کد خبر: ۲۰۱۴۹
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

نقش گردشگري در تمدن اسلام

بي گمان، گردش گري در ايجاد تمدن ها و رشد آن ها نقش اساسي دارد.شماري از صاحب نظران بر اين باورندكه هجرت، لازمه ي يك تمدن است و نخستين تمدن هاي بزرگ كه دربين النهرين به وجود آمده از مهاجرت آرامي ها به بين النهرين سرچشمه گرفته است. (1) هجرت وقتي تمدن ساز است كه با هدف و انگيزه اي عالي همراه باشد. دريافت آثار پيشينيان و بهره وري از آنها با هجرت و گردش گري هدف مند، ممكن مي شود. سفر نقش آفرينان به مراكز علمي براي دست يابي به كتابه هاي پيشينيان و نسخه هاي خطي و بهره مندي از علم دانشمندان انجام مي پذيرفته است. بسياري از دانشمندان كتاب هاي خود را در سفر نگاشته اند. ابن سينا، بخش هاي منطق، مجسطي،اقليدس، رياضيات، موسيقي كتاب شفا را دراصفهان به پايان رساند. كتاب الانصاف خود را نيز در اصفهان نوشت.(2)
شهر بصره وكوفه از سابقه ي علمي برخوردار بودند، ولي با رونق شهر بغداد كه مركز خلافت اسلامي بود، اين شهر مركزيت علمي يافت و در آن جا تمام كتاب هاي پيشينيان مورد توجه قرار گرفت و به عربي ترجمه شد از باب نمونه « اثولوجيا» افلوطين به دستور معتصم و عباسي توسط عبدالمسيح بن عبدالله بن ناعمه حمصي و با نظارت ابويوسف يعقوب بن اسحاق كندي ( م: 258 / ه 871 م. ) به عربي ترجمه شد.
دانشمندان و طالبان علم و از سرتا سر جهان اسلام به بغداد مي آمده اند. خطيب بغدادي در كتاب تاريخ خود كه شرح حال دانشمندان و بزرگان وارد در بغداد را تا سال 463 ه / 1071 م. نگاشته، زندگي نامه 7799 تن دانشمند مرد و 32 تن دانشمند زن را ياد كرده است. (3)
دانشمندي مسلمان درباره ي نقش سفرهاي علمي در باروري علم وتمدن در اسپانيا مي نويسد:
سفر از اندلس به سوي شرق در ميان دانشمندان رواج بسيار داشت؛ زيرا كه جريان تمدن ساز همواره ازمركز به سمت نقاط كم فرهنگ تر روان مي شود. اندلس در آغاز بر علوم شرقي بسيار تكيه مي كرد و آنها را هم چون سر منشأ و اساس شناخت خود مي شمرد. به همين دليل مسافرت، عامل تقويت و تأييد پيوند ميان دو طرف شد و به زندگي علمي و فرهنگي اندلس امكان رشد و توسعه داد. اين مسافرت ها به اندلس امكان دادند تا از صورت كشور به نسبه عقب مانده و وابسته به مشرق، به صورت رقيب و گاهي بالاتر از آن درآيد. (4)
لازم به يادآوري است كه ديدن و گزارش پيش رفت هاي ديگران، آن گاه در ترقي ملتي اثر دارد كه خود را باور كرده باشند و به استعداد و توانايي خود اعتقاد داشته باشند. در غير اين صورت، اين آگاهي زمينه ي جذب و وابستگي به بيگانگان را فراهم مي سازد و اصل خويش را از ياد خواهند برد كه به زودي به نمونه هايي ازآن اشاره خواهد شد. اين گردش ها علاوه بر انتقال علوم، درايجاد پيوند و دوستي بين ملت ها و انتقال فرهنگ و آداب و رسوم پسنديده به ديگر منطقه ها، دادو ستدهاي اقتصادي و تجاري و يادگيري مهارت ها و معماري ها نقش داشته است.
آقا بزرگ تهراني در الذريعه درباره ي سفرنامه ها و فايده و نتيجه هاي آنها در بالا بردن پايه هاي علمي جامعه، مي نويسد:
رحله يا سفرنامه، به كتابي گفته مي شود كه نويسنده آن چه را در شهر يا شهرهايي كه به آن جا سفر كرده از اخبار مردم، عقايد، آداب و رسم هاي آنان، در زندگي و مرگ ديده و شنيده گردآورده است، يا در آن كتاب، گزارش سفر ديگري را ارائه كرده است. درگذشته اين گونه كتاب ها اثر فراواني در بالا بردن انديشه هاي ملت ها داشته است؛ زيرا آميختگي فرهنگ ها، راه را براي نرم كردن و مهرباني و مهرورزي هاي بشري فراهم مي سازد. كمي وسيله هاي نقليه و سختي سفر در گذشته، مهم ترين بازدارنده در اين راه بوده است. به گونه اي كه اگر كسي اقدام به مسافرت طولاني مي كرد و به شهرهاي دور مي رفت، مردي شجاع و قهرمان و آگاه و با تجربه شناخته مي شد. ولي سختي ها مانع حركت تاريخ به جلو نشد. در طول زمان مردان جهان گردي پيدا شدند كه مشهور شدند و به مناطق دور دست، سفر كردند و اطلاعاتي را جمع و فراهم كرده و آن چه درسفرها ديدند نگاشتند. (5)
به طور معمول، جهان گردان موفق كساني بودندكه از سفرنامه هاي پيشينيان بهره مي بردند و با استفاده از مطالب آنها به كامل كردن اطلاعات خويش مي پرداختند و بيشتر آنان را افراد با انگيزه و دانشمند تشكيل مي داد.

اوج و فرود گردش گري در جهان اسلام


با دقت درسفرنامه هايي كه به جاي مانده به اين نتيجه مي رسيم كه آن چه از قرن سوم و تا قرن هفتم وجود دارد، سياحت مسلمانان است به كشورهاي خاورميانه و خاور دور، مانند: ژاپن، آفريقا و اورپا. جهان گردان مسلمان گزارش سفر خويش را در كتاب هاي جغرافيايي و يا در تحقيقات تاريخي و عقيدتي ارائه داده اند. و در اين دوران خبري از رفت و آمد سياحان و اروپايي و مردمان غرب مسيحي نيست. و گويا آنان هيچ گونه علاقه اي به گردش گر ي نداشته اند. گاه گاهي به يك جهان گرد و تاجر يهودي غربي در بلاد شرق برمي خوريم. از قرن هشتم به بعد، به ويژه در قرن دهم مي بينيم كه جريان گردش گري به طور دقيق به عكس جريان يافته است. جهان گردان مهم را غربي هايي تشكيل مي دهند كه به سرزمين هاي شرق روي آورده و گزارش هاي گوناگوني ازآداب، ميراث فرهنگي، شيوه هاي حكومتي، اجناس و محصولات شهرهاي اسلامي داده اند. خبري از جهان گردان مسلمان نيست و يا اگر رحله هايي وجود دارد، در محدوده ي سفر حج و از منطقه اي اسلامي به منطقه اي ديگر است. در اين مقطع كمتر كسي با سياح مسلمان در مغرب زمين برخورد مي كند. در اين دوران سفرنامه نويسي و گردش گردي در اختيار جهان گردان غربي است و در دنياي اسلام علاقه اي به آن ديده نمي شود. رمز اين تغيير و دگرگوني چيست؟ چرا كساني كه علاقه اي به جهان گردي نداشتند، به حركت و تكاپو مي افتند و مردماني كه در دوران سخت دنيا را مي پيمودند بي تمايل به سفر مي شوند؟ به نظر مي رسد كه علت عمده ي اين تغيير با رشد اقتصادي وفرهنگي جامعه ها بستگي دارد. زماني كه دنياي اسلام و جهان شرق، پرچمدار تمدن و پيش رفت بودند و براي دست يابي به حقايق و علوم تلاش مي كردند، جهان گردي در شرق از رونق بالايي برخوردار بود و سير و سياحت در اختيار مشرقيان مسلمان؛ زيرا هم از توانايي هاي مادي لازم برخوردار بودند و هم به كسب دانش و نشر آن اهميت مي دادند و هم دانشمندان و جامعه از ارزش والايي برخوردار بودند. در آن زمان دنياي غرب مسيحي دوران تاريك قرون وسطي را مي پيمود و مردمان آن از آگاهي هاي علمي بي بهره بودند و از جهت فرهنگي و اقتصادي دوران نكبت و سياهي را مي گذراندند. از اين روي، جايي براي سير و سياحت در انديشه آنان نبود. آن زمان كه دنياي غرب راه پيش رفت را در پيش گرفت، سير و سياحت فرنگيان به د نياي شرق آغاز شد.
با ضعف دنياي اسلام و قدرت يافتن غرب، جهان گردان غر ب در شرق زياد شدند و آنان پيش تازان تسخير سرزمين هاي اسلام بودند. برابر اطلاعاتي كه وجود دارد خاخام ها و كشيشان يهودي و مسيحي در اين كار پيشگام بودند و گاهي آنان همراه با گروه هاي اعزامي رسمي به شرق مي آمدند. غربيان در اين سفرها تا آن جا كه توانستند ميراث فرهنگي و يادگارهاي تمدن اسلامي را به غارت بردند. موزه هاي انگلستان، فرانسه، آمريكا و آلمان و روسيه با آثاري تزيين شده است كه از جهان اسلام و از جمله ايران به غارت رفته است. آنان بناها را ويران مي كردند تا سنگ هاي با ارزش آن را به غارت برند. البته در اين خيانت، غارت گران و جاهلان داخلي نيز نقش داشتند. در كتابخانه هاي آنها به ويژه كتابخانه ي واتيكان، نسخه هاي خطي نگاشته هاي اسلامي فراوان ديده مي شود. برخلاف جهان گردان مسلمان كه در پي كسب حقيقت بودند و مردم را به سوي رستگاري ره مي نمودند. جهان گردان غربي پيام آور غارت و تجاوز و پيش قراول يورش به حوزه اسلامي وباني غارت ميراث فرهنگي مسلمانان بودند.
آن چه مسلم است كسي ميتواند جهان گرد باشد كه از توانايي هاي مادي كافي برخوردار باشد، چه آن ابزار را دولت در اختيار او قرار دهد. يا خود از ثروت كافي بهره مند و باشد و يا اين كه با تجارت و كار، سفرهاي خويش را ادامه دهد و يا مانند عرفا و متصوفه كشكول به دست، سرزمين ها را درنوردد.
امروز نيز، جريان جهان گردي ازغرب به شرق، رونق بيشتري دارد و اين ناشي از توسعه و پيش رفت و علمي و توان اقتصادي آنهاست؛ چرا كه دنياي اسلام هنوز به مرحله ي رشدكافي نرسيده و خود باوري كامل را درنيافته است.
به هر حال، بحث درباره ي گردش گري در تمدن اسلامي را در دو محور پي مي گيريم.
* جهان گردان مسلمان؛
*جهان گردان غربي.

پي نوشت :
1- دكتر شريعتي، تاريخ تمدن، ج 1، ص 56؛ مجموعه ي آثار، ص 11
2.دائره المعارف بزرگ اسلامي، ص 4، ص 5
3.دكتر منير الدين احمد، نهاد آموزش اسلامي، ترجمه محمد حسين ساكت، ص 19، آستان قدس رضوي
4.مجله پيام يونسكو، شماره، ج 37، ص 259
5.آقا بزرگ تهراني، الذريعه، ج 10، ص 165، دارالاضواء.

منبع:كتاب جهان گردي در فقه و تمدن اسلامي

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین