کد خبر: ۱۲۸۳۰۹
تاریخ انتشار: ۱۱ اسفند ۱۳۹۱ - ۲۳:۳۰
اصولا ریشه مناقشات حوزه خلیج فارس در تاریخ منطقه و اختلافات قومی و مذهبی ملتهای آن نهفته است.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از  رویداد، اصولا ریشه مناقشات حوزه خلیج فارس در تاریخ منطقه و اختلافات قومی و مذهبی ملتهای آن نهفته است. ایران و اعراب از همان ابتدای پیدایش اسلام علی رغم برخی تعاملها، درگیری هایی نیز داشتند که ریشه اصلی در تشدید این درگیری ها به خشونت برخی سرداران عرب در حمله به ایران و همچنین سیاست تبعیض نژادی و ظلمهای خلفای اموی علیه ایرانیان باز می گردد. برخی انحرافات از مبانی اسلامی و عدم جانشینی جانشینان راستین پیامبر در تمام ابعاد تاثیرات منفی و ناگواری را به دنبال داشته است. از همان هنگام که معاویه در نامه ای رسمی به حجاج بن یوسف ثقفی می نویسد که عرب را بر عجم در تمام موارد برتری بدهید مبنای اقدامات نژادپرستانه امویان و حاکمان بعد از وی پایه گذاری شد و علیرغم استقبال ایرانیان از دین اسلام، نشانه های اختلاف آشکار گردید. اصولا یکی از دلایل اصلی گرایش ایرانیان به شیعه و اهل بیت عصمت و طهارت در این نکته نهفته بود که شیعیان به پیروی از تعالیم اسلام ملاک برتری را بر اخلاق و تقوا قرار دادند و نه نژاد و زبان. همین حقایق تاریخی موجب تداوم خصومت بین ملتهای حوزه خلیج فارس نیز شد و متاسفانه امروزه برخی کشورهای غربی با شناسایی و بهره برداری سیاسی از اختلافات تاریخی عرب و عجم مبنای حضور استعمار انگلیس و آمریکا در منطقه را طراحی نمودند و کشورهای استعمارگر و رسانه های متعدد آن در تلاش هستند با دامن زدن به پروژه ایران هراسی این اختلافات را هر روز عمیق تر و ریشه دارتر کنند. رسیدن به نظام امنیتی مبتنی بر همکاری مستلزم فراهم شدن شرایطی چون شکل گیری دیدگاه و فهم مشترک درباره مفهوم امنیت و همکاری میان تصمیم گیرندگان کشورهای ساحلی خلیج فارس است. امری که تاکنون فراهم نگردیده و تحقق آن با توجه به شرایط موجود، بسیار سخت بنظر می نماید. قدرت‌‏های فرامنطقه‌‏ای برای حفظ نفوذ استعماری خود بر معادلات استراتژیک منطقه، حفظ تفوق سیاسی جهانی و تضمین دسترسی به انرژی ارزان در خلیج فارس تلاش کرده‌‏اند تا با دامن زدن به برخی مسائل موجود که در چارچوب روابط دوجانبه یا بین‌‏ منطقه‌‏ای قابل حل و فصل است، پاره‌‏ای از مسائل درون ‏منطقه‌‏ای را به سمت بحران‌‏ها و تنش‌‏های دامنه‌‏دار سوق دهند و زمینه استمرار نفوذ و حضور خود را فراهم کنند. همین امر چشم‌‏انداز تحقق نظام امنیتی پایدار و فراگیر منطقه‌‏ای در حوزه خلیج فارس را با ابهام روبه‌رو نموده است. عدم ارائه تعریفی مناسب از جایگاه و اهداف نظام جدید امنیتی در منطقه و همسویی آن با نظام کلی امنیت بین‌‏المللی، فقدان تداوم سیاست اعتمادسازی در میان کلیه کشورهای منطقه، عدم مشارکت فعال کلیه کشورهای منطقه در این نظام امنیتی با ثبات فارغ از وزن جغرافیایی، جمعیتی و اقتصادی، تضمین متقابل استمرار جریان آزاد انرژی و سخت کردن مبادلات تجاری از مشکلات و موانعی است که دولت های واقع در خلیج فارس با آن روبرو هستند. اما در مقابل این فضای مسموم مناقشات سیاسی و مذهبی در خلیج فارس که حتی در آینده می تواند به تقابل و رویارویی همه جانبه سیاسی و نظامی ختم شود (مانند جنگ ایران و عراق) ملتها و دولتمردان هوشیار منطقه میتوانند وظیفه مدیریت تنش و برقراری صلح پایدار را با طراحی مکانیزم همگرایی و یک نوع ائتلاف امن در خلیح فارس برعهده بگیرند. در همین راستا پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران مبنی بر بومی کردن امنیت خلیج فارس و یا تشکیل ائتلاف خلیج فارس از مهم ترین راهکارهای برقراری صلح پایدار و جلوگیری از افزایش تنش در منطقه بشمار میرود که حمد بن جاسم آل ثانی نخست وزیر و وزیر امور خارجه قطر نیز در فوریه 2013 در کنفرانس روابط عربی و بین‌المللی در کویت خواستار تشکیل سازمان همکاری کشورهای مشرف بر خلیج فارس با حضور ایران نیز به آن اشاره کرد. فارغ از اهداف پنهان قطر که به تازگی سیاست های چالش برانگیزی را در منطقه به دنبال میکند این اعلام حمایت از ائتلاف منطقه ای با حضور ایران و عراق برای نخستین بار است که از سوی دولتی عربی در خلیج فارس شنیده می شود. بدون تردید هرگونه مدل همگرایی که هر یک از کشورهای کرانه خلیج فارس از ترتیبات امنیتی منطقه کنار گذاشته شوند، آن ترتیبات نه تنها کامل نیست، بلکه عاملی برای ایجاد تنش و تحریک علیه کشور یا کشورهای کنار گذاشته شده و سبب نا امنی در منطقه خواهد بود.

واژگان کلیدی: امنیت پایدار، اتحادیه خلیج فارس، طراحی مکانیزم همگرایی، واگرایی و تعمیق روابط، آنالیز سیاسی و تاریخی و دینی منطقه.

چالشها و تقابلات در منطقه راهبردی خلیج فارس
چالشهای مرزی و سرزمینی میان کشورهای حوزه خلیج فارس، حمایت پنهان عربستان و قطر از گروهکهای تروریستی جندالله و انصار ایران یا خلق عرب، تشکیل شورای همکاری خلیج فارس برای مقابله با نفوذ منطقه ای ایران، ماجرای اعدام ابوطالب یزدی توسط عربستان، تحریف نام بین المللی خلیج فارس، ادعای مالکیت اعراب بر جزایر سه گانه ایرانی، حمایت کشورهای اتحادیه عرب از دیکتاتوری صدام حسین، حمایت ایران از بیداری اسلامی در کشورهای عربی، عدم پایبندی برخی مقامات عراقی به عهدنامه 1971 الجزایر بر سر اروند رود، کشتار حاجیان ایرانی در سال 1366 توسط عربستان، اعدام 18 ایرانی به اتهام مواد مخدر، وجود پایگاههای نظامی کشورهای فرامنطقه ای جهت مهار قدرت منطقه ای ایران، توسعه برنامه هسته ای جمهوری اسلامی، شکل گیری ادبیات ایران هراسی و... تنها بخشی از این مناقشات سیاسی منطقه بشمار میرود. اما باهمه این تفاصیل انسان موجودی است که ذاتا دارای قدرت تفکر است و از توانایی لازم و مدیریت کافی جهت برقراری صلح و ثبات برخوردار می باشد و در منطقه ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک خلیج فارس با پیشینه چندین هزار ساله تمدنی و سرمایه عظیم فرهنگی و انسانی و منابع و ذخایر سرشار انرژی60 تا 70 درصد نفت و 40 درصد گاز جهان ضروری است که با درایت و مدیریت سیاسی، این امنیت پایدار منطقه ای را مستقر نماید. حضور کنونی نیروهای نظامی قدرت ها، پیمان های دفاعی دوجانبه کشورهای منطقه با قدرت های استعماری و افزایش مسابقه تسلیحاتی و هدر رفتن میلیاردها دلار سرمایه ملتهای منطقه جهت پیروزی در این مسابقه تسلیحاتی بی نتیجه، نشانه هایی از همین برنامه ریزی آمریکایی - انگلیسی جهت تامین منافع درازمدت آنها و استقرار بی ثباتی دائمی در منطقه خلیج فارس است.

ضرورت طراحی مکانیزم همگرایی پایدار
همگرایی منطقه ای یکی از نظریاتی است که از سوی کارکردگرایان و نوکارکردگرایانی چون میترانی و هاس برای گسترش همکاری های منطقه ای تجویز گردید که بر حسب درجه انسجام اجتماعی، اقتصادی، یکپارچگی سیاسی و انسجام سازمانی تجزیه و تحلیل می گردد. تطبیق این روندها بر منطقه خلیج فارس گویای مسائل عمیق تری است که نشان از آن دارد که روند واگرایی در این منطقه مهم و حساس عمق بیشتری به خود گرفته. جمهوری اسلامی ایران با داشتن باور عمیق به ملتها نارسایی و ناکارآمدی این گونه نگاهها به امنیت، همواره معتقد به بومی کردن امنیت و سپردن مدیریت به دست کشورهای داخلی حوزه خلیج فارس بوده است و رشد و شکوفایی کشورها را در گرو تحکیم صلح و ثبات و امنیت پایدار در منطقه می داند که در سایه یک همکاری یا ائتلاف دسته جمعی و ایجاد ساختاری نوین و کارآمد برای امنیت منطقه فراهم می گردد. جمهوری اسلامی ایران در راستای تحقق این دیدگاه در روند گسترش مناسبات خویش، تاکنون مبادرت به امضاء موافقتنامه و یا یادداشت تفاهم همکاریهای دوجانبه امنیتی با اکثریت قریب به اتفاق کشورهای منطقه نموده است و پیوسته بر آمادگی خویش به ایجاد یک ساختار جدید امنیتی تأکید نموده و دیدگاههای خویش را در فرصت های مختلف تبیین کرده است. در تداوم سیاست تنش زدایی و اعتمادسازی، نگاه دولت جمهوری اسلامی ایران به خلیج فارس نگاه صلح و دوستی و همکاری است و پاسخ جدی متقابل به آن دستاوردهای ارزشمندی را برای منطقه و صحنه بین المللی به همراه خواهد داشت. اما در مقابل واحدهای سیاسی کوچک خلیج فارس که خود را در مقابل کشوری بزرگ مانند ایران از همه جهات ناتوان میپندارند مجبور به تسلیم در مقابل قدرتهای فرامنطقه ای می شوند. در جو بی اعتمادی کنونی خلیج فارس راهکارهایی سیاسی و تضمین امنیت میتواند کلید حل مناقشات درازمدت عرب و عجم بشمار آید و روند تقابلات کنونی به تعاملات تدریجی تغییر پیداکند.

حضور استعمار بریتانیا و نهادینه کردن مناقشات خلیج فارس
خلیج فارس همواره از مناطق بسیار حساس، استراتژیک و تجاری خاورمیانه بوده است، از این‌رو، در طول تاریخ منشأ تحولات متنوعی شده است. از مسائل بسیار مهم و قابل بحث در خلیج فارس، بررسی چگونگی سلطه استعمارگران، به خصوص انگلیسی‌ها بر کرانه‌های ساحلی آن و به ویژه کرانه‌های تحت حاکمیت ایران می‌باشد. سیر تجاوزات استعمار اروپا در خلیج فارس موجب ایجاد تفرقه انشقاق و درگیری های بلندمدتی در میان کشورهای خلیج فارس شده است که نمونه بارز آنرا در تعیین نادرست خطوط مرزی و سرزمینی توسط بریتانیا میتوان برشمرد. حضور استعماری پرتغال، هلند، انگلیس و در نهایت ایالات متحده در این منطقه طی 500 سال گذشته عامل اصلی گسترش نا امنی درگیری و اقدامات خصمانه ملتهای این منطقه بر علیه یکیدگر است. تاریخچه آغاز دخالت انگلیس در خلیج فارس از سال 1616میلادی و با گرفتن پایگاه تجاری در بندر جاسک شروع شد و تا اواخر قرن هیجدهم میلادی فعالیت آنها بیشتر تجاری بود. از حدود سال حدود1862میلادی، تغییر محسوسی در سیاست انگلیس صورت گرفت و از جنبه‌های اقتصادی به سوی منافع سیاسی استعماری در خلیج فارس روی آورد. این منافع جدید، تماماً در اطراف تأمین نیازمندی‌های دفاعی حکومت هند و امپراتوری متجاوز انگلیس در خلیج فارس دور می‌زد. و بر همین اساس، بتدریج دولت انگلیس و شرکت هند شرقی در امور سیاسی اعراب دخالت نمودند.(جناب 1349- 396)

اشغال جزیره هرمز در دوره صفوی توسط پرتغالی‌ها، پس از اینکه پادشاه و اشراف ایرانی هرمز تحت سلطة پرتغالی‌ها قرار گرفتند، به تدریج از صحنه اقتصادی و سیاسی حذف شدند. مهم‌ترین نتیجه سیاست پرتغالی‌ها بر هرمز، گسستن پیوندهای چند صدسالة خاندان‌های قدرتمند اقتصادی جزیره هرمز با امور سیاسی بود. تسلط کامل پرتغالی‌ها بر امور اقتصادی هرمز باعث ایجاد شکاف در ترکیب اجتماعی این جزیره شد و به تدریج خاندان‌هایی را که به صورت سنتی قدرت داشتند، از صحنه خارج کرد و حتی سرمایه‌داران محلی را نسبت به سرنوشت خود بی تفاوت ساخت.(وثوقی، 1386 ، 77)
با خارج شدن تدریجی اسپانیا و پرتغال از گردونة رقابت‌های استعماری در دریا، زمینة مساعد برای حضور هلندی‌ها و به ویژه انگلیسی‌ها در خلیج فارس فراهم آمد. با انقلاب صنعتی در انگلستان، خلیج فارس در سیاست خارجی انگلیس اهمیت چند جانبه یافت، همچنان که اهمیت خلیج فارس به سبب توسعه صنایع انگلیس برای فروش کالاهای صنعتی‌اش بیشتر شد. همین طور اهمیت ارتباطی آن، به خصوص برای ارتباط با هند زیاد شد، زیرا کشتی‌های پیشرفته، مدت مسافرت کشتی‌های تجاری و پستی را به شش ماه کاهش دادند. اهمیت خلیج فارس، به خصوص از نظر تجارت و حفظ هند، باعث شد که انگلیسی‌ها در قرن هیجدهم از شکل‌گرفتن همکاری بین قدرت‌های بزرگ در خلیج فارس جلوگیری و اوضاع منطقه را متشنج کنند. یکی از راه‌های متشنج کردن، ایجاد تفرقه و اختلاف بین قبایل ساکن خلیج فارس و نیز جلوگیری از همگرایی این قبایل با قدرت‌های بزرگ منطقه بود.

انگلیسی‌ها در ابتدا تلاش می‌کردند از خلیج فارس به عنوان گذرگاه استفاده کنند. البته علت اصلی توجه انگلیس به خلیج فارس در اوایل دوره قاجاریه، حفظ هند بود تا علاوه بر بهره‌مندی اقتصادی هند، مسیر خلیج فارس را که مطمئن‌ترین راه دریایی بود، زیر سلطه خود درآورند و به همین علت تلاش ناپلئون برای برقراری روابط دوستانه با امام مسقط و ایران، باعث نگرانی انگلستان در اوایل دوره قاجاریه شد، از این‌رو، انگلیسی‌ها به ایران توجه کرده و از آن پس با برنامه‌ریزی دقیق برای تحکیم مواضع خود در خلیج فارس گام برداشتند. انتصاب مهدی علی‌خان بهادر جنگ را به عنوان نماینده کمپانی هندشرقی در بوشهر می‌توان در راستای همین اهداف انگلستان دانست. (اقتداری، 393)

طی این دوره، طایفه قواسم در منطقه بندرلنگه و شارجه ساکن شده، توانستند ناوگان حمل و نقل قابل توجهی راه‌اندازی کنند و بخش عمده‌ای از مبادلات کالای منطقه‌ای را انجام دهند. به روایت ویلسن، آنها حدود 63 فروند کشتی بزرگ و متجاوز از هشتصد کشتی کوچک و نوزده هزار نیرو در اختیار داشتند. محدودة قواسم، بندرلنگه، شارجه، رأس الخیمه و رأس مسندم بود و رقیب جدی برای انگلستان شناخته می‌شدند.انگلیسی‌ها به کمک امام مسقط سعید خان، طایفه قواسم را در خشکی و دریا شکست داده و ده هزار نفر از آنها و متحدانش از نجد عربستان را کشته و مابقی فرار کرده و کلیه خانه‌ها و کشتی‌های آنها را سوزاندند. (سدیدالسلطنه، 1370، 102)

نزدیک شدن رابطة کارگزاران انگلیسی و آل‌سعود در این ایام، موقعیت جدیدی به وجود آورد تا کمپانی هند شرقی بتواند انحصار تجارت را در خلیج فارس به دست آورد. انهدام کامل نیروی دریایی قواسم و انحصار کامل تجاری انگلیس در خلیج فارس، زمانی صورت گرفت که دو کشور ایران و عثمانی امکان مداخله مستقیم را درخلیج فارس نداشتند و درگیر مشکل داخلی خود بودند و موجب بسط و توسعه کامل سلطه انگلیس در خلیج فارس تا دهه 70 میلادی را فراهم نمود. در همین دوران بود که جزایر ایرانی ابوموسی و تنب کوچک و بزرگ توسط انگلستان اشغال شد و مالکیت آن به شیوخ شارجه و راس الخیمه واگذار شد و مبنای اختلافات پایه گذاری شد. اما در نهایت پس از خروج انگلیس از خلیج فارس دیگر دلیلی برای حضور استعماری قدرتهای بزرگ در منطقه وجود نداشت، لذا با حمایت کشورهای عربی از دیکتاتوری صدام حسین جنگ بزرگی بین ایران و عراق آغاز شد که گسترش آن بهانه ای شد تا مجددا حضور استعماری در این منطقه زنده شود و ایالات متحده آمریکا جایگزین انگلستان در خلیج فارس شود.

تحلیل مسئله ائتلاف خلیج فارس از دیدگاه سیاسی و استراتژیک
با وجود تعمیق روند منطقه گرایی و جهانی شدن، متاسفانه نخبگان سیاسی خاورمیانه عربی همچنان با برداشت سنتی از سیاست قدرت و موازنه قوا سعی در تعریف روندها و پویش های پوسیده موجود دارند. در واقع به دلیل فقدان و نبود مکانیزم ها و سازوکارهای همگرایی که طیف وسیعی از نهادهای اجتماعی، اقتصادی و امنیت دسته جمعی را در بر می گیرد، زمامداران دولتهای عربی با روی آوردن به خریدهای تسلیحاتی و پیوند امنیتی و نظامی با قدرت های استعماری فرامنطقه ای عملاً نوعی احساس تهدید و ناامنی در خلیج فارس توسعه میدهند و به حضور نامشروع پایگاههای نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه مشروعیت میبخشند. همین روند امروز موجب گردیده است که در اغلب کشورهای خاورمیانه نا امنی، جنگ داخلی و سربازان آمریکایی روزبروز افزایش یابد. تشکیل شورای همکاری خلیج فارس بدون حضور دو کشور اصلی حوزه خلیج فارس که اکثریت جمعیت منطقه را تشکیل داده اند، یکی از موارد مهمی است که باعث گردیده دولتهای عربی خود را فاقد امنیت و ثبات سیاسی احساس کنند و عملاً درگیر برداشت های غیر واقعی از محیط پیرامونی خود گردند. طنز قضیه در این است که دولت های عضو شورا سعی در تعریف از همکاری و امنیت منطقه ای بدون حضور دو کشور اصلی خلیج فارس (ایران و عراق) می کنند که این خود حاکی از تصویری سطحی از پویایی ها و دگرگونی های موجود و تلاش برای دامن زدن به اختلافات و مناقشات سیاسی می باشد. تاریخچه این مسئله برمیگردد به زمانی که استعمار بریتانیا در سال 1968 اعلام کرد که می‌خواهد از منطقه خلیج فارس خارج شود پیشنهاد کرد که یک شورا یا سازمانی متشکل از همه کشورهای تحت الحمایه سابق خود که شامل 9 شیخ نشین از جمله قطر و بحرین به اضافه 7 شیخ نشینی که الآن شورای همکاری خلیج فارس را تشکیل می‌دهند یک سازمانی به وجود بیاید که این سازمان دو منظور داشت. یکی اینکه از شیخ نشین‌های تحت الحمایه بریتانیا یک کشور و یا یک اتحادیه جدید درست بشود و دوم اینکه زمینه‌ای را فراهم بکند که سازمان بزرگتری با شرکت بقیه کشورها برای حفظ امنیت منطقه به وجود بیاید. وقتی در این مرحله قرار گرفتیم ایران پیشنهاد کرد که بهترین راه حل برای حفظ امنیت منطقه خلیج فارس ایجاد یک سازمان با عضویت 8 کشور خلیج فارس و با مسئولیت مساوی است. یعنی بزرگترین از نظر قدرت که ایران باشد و کوچکترین که بحرین باشد بر اساس حقوق مساوی در این سازمان شرکت داشته باشند و با همکاری هم امنیت منطقه را حفظ کنند. اما عراق بعثی با این قضیه مخالفت کرد و پیشنهاد کرد که سازمانی با شرکت کشورهای عربی منطقه خلیج فارس منهای ایران به وجود بیاید که این سازمان در برابر ایران موازنه‌های قدرت لازم را به وجود بیاورد. عربستان سعودی با این پیشنهاد عراق مخالفت کرد و پیشنهاد کرد که یک سازمانی درست بشود با شرکت این شیخ نشین‌ها و عربستان سعودی و موازنه را در برابر ایران و عراق شکل بدهند که همین شورای ناکارآمد همکاری خلیج فارس تشکیل شد و مبینیم که امروزه هیچ خاصیتی بجز انشقاق و تفرقه افکنی در کشورهای شمالی و جنوبی خلیج فارس بر عهده ندارد. در واقع در بسیاری از مناطق جهان که شاهد شکل گیری زمینه های همگرایی بوده ایم، امنیت هر یک از اعضا به یکدیگر امنیت پیوسته تعریف گردیده و بدون نقش آفرینی اکثریت بازیگران مجموعه، در کارکرد مجموعه تداخل ایجاد گردیده است. بنابراین گزاره فقدان حضور و نقش آفرینی ایران و عراق در ترتیبات شورا همکاری خلیج فارس امری است که سران عضو می بایستی با بازنگری در اهداف و برنامه های خود بدان توجه نموده و به هزینه هایی که بر شورا و بطور کلی بر منطقه استراتژیک خلیج فارس می رود، تأمل بیشتری نمایند. لذا میتوان در چارچوب روند توسعه تعاملات منطقه خلیج فارس با انعقاد تفاهم نامه های چندجانبه، شورای همکاری خلیج را به "اتحادیه خلیج فارس" که متشکل از همه کشورهای ساحلی باشند ارتقا داد.

اتحادیه خلیج فارس ضامن صلح و امنیت پایدار
اصولا راهکارهای توسعه منافع دسته جمعی و ایجاد همگرایی پایدار در مناطق مشترک المنافع جهان در قالب اتحادیه های سیاسی یا اقتصادی شکل میگیرد. اتحادیه کشورهای مشترک المنافع، اتحادیه اروپا، اتحادیه آفریقا، سازمان همکاری شانگهای، اتحادیه اکو و... نمونه هایی از این درک مشترک از منافع گروهی است. اندیشمندان معاصر که روی موضوع وحدت سیاسی تعمق کرده اند ، غالباً از اصول بنیادین وظیفه گرایی الهام گرفته اند . وظیفه گرایان خود را در طیف متفکرین رئالیست یا واقع گرا جای داده اند و مدعی هستند که با برخورد منطقی و تدریجی و با سعه صدر می توان به آرمان صلح از طریق ایجاد وحدت سیاسی در سطح منطقه یا نواحی جغرافیایی دست پیدا کرد . ( کاظمی 1370 ص 33 ). همچنین موریس دوورژه پیشنهاد می کند که از جمله عواملی که می تواند به همگونگی کمک کند ، حذف خشونت یا نفی جنگ چه در روابط بین المللی و دیگر برقراری سازش از طریق به کارگیری شیوه های سیاسی و توسل به تکنیک های مذاکره ، معامله گسترش همبستگی اجتماعی ، (موریس دووژه 1358 ص 251 )

لذا از آنجا که خلیج فارس منطقه ای ژئوپلتیکی، ژئواستراتژیکی و ژئواکنومیکی بشمار می آید و امنیت این منطقه با امنیت جهانی گره خورده است، ثبات و صلح دائمی در این منطقه میتواند موجب تغییر معادلات جهانی گردد. تغییر معادلاتی که حتی میتواند موجب سقوط برخی دولتهای مستکبر غربی شود که سالهای متمادی کشورهای خاورمیانه را مستعمره سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خود قرار داده اند. چنانچه درک مشترکی از این حقایق تلخ تاریخی شکل گیرد و کشورهای ساحلی خلیج فارس با انعقاد پیمان نامه های مشترک، ضمانت امنیتی و عقیدتی به یکدیگر بدهند آنگاه در صورت به چالش کشیده شدن امنیت یکی از کشورهای ساحلی امنیت دیگر کشورها نیز خدشه دار میشود و همه از منافع مشترک برخوردار خواهند شد. در نتیجه تقابلات سیاسی که تنها منفعت آن به سوی فروشندگان تسلیحات نظامی غربی سرازیر می شود به منافع مشترک گروهی تبدیل خواهد شد و درآمدهای نفتی منطقه جهت استقرار صلح و ثبات و سازندگی کشورهای منطقه مصروف خواهد شد. تشکیل اتحادیه خلیج فارس با رعایت حفظ استقلال کشورهای ساحلی یکی از این طرح های بلندمدت در استقرار نظام امنیتی گروهی بشمار میرود. این اتحادیه شامل کشورهای ایران، کویت، قطر، امارات، عربستان، بحرین، عمان و عراق خواهد بود که باتوجه به عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران، جمعیت حدود 80 میلیون نفری، تاریخ و تمدن عظیم، در اختیار داشتن 1800 کیلومتر سواحل خلیج فارس، جزایر متعدد استراتژیک ایرانی در خلیج فارس و... همگی از عواملی است که میتواند با تشکیل اتحادیه خلیج فارس موجب تثبیت اقتدار و قدرت منطقه ای و فرا منطقه ایران اسلامی بشود. برخی از قوانین و شرایط این اتحادیه یا ائتلاف خلیج فارس را میتوان به شرح زیر طراحی و تعریف نمود:

• مهار رادیکالیزم قومی و مذهبی در کشورهای منطقه و مبارزه واقعی با تروریسم و عدم حمایت کشورهای عضو از گروهک های تروریستی همچون طالبان، جندالله، خلق عرب و..
• عدم دخالت کشورهای عضو در امور مذهبی یکدیگر و احترام به همزیستی مسالمت آمیز آموزه های مشترک اسلامی.
• توازن تولید و فروش نفت در منطقه با مشورت و رایزنی همه اعضای اتحادیه.
• تشکیل گشت های دریایی از همه کشورهای عضو به منظور حفظ امنیت دریایی و انرژی خلیج فارس.
• ایجاد بازارچه های مشترک دریایی، هتلهای مشترک، توسعه گردشگری و توسعه روابط فرهنگی.
• انعقاد توافقنامه بین کشورهای عضو جهت خروج ناوگان جنگی کشورهای فرامنطقه ای.
• عدم دخالت کشورهای عضو اتحادیه در امور سیاسی یکدیگر.
• استفاده از نام مشترک و بین المللی خلیج فارس در همه کشورهای عضو و عدم استفاده از نامهای جعلی
• حمایت کشورهای عضو به ترویج صلح، تأمین سلامتی شهروندان و آزادی بیان در داخل اتحادیه.
• تشکیل کارگروه از همه کشورهای عضو جهت تعیین مرزهای دقیق سرزمینی و دریایی.
• کمک به ریشه‌کن کردن فقر و تقویت حقوق بشر بویژه حقوق کودکان.
• بهره گیری از ابزارهای اعتماد سازی چون گفتگو و مذاکره ، داوری ، میانجیگری، ترتیبات منطقه ای
• حفاظت از منابع زیستی دریایی و تلاش برای پاکسازی آلودگی های موجود خلیج فارس.
• ریاست برابر و ادواری همه کشورهای عضو اتحادیه خلیج فارس.
• احترام به اقلیت های مذهبی و زبان‌ها و فرهنگ‌های مختلف کشورهای عضو اتحادیه.
• قوانین مشترک بازرگانی و گمرکی جهت رشد متعادل اقتصادی در اتحادیه.
• قوانین مشترک مبارزه با قاچاق مواد مخدر در کشورهای عضو.

نتیجه گیری
اندیشه سیاسى همواره پیوند همه جانبه‏اى با قدرت و اشکال مختلف آن دارد و بعد از مطرح شدن موضوع قدرت نرم و ابعاد آن، پدیده قدرت شناسى از اهمیت بسیار زیادى در معادلات بین‏المللى گشته است. از این رو، پژوهش‏گران زیادى در باب تیپولوژى قدرت، شروع به قلم فرسایى نمودند و بعد از یک دهه بحث در خصوص پدیده قدرت نرم متوجه گشتند که قدرت نرم به تنهایى کافی نیست؛ لذا به سمت قدرت هوشمند سوق داده شدند. قدرت هوشمند یکى از نمادهاى هم‏گرایى در بعد سخت و نرم قدرت مى‏باشد و به دلیل هم‏گرایى و اتحاد میان دو قدرت، از میزان هزینه‏ها کاسته مى‏شود و در عین حال احتمال دستیابى به اهداف بیشتر نیز مى‏رود. پس استفاده درست و به موقع از قدرت هوشمند براى بازیگران سیاسى، از محورهاى اصلى فعالیت‏هاى سیاسى در محیط بین‏الملل به شمار مى‏رود. جمهوری اسلامی ایران از ابزارهای قدرت نرم متعددی در منطقه برخوردار است و در تلاش است تا ابزارهای قدرت سخت را نیز بدست بیاورد، اما در ایران منطقه ای واقع شده است که همواره استعمار در تار و پود آن رخنه و نا امنی را نهادینه کرده است. لذا برای احیای قدرت سخت و نرم خود بایستی با ابزارهای مدیریت امنیتی منطقه آنرا توسعه و درجهت همگرایی سوق با همسایگان سوق دهد. برای دستیابی به چنین مهمی در نخستین گام خلیج فارس و خاورمیانه باید از تسلیحات کشتار جمعی عاری گردد و به رقابت های تسلیحاتی که نگاه به خریدها و قراردادهای نظامی گویای آن است به عنوان عامل مخرب صلح، ثبات و توسعه در منطقه پایان داده شود که این امر مستلزم انعقاد عهدنامه های امنیتی یا تشکیل ائتلاف قابل بررسی است. همکاری در حفظ صلح و ثبات منطقه ای و ایجاد یک نظام امنیتى مبتنی بر همکاری میان کشورهای ساحلی خلیج فارس راهى مطمئن برای دفاع از منافع و مصالح مشترک دولت های این منطقه مهم و حساس جهانی است. امری که مشخص شده است، اینست که طرح‌‏های امنیتی مختلف طراحی‌‏شده از سوی قدرت‌‏های فرا‌‏منطقه‌‏ای تاکنون نتوانسته است به استقرار ثبات و امنیت در منطقه کمک کند. در نتیجه امروز امنیت منطقه دستخوش دگرگونی‌‏های فراوانی شده است. اما با نگاهی عمیق به چالشهای موجود و حتی تفاسیر دینی و اسلامی که انسان را به همگرایی و احترام متقابل سفارش میکند و تکامل انسانها را در گروهمزیستی مسالمت آمیز و تشریک مساعی قرار داده است، شایسته است جمهوری اسلامی ایران بهمراه 7 کشور ساحلی خلیج فارس با سعه صدر راهکارهای کاهش تنش و منازعات سیاسی و مذهبی موجود در منطقه را آنالیز کرده و در جهت رفع پایدار آن گامهای اصولی بردارند و با ایجاد یک مدل جدید امنیتی، صلح و ثبات را برقرار سازند.

منابع و ماخذ
جناب محمدعلی، 1349، خلیج‌فارس و آشنایی با امارات آن.
وثوقی محمدباقر، 1386، تاریخ خلیج‌فارس و سرزمین‌های همجوار آن.
اقتداری احمد، حکام آل بوسیعد، مخلص از دایرة المعارف اسلام پیوست چهارم کتاب تاریخ مسقط و عمان، بحرین و قطر سدیدالسلطنه.
سدیدالسلطنه محمدعلی خان، 1370، تاریخ مسقط و عمان، بحرین و قطر و روابط آنها با ایران.
کاظمی سید علی اصغر، 1370 نظریه همگرایی در روابط بین الملل " تجربه جهان سوم ، تهران، نشر قومس.
دوورژه موریس، 1354 ترجمه ابوالفضل ثافی، اصول علم سیاست، تهران.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین