دروغ هاي مخملين
در ابتداي شکل گيري آشوب هاي اخير تهران استفاده از اين نوع دروغ و تأثير آني آن مشاهده گرديد. آشوبگران به دروغ اعلام کردند که در درگيري هاي کوي دانشگاه چند دانشجو کشته شدن و تعدادي اسامي را نيز اعلام کردند. رسانه هاي حامي آشوبگران نيز اقدام به انتشار اين خبر کذب کردند. انتشار اين خبر کذب در دامن زدن به آشوب و تخريب آنقدر موثر واقع شد که هنگامي که يکي از ضاربين بسيج اقدام به مضروب کردن بسيجي کرد و صحنه آن از سيما پخش شد و فرد ضارب پس از چند روز دستگير شد
با آشکار شدن دروغ بودن ادعاي کروبي از حالا به بعد عوامل انقلاب مخملي به شدت مورد تنفر مردم قرار مي گيرند و پرونده ادامه آشوب ها بسته خواهد شد.اين آن چيزي است که سران آشوب به شدت از آن وحشت دارند چرا که علت همه اين دروغ پراکني ها، ترس از دست دادن پايگاه اجتماعي شان (هر چه اندک) و برخورد قانوني با آنان پس از رو شدن دروغ هاي آنان است. لذا نبايد اين دروغ را آخرين دروغ سران آشوب برشمرد.
به گزارش بولتن، انقلاب مخملي آغاز شده در بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم در هر موقعيتي از ويژگي خاصي برخوردار بوده است. سردمداران اين حرکت براي جذب بيشتر افراد و سرعت بخشيدن به حرکت انقلاب مخملي بعضاً به اقدامات غير اخلاقي هم روي آوردند. يکي از اين اقدامات غير اخلاقي تمسک به دروغ پراکني بود که کم و بيش هم اکنون نيز ادامه دارد. تداوم ارائه اخبار دروغ راهي است براي حفظ حرکت انقلاب مخملي. دروغ در ابتدا تحريک کننده و پس از مدتي نا اميد کننده و در نهايت تکذيب کننده خواهد بود.
ظرفيت زماني انقلاب مخملي
آنچه که از مطالعه انقلاب هاي مخملي حاصل مي شود اين است که اين انقلاب ها پيش از فعال شدن عموماً براي مدتي بر مبناي «ناتوي فرهنگي» از پشتيباني تبليغاتي و فرهنگي حاميان بيگانه برخوردار بوده اند. به عبارت ديگر مردم کشور هدف مدت ها پيش از آغاز عيني انقلاب مخملي در معرض تهاجم فرهنگي و رسانه اي بيگانه قرار داشته اند. اين تهاجم بستر لازم براي وقوع انقلاب مخملي در بستر زمان را فراهم مي سازد. رسانه هاي بيگانه در ارتباط دراز مدت با مخاطب ضمن جلب اعتماد آنها و کشاندن آنها به مسيري دلخواه برنامه ريزي شده آنها را به گونه اي تربيت و آماده مي کند که در زمان وقوع انقلاب مخملي مردم کشور هدف تنها به گفته ها و توصيه هاي اين رسانه ها عمل کنند تا آنجا که گفته و خواسته آنها را برگفته و خواسته رسانه هاي خود و مسئولان ترجيح مي دهند. اين نوع ارتباط شکل گرفته يکي از عللي است که گفته مي شود، مي توان انقلاب مخملي را از راه دور هدايت و مديريت کرد. به بيان ديگر رهبري عمليات انقلاب مخملي در اختيار اين رسانه ها است.يکي از نقاط ضعف و قوت انقلاب هاي مخملي اين است که قدرت برانگيخته گي آنها براي به اوج رساندن حرکت مردم در ظرف زماني کوتاه مدت امکان پذير است. به اين معنا که آنها به سرعت مي توانند جامعه مخاطب را تحريک کنند و به صحنه بکشانند اما قادر نيستند زمان اين حضور را طولاني کنند. سرنوشت کشورها نيز در همين نقطه مشخص مي شود چنانچه آنها تا مدتي بتوانند در برابر موج احساسات تحريک شده مقاومت کنند قادرند انقلاب مخملي را مهار کنند و چنانچه نتوانند در برابر هجوم سنگين اوليه بايستند فرو مي ريزند. مورد ايران نمونه اي بارز و برجسته در اين خصوص است.
دروغ تحريک کننده
رهبران و رسانه هاي انقلاب مخملي براي ايجاد انگيختگي و هيجان نياز دارند به اموري متوسل شوند که جامعه مخاطب آنها بدون هرگونه تفکر و تأملي نسبت به آن و اکنش شديد آني نشان دهد. از اين رو در اين مرحله آنها متوسل به «دروغ تحريک کننده» مي شوند. در ابتداي شکل گيري آشوب هاي اخير تهران استفاده از اين نوع دروغ و تأثير آني آن مشاهده گرديد. آشوبگران به دروغ اعلام کردند که در درگيري هاي کوي دانشگاه چند دانشجو کشته شدن و تعدادي اسامي را نيز اعلام کردند. رسانه هاي حامي آشوبگران نيز اقدام به انتشار اين خبر کذب کردند. انتشار اين خبر کذب در دامن زدن به آشوب و تخريب آنقدر موثر واقع شد که هنگامي که يکي از ضاربين بسيج اقدام به مضروب کردن بسيجي کرد و صحنه آن از سيما پخش شد و فرد ضارب پس از چند روز دستگير شد در پاسخ به اين سوال که چرا شما هم در مضروب کردن يک بسيجي مشارکت کردي، پاسخ داد من از جلو دانشگاه عبور مي کردم و ديدم اسامي چند دانشجو را به عنوان کشته شدگان درگيري هاي کوي به نرده ها نصب کرده بودند، من هم بسيار عصباني شدم و ناخواسته در مضروب کردن فرد بسيجي مشارکت کردم. کساني که متوسل به «دروغ تحريک کننده» مي شوند همين را مي خواهند. آنها در پي آن هستند تا خبر دروغي را منتشر کنند تا افراد زيادي با شنيدن و يا ديدن آن خبر دروغ، عصباني و يا خوشحال شوند تا جايي که ناخواسته و ندانسته دست به اقدامي بزنند که دلخواه رهبران آشوبگران است. مروجين «دروغهاي تحريک کننده» طوري عمل مي کنند که به هيچ وجه زمينه پرسش از آنها درخصوص دروغ ها فراهم نشود. بهترين راه هم براي آنها اين است که اجازه ندهند حرکت آشوبي متوقف شود تا براي پياده نظام آشوب فرصت تفکر و تأمل ايجاد گردد. چنانچه در اين مرحله بتوان مشت آنها را باز و دروغ آنها را مستنداً آشکار کرد ضربه سختي به آنها وارد خواهد شد. يعني همان اتفاقي که در مقابل خبر دروغين کشته شدن چند دانشجو افتاد و سيما يکي از دانشجوياني که ادعا مي شد کشته شده است را در اسلامشهر يافت و وي با کارت دانشجويي در مقابل دوربين قرار گرفت و مرگ خود را تکذيب کرد. اين اقدام توطئه ستيز سيما ضربه مهلکي را بر پيکر رسانه و تبليغات رهبران آشوبگران وارد ساخت و اعتماد به آنها را با شک و ترديد در هم آميخت و ادامه کار را براي آنها مشکل ساخت. بخش رسانه اي آشوبگران در همان ايام براي تقويت روحيه پياده نظامش و نيز براي قويتر کردن انگيزه آنها براي ايجاد تخريب بيشتر اعلام کرد سردار فضلي از حضور براي مقابله با آشوبگران سر باز زده است، به دنبال انتشار اين خبر دروغ سردار فضلي در سيما حاضر شد و سخنان محکم و متيني را بيان کرد. اين دومين ضربه به بخش رسانه اي آشوبگران بود که به هيچ وجه جبران نشد. سردمداران انقلاب مخملي چون مي دانند بهترين زمان براي پيروزي همان چند روز اول است و چنانچه در چند روز اول نتوانند کار مهمي صورت دهند و با گذشت زمان امکان پيروزي کاهش مي يابد سعي مي کنند در کوران حوادث روزهاي اول از «دروغ هاي تحريک کننده» در حد بالا استفاده کنند. چنانچه آنها در اين مرحله نتوانند به پيروزي برسند، از آن به بعد «دروغ هاي تحريک کننده» آنها ناخواسته به «دروغ هاي نا اميد کننده » تبديل خواهد شد.
دروغ هاي نااميد کننده
اين نوع دروغ اگر چه ماهيتا از نوع «دروغ هاي تحريک کننده» است، اما بواسطه زمان و موقعيت ارزش تحريک کنندگي را از دست مي دهد و تبديل به «دروغ نااميد کننده» مي شود. هنگامي که مخاطب و يا همان پياده نظام انقلاب مخملي در ميانه راه ماند و متوجه شد خبري از پيروزي نيست و برخي از اخبار و وعده هايي هم که رهبرانش داده اند دروغ از آب درآمد در ادامه حرکت دچار شک و ترديد مي شود و ديگر شنيدن اخبار دروغ به ظاهر تحريک کننده ديگر او را تحريک نمي کند و موجب واکنش آني وي نمي شود. در اين موقعيت پياده نظام پس از شنيدن اخبار و رسانه هاي حامي خودش تأمل مي کند و منتظر مي ماند تا حوادث بعدي تکليف آن اخبار را روشن کند. دروغ هايي مانند کشته شدن عليرضا توسلي پسر دوازده ساله توسط باتوم در بهشت زهرا (س) و يا دستگيري، هتک حرمت، کشته شدن و آتش زدن جنازه ترانه موسوي از اين دست دروغ ها است که با پيگيري و افشاگري سيماي جمهوري اسلامي ايران دروغ بودن آن آشکار شد. نحوه انعکاس خبر مرگ! ترانه موسوي در رسانه هاي دشمن خالي از لطف نيست که در ذيل آمده است:
ادعاي دستگيري و مرگ
بنا بر برخي گزارش ها ترانه موسوي که در تقاطع ميرداماد و شريعتي کلاس آرايشگري داشت! ماشين خود را در يکي از خيابان هاي فرعي بين حسينيه ارشاد و ميرداماد پارک کرده بود و در تماسي تلفني با يکي از دوستان خود قرار گذاشته بود قبل از رفتن به آموزشگاه به مسجد قبا سر بزند و آنجا يکديگر را ببينند. هنگامي که دوست ترانه به محل قرارشان رسيد ديد ترانه دستگير شده و سوار يک ون شد. ترانه موسوي در محل بازداشت موقتش که ساختماني در نزديکي پاسداران بود، شماره تلفن خود را به دستگيرشدگان ديگر داده و از آنان مي خواهد در صورتي که آزاد شدند با خانواده اش تماس بگيرند و دستگيري او را به خانواده اش اطلاع دهند.
به گفته يکي از شاهدان عيني، «نيروهاي ضد شورش و لباس شخصي روز هفتم تير من و تعدادي از دستگيرشدگان را سوار بر ون هايي به ساختماني در اطراف ميدان نوبنياد بردند و به آزار جسمي و روحي ما پرداختند. برخي از دستگيرشدگان را در همان بعد از ظهر به زندان اوين منتقل کردند اما من و بقيه را آزاد کردند. ترانه در ميان ما بود. او دختري زيبا، خوش اندام و شيک پوش بود و بازجويي اش از همه بيشتر طول کشيد. چشم هايش سبز بود. من و تعدادي را همان شب آزاد کردند و تعدادي را نيز پيش از آزادي ما به جاهاي ديگري فرستادند. اما نيروهاي لباس شخصي، ترانه را همانجا نگه داشتند و حتي به او اجازه ندادند تا با مادرش تماس بگيرد.»
پس از حدود سه هفته که خانواده اش از وي بي خبر بودند افرادي ناشناس در تماس تلفني به مادر ترانه گفتند دخترش در بيمارستان امام خميني کرج بستري است. آنها دليل بستري بودن وي در بيمارستان را تصادف در حومه خيابان شريعتي و پارگي رحم و مقعد عنوان کردند. همچنين تأکيد کردند بستري شدن ترانه به تجمع مسجد قبا بي ارتباط است. سپس گفتند ترانه مشکل ناموسي داشته است و به همين دليل مي خواسته با شلنگ سرم، خود را حلق آويز کند. در پي اين تماس تلفني، خانواده ترانه موسوي به آن بيمارستان مراجعه کردند اما نتوانستند او را بيابند. مسئولان بيمارستان گفتند شخصي با اين نام در اين بيمارستان بستري نيست. اما يکي از کارکنان بيمارستان به آنها گفت لباس شخصي ها خانمي با مشخصات ظاهري ترانه را در حالي که بيهوش بود به بيمارستان آورده و در همان حالت بيهوش او را برگرداندند. احتمال تجاوز جنسي به او وجود دارد.
پدر ترانه موسوي نيز که بيماري قلبي دارد در پي بي اطلاعي از ترانه که تنها فرزندش بوده است در خانه بستري شد.
يکي از دوستانه ترانه اعلام کرد جسد سوخته وي در اطراف قزوين پيدا شده است. به نظر مي آيد خانواده او از سوي مقامات امنيتي تحت فشار شديد و تهديد هستند. آنها از ارائه توضيح بيشتر به دوستان ترانه خودداري مي کنند و حتي زمان و مکان تشييع جنازه ترانه را مشخص نکرده اند.
واکنش در کنگره آمريکا
در پي مرگ وي سناتور جمهوري خواه ايالات متحده آمريکا «تديوس مک کاتر» طي نطقي در کنگره آمريکا در مورد وي صحبت کرد و با تأييد اين مطالب گفت ترانه در حوالي مسجد قبا توسط عوامل رژيم اسلامي دستگير شد و سپس در محل بازداشتگاه به او تجاوز جنسي شد و مأمورين رژيم او را به شدت مضروب کردند که باعث شد او را در حال کما به بيمارستان منتقل کنند. ترانه در بيمارستان مرد و مأموران رژيم براي پاک کردن آثار تجاوز، جسد او را آتش زدند و در اتوبان کرج - قزوين رها ساختند.
گفت وگوي خبرنگار سيما با خانواده عليرضا توسلي که مرگش را ناشي از تصادف اعلام کرد و همچنين خانواده ترانه موسوي که گفتند وي چند سالي است که ساکن کانادا است و ما چند ساعت پيش با وي صحبت کرديم، تمامي اخبار رسانه هاي دشمن و اعتبار آن را زير سوال برد و فشار سنگين و طاقت فرسايي را بر پياده نظام سرگشته آنها وارد ساخت. اين گروه از اخبار نه اينکه ديگر پياده نظام و جامعه مخاطب را تحريک نمي کند بلکه با کشتن انگيزه، آنها را به شدت نااميد و سرخورده مي کند. يعني همان بلايي که اين روزها بر سر هواداران موسوي و کروبي آمده است. ادامه اين روند به «دروغ هاي تکذيب کننده» منجر خواهد شد.
دروغ هاي تکذيب کننده
دستاويز قرار دادن «دروغ هاي نااميدکننده» و «دروغ هاي تکذيب کننده» مربوط به وقتي است که دوره پيروزي انقلاب مخملي به سر آمده و موضوع عملاً وارد يک فرايند فرسايشي شده است. تجربه انقلاب هاي مخملي نشان داده است. زماني که دوره پيروز شدن انقلاب مخملي به سر رسد و انقلاب مخملي در آن دوره نتواند پيروز شود کار بر آنان سخت مي شود و رهبران و عوامل انقلاب مخملي سريع پا پس مي کشند تا خود را براي شرايط و موقعيت ديگري آماده کنند. آنچه که در ايران مشاهده مي شود احتمالاً نوع جديدي از حرکت پس از شکست انقلاب مخملي است که رهبران آن سعي مي کنند با حمايت قدرت هاي خارجي کار را در شعاعي کوچکتر ادامه دهند. همانگونه که هيلاري کلينتون اعلام کرد که ما به حمايتمان از ناراضيان ايران ادامه مي دهيم. ادامه مسير پس از شکست انقلاب مخملي به واسطه تهي بودن فضا و خالي بودن دست رهبران انقلاب مخملي از عواملي که بتواند هواداران را براي ايجاد آشوب در صحنه نگه دارد، کار بسيار سختي است که در نتيجه آنها را وامي دارد از عنصر «دروغ» که جايگاه آن در بخش ديگري از انقلاب مخملي تعريف شده در غير از جايگاه خود مورد استفاده قرار گيرد که به جاي مفيد بودن، آسيب وارد مي کند همانگونه که در بحث «دروغ هاي نااميدکننده» مشخص شد. ادامه اين دروغگويي به جايي مي رسد که آنها متوسل به دروغ هايي مي شوند که باعث تکذيب خود آنها مي شود از اين رو مي توان به آن «دروغ تکذيب کننده» گفت. نمونه آن در محتواي نامه کروبي به هاشمي رفسنجاني دال بر تجاوز به زندانيان شورش هاي اخير در بازداشتگاه ها مشاهده مي شود.
روزنامه جمهوري اسلامي مورخ (5/88/22) در اين خصوص نوشته است:
«رئيس مجس خبرگان رهبري، به نامه حجت الاسلام مهدي کروبي درباره آنچه وي به خاطر رفتار ناشايست با بازداشت شدگان حوادث اخير ابراز نگراني کرده بود، پاسخ داد. آيت الله هاشمي رفسنجاني نامه آقاي کروبي را بلافاصله بعد از دريافت براي رئيس قوه قضائيه ارسال نمود و از وي خواست موضوع را بررسي نمايد. جواب آيت الله شاهرودي نيز اين بود که در بازداشتگاه هايي که زير نظر قوه قضائيه قرار دارند چنين رفتارهايي با بازداشت شدگان نشده است. اين پاسخ عيناً توسط دفتر آيت الله هاشمي رفسنجاني براي آقاي کروبي ارسال گرديد. البته احتمالاً تا رسيدن به دست آقاي کروبي کمي بيش از 10 روز وقت تعيين شده توسط وي طول کشيده است.»
کميته اي نيز که از سوي دکتر لاريجاني مأمور پيگيري و رسيدگي به اين موضوع بود پس از بررسي اعلام کرد چنين موضوعي صحت ندارد. با آشکار شدن دروغ بودن ادعاي کروبي از حالا به بعد عوامل انقلاب مخملي به شدت مورد تنفر مردم قرار مي گيرند تا جايي که اين چند فرد اندک فريب خورده که در اطرافشان وجود دارند نيز آنها را ترک خواهند کرد و پرونده ادامه آشوب ها بسته خواهد شد، که اين آن چيزي است که سران آشوب به شدت از آن وحشت دارند چرا که علت همه اين دروغ پراکني ها، ترس از دست دادن پايگاه اجتماعي شان (هر چه اندک) و برخورد قانوني با آنان پس از رو شدن دروغ هاي آنان است. لذا نبايد اين دروغ را آخرين دروغ سران آشوب برشمرد.
دفتر پژوهش و بررسيهاي خبري-رضا گرمابدري
به گزارش بولتن، انقلاب مخملي آغاز شده در بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم در هر موقعيتي از ويژگي خاصي برخوردار بوده است. سردمداران اين حرکت براي جذب بيشتر افراد و سرعت بخشيدن به حرکت انقلاب مخملي بعضاً به اقدامات غير اخلاقي هم روي آوردند. يکي از اين اقدامات غير اخلاقي تمسک به دروغ پراکني بود که کم و بيش هم اکنون نيز ادامه دارد. تداوم ارائه اخبار دروغ راهي است براي حفظ حرکت انقلاب مخملي. دروغ در ابتدا تحريک کننده و پس از مدتي نا اميد کننده و در نهايت تکذيب کننده خواهد بود.
ظرفيت زماني انقلاب مخملي
آنچه که از مطالعه انقلاب هاي مخملي حاصل مي شود اين است که اين انقلاب ها پيش از فعال شدن عموماً براي مدتي بر مبناي «ناتوي فرهنگي» از پشتيباني تبليغاتي و فرهنگي حاميان بيگانه برخوردار بوده اند. به عبارت ديگر مردم کشور هدف مدت ها پيش از آغاز عيني انقلاب مخملي در معرض تهاجم فرهنگي و رسانه اي بيگانه قرار داشته اند. اين تهاجم بستر لازم براي وقوع انقلاب مخملي در بستر زمان را فراهم مي سازد. رسانه هاي بيگانه در ارتباط دراز مدت با مخاطب ضمن جلب اعتماد آنها و کشاندن آنها به مسيري دلخواه برنامه ريزي شده آنها را به گونه اي تربيت و آماده مي کند که در زمان وقوع انقلاب مخملي مردم کشور هدف تنها به گفته ها و توصيه هاي اين رسانه ها عمل کنند تا آنجا که گفته و خواسته آنها را برگفته و خواسته رسانه هاي خود و مسئولان ترجيح مي دهند. اين نوع ارتباط شکل گرفته يکي از عللي است که گفته مي شود، مي توان انقلاب مخملي را از راه دور هدايت و مديريت کرد. به بيان ديگر رهبري عمليات انقلاب مخملي در اختيار اين رسانه ها است.يکي از نقاط ضعف و قوت انقلاب هاي مخملي اين است که قدرت برانگيخته گي آنها براي به اوج رساندن حرکت مردم در ظرف زماني کوتاه مدت امکان پذير است. به اين معنا که آنها به سرعت مي توانند جامعه مخاطب را تحريک کنند و به صحنه بکشانند اما قادر نيستند زمان اين حضور را طولاني کنند. سرنوشت کشورها نيز در همين نقطه مشخص مي شود چنانچه آنها تا مدتي بتوانند در برابر موج احساسات تحريک شده مقاومت کنند قادرند انقلاب مخملي را مهار کنند و چنانچه نتوانند در برابر هجوم سنگين اوليه بايستند فرو مي ريزند. مورد ايران نمونه اي بارز و برجسته در اين خصوص است.
دروغ تحريک کننده
رهبران و رسانه هاي انقلاب مخملي براي ايجاد انگيختگي و هيجان نياز دارند به اموري متوسل شوند که جامعه مخاطب آنها بدون هرگونه تفکر و تأملي نسبت به آن و اکنش شديد آني نشان دهد. از اين رو در اين مرحله آنها متوسل به «دروغ تحريک کننده» مي شوند. در ابتداي شکل گيري آشوب هاي اخير تهران استفاده از اين نوع دروغ و تأثير آني آن مشاهده گرديد. آشوبگران به دروغ اعلام کردند که در درگيري هاي کوي دانشگاه چند دانشجو کشته شدن و تعدادي اسامي را نيز اعلام کردند. رسانه هاي حامي آشوبگران نيز اقدام به انتشار اين خبر کذب کردند. انتشار اين خبر کذب در دامن زدن به آشوب و تخريب آنقدر موثر واقع شد که هنگامي که يکي از ضاربين بسيج اقدام به مضروب کردن بسيجي کرد و صحنه آن از سيما پخش شد و فرد ضارب پس از چند روز دستگير شد در پاسخ به اين سوال که چرا شما هم در مضروب کردن يک بسيجي مشارکت کردي، پاسخ داد من از جلو دانشگاه عبور مي کردم و ديدم اسامي چند دانشجو را به عنوان کشته شدگان درگيري هاي کوي به نرده ها نصب کرده بودند، من هم بسيار عصباني شدم و ناخواسته در مضروب کردن فرد بسيجي مشارکت کردم. کساني که متوسل به «دروغ تحريک کننده» مي شوند همين را مي خواهند. آنها در پي آن هستند تا خبر دروغي را منتشر کنند تا افراد زيادي با شنيدن و يا ديدن آن خبر دروغ، عصباني و يا خوشحال شوند تا جايي که ناخواسته و ندانسته دست به اقدامي بزنند که دلخواه رهبران آشوبگران است. مروجين «دروغهاي تحريک کننده» طوري عمل مي کنند که به هيچ وجه زمينه پرسش از آنها درخصوص دروغ ها فراهم نشود. بهترين راه هم براي آنها اين است که اجازه ندهند حرکت آشوبي متوقف شود تا براي پياده نظام آشوب فرصت تفکر و تأمل ايجاد گردد. چنانچه در اين مرحله بتوان مشت آنها را باز و دروغ آنها را مستنداً آشکار کرد ضربه سختي به آنها وارد خواهد شد. يعني همان اتفاقي که در مقابل خبر دروغين کشته شدن چند دانشجو افتاد و سيما يکي از دانشجوياني که ادعا مي شد کشته شده است را در اسلامشهر يافت و وي با کارت دانشجويي در مقابل دوربين قرار گرفت و مرگ خود را تکذيب کرد. اين اقدام توطئه ستيز سيما ضربه مهلکي را بر پيکر رسانه و تبليغات رهبران آشوبگران وارد ساخت و اعتماد به آنها را با شک و ترديد در هم آميخت و ادامه کار را براي آنها مشکل ساخت. بخش رسانه اي آشوبگران در همان ايام براي تقويت روحيه پياده نظامش و نيز براي قويتر کردن انگيزه آنها براي ايجاد تخريب بيشتر اعلام کرد سردار فضلي از حضور براي مقابله با آشوبگران سر باز زده است، به دنبال انتشار اين خبر دروغ سردار فضلي در سيما حاضر شد و سخنان محکم و متيني را بيان کرد. اين دومين ضربه به بخش رسانه اي آشوبگران بود که به هيچ وجه جبران نشد. سردمداران انقلاب مخملي چون مي دانند بهترين زمان براي پيروزي همان چند روز اول است و چنانچه در چند روز اول نتوانند کار مهمي صورت دهند و با گذشت زمان امکان پيروزي کاهش مي يابد سعي مي کنند در کوران حوادث روزهاي اول از «دروغ هاي تحريک کننده» در حد بالا استفاده کنند. چنانچه آنها در اين مرحله نتوانند به پيروزي برسند، از آن به بعد «دروغ هاي تحريک کننده» آنها ناخواسته به «دروغ هاي نا اميد کننده » تبديل خواهد شد.
دروغ هاي نااميد کننده
اين نوع دروغ اگر چه ماهيتا از نوع «دروغ هاي تحريک کننده» است، اما بواسطه زمان و موقعيت ارزش تحريک کنندگي را از دست مي دهد و تبديل به «دروغ نااميد کننده» مي شود. هنگامي که مخاطب و يا همان پياده نظام انقلاب مخملي در ميانه راه ماند و متوجه شد خبري از پيروزي نيست و برخي از اخبار و وعده هايي هم که رهبرانش داده اند دروغ از آب درآمد در ادامه حرکت دچار شک و ترديد مي شود و ديگر شنيدن اخبار دروغ به ظاهر تحريک کننده ديگر او را تحريک نمي کند و موجب واکنش آني وي نمي شود. در اين موقعيت پياده نظام پس از شنيدن اخبار و رسانه هاي حامي خودش تأمل مي کند و منتظر مي ماند تا حوادث بعدي تکليف آن اخبار را روشن کند. دروغ هايي مانند کشته شدن عليرضا توسلي پسر دوازده ساله توسط باتوم در بهشت زهرا (س) و يا دستگيري، هتک حرمت، کشته شدن و آتش زدن جنازه ترانه موسوي از اين دست دروغ ها است که با پيگيري و افشاگري سيماي جمهوري اسلامي ايران دروغ بودن آن آشکار شد. نحوه انعکاس خبر مرگ! ترانه موسوي در رسانه هاي دشمن خالي از لطف نيست که در ذيل آمده است:
ادعاي دستگيري و مرگ
بنا بر برخي گزارش ها ترانه موسوي که در تقاطع ميرداماد و شريعتي کلاس آرايشگري داشت! ماشين خود را در يکي از خيابان هاي فرعي بين حسينيه ارشاد و ميرداماد پارک کرده بود و در تماسي تلفني با يکي از دوستان خود قرار گذاشته بود قبل از رفتن به آموزشگاه به مسجد قبا سر بزند و آنجا يکديگر را ببينند. هنگامي که دوست ترانه به محل قرارشان رسيد ديد ترانه دستگير شده و سوار يک ون شد. ترانه موسوي در محل بازداشت موقتش که ساختماني در نزديکي پاسداران بود، شماره تلفن خود را به دستگيرشدگان ديگر داده و از آنان مي خواهد در صورتي که آزاد شدند با خانواده اش تماس بگيرند و دستگيري او را به خانواده اش اطلاع دهند.
به گفته يکي از شاهدان عيني، «نيروهاي ضد شورش و لباس شخصي روز هفتم تير من و تعدادي از دستگيرشدگان را سوار بر ون هايي به ساختماني در اطراف ميدان نوبنياد بردند و به آزار جسمي و روحي ما پرداختند. برخي از دستگيرشدگان را در همان بعد از ظهر به زندان اوين منتقل کردند اما من و بقيه را آزاد کردند. ترانه در ميان ما بود. او دختري زيبا، خوش اندام و شيک پوش بود و بازجويي اش از همه بيشتر طول کشيد. چشم هايش سبز بود. من و تعدادي را همان شب آزاد کردند و تعدادي را نيز پيش از آزادي ما به جاهاي ديگري فرستادند. اما نيروهاي لباس شخصي، ترانه را همانجا نگه داشتند و حتي به او اجازه ندادند تا با مادرش تماس بگيرد.»
پس از حدود سه هفته که خانواده اش از وي بي خبر بودند افرادي ناشناس در تماس تلفني به مادر ترانه گفتند دخترش در بيمارستان امام خميني کرج بستري است. آنها دليل بستري بودن وي در بيمارستان را تصادف در حومه خيابان شريعتي و پارگي رحم و مقعد عنوان کردند. همچنين تأکيد کردند بستري شدن ترانه به تجمع مسجد قبا بي ارتباط است. سپس گفتند ترانه مشکل ناموسي داشته است و به همين دليل مي خواسته با شلنگ سرم، خود را حلق آويز کند. در پي اين تماس تلفني، خانواده ترانه موسوي به آن بيمارستان مراجعه کردند اما نتوانستند او را بيابند. مسئولان بيمارستان گفتند شخصي با اين نام در اين بيمارستان بستري نيست. اما يکي از کارکنان بيمارستان به آنها گفت لباس شخصي ها خانمي با مشخصات ظاهري ترانه را در حالي که بيهوش بود به بيمارستان آورده و در همان حالت بيهوش او را برگرداندند. احتمال تجاوز جنسي به او وجود دارد.
پدر ترانه موسوي نيز که بيماري قلبي دارد در پي بي اطلاعي از ترانه که تنها فرزندش بوده است در خانه بستري شد.
يکي از دوستانه ترانه اعلام کرد جسد سوخته وي در اطراف قزوين پيدا شده است. به نظر مي آيد خانواده او از سوي مقامات امنيتي تحت فشار شديد و تهديد هستند. آنها از ارائه توضيح بيشتر به دوستان ترانه خودداري مي کنند و حتي زمان و مکان تشييع جنازه ترانه را مشخص نکرده اند.
واکنش در کنگره آمريکا
در پي مرگ وي سناتور جمهوري خواه ايالات متحده آمريکا «تديوس مک کاتر» طي نطقي در کنگره آمريکا در مورد وي صحبت کرد و با تأييد اين مطالب گفت ترانه در حوالي مسجد قبا توسط عوامل رژيم اسلامي دستگير شد و سپس در محل بازداشتگاه به او تجاوز جنسي شد و مأمورين رژيم او را به شدت مضروب کردند که باعث شد او را در حال کما به بيمارستان منتقل کنند. ترانه در بيمارستان مرد و مأموران رژيم براي پاک کردن آثار تجاوز، جسد او را آتش زدند و در اتوبان کرج - قزوين رها ساختند.
گفت وگوي خبرنگار سيما با خانواده عليرضا توسلي که مرگش را ناشي از تصادف اعلام کرد و همچنين خانواده ترانه موسوي که گفتند وي چند سالي است که ساکن کانادا است و ما چند ساعت پيش با وي صحبت کرديم، تمامي اخبار رسانه هاي دشمن و اعتبار آن را زير سوال برد و فشار سنگين و طاقت فرسايي را بر پياده نظام سرگشته آنها وارد ساخت. اين گروه از اخبار نه اينکه ديگر پياده نظام و جامعه مخاطب را تحريک نمي کند بلکه با کشتن انگيزه، آنها را به شدت نااميد و سرخورده مي کند. يعني همان بلايي که اين روزها بر سر هواداران موسوي و کروبي آمده است. ادامه اين روند به «دروغ هاي تکذيب کننده» منجر خواهد شد.
دروغ هاي تکذيب کننده
دستاويز قرار دادن «دروغ هاي نااميدکننده» و «دروغ هاي تکذيب کننده» مربوط به وقتي است که دوره پيروزي انقلاب مخملي به سر آمده و موضوع عملاً وارد يک فرايند فرسايشي شده است. تجربه انقلاب هاي مخملي نشان داده است. زماني که دوره پيروز شدن انقلاب مخملي به سر رسد و انقلاب مخملي در آن دوره نتواند پيروز شود کار بر آنان سخت مي شود و رهبران و عوامل انقلاب مخملي سريع پا پس مي کشند تا خود را براي شرايط و موقعيت ديگري آماده کنند. آنچه که در ايران مشاهده مي شود احتمالاً نوع جديدي از حرکت پس از شکست انقلاب مخملي است که رهبران آن سعي مي کنند با حمايت قدرت هاي خارجي کار را در شعاعي کوچکتر ادامه دهند. همانگونه که هيلاري کلينتون اعلام کرد که ما به حمايتمان از ناراضيان ايران ادامه مي دهيم. ادامه مسير پس از شکست انقلاب مخملي به واسطه تهي بودن فضا و خالي بودن دست رهبران انقلاب مخملي از عواملي که بتواند هواداران را براي ايجاد آشوب در صحنه نگه دارد، کار بسيار سختي است که در نتيجه آنها را وامي دارد از عنصر «دروغ» که جايگاه آن در بخش ديگري از انقلاب مخملي تعريف شده در غير از جايگاه خود مورد استفاده قرار گيرد که به جاي مفيد بودن، آسيب وارد مي کند همانگونه که در بحث «دروغ هاي نااميدکننده» مشخص شد. ادامه اين دروغگويي به جايي مي رسد که آنها متوسل به دروغ هايي مي شوند که باعث تکذيب خود آنها مي شود از اين رو مي توان به آن «دروغ تکذيب کننده» گفت. نمونه آن در محتواي نامه کروبي به هاشمي رفسنجاني دال بر تجاوز به زندانيان شورش هاي اخير در بازداشتگاه ها مشاهده مي شود.
روزنامه جمهوري اسلامي مورخ (5/88/22) در اين خصوص نوشته است:
«رئيس مجس خبرگان رهبري، به نامه حجت الاسلام مهدي کروبي درباره آنچه وي به خاطر رفتار ناشايست با بازداشت شدگان حوادث اخير ابراز نگراني کرده بود، پاسخ داد. آيت الله هاشمي رفسنجاني نامه آقاي کروبي را بلافاصله بعد از دريافت براي رئيس قوه قضائيه ارسال نمود و از وي خواست موضوع را بررسي نمايد. جواب آيت الله شاهرودي نيز اين بود که در بازداشتگاه هايي که زير نظر قوه قضائيه قرار دارند چنين رفتارهايي با بازداشت شدگان نشده است. اين پاسخ عيناً توسط دفتر آيت الله هاشمي رفسنجاني براي آقاي کروبي ارسال گرديد. البته احتمالاً تا رسيدن به دست آقاي کروبي کمي بيش از 10 روز وقت تعيين شده توسط وي طول کشيده است.»
کميته اي نيز که از سوي دکتر لاريجاني مأمور پيگيري و رسيدگي به اين موضوع بود پس از بررسي اعلام کرد چنين موضوعي صحت ندارد. با آشکار شدن دروغ بودن ادعاي کروبي از حالا به بعد عوامل انقلاب مخملي به شدت مورد تنفر مردم قرار مي گيرند تا جايي که اين چند فرد اندک فريب خورده که در اطرافشان وجود دارند نيز آنها را ترک خواهند کرد و پرونده ادامه آشوب ها بسته خواهد شد، که اين آن چيزي است که سران آشوب به شدت از آن وحشت دارند چرا که علت همه اين دروغ پراکني ها، ترس از دست دادن پايگاه اجتماعي شان (هر چه اندک) و برخورد قانوني با آنان پس از رو شدن دروغ هاي آنان است. لذا نبايد اين دروغ را آخرين دروغ سران آشوب برشمرد.
دفتر پژوهش و بررسيهاي خبري-رضا گرمابدري
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


