت قرار گرفتم. بزرگ کردن نقش یک نفر جفای در حق کسی است که اصل مبارزه را انجام داده است. اینکه حواشی را پررنگ کنیم چیزی گیر کسی نمی آید.
نفی می کنم که مرد پشت پرده دولت هستم
همه را نفی می کنم.
نه چون واقعیت ندارد. من می دانم چرا به ایشان کمک کردم اما نمی تونم ارزیابی کنم که چقدر کمک کردم. چه کسی میتواند این را بگوید.
روحانی بهاری بود که پشت زمستان مانده بود
من میفهمیدم که یک فردی ظرفیت خیلی بالایی را برای مسئولیت پذیری داشته است و همانطور که آن فیلم اول ایشان اسم گذاری شد «این بهاری است که در پشت زمستان مانده است» از نظر ما یک بهاری بود که پشت زمستان مانده بود. زمستان هم یک مقدار زیادی طولانی شده بود.
جرات میکنم بگویم زمستان 20 سال طول کشید
نه. واقعیت این است که برای من 16 سال یا بین 12 تا 16 سال بود.
جرات می کنم بگویم 20 سال.
روحانی سال 72 میتوانست رییس جمهور شود
نه خیلی طبیعیاش نکنیم. اما از نظر من آقای دکتر روحانی از سال 72 می توانست مسئولیت کشور را برعهده گیرد. یعنی آقای روحانی در دوره دوم آقای هاشمی می توانست رییس جمهور شود.
ایشان وقتی آمد که دیگر جای معطل کردن نبود. قبلش هم شاید ایشان آمادگی را داشت اما دیگران آمادگی نداشتند که جا را خالی کنند.
دولت روحانی؛ دولت حرفهای و قانونی است نه حزبی یا کاریزماتیک
خطرناک ترین چیز برای جمهوری اسلامی همین هوادارن سرسخت هستند. موضوع آقای روحانی دولت حرفه ای است. نه دولت حزبی، نه دولت کاریزماتیک بلکه دولت قانونی. به این معنا که دولت کار ویژههای حرفه ای دارد که باید آنها را انجام دهد چه محبوبیتش اضافه شود چه کم شود باید آنها را انجام دهد ولی باید به مردم راست بگوید. مردم هستند که تصمیم می گیرند در دوره بعد این دولت که خیلی هم کارهای عجیب غریب انجام نمی دهد خیلی هم جذاب نیست ولی کارهایش را انجام می دهد رای بدهند یا ندهند.
این نیست که که ما فکر کنیم که آقای خاتمی چون خیلی خوب حرف میزند پس رییس جمهور خوبی است، یا دولت دکتر احمدی نژاد خوب است چون فکر می کند ساختارشکنی موفقش می کند. مسیرهای افراطی و تفریطی جواب نمیدهد، یک دولتی مورد نیاز است که سرش را پایین بیندازد و کار دولت کند. نه کار حزب، نه کار رسانه، نه کار مسجد، نه کار ارتش. دولت باید فقط کار دولت را بکند.
نه. یا حداقل باید انقدر پشت پرده باشد که من نشناسم.
دولت روحانی دولت بی پرده ای است
اتفاقا دولت بی پردهای است.
تلاشهای پشت پرده در حوزه سیاست خارجی است
تلاشهای پشت پرده عمدتا در حوزه سیاست خارجی صورت می گیرد. در حوزه سیاست خارجی دلمان می خواهد پشت پرده باشد منتهی ظاهرا طرفهای ما خیلی علاقه ندارند پشت پرده باشد، چون زودتر اعلام می کنند.
طرفهای خارجی.
در حوزههای امنیتی چرا قاعدتا وجود دارد.
من مشاور و سرپرست مرکز بررسی های استراتژیک. امنیتی بودنم به آن مقداری که به حوزه استراتژیک مربوط می شود برمیگردد.
نه مشاور رییس جمهور در امور فرهنگی هستم.
هاله زدایی مهم است. حالا به این هاله زدایی می گوییم آشنایی زدایی.
این حرفها مربوط به کسانی است که بدون این حاشیه سازیها روزشان شب نمیشود. خلق یک حاشیه و پرداختن به آن حاشیه بخشی از سرگرمیهای ما ایرانیان است. بخصوص اگر در رسانه کار کنیم.
دولت روحانی، مشایی و رحیمی و ثمره هاشمی ندارد
بله. به هرحال دولت روحانی مشایی ندارد، رحیمی ندارد، ثمره هاشمی هم ندارد. همه اینها آدم هایی هستند که برای آن دولت خیلی هم محترم بودند اما در این دولت از جنس آدمهای خاص و تافته جدابافته ندیدم.
اگر کسی نقش آقای مشایی را در دولت اقای احمدینژاد بداند دیگر از این قیاس های مع الفارق نمی کند.
تعبیر احمدینژاد از اینکه من مشایی هستم و مشایی من است؛ تعبیر هوشمندانه و صادقانهای است
نقش پررنگی داشتند. همانطور که آقای احمدی نژاد گفتند که من مشایی هستم و مشایی من است. این تعبیر هوشمندانه و صادقانه از ارتباط این دو نفر است.
هیچ کس در دولت اجازه نزدیکی به روحانی را ندارد
نه نزدیک است، نه اجازه نزدیکی پیدا میکند. در واقع آقای روحانی کسی نیست که زیاد اجازه نزدیک شدن به خودش را بدهد. اگر در حوزه امنیت چیزی آموخته باشند مهمترینش همین نکته است.
روحانی توان مشورت گیری و جمع بندی خیلی بالایی دارد
نخیر.یا حتی اینکه تحت تاثیر قرارشان دهند. چون توان مشورت گیری بسیار بالایی دارند. ولی غیر از توان مشورت گیری توان جمع بندی خیلی بالایی هم دارند.که نمی شود برای ایشان جمع بندی کرد.
ما حرف خودمان را می زنیم ولی جمع بندی و تصمیم گیری با ایشان است.
نه یک بحثی مطرح می شد هر کس نظر خودش را میداد فقط من تنها نبودم یک جمعی بودیم.
این نزدیکی با آن نزدیکی فرق دارد. به هیچ وجه کسی جای آقای روحانی تصمیم نمی گیرد. برادرشان دستیار ویژه در امور اجرایی هستند. مفهوم دستیار خیلی مهم است. دستیار کسی است که هرچه می گویند انجام می دهند. اما مشاور هرچی دلش می خواهد میگوید.
نه قبلش خیلی نظر میخواستند نه الان. هروقت سوال داشته باشند میپرسند.
دوران علامههای همه چیز دان به سر رسیده است
نه من صریح حرف میزنم. واقعیت این است که کسی که دولت را اداره می کند مسئولیت هر تصمیمی را برعهده میگیرد. شیوههای متفاوتی برای رسیدن به آن تصمیم وجود دارد حتما رییس جمهور از مشورت استفاده می کند خیلی هم استفاده می کنند منتهی مشورت به این معنا نیست که یک نفر بغل گوش آدم باشد که همینجوری حرف بزند و او گوش کند دوران علامه های همه چیز دان و بوذرجمهر ها به سر رسیده است. الان مشورت سازمان یافته شده است مرکز بررسی های استراتژیک یک نهاد مشورتی است که با دهها متخصص طراز اول کشور در رابطه است و در سریع ترین زمان به سوالات راهبردی پاسخ می دهد.
از اینجای مصاحبه به دلیل تماسی که با دکتر آشنا گرفته شد، ایشان به نهاد ریاست جمهوری رفت و مصاحبه نیمه تمام باقی ماند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



"پیوند با اسلام و انقلاب اسلامی، پیوند با امام و رهبری. توجه به ارزش های انقلابی و توان اقدام در روشهای غیر بوروکراتیک و تقدم اخلاق بر سیاست."
ای کاش آقای دکتر آشنا یک تعریف یک خطی هم از رییس جمهور ارائه مي دانند،هر چند پیداست چقدر ایشان را قبول دارند!
این مشکل بسیاری از مدیران و روسای دولتی و غیردولتی ماست که با وجود همه شعارهایی که میدن که من از زیرآب زنی و اینها خوشم نمیاد ولی به راحتی آب خوردن تحت تاثیر حرفهای خاله زنکی قرار میگیرند.
آقای رئیس جمهور فعلی به هیچکس حمله نمیکند!! مگر اینکه طرف هیچکس نباشد مثلا احمدی نژاد و خیلی از دولتمردان دوره قبل!! والبته قالیباف هم جزو هیچکسها نیست!! و ایشان با اینهمه مشورت وزرایی چون وزیر صنعت و وزیر علوم را انتخاب میکند که صد باریکلا دارند.......