کد خبر: ۱۹۹۶۹
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

روشنفكرترین زن ایرانی!

دكتر وحید یامین‌پور
زهرا رهنورد را می شناختیم. لااقل با آثار مكتوب‌اش آشنا بودیم، هرچند گاهی كم مایگی،‌ شتاب و حرف های تألیفی و جمع آوری شده، كتاب های او را برایمان از سنخ كتاب های علمی خارج می كرد ولی خودمان را با این امید كه بالاخره زن ایرانی می نویسد و می اندیشد، راضی نگاه می داشتیم و گاه‌گاهی مطالعه‌ی برخی كتاب هایش مانند "حكمت هنر اسلامی" را به‌خاطر نثر روزنامه ای و ساده اش برای نوآموزان رشته‌ی هنر توصیه می كردیم.




زهرا رهنورد را می شناختیم. لااقل با آثار مكتوب‌اش آشنا بودیم، هرچند گاهی كم مایگی،‌ شتاب و حرف های تألیفی و جمع آوری شده، كتاب های او را برایمان از سنخ كتاب های علمی خارج می كرد ولی خودمان را با این امید كه بالاخره زن ایرانی می نویسد و می اندیشد، راضی نگاه می داشتیم و گاه‌گاهی مطالعه‌ی برخی كتاب هایش مانند "حكمت هنر اسلامی" را به‌خاطر نثر روزنامه ای و ساده اش برای نوآموزان رشته‌ی هنر توصیه می كردیم.

آن هنگام كه دیدیم مهندس موسوی در معركه‌ی انتخابات، خود را پشت چهره ای حقوق بشری و در پوششی كلیشه ای از تبلیغات زنانه مخفی كرده و دست در دست همسر شادمانش، پیام های عاطفی به هوادارانش می پراكند،‌ مسأله برایمان جذاب‌تر شد. كار به جایی رسید كه مهندس موسوی، همسرش را "روشنفكرترین زن ایرانی" معرفی كرد و شگفتی ما را بر انگیخت. برای حرفه ای های كار تبلیغات سیاسی، سوءاستفاده‌ی اینچنینی از زنانگی البته حركتی منطقی، مدرن و هوشمندانه بود اما بسیاری از انقلابی های با سابقه از این رفتار موسوی شگفت زده بودند. این كار را حتی اصلاح‌طلبان پیشین نیز انجام نداده بودند و حتی از سید محمد خاتمی هم چنین فرافكنی تبلیغاتی ندیده بودیم.

آخرین فیلم تبلیغاتی مهندس موسوی اما حاوی نكته‌ی مهمی بود. او نیاز داشت به همگان اثبات كند كه همسرش "روشنفكرترین زن ایرانی" است. مشاوران مهندس موسوی برای اثبات این مدعا، پوپولیستی‌ترین روش را انتخاب كردند. این فیلم حاوی سكانسی شعاری بود كه در آن زهرا رهنورد به همراه فاطمه معتمد آریا –هنرپیشه‌ی محبوب ایرانی!- در میزگردی مشغول احصاء مسائل مربوط به زنان بودند.

اما شنبه‌ی پس از انتخابات، شاید مهم‌ترین بزنگاه برای كشف چگالی روشنفكری "روشنفكرترین زن ایرانی" بود. من هم مانند بسیاری از رفقای دانشگاهی‌ام اگر به رأی العین مصاحبه‌ی رهنورد را با بی‌بی‌سی پرشین نمی دیدم، باور نمی كردم كه او، در این مختصات زمانی، هزار و چهارصد و اندی پس از بعثت رسول الله و تولد اسلام، سی سال پس از انقلاب اسلامی ایران، در عصر دیجیتال، در حالی كه كشور مان نزدیك به چهار میلیون دانشجو و چندین هزار محقق و استاد دانشگاه دارد،‌ در حالی كه قرار است در 1404 كشور اول منطقه در علم و فناوری باشیم، در حالی كه همسرش -مهندس موسوی- رقیب انتخاباتی‌اش را به نخبه‌گریزی، تعصب و خرافاتی بودن متهم كرده است و... چنین سخنان عجیبی بر زبان بیاورد. هنگام شنیدنش سرم را به زیر انداختم و به‌حال روشنفكری ایرانی،‌ به‌حال سیاست ایرانی، به‌حال مدرك دكتری ایرانی، به‌حال بازار كتاب‌مان، به‌حال خودمان و به‌حال همه تأسف خوردم.

مغز استدلال "روشنفكرترین زن ایرانی" برای اثبات تقلب در انتخابات و پیروزی همسرش این بود:

«یك سری نقاطی هستند كه اصلاً مشخص است كه خودش ملاك تشخیص نادرست بودن نتایجی است كه وزارت كشور اعلام كرده است، مثلاً آذربایجان و ترك زبان‌ها هیچ وقت فرزند خودشان را نمی گذارند كه به كس دیگری رأی بدهند... خود من لر هستم و موسوی هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراین، اهالی لرستان موسوی را نمی گذارند به آقای احمدی‌نژاد رأی بدهند. این دو تا ملاك است و باقی موارد هم شبیه همین است.»

در همان ایام به طنز مطایبه می گفتند كه معلوم نیست لرها باید به دامادشان -موسوی- رأی بدهند یا به فرزندانشان -كروبی و رضایی-؛ و می گفتند احمدی‌نژاد به آمار تهران اعتراض كرده و گفته من داماد تهرانی‌ها هستم و تهرانی‌ها هیچ وقت دامادشان را رها نمی كنند و به یك ترك زبان رأی بدهند!... و من با خود اندیشیدم كه اگر چنین مهملاتی از زبان یكی از طرفداران احمدی‌نژاد شنیده می شد با شامورتی‌بازی‌های تبلیغاتی روزنامه ها و سایت های "آینده"ساز دوم خردادی چه بلای خانمان براندازی بر سر او و تمام جریان اصیل انقلاب اسلامی نازل می شد.

به یادآوردم كه از كسی شنیده بودم "فقط انگل ها به جهل و تعصب توده دامن می‌زنند"؛ و این بار هم تمام انبان فرهنگی و فكری ایران زمین و میراث متعالی و مترقی خمینی كبیر(ره) توسط "روشنفكرترین زن ایرانی" به سخره گرفته شده بود تا بار دیگر تاریخ روشنفكری ایران از فرط شرمساری به كنج مطرود خویش بخزد و ادعای رهبری و نخبگی را به كناری نهد، چه در حالی كه نصاب شكنی و حضور 85 درصدی مردم می توانست دستمایه‌ی سال ها تفاخر دموكراسی ایرانی در جهان باشد، دخیل دانستن چنین انگیزه های جاهلانه و عصر حجری در انتخابات، طعم تلخ و گس عقب ماندگی تاریخی روشنفكری ایرانی را در دهان ها باقی گذاشت و تمام رشته ها را پنبه كرد.

روز گذشته در اخبار خواندیم كه مجله‌ی امریكایی فارین پالیسی Foreign Policy در شماره‌ی اخیر خود (دسامبر 2009)، در گزارشی ویژه فهرستی از 100 متفكر برتر جهان را كه ایده‌های بزرگ آن‌ها، جهان را در سال 2009 تغییر داده، منتشر كرده است و زهرا رهنورد را پس از باراك اوباما در رده‌ی سوم لیست قرار داده است! اینكه در این لیست كسانی چون اوباما، جرج سوروس، بیل گیتس، دیك چنی و والكاو هاول حضور دارند، حقیقت را روشن می كند اما شگفتی از آن است كه رهنورد برای كدام ایده‌ی بزرگ جهانی، متفكر برتر شناخته شده است؟! حسی كه پس از شنیدن این خبر برانگیخته شد، ما را یاد شنیدن خبر اهدای جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی انداخت و دوباره یاد این جمله كه: «فقط انگل ها به جهل و تعصب توده دامن می‌زنند»؛ و تا وقتی موجود جانداری باشد كه محمل زیست و تكثیر انگل باشد، انگل به حیات خود ادامه می دهد. انگل ها موجودیت قابل ذكری ندارند. آنها از جهل و هیجان متعصبانه‌ی مردم ارتزاق می كنند. حیات آنها بالعرض است و تا وقتی محملی برای رواج جهل باشد، به حیاتشان ادامه می دهند. سالهاست روشنفكری مغرور و متبختر ایرانی در كنج تاریك جهل از بدن بخشی از اقشار روشنفكرزده ارتزاق كرده و هرگاه فرصتی یافته، مدعی رهبری توده شده است. یادمان باشد امام(ره) بارها گوشزد كردند كه روشنفكری غرب‌زده، مایه‌ی همه‌ی بدبختی‌ها و عقب‌ماندگی‌هاست.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۴
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۲ - ۱۳۸۸/۰۹/۱۶
0
3
می دانید امروز بسیاری از شبه روشنفکران ما دچار جهل مرکب و خودبزرگ بینی افراطی شده اند امروز بسیاری از شبه روشنفکران مدعی مسلمانی از مردم کوچه و بازار دهها سال از لحاظ اندیشه دینی عقب افتاده اند قصه روشنفکران خودفروخته دینی که این روزها علم جنبش سبز را بر دست گرفته اند همانند فیلمهایست که این چند ساله توسط کارگردانان فاسد و هنرپیشه های فاسدترش ساخته شده می باشد وقتی فیلمهای آنها در سینماهای ما به نمایش در می آید و دیده می شود با ارزشها و رسوم و عقاید اکثریت مطلق جامعه همسویی ندارد فقط آن فیلمها مدهای لباسی برای دخترکان وپسرکان منحرف می باشد قصه سبز پوشهای امروز هم همین است عقاید و اعتقادات اینها با اکثریت مطلق مردم سرزمین ما تفاوتی فاحش پیدا کرده برای همین امثال زهرا رهنورد آنچنان در جاده گمراهی و ضلالت پیش می رود که مطلوب دل دشمنان ارزشهای اعتقادی مردم ایران می شود و همچون شیرین عبادی علمدار قاسطین می شود آقای دکتر دشمنان ما هر چه در توان دارند بکنند اما ما ایستاده ایم در مقابل همه دنیای فاسد آنها و از نوکرانشان هیچ هراسی بدل راه نمی دهیم.
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین