باند حرفهای سارقان در دام خواهران مارپل
دزدان مسلح که بارها اقدام به دزدی مسلحانه در شهرهای مختلف کشور میکردند و هر بار با شگردي خاص از محل ارتکاب جرم میگریختند و هیچ ردی نیز بر جا نمیگذاشتند هرگز فکر نمیکردند در آخرین دزدی خود از خانه دو خواهر مسن یکی از آنها شناسایی شود و پرده از راز اعمال تبهکارانهشان فرو افتد.
«جواد» از مدتها قبل در فکر دزدی از خانه دو پیرزن خواهر که روبه روی خانه مسکونی آنها سکونت داشتند، بود. او میدانست که این دو نفر پول زیادی در خانه نگهداری میکنند و از آنجایی که آنها با کسی رفتوآمد آنچنانی نداشتند، این بهترین سوژه برای او و همدستانش بود.
آنان بارها به همراه همدستانش در ارتکاب دهها مورد دزدی مسلحانه از طلا فروشیها و خانهها در مناطق مختلف کشور موفق عمل کرده و تنها یک بار ناموفق بودند که آن هم بدون اینکه دستگیر شوند از مهلکه گریخته بودند.
«جواد» نیمههای شب دوم اردیبهشت ماه سال 87 به اتفاق یکی از همدستانشان به نام «بهروز» وارد خانه دو خواهر مسن شدند و برای اینکه شناسایی نشوند پس از ورود به خانه نقاب به چهره کشیده و با تهدید اسلحه از دو خواهر خواستند برای حفظ جان خود و بدون کوچکترین مقاومتی محل نگهداری پول و طلاجات را در اختیار آنها قرار دهند. «جواد« و «بهروز» سپس با طناب و چسبهایی که همراه داشتند دست و پا و دهان آن دو را بسته و پس از برداشتن 10 میلیون تومان پول نقد و مقداری طلاجات از محل گریختند. دو خواهر مسن که به طرز معجزهآسایی زنده مانده بودند توسط یکی از همسایهها که هر روز صبح به آنها سرکشی میکرد نجات یافتند.
آنها پس از بررسی محل نگهداری پولها و جواهرات وقتی اموال خود را از دست رفته دیدند به یاد سریال پلیسی خانم مارپل و دقت و زرنگیهای او در گرهگشایی از تبهکاری و ماجراهای جنایی افتادند.
دو خواهر که با همفکری هم حدسهایی زده بودند با آژانس خود را به کلانتری 110 شهدا رسانده و اعلام کردند خانهشان در خیابان دلگشای پیروزی مورد دستبرد مسلحانه قرار گرفته است. آنها در شکایت خود در خصوص مظنون بودن به چه کسی اعلام کردند که تنها به همسایه روبهرویی خود به نام جواد مظنون هستند. افسر نگهبان کلانتری پس از تشکیل پروندهای در این رابطه آن را برای دستور قضایی و انجام مراحل بعدی برای دستگیری تنها مظنون به این دزدی به دادسرای جنایی فرستاد که به دستور دادیار «سلیمانی» پرونده برای تحقیقات بیشتر و اثربرداری از محل ارتکاب دزدیها به کارآگاهان مبارزه با سرقت پلیس آگاهی سپرده شد. همچنین دادیار شعبه سوم دادیاری با توجه به ادعاهای این دو خواهر دستور بازداشت «جواد» و همدستش را صادر کرد. کارآگاهان در ادامه پس از حضور در محل و انجام اثربرداری از محل دزدیها بلافاصله در یک اقدام غافلگیرانه جواد را دستگیر کردند. متهم به دام افتاده که خیال نمیکرد به این راحتیها به دام افتاده باشد منکر همه چیز شد اما وقتی در بازرسی از خانهاش 10 میلیون تومان پول نقد و طلاجات این دو خواهر کشف شد لب به اعتراف گشود و به ارتکاب این دزدیها با همدستی دوستش «بهروز» اعتراف کرد. کارآگاهان با تجربه پلیس آگاهی که در بازجوییها پی برده بودند با دزدان حرفهای مواجه هستند و از آنجایی که احتمال میدادند این دو به اتفاق همدستان دیگرشان مرتکب سرقتهای دیگری شده باشند حلقه بازجویی را تنگتر کردند تا اینکه «بهروز» به ارتکاب چندین مورد دزدی از طلافروشیها و خانهها و لوازم منزل با تهدید اسلحه که با همدستی سایر اعضای باند مرتکب شده بود اعتراف کرد و گفت: در یکی از سرقتها با هجوم به یک مغازه طلافروشی در فامنین همدان با تهدید اسلحه مقدار 7 کیلوگرم طلا به سرقت بردیم. همچنین در سرقت دیگری در قزوین با تهدید صاحب طلافروشی مقدار زیادی طلا از آنجا دزدیدم اما تنها در یک سرقت موفق نبودیم که آن هم مربوط میشود به سرقت از طلافروشی تاج محل در اسلامشهر که به خاطر هوشیاری مرد طلافروش و هجوم مردم به سمت ما بود که مجبور شدیم از مهلکه بگریزیم. با اعترافات «بهزاد» کارآگاهان موفق شدند در چند عملیات مختلف و غافلگیرانه با به دست آوردن محل سکونت سایر اعضای باند، آنها را به اسامی «بهزاد»، «یدالله»، «فرشاد»، «جواد»، «نادر»، «حیدر»، «رضا»، «حمید»، «مسعود» و «علی» را شناسایی و دستگیر کنند.
دزدان مسلح به دام افتاده که فکر نمیکردند اعمال مجرمانه آنها توسط «جواد» که این باند را هدایت میکرد لو رفته باشد در همان مراحل اولیه بازجویی به اعمال مجرمانه خود اعتراف کردند و از آنها دو قبضه سلاح کلاشینکف و مقداری اموال سرقتی کشف شد. همچنین به دستور دادیار پرونده، تمام مالباختگان در شهرهای مختلف شناسایی و پس از مواجهه حضوری با متهمان تأیید کردند که آنها همان دزدان طلافروشیهای آنان هستند.
برپایه این گزارش با تکمیل تحقیقات وگردآوری پروندههایی که مالباختگان از متهمان شکایت کرده بودند دادیار «سلیمانی» با صدور قرار مجرمیت برای آنها پروندهشان را به دادیار اظهارنظر سپرد.
«صفر خاکی» دادیار اظهارنظر دادسرای جنایی نیز با صدور کیفرخواست برای متهمان پرونده آنان را برای رسیدگی به دادگاه عمومی تهران، مجتمع قضایی بعثت فرستاد.
«جواد» از مدتها قبل در فکر دزدی از خانه دو پیرزن خواهر که روبه روی خانه مسکونی آنها سکونت داشتند، بود. او میدانست که این دو نفر پول زیادی در خانه نگهداری میکنند و از آنجایی که آنها با کسی رفتوآمد آنچنانی نداشتند، این بهترین سوژه برای او و همدستانش بود.
آنان بارها به همراه همدستانش در ارتکاب دهها مورد دزدی مسلحانه از طلا فروشیها و خانهها در مناطق مختلف کشور موفق عمل کرده و تنها یک بار ناموفق بودند که آن هم بدون اینکه دستگیر شوند از مهلکه گریخته بودند.
«جواد» نیمههای شب دوم اردیبهشت ماه سال 87 به اتفاق یکی از همدستانشان به نام «بهروز» وارد خانه دو خواهر مسن شدند و برای اینکه شناسایی نشوند پس از ورود به خانه نقاب به چهره کشیده و با تهدید اسلحه از دو خواهر خواستند برای حفظ جان خود و بدون کوچکترین مقاومتی محل نگهداری پول و طلاجات را در اختیار آنها قرار دهند. «جواد« و «بهروز» سپس با طناب و چسبهایی که همراه داشتند دست و پا و دهان آن دو را بسته و پس از برداشتن 10 میلیون تومان پول نقد و مقداری طلاجات از محل گریختند. دو خواهر مسن که به طرز معجزهآسایی زنده مانده بودند توسط یکی از همسایهها که هر روز صبح به آنها سرکشی میکرد نجات یافتند.
آنها پس از بررسی محل نگهداری پولها و جواهرات وقتی اموال خود را از دست رفته دیدند به یاد سریال پلیسی خانم مارپل و دقت و زرنگیهای او در گرهگشایی از تبهکاری و ماجراهای جنایی افتادند.
دو خواهر که با همفکری هم حدسهایی زده بودند با آژانس خود را به کلانتری 110 شهدا رسانده و اعلام کردند خانهشان در خیابان دلگشای پیروزی مورد دستبرد مسلحانه قرار گرفته است. آنها در شکایت خود در خصوص مظنون بودن به چه کسی اعلام کردند که تنها به همسایه روبهرویی خود به نام جواد مظنون هستند. افسر نگهبان کلانتری پس از تشکیل پروندهای در این رابطه آن را برای دستور قضایی و انجام مراحل بعدی برای دستگیری تنها مظنون به این دزدی به دادسرای جنایی فرستاد که به دستور دادیار «سلیمانی» پرونده برای تحقیقات بیشتر و اثربرداری از محل ارتکاب دزدیها به کارآگاهان مبارزه با سرقت پلیس آگاهی سپرده شد. همچنین دادیار شعبه سوم دادیاری با توجه به ادعاهای این دو خواهر دستور بازداشت «جواد» و همدستش را صادر کرد. کارآگاهان در ادامه پس از حضور در محل و انجام اثربرداری از محل دزدیها بلافاصله در یک اقدام غافلگیرانه جواد را دستگیر کردند. متهم به دام افتاده که خیال نمیکرد به این راحتیها به دام افتاده باشد منکر همه چیز شد اما وقتی در بازرسی از خانهاش 10 میلیون تومان پول نقد و طلاجات این دو خواهر کشف شد لب به اعتراف گشود و به ارتکاب این دزدیها با همدستی دوستش «بهروز» اعتراف کرد. کارآگاهان با تجربه پلیس آگاهی که در بازجوییها پی برده بودند با دزدان حرفهای مواجه هستند و از آنجایی که احتمال میدادند این دو به اتفاق همدستان دیگرشان مرتکب سرقتهای دیگری شده باشند حلقه بازجویی را تنگتر کردند تا اینکه «بهروز» به ارتکاب چندین مورد دزدی از طلافروشیها و خانهها و لوازم منزل با تهدید اسلحه که با همدستی سایر اعضای باند مرتکب شده بود اعتراف کرد و گفت: در یکی از سرقتها با هجوم به یک مغازه طلافروشی در فامنین همدان با تهدید اسلحه مقدار 7 کیلوگرم طلا به سرقت بردیم. همچنین در سرقت دیگری در قزوین با تهدید صاحب طلافروشی مقدار زیادی طلا از آنجا دزدیدم اما تنها در یک سرقت موفق نبودیم که آن هم مربوط میشود به سرقت از طلافروشی تاج محل در اسلامشهر که به خاطر هوشیاری مرد طلافروش و هجوم مردم به سمت ما بود که مجبور شدیم از مهلکه بگریزیم. با اعترافات «بهزاد» کارآگاهان موفق شدند در چند عملیات مختلف و غافلگیرانه با به دست آوردن محل سکونت سایر اعضای باند، آنها را به اسامی «بهزاد»، «یدالله»، «فرشاد»، «جواد»، «نادر»، «حیدر»، «رضا»، «حمید»، «مسعود» و «علی» را شناسایی و دستگیر کنند.
دزدان مسلح به دام افتاده که فکر نمیکردند اعمال مجرمانه آنها توسط «جواد» که این باند را هدایت میکرد لو رفته باشد در همان مراحل اولیه بازجویی به اعمال مجرمانه خود اعتراف کردند و از آنها دو قبضه سلاح کلاشینکف و مقداری اموال سرقتی کشف شد. همچنین به دستور دادیار پرونده، تمام مالباختگان در شهرهای مختلف شناسایی و پس از مواجهه حضوری با متهمان تأیید کردند که آنها همان دزدان طلافروشیهای آنان هستند.
برپایه این گزارش با تکمیل تحقیقات وگردآوری پروندههایی که مالباختگان از متهمان شکایت کرده بودند دادیار «سلیمانی» با صدور قرار مجرمیت برای آنها پروندهشان را به دادیار اظهارنظر سپرد.
«صفر خاکی» دادیار اظهارنظر دادسرای جنایی نیز با صدور کیفرخواست برای متهمان پرونده آنان را برای رسیدگی به دادگاه عمومی تهران، مجتمع قضایی بعثت فرستاد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


