صهيونيستها هرگز قصد صلح با فلسطينيان را ندارند
يك تحليلگر آمريكايي اظهارات صلح جويانه صهيونيستها در مسئله فلسطين را هويجي دانست كه آنها براي متقاعد كردن آمريكا براي حمله به ايران، نشان مي دهند.
به گزارش فارس، "رمزي بارود " نويسنده آثاري همچون "دومين انتفاضه فلسطين: تاريخچه ي نبرد يك ملت " و "پدر من جنگجوي صلح بود: داستان هاي ناگفته غزه " در مقاله اي كه نشريه الكترونيكي پلستاين كرونيكل آن را منتشر كرده، به تحليل اظهارات يك ماه اخير مقامات رژيم صهيونيستي پرداخته و معتقد است اين سخنان براي پيشبرد نيات جنگ طلبانه آنهاست نه دستيابي به صلح در منطقه. وي به سخنان بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل، در دوم اكتبر سال 1996 اشاره مي كند كه گفته بود: "ما كلاً كارهاي اندكي در جهت صلح انجام داده ايم و به نظر من مهمترين كار تأكيد بر اين اصل است كه مسيري كه به صلح مي انجامد مذاكره است و نه خشونت. "
اين سخنان دلگرم كننده در كنفرانس مطبوعاتي مشترك با رئيس جمهور آمريكا ، بيل كلينتون، در شرايطي بيان شد كه اوضاع در مناطق اشغالي فلسطين بطرز باورنكردني وحشتناك بود. اما در آن زمان ديوار حائلي وجود نداشت. اندازه شهرك ها كوچك تر و جمعيت آن ها كمتر بود. غزه تحت محاصره بود اما نه به اندازه اختناق كامل امروزي آن.
نويسنده سپس به ديدار ماه گذشته نتانياهو از كاخ سفيد داشت اشاره ميكند كه در آن نيز دوباره نخست وزير اسرائيل از صلح مي گويد: "من در علاقه به پيشبرد روند صلح كاملاً با شما شريك هستم. و مي خواهم مذاكرات صلح را با فلسطينيان آغاز كنم. من حوزه صلح را گسترده تر خواهم كرد تا شامل ديگر كشورهاي جهان عرب نيز بشود. "
بارود در ادامه با اشاره به مشكلات فلسطينيان در طول اين سالها به خصوص فاجعه جنگ 22 روزه تاكيد ميكند كه اينها همان خشونتهايي است كه نتانياهو به ظاهر در سال 96 آن را تقبيح كرد:
اكنون يك ديوار عظيم، با طول چند صد مايلي گرداگرد كرانه باختري پيچيده است و فلسطينيان را از زمين ها، وسايل امرار معاششان و هرگونه امكان حكومت مستقل حقيقي، جدا ساخته است. شهرك هايي يهودي وجود دارند كه با جاده هاي منحصراً يهودي به يكديگر متصل شده و كرانه باختري اشغالي را بطور نااميد كننده اي قطعه قطعه كرده اند. همه اين كارها بر اساس قوانين بين المللي غير قانوني هستند، همانطور كه ديوار كذايي حائل، حملات وحشيانه به غزه و محاصره آن، و بطور كلي اشغالگري نظامي اسرائيل غير قانوني است.
وي مي افزايد:به ما گفته شده كه اوباما در مورد صلح در خاورميانه جدي است. شايد اينگونه باشد. اما حتي چنين جديتي نمي تواند اين الگوي مختل كننده را تغيير دهد كه به گفته آرون ديويد ميلر، مشاور ارشد سابق امور خاورميانه، پيش از اوباما، كلينتون را مجبور ساخت اين كلمات را بر زبان بياورد: "او فكر مي كند كه كيست؟ ابرقدرت لعنتي در اينجا كيست؟ "
به نظر وي اگر چه اوباما در نشست اخير ميان سران آمريكا و اسرائيل، به وضوح بر تعهد كشورش نسبت به يك كشور فلسطيني تأكيد كرد، و بطرزي شگفت آور، در جريان مصاحبه مطبوعاتي به "غزه " اشاره داشت. اما سخن در تمجيد بزرگي اسرائيل در تمام مدت سخنراني در بالاترين سطح خود بود. جرج هيشمه كه يك تحليلگر است همين نظر را دارد و مي گويد: "اوباما در مورد "رابطه فوق العاده با اسرائيل، رابطه خاص ... متحد نيرومند ... پيوندهاي تاريخي، پيوندهاي احساسي و تنها دموكراسي خاورميانه ... منبع الهام و تحسين مردم آمريكا سخن گفت ".
وي در ادامه به ديدار نتانياهو با كنگره آمريكا پس از نشست با اوباما مي پردازد كه در آنجا با "دوستان بزرگ اسرائيل " رايزني كرد: او در بازديد از كنگره با نانسي پلوسي، سخنگوي مجلس و جان بونر رئيس اقليت مجلس ملاقات كرد. او همچنين با اعضاي كميته روابط خارجي سنا و اعضاي قانونگذاران يهودي ملاقات داشت. همان رفتار استثنائي كه ديگر رهبران اسرائيل از آن برخوردار مي شدند با نتانياهو نيز انجام شد. نتانياهو گفته است كه سناتور جان كري، رئيس كميته، "با برخي موارد، دلگرم شد ". نتانياهو پس از ملاقات با سران كنگره به گونه اي كه گويي خبرهايي غيرمنتظره ارائه مي دهد گفت: "ميان آمريكايي ها در مورد رابطه خاص بين آمريكا و اسرائيل " اتفاق نظر وجود دارد.
به عقيده نويسنده نتانياهو مجدداً تلاش خواهد كرد كه با تكيه بر كنگره، كه در هر رويارويي احتمالي اش با دولت اوباما پشت سر او ايستاده است، بر رئيس جمهور آمريكا فائق آيد. از سوي ديگر اوباما -هرچند با كمرويي- تلاش خواهد كرد كه از جهت جديدي در سياست خارجي آمريكا حمايت كند؛ به اين صورت كه با اتخاذ سياست هاي تندتر عليه ايران اسرائيل را اغوا كند، و اعراب را تحت فشار قرار دهد كه در ازاي تعهد بيشتر اسرائيل به حركت رو به جلوي روند صلح، رابطه خود را با اسرائيل عادي بسازند.
وي با ذكر اين نكته كه نتانياهو در سال 1996 در رابطه با عراق از يك خطر آني براي اسرائيل سخن گفت واكنون عراق -كه به رغم همه چيز، هيچ سلاح كشتار جمعي در اختيار نداشت- ديگر يك "تهديد وجودي " براي اسرائيل نيست، نتيجه مي گيرد كه صهيونيستها به دنبال پياده كردن همان نقشه درباره ايران هستند:
و اكنون رهبر اسرائيلي نگاه خود را به سمت ايران تنظيم كرده است: "چالش پيش رو، پتانسيل مسلح شدن ايران به امكانات سلاح هاي هسته اي است. اين يك خطر بزرگ براي همه ماست .. ما بايد همزمان با اين مسئله برخورد كنيم .. وقتي كه فهميدم سياست آمريكا نيز همين است بسيار دلگرم شدم. ما با همديگر با اين مسئله روبرو مي شويم چرا كه اگر باهم اين كار را انجام دهيم، بسيار مفيد تر و سريع تر نتيجه خواهيم گرفت. "
نويسنده مقاله با اشاره به اينكه شايد سيزده سال ديگر طول نكشد كه آرزوي نتانياهو حقيقت پيدا كند، و منفعت بيشتر در زمان كمتر نصيب آن شود، يعني جنگي عليه ايران آغاز شود، مي نويسد: نتانياهو و كساني كه پيش از او و بعد از او بوده و خواهند بود، هرگز قصد صلح با فلسطينيان را ندارند. او بسادگي هويجي را در مقابل اوباما تكان مي دهد تا به آنچه كه اسرائيل مي خواهد، يعني حمله به ايران، دست پيدا كند. اين بسيار واضح است.
رمزي بارود مقاله اش را با توصيه اي به اوباما به پايان مي برد: اگر اوباما در رويارويي با دستور كار جديد اسرائيل تأمل كند، و اگر كنگره همچنان مشغله هاي امنيتي اسرائيل را در بالاترين اولويت قرار دهد، نمي توان گفت دفعه بعد كه نتانياهو براي ملاقات با رئيس جمهور جديد آمريكا به واشنگتن مي رود، خاورميانه چه اوضاعي دارد.
به گزارش فارس، "رمزي بارود " نويسنده آثاري همچون "دومين انتفاضه فلسطين: تاريخچه ي نبرد يك ملت " و "پدر من جنگجوي صلح بود: داستان هاي ناگفته غزه " در مقاله اي كه نشريه الكترونيكي پلستاين كرونيكل آن را منتشر كرده، به تحليل اظهارات يك ماه اخير مقامات رژيم صهيونيستي پرداخته و معتقد است اين سخنان براي پيشبرد نيات جنگ طلبانه آنهاست نه دستيابي به صلح در منطقه. وي به سخنان بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل، در دوم اكتبر سال 1996 اشاره مي كند كه گفته بود: "ما كلاً كارهاي اندكي در جهت صلح انجام داده ايم و به نظر من مهمترين كار تأكيد بر اين اصل است كه مسيري كه به صلح مي انجامد مذاكره است و نه خشونت. "
اين سخنان دلگرم كننده در كنفرانس مطبوعاتي مشترك با رئيس جمهور آمريكا ، بيل كلينتون، در شرايطي بيان شد كه اوضاع در مناطق اشغالي فلسطين بطرز باورنكردني وحشتناك بود. اما در آن زمان ديوار حائلي وجود نداشت. اندازه شهرك ها كوچك تر و جمعيت آن ها كمتر بود. غزه تحت محاصره بود اما نه به اندازه اختناق كامل امروزي آن.
نويسنده سپس به ديدار ماه گذشته نتانياهو از كاخ سفيد داشت اشاره ميكند كه در آن نيز دوباره نخست وزير اسرائيل از صلح مي گويد: "من در علاقه به پيشبرد روند صلح كاملاً با شما شريك هستم. و مي خواهم مذاكرات صلح را با فلسطينيان آغاز كنم. من حوزه صلح را گسترده تر خواهم كرد تا شامل ديگر كشورهاي جهان عرب نيز بشود. "
بارود در ادامه با اشاره به مشكلات فلسطينيان در طول اين سالها به خصوص فاجعه جنگ 22 روزه تاكيد ميكند كه اينها همان خشونتهايي است كه نتانياهو به ظاهر در سال 96 آن را تقبيح كرد:
اكنون يك ديوار عظيم، با طول چند صد مايلي گرداگرد كرانه باختري پيچيده است و فلسطينيان را از زمين ها، وسايل امرار معاششان و هرگونه امكان حكومت مستقل حقيقي، جدا ساخته است. شهرك هايي يهودي وجود دارند كه با جاده هاي منحصراً يهودي به يكديگر متصل شده و كرانه باختري اشغالي را بطور نااميد كننده اي قطعه قطعه كرده اند. همه اين كارها بر اساس قوانين بين المللي غير قانوني هستند، همانطور كه ديوار كذايي حائل، حملات وحشيانه به غزه و محاصره آن، و بطور كلي اشغالگري نظامي اسرائيل غير قانوني است.
وي مي افزايد:به ما گفته شده كه اوباما در مورد صلح در خاورميانه جدي است. شايد اينگونه باشد. اما حتي چنين جديتي نمي تواند اين الگوي مختل كننده را تغيير دهد كه به گفته آرون ديويد ميلر، مشاور ارشد سابق امور خاورميانه، پيش از اوباما، كلينتون را مجبور ساخت اين كلمات را بر زبان بياورد: "او فكر مي كند كه كيست؟ ابرقدرت لعنتي در اينجا كيست؟ "
به نظر وي اگر چه اوباما در نشست اخير ميان سران آمريكا و اسرائيل، به وضوح بر تعهد كشورش نسبت به يك كشور فلسطيني تأكيد كرد، و بطرزي شگفت آور، در جريان مصاحبه مطبوعاتي به "غزه " اشاره داشت. اما سخن در تمجيد بزرگي اسرائيل در تمام مدت سخنراني در بالاترين سطح خود بود. جرج هيشمه كه يك تحليلگر است همين نظر را دارد و مي گويد: "اوباما در مورد "رابطه فوق العاده با اسرائيل، رابطه خاص ... متحد نيرومند ... پيوندهاي تاريخي، پيوندهاي احساسي و تنها دموكراسي خاورميانه ... منبع الهام و تحسين مردم آمريكا سخن گفت ".
وي در ادامه به ديدار نتانياهو با كنگره آمريكا پس از نشست با اوباما مي پردازد كه در آنجا با "دوستان بزرگ اسرائيل " رايزني كرد: او در بازديد از كنگره با نانسي پلوسي، سخنگوي مجلس و جان بونر رئيس اقليت مجلس ملاقات كرد. او همچنين با اعضاي كميته روابط خارجي سنا و اعضاي قانونگذاران يهودي ملاقات داشت. همان رفتار استثنائي كه ديگر رهبران اسرائيل از آن برخوردار مي شدند با نتانياهو نيز انجام شد. نتانياهو گفته است كه سناتور جان كري، رئيس كميته، "با برخي موارد، دلگرم شد ". نتانياهو پس از ملاقات با سران كنگره به گونه اي كه گويي خبرهايي غيرمنتظره ارائه مي دهد گفت: "ميان آمريكايي ها در مورد رابطه خاص بين آمريكا و اسرائيل " اتفاق نظر وجود دارد.
به عقيده نويسنده نتانياهو مجدداً تلاش خواهد كرد كه با تكيه بر كنگره، كه در هر رويارويي احتمالي اش با دولت اوباما پشت سر او ايستاده است، بر رئيس جمهور آمريكا فائق آيد. از سوي ديگر اوباما -هرچند با كمرويي- تلاش خواهد كرد كه از جهت جديدي در سياست خارجي آمريكا حمايت كند؛ به اين صورت كه با اتخاذ سياست هاي تندتر عليه ايران اسرائيل را اغوا كند، و اعراب را تحت فشار قرار دهد كه در ازاي تعهد بيشتر اسرائيل به حركت رو به جلوي روند صلح، رابطه خود را با اسرائيل عادي بسازند.
وي با ذكر اين نكته كه نتانياهو در سال 1996 در رابطه با عراق از يك خطر آني براي اسرائيل سخن گفت واكنون عراق -كه به رغم همه چيز، هيچ سلاح كشتار جمعي در اختيار نداشت- ديگر يك "تهديد وجودي " براي اسرائيل نيست، نتيجه مي گيرد كه صهيونيستها به دنبال پياده كردن همان نقشه درباره ايران هستند:
و اكنون رهبر اسرائيلي نگاه خود را به سمت ايران تنظيم كرده است: "چالش پيش رو، پتانسيل مسلح شدن ايران به امكانات سلاح هاي هسته اي است. اين يك خطر بزرگ براي همه ماست .. ما بايد همزمان با اين مسئله برخورد كنيم .. وقتي كه فهميدم سياست آمريكا نيز همين است بسيار دلگرم شدم. ما با همديگر با اين مسئله روبرو مي شويم چرا كه اگر باهم اين كار را انجام دهيم، بسيار مفيد تر و سريع تر نتيجه خواهيم گرفت. "
نويسنده مقاله با اشاره به اينكه شايد سيزده سال ديگر طول نكشد كه آرزوي نتانياهو حقيقت پيدا كند، و منفعت بيشتر در زمان كمتر نصيب آن شود، يعني جنگي عليه ايران آغاز شود، مي نويسد: نتانياهو و كساني كه پيش از او و بعد از او بوده و خواهند بود، هرگز قصد صلح با فلسطينيان را ندارند. او بسادگي هويجي را در مقابل اوباما تكان مي دهد تا به آنچه كه اسرائيل مي خواهد، يعني حمله به ايران، دست پيدا كند. اين بسيار واضح است.
رمزي بارود مقاله اش را با توصيه اي به اوباما به پايان مي برد: اگر اوباما در رويارويي با دستور كار جديد اسرائيل تأمل كند، و اگر كنگره همچنان مشغله هاي امنيتي اسرائيل را در بالاترين اولويت قرار دهد، نمي توان گفت دفعه بعد كه نتانياهو براي ملاقات با رئيس جمهور جديد آمريكا به واشنگتن مي رود، خاورميانه چه اوضاعي دارد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


