کد خبر: ۱۹۶۸۸
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

آینده دلار چگونه است؟

ارزش دلار آمریکا در مقابل دیگر دارایی‌ها به شدت در حال کاهش است. این کاهش از سال ۲۰۰۲ به صورت پایدار ادامه داشته و ارزش دلار در حال حاضر، ۳۵‌درصد کمتر از ارزش آن در زمان اوجش است. پس از اینکه در طول بحران مالی جهانی، دلار معادل ۱۰‌درصد تقویت شد، در دوره پس از بحران ارزشش کاهش یافت و در حال حاضر ارزش آن به کمترین مقدار خود از سال ۱۹۶۷ رسیده است. نکته حائز اهمیت آن است که انتظار می‌رود ارزش دلار باز هم با سرعت قابل‌ملاحظه‌ای کاهش یابد.

طی این مدت، دولت آمریکا برای عبور از بحران بخش مالی سیاست‌های مالی انبساطی را اتخاذ و فدرال رزرو سیاست‌های پولی انبساطی را اجرا کرد. اندرو‌هالدین مسوول بخش ثبات مالی بانک مرکزی انگلستان می‌گوید:

«از نظر مقامات، ریسک کردن بیش از حد در بخش مالی به مخمصه می‌انجامد. البته قبل از ایجاد بحران، ممکن است گفته شود که مجال ایجاد مشکل داده نخواهد شد، اما هزینه‌هایی که در نتیجه بحران ایجاد می‌شود باعث می‌شود که دیگر، چنین وعده‌هایی باورپذیر نباشند. با توجه به این امر، پاسخ عقلایی‌ای که فعالان بازار می‌دهند این است که بدهی‌هایشان را دو برابر کنند. همین امر هزینه‌ بحران‌های آینده را افزایش می‌دهد و هر چه این هزینه‌ها بزرگ‌تر باشد، وعده‌های مسوولان در زمینه رفع پیش‌زمینه‌های بحران باورپذیری خود را بیشتر از دست می‌دهند. واضح است که در این صورت ما دچار یک «چرخه شوم» می‌شویم».

در کنار بحران مالی، یک کسری حساب‌های جاری بزرگ نیز وجود دارد. این کسری باعث می‌شود که آمریکا بیشتر از آن چه که به کشورهای دیگر، کالا و خدمات می‌فروشد از آن‌ها خرید کند. این کسری در آخرین آمارهای موجود (داده‌های سه ماهه دوم) معادل سه‌درصد تولید ناخالص داخلی بود. ایالات متحده این کسری را از طریق جریان سرمایه‌ای که از خارج از کشور وارد می‌شود، تامین مالی می‌کند. (البته در حال حاضر، کسری حساب جاری ۶‌درصد کاهش یافته است، اما دو سوم این کاهش را می‌توان با کاهش قیمت نفت توضیح داد).

در گذشته بسیاری از این جریان‌ها از سرمایه‌گذاری‌های خصوصی مختلف ناشی می‌شد، اما همچنان که سرمایه‌گذاران اقصی نقاط جهان در مورد بدهی‌های ایالات متحده و این که آیا دلار ارزش خود را از دست خواهد داد یا خیر مشکوک می‌شوند، تامین مالی کسری ایالات متحده به طور روز افزونی سخت‌تر می‌شود.



● آینده دلار چگونه است؟

تیموتی گایتنر وزیر خزانه‌داری آمریکا همچنان ادعا می‌کند که قدرتمند بودن دلار برای اقتصاد آمریکا از اهمیت زیادی برخوردار است، اما از سوی دیگر سیاست‌های مالی و پولی دولت و بانک مرکزی این کشور باعث کاهش ارزش دلار می‌شود. ایالات متحده برای نجات بانک‌ها باید پول ارزان داشته باشد و این امر باعث ایجاد تورم می‌شود. این در حالی است که برای تامین مالی کسری تراز جاری سرمایه‌گذاران باید فکر کنند که دارایی‌های ارزانی را از ما خریداری می‌کنند. به هر حال، اکنون همه سیاست‌های اقتصادی دولت به کاهش ارزش دلار منجر می‌شود، اما باید به این نکته توجه شود که اگر ارزش دلار به شدت کاهش یابد، می‌تواند بسیار مهلک باشد.

استفن ماریس در «کسری‌ها و دلار: اقتصاد جهانی در معرض ریسک قرار گرفته است» که در سال ۱۹۸۰ به چاپ رسید، بر این امر تاکید کرد که کاهش سریع ارزش دلار می‌تواند به تورم در ایالات متحده منجر شده و به نرخ‌های بهره بالاتر و بحران شدید بیانجامد. فرد برگستان نیز در مقاله اخیرش تاکید کرده است که تورم و افزایش نرخ‌های بهره همچنان امکان پذیر است. کاهش ارزش دلار می‌تواند باعث شود که مردم انتظار داشته باشند که تورم افزایش یابد، بنابراین بازدهی اوراق قرضه دولتی بلندمدت افزایش می‌یابد تا تورم انتظاری آتی برای سرمایه‌گذاران جبران شود. بنابراین ما مجبور می‌شویم برای تامین مالی بدهی‌هایمان مجبور خواهیم شد پول بیشتر و بیشتری بپردازیم.

این ایده که دلار آمریکا ممکن است همانند روسیه سال ۱۹۹۸ و آرژانتین سال ۲۰۰۲ و بریتانیای دهه ۱۹۷۰ از وضعیت بازارهای در حال ظهور متاثر شود – و به همین ترتیب ارزش آن در یک زمان نسبتا کوتاه ۵۰‌درصد یا بیشتر کاهش یابد- در حال حاضر بسیار نامحتمل است، اما سناریوی ادامه کاهش ارزش دلار در آینده اصلا غیرواقع بینانه نیست. بنابر آنچه که گفته شد دولت آمریکا نیاز دارد تا کسری بودجه خود را کنترل کرده و از کاهش ارزش دلار ممانعت کند. با توجه به آن که دولت ایالات متحده نسبت به مخارج خود مالیات کمی اخذ می‌کند، تنها راهی که باقی مانده آن است که دولت مالیات‌ها را افزایش دهد و مخارج خود را تحت کنترل بگیرد.

با توجه به شرایط فعلی نرخ‌های کوتاه‌مدت (که تحت کنترل فدرال رزرو هستند) پایین باقی خواهند ماند و نرخ‌های بلندمدت (که بازار آن‌ها را تعیین می‌کند و تحت تاثیر اطمینان به خزانه و فدرال رزرو برای حفظ ارزش دلار هستند) همراه با رواج این ترس که سرمایه‌گذاری‌های دلاری ارزش خود را کم کم از دست می‌دهند، افزایش می‌یابند. هیچ شکی نیست که فدرال رزرو و بانک مرکزی انگلستان می‌دانند که چه اتفاقی در شرف وقوع است. واضح است که با ادامه این وضعیت، اسپرد بین نرخ‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت (که «منحنی بازده» خوانده می‌شود) افزایش می‌یابد و در این بین بانک‌ها سود می‌برند، زیرا خریداران خانه و کسانی که بدهی‌های خود را تسویه نکرده اند باید مبلغ بیشتری بازپرداخت کرده و سپرده‌گذاران بهره کمتری دریافت می‌کنند. در واقع قرار است عموم مردم از این طریق هزینه‌هایی که سیستم مالی ایالات متحده به بار آورده بود را جبران کنند.

واجب است که ایالات متحده سیستم مالی‌اش را از ریشه تغییر دهد و دولت نباید هر دفعه که بانک‌های بزرگ در آستانه ورشکستگی قرار می‌گیرند، آن‌ها را نجات دهد. این بدان معنی است که ما باید بانک‌هایمان را مجبور کنیم که سرمایه بیشتری نگهداری کنند، بانک‌های بزرگ را به بانک‌های کوچک تقسیم کنیم و زمانی که دچار مشکل می‌شوند بگذاریم خودشان مشکلاتشان را حل کنند یا ورشکسته شوند.

ارتباط نزدیک خزانه با گلدمن ساکس، سیتی گروپ و دیگر بانک‌های سرمایه‌گذاری بزرگ در گذشته و حال نشان می‌دهد که چه طور ماشین کاهش ارزش عمل می‌کند. ما باید این به اصطلاح بانک‌ها را کوچک کنیم تا در صورتی که ورشکسته شوند مشکلی برای اقتصاد ایجاد نشود. به علاوه باید مطمئن باشیم که بانک‌ها فارغ از این که چه ارتباطاتی دارند نمی‌توانند انتظار داشته باشند که فدرال رزرو و خزانه داری برای جلوگیری از فروپاشی مالی اقتصاد بدهی‌های آن‌ها را تقبل کند.

خلاصه آنکه کاهش ارزش دلار تنها باعث این می‌شود که دولت بتواند یک سیستم مالی بی‌ثبات را دوباره به زور سرپا کرده و «ماشین شوم» اقتصاد آمریکا را دوباره راه‌اندازی کند.




منبع: روزنامه دنياى اقتصاد (www.donya-e-eqtesad.com) از نیویورک تایمز

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین