جدايي زوج ميان سال به خاطر مستأجرشان
زوج ميانسالي كه به خاطر مستأجرشان با هم اختلاف پيدا كرده بودند، با حضور در مجتمع قضايي خانواده از هم جدا شدند.
به گزارش خبرگزاري فارس ، زوج جواني با حضور در شعبه 268 مجتمع قضايي خانواده با بيان اينكه تفاهم اخلاقي ندارند، درخواست طلاق توافقي خود را ارائه كردند.
مرد ميانسال با بيان اينكه ديگر نميخواهد با همسرش زندگي كند، به قاضي عموزادي گفت: من آدم هوسراني هستم و ناخودآگاه به دنبال اين كارها هستم و نميتوانم خودم را كنترل كنم.
وي افزود: حدود 10 سال است كه با همسرم ازدواج كردم و در اين مدت براي او شوهر خوبي نبودم و مدام او را اذيت ميكردم و همسرم كه زن بسيار خوبي است تا كنون من را تحمل كرده است، ولي ديگر نميخواهد با من زندگي كند.
قاضي عموزادي كه متوجه شده بود مرد با طعنه و كنايه به همسرش صحبت ميكند، از او خواست صريح صحبت كند و علت اصلي درخواست طلاق توافقي را بگويد.
مرد ميانسال به قاضي گفت: 10 سال با وفاداري به همسرم زندگي كردم ولي همسرم به تازگي من را به هوسبازي متهم كرده است و بدون اينكه از من توضيح بخواهد به حرف مردم گوش ميكند.
وي در توضيح مشكلي كه باعث ارائه درخواست طلاق توافقي شده است، گفت: مدتي قبل خانهام را به يك زوج اجاره دادم و خودمان در منزل ديگري سكونت كرديم.
وي افزود: بعد از گذشت چند ماه، مستأجر در پرداخت اجاره كوتاهي كرد و من مجبور شدم براي تذكر دادن درباره پرداخت بهموقع اجاره خانه، به منزل سابقم بروم.
مرد ميانسال ادامه داد: با حضور در آنجا متوجه شدم زوجي كه من خانهام را به آنها اجاره دادهام، در آنجا زندگي نميكنند و زن تنهايي در منزل من زندگي ميكند.
وي گفت: از آنجايي كه من با آن زوج قرارداد بسته بودم و اجاره ماهانه را نيز آنها پرداخت ميكردند، توجه زيادي به اين موضوع نكردم و بعد از تذكر دادن به آن زن به خانه برگشتم.
مرد ميانسال افزود: همسرم بعد از اينكه متوجه شد در خانه سابق ما زن تنهايي زندگي ميكند، تصور كرد من با آن زن رابطه پنهاني دارم و ميخواهم با او ازدواج كنم.
وي با بيان اينكه همسرم بسيار شكاك است، ادامه داد: من به خاطر شغلي كه دارم با زنان بسياري در ارتباط هستم ولي همسرم هميشه به من شك ميكند؛ به تازگي متوجه شدم زني كه در خانه من زندگي ميكند، زن درستي نيست و كسي كه خانه من را اجاره كرده است، با او در ارتباط است.
مرد ميانسال گفت: در مدت 10 سالي كه با همسرم زندگي ميكنم، تمام سعي خود را كردم تا او كمبودي احساس نكند ولي او هميشه به من شك ميكند و هيچ وقت هم به اشتباهي كه مرتكب ميشود، اعتراف نميكند.
در ادامه اين جلسه زن ميانسال درباره اظهارات شوهرش گفت: شوهر من ادعا ميكند با آن زن ارتباط ندارد و اين در حالي است كه آن زن به من حرفهايي زده است كه غير از من و شوهرم كسي از آن اطلاع نداشته است.
وي افزود: سؤال من اين است كه آن زن از كجا و چگونه از موضوعات كاملاً شخصي و خصوصي بين من و همسرم آگاه است و شوهرم نيز جواب قانع كنندهاي به من نميدهد؛ آن زن به من گفت با همسرم ارتباط دارد و قرار است در آينده با هم از كشور خارج شوند.
مرد ميانسال در جواب همسرش گفت: همسرم قبل از اينكه موضوع را با من در ميان بگذارد، به خانه مستأجر من رفته و با آن زن صحبت كرده است و زماني كه زندگي مشترك10 ساله را به حرفهاي يك غريبه كه خواستهاي جز به هم زدن رابطه من و همسرم ندارد، ميفروشد، من هم ديگر علاقهاي به اين زندگي ندارم.
قاضي عموزادي به گفتوگو با اين زوج پرداخت و به اين نتيجه رسيد كه مشكل اصلي اين زوج بر سر مستأجر آنها است و به زن گفت: سعي كن به حرفهاي آن زن توجهي نكني، چرا كه او قصد دارد رابطه بين تو و همسرت را به هم بزند و شوهرت را به سمت خود بكشد.
صحبتهاي قاضي، زن را تا حدودي از تصميم خود مبني بر طلاق توافقي منصرف كرد ولي شوهر او همچنان بر اين تصميم پافشاري ميكرد و از قاضي ميخواست حكم طلاق را صادر كند.
قاضي عموزادي نيز سرانجام حكم طلاق را صادر كرد، اما به آنها پيشنهاد داد قبل از مراجعه به دفتر ثبت طلاق، اين موضوع را بين خودشان حل و فصل كنند تا شايد راهي براي بازگشت به زندگي داشته باشند.
مرد ميانسال با قبول اين پيشنهاد، به همسرش گفت: يك ماه فرصت مي دهم تا تهمتي را كه به من زدي اثبات كني و در اين مدت به خانه برنميگردم؛ در غير اينصورت با حضور در دفتر ثبت اسناد از تو جدا ميشوم.
مرد ميانسال با بيان اينكه ديگر نميخواهد با همسرش زندگي كند، به قاضي عموزادي گفت: من آدم هوسراني هستم و ناخودآگاه به دنبال اين كارها هستم و نميتوانم خودم را كنترل كنم.
وي افزود: حدود 10 سال است كه با همسرم ازدواج كردم و در اين مدت براي او شوهر خوبي نبودم و مدام او را اذيت ميكردم و همسرم كه زن بسيار خوبي است تا كنون من را تحمل كرده است، ولي ديگر نميخواهد با من زندگي كند.
قاضي عموزادي كه متوجه شده بود مرد با طعنه و كنايه به همسرش صحبت ميكند، از او خواست صريح صحبت كند و علت اصلي درخواست طلاق توافقي را بگويد.
مرد ميانسال به قاضي گفت: 10 سال با وفاداري به همسرم زندگي كردم ولي همسرم به تازگي من را به هوسبازي متهم كرده است و بدون اينكه از من توضيح بخواهد به حرف مردم گوش ميكند.
وي در توضيح مشكلي كه باعث ارائه درخواست طلاق توافقي شده است، گفت: مدتي قبل خانهام را به يك زوج اجاره دادم و خودمان در منزل ديگري سكونت كرديم.
وي افزود: بعد از گذشت چند ماه، مستأجر در پرداخت اجاره كوتاهي كرد و من مجبور شدم براي تذكر دادن درباره پرداخت بهموقع اجاره خانه، به منزل سابقم بروم.
مرد ميانسال ادامه داد: با حضور در آنجا متوجه شدم زوجي كه من خانهام را به آنها اجاره دادهام، در آنجا زندگي نميكنند و زن تنهايي در منزل من زندگي ميكند.
وي گفت: از آنجايي كه من با آن زوج قرارداد بسته بودم و اجاره ماهانه را نيز آنها پرداخت ميكردند، توجه زيادي به اين موضوع نكردم و بعد از تذكر دادن به آن زن به خانه برگشتم.
مرد ميانسال افزود: همسرم بعد از اينكه متوجه شد در خانه سابق ما زن تنهايي زندگي ميكند، تصور كرد من با آن زن رابطه پنهاني دارم و ميخواهم با او ازدواج كنم.
وي با بيان اينكه همسرم بسيار شكاك است، ادامه داد: من به خاطر شغلي كه دارم با زنان بسياري در ارتباط هستم ولي همسرم هميشه به من شك ميكند؛ به تازگي متوجه شدم زني كه در خانه من زندگي ميكند، زن درستي نيست و كسي كه خانه من را اجاره كرده است، با او در ارتباط است.
مرد ميانسال گفت: در مدت 10 سالي كه با همسرم زندگي ميكنم، تمام سعي خود را كردم تا او كمبودي احساس نكند ولي او هميشه به من شك ميكند و هيچ وقت هم به اشتباهي كه مرتكب ميشود، اعتراف نميكند.
در ادامه اين جلسه زن ميانسال درباره اظهارات شوهرش گفت: شوهر من ادعا ميكند با آن زن ارتباط ندارد و اين در حالي است كه آن زن به من حرفهايي زده است كه غير از من و شوهرم كسي از آن اطلاع نداشته است.
وي افزود: سؤال من اين است كه آن زن از كجا و چگونه از موضوعات كاملاً شخصي و خصوصي بين من و همسرم آگاه است و شوهرم نيز جواب قانع كنندهاي به من نميدهد؛ آن زن به من گفت با همسرم ارتباط دارد و قرار است در آينده با هم از كشور خارج شوند.
مرد ميانسال در جواب همسرش گفت: همسرم قبل از اينكه موضوع را با من در ميان بگذارد، به خانه مستأجر من رفته و با آن زن صحبت كرده است و زماني كه زندگي مشترك10 ساله را به حرفهاي يك غريبه كه خواستهاي جز به هم زدن رابطه من و همسرم ندارد، ميفروشد، من هم ديگر علاقهاي به اين زندگي ندارم.
قاضي عموزادي به گفتوگو با اين زوج پرداخت و به اين نتيجه رسيد كه مشكل اصلي اين زوج بر سر مستأجر آنها است و به زن گفت: سعي كن به حرفهاي آن زن توجهي نكني، چرا كه او قصد دارد رابطه بين تو و همسرت را به هم بزند و شوهرت را به سمت خود بكشد.
صحبتهاي قاضي، زن را تا حدودي از تصميم خود مبني بر طلاق توافقي منصرف كرد ولي شوهر او همچنان بر اين تصميم پافشاري ميكرد و از قاضي ميخواست حكم طلاق را صادر كند.
قاضي عموزادي نيز سرانجام حكم طلاق را صادر كرد، اما به آنها پيشنهاد داد قبل از مراجعه به دفتر ثبت طلاق، اين موضوع را بين خودشان حل و فصل كنند تا شايد راهي براي بازگشت به زندگي داشته باشند.
مرد ميانسال با قبول اين پيشنهاد، به همسرش گفت: يك ماه فرصت مي دهم تا تهمتي را كه به من زدي اثبات كني و در اين مدت به خانه برنميگردم؛ در غير اينصورت با حضور در دفتر ثبت اسناد از تو جدا ميشوم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


