کد خبر: ۱۳۴۵۲
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

روايت محمد صادق آهنگران از امام

بعد از بوسيدن دست مباركشان گفتم: ما را نصيحتي بكنيد. امام لبخندي زدند و فرمودند: «خوب بجنگيد و خوب پيش برويد». بعد گفتم: مشكلات زيادي وجود دارد، در نماز شبتان براي ما دعا كنيد. حضرت امام فرمودند: «من هميشه شما را دعا مي‌كنم».

*توصيه امام به جديت در جنگ

روزي در جماران در مسير حركت ايشان از اتاقشان تا حسينيه جماران كه جهت سخنراني تشريف مي‌بردند، به خدمتشان رسيديم. بعد از بوسيدن دست مباركشان گفتم: ما را نصيحتي بكنيد. امام لبخندي زدند و فرمودند: «خوب بجنگيد و خوب پيش برويد». بعد گفتم: مشكلات زيادي وجود دارد، در نماز شبتان براي ما دعا كنيد. حضرت امام فرمودند: «من هميشه شما را دعا مي‌كنم». سپس درخواست هديه‌اي كردم، ايشان عكس خود را امضا كردند و توسط حاج سيد احمد آقا كه كنارشان ايستاده بود، آن را به من مرحمت كردند.

*مردم ما مردم جنگند، مردم حماسه‌اند

در مراسم سوم يا چهلم شهداي بمباران دزفول شعري خواندم كه با بيت «اي عزيزان شد به پا غوغاي محشر» شروع مي‌شد و در ادامه شعر «يك طرف افتاده طفيل يك طرف افتاده مادر» اشعار، صحنه‌هاي دلخراش جنگ را مجسم مي‌كرد كه چه روي داده است. شعر را كه خواندم همان شب دو بار از تلويزيون پخش شد و در روزهاي بعد چندين بار با آهنگ و تصاوير مناسبي كه بر روي آن مونتاژ شده بود، پخش گرديد. بعد از اين جريان در شيراز خدمت آيت‌الله حائري شيرازي بوديم تا براي رزمندگان از صحبتهاي ايشان تصوير برداري كنيم. بعد از مراجعت، در اهواز آقاي غلامعلي رجائي را ديدم، ايشان به من گفت: آقاي انصاري با ما تماس داشتند و سراغ شما را مي‌گرفتند. ولي من به ايشان گفتم به شيراز رفته‌اند. آقاي انصاري گفتند: به ايشان بگوييد امام به حاج سيد احمد آقا فرمودند كه: «به ايشان بگوييد اشعار حماسي بخواند» وقتي من اين خبر را شنديم ذهنم روي همان شعر مترمكز شد، چرا كه صحنه‌هاي دلخراش جنگ را بيان مي‌كرد. با وجود ريتم بسيار خوبي كه داشت اشعار حماسي محركي نبود و شايد تنها چند بند آن حماسي بود. گفتم احتمالا همان شعر است. با آقاي رجائي تماس گرفتم ايشان گفت: بله، اين اشعار را چند شب از تلويزيون پخش كرده‌اند و حضرت امام هم شنيده‌اند لذا اين مطلب را بيان داشته‌اند.
يكي بار ديگر در نماز جمعه تهران اشعار حماسي
«خيز اي رزمنده شير خانه از دشمن بگير»
را خواندم. در متن شعر چند جمله‌اي بود كه مي‌گفت «اي كساني كه خانه‌هايتان ويران شد و سوخت اي كساني كه چه شديد....» بعد از اتمام نوحه گويا از جماران تماس گرفته بودند ولي به من خبر ندادند. بعد آقاي مرتضائي فر به من گفت كه: حاج سيد احمد آقا تماس گرفته و گفته است كه امام بوسيله راديوي كوچكي كه در دستشان بود اشعار را مي‌شنيدند وقتي به اين قسمت رسيدند، راديو را زمين گذاشته‌اند و فرموده‌ا ند: «به ايشان بگوييد مردم ما، مردم جنگند مردم حماسه‌اند» و امام روي اين قسمت حساس شده‌اند. اين مطلب را كه شنيدم با خودم گفتم: اگر ما چيزي بخوانيم كه مورد تاييد امام نباشد مورد تاييد امام زمان هم نيست و خدا هم قبول نمي كند و اصلا براي ما فايده‌اي ندارد. لذا در جماران به خدمت آقاي انصاري رسيدم و قضيه را براي ايشان مطرح كردم و گفتم اگر قرار باشد ما شعري بخوانيم كه امام تاييد نكند، كارم را مورد تاييد اهل بيت و براي رضاي خدا نمي‌دانم و به درد نمي‌خورد.
ايشان مدتي با من صبحت كردند كه: امم روي اشعار خيلي حساسند و روج امام با يك ذره ضعف در شعر و كارهاي هنري حساس مي‌شود و خيلي به اشعار و كارهيا هنري اهميت مي‌دهند و شما را نيز مي‌شناسند. در مورد بچه بسيجي‌ها بيشتر حساس هستند و ما نيز در مورد كارهاي شما در جنگ برايشان تعريف كرده‌ايم به همين حساب بيشتر حساس شده‌اند. ديگر ما شروع به خواندن اشعار حماسي كرديم و تا توانستيم حماسي‌اش كرديم. بعد از مدتي جهت مشورت و كسب تكليف پيش آقاي انصاري آمدم كه الحمدالله ايشان گفتند: امام اظهار رضايت كرده‌اند.

*اولين نوحه در خدمت امام

اولين نوحه‌اي را كه خدمت حضرت امام خواندم نوحه «اي شهيدان بخون غلطان خوزستان درود» بود. هنگامي كه مشغول خواندن اين اشعار بودم، حضرت امام وقتي مي‌خواستند داخل بشوند، ديده بودند كه مشغول خواندن هستم، پشت در مي‌مانند و وارد مجلس نمي‌شوند تا مردم بلند نشوند و مجلس به هم نخورد. ديده بودند كه ايشان دم در نشسته‌اند و گوش مي‌كنند و وقتي از شهدا مي‌خواندم گريه مي‌كردند.

ويژه نامه امام روح الله خميني در خبرگزاري فارس

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین