انتخابات
خاطره وطن خواه
این روزها انتخابات ریاست جمهوری برحجم کار رسانه ای ما افزوده و به قول معروف تعداد منبرهای که باید برویم هم به تبع آن اضافه شده است.اگرچه هنوز مجاب نشدم که از بین نامزدهای مطرح یکی را انتخاب کنم، اما این موضوع، بحث این روزهای من با بسیاری از دوستان اصولگرا و اصلاح طلب شده است.
شاید این اظهارنظرمن به مذاق خیلی از دوستان اصلاح طلبم خوش نیاید اما فکر می کنم احمدی نژاد فرصت چهارساله دیگری برای ادامه کارش نیاز دارد.به دو دلیل.اول اینکه شعارهای بسیاری طی چهارسال گذشته مطرح کرده که بخش عمده ای از این شعارها اقتصادی است.اقداماتی هم به فراخوربرنامه هایش انجام داده که بخشی نیاز به زمان دارد مثل اجرای هدفمند کردن یارانه ها.روسای جمهور گذشته هر کدام برای اجرای برنامه هایشان 8 سال از مردم فرصت گرفتند.هاشمی با سازندگی و خاتمی با اصلاحات.هرکس هم رقیب بین دوره انتخاباتی آنها شد همه تعجب کردند که مگر می شود؟
یادم می آید در جلسه ای آقای دکتر عارف مصداق جالبی از اصولگرایان به کار برد.او می گفت اصولگرایان حامی دولت آقای احمدی نژاد ، گروهی هستند که سالها به دنبال بدست گرفتن قوه مجریه بودند و درطول 30 سال گذشته این اقبال به آنها رو نکرد.اگر منصفانه قضاوت کنیم این گروه به نسبت دولتهایی که درکشور حاکم بودند،در اقلیت بودند.
دلیل دیگری که باید به آن اشاره کنم اختلافات درونی جریان اصلاح طلبان است.با این لشگر پراکنده که هر روزتحت عنوانی به هم می تازند و همه ،خود را تحت لوای اصلاحات قرار داده اند،به کجا می رسیم؟هنوز برسرمفاهیم اولیه اختلاف نظر وجود دارد،یکی می گوید:من حکم حکومتی را قبول دارم،یکی می گوید قبول ندارم.یکی می گوید باید با نظارت استصوابی کنار آمد،دیگری می گوید من از بیخ نمی پذیرم.درچنین شرایطی که هیچ تعریف مشخصی حتی برای اجرای قوانین وجود ندارد و هرکدام ساز خود را می زنند،چگونه این جریان (اصلاح طلبی) پیش می رود؟در مجموع معتقدم این جریان نیاز به بازسازی و تعریف مشخص دارد وچه بهتر که در فرصت چهارسال بعد این اتفاق بیفتد.حداقل بر روی "خاتمی" یا هر کس دیگری که بیشترین اقبال را بین اصلاح طلبان دارد،به عنوان کسی که حرف آخر را می زند،اجماع صورت بگیرد.
بنابراین ارزو می کنم که اصلاح طلبان هرگز برنده این انتخابات نشوند،به این دلیل که این تشکیلات فاقد راس است.بدنی که سر نداشته باشد قدرت تفکر و راهبری ندارد.اصلاح طلبان باید اول خود را بسازند بعد به دنبال بدست آوردن مراکز قدرت باشند.بازهم دراین باره می نویسم.
شاید این اظهارنظرمن به مذاق خیلی از دوستان اصلاح طلبم خوش نیاید اما فکر می کنم احمدی نژاد فرصت چهارساله دیگری برای ادامه کارش نیاز دارد.به دو دلیل.اول اینکه شعارهای بسیاری طی چهارسال گذشته مطرح کرده که بخش عمده ای از این شعارها اقتصادی است.اقداماتی هم به فراخوربرنامه هایش انجام داده که بخشی نیاز به زمان دارد مثل اجرای هدفمند کردن یارانه ها.روسای جمهور گذشته هر کدام برای اجرای برنامه هایشان 8 سال از مردم فرصت گرفتند.هاشمی با سازندگی و خاتمی با اصلاحات.هرکس هم رقیب بین دوره انتخاباتی آنها شد همه تعجب کردند که مگر می شود؟
یادم می آید در جلسه ای آقای دکتر عارف مصداق جالبی از اصولگرایان به کار برد.او می گفت اصولگرایان حامی دولت آقای احمدی نژاد ، گروهی هستند که سالها به دنبال بدست گرفتن قوه مجریه بودند و درطول 30 سال گذشته این اقبال به آنها رو نکرد.اگر منصفانه قضاوت کنیم این گروه به نسبت دولتهایی که درکشور حاکم بودند،در اقلیت بودند.
دلیل دیگری که باید به آن اشاره کنم اختلافات درونی جریان اصلاح طلبان است.با این لشگر پراکنده که هر روزتحت عنوانی به هم می تازند و همه ،خود را تحت لوای اصلاحات قرار داده اند،به کجا می رسیم؟هنوز برسرمفاهیم اولیه اختلاف نظر وجود دارد،یکی می گوید:من حکم حکومتی را قبول دارم،یکی می گوید قبول ندارم.یکی می گوید باید با نظارت استصوابی کنار آمد،دیگری می گوید من از بیخ نمی پذیرم.درچنین شرایطی که هیچ تعریف مشخصی حتی برای اجرای قوانین وجود ندارد و هرکدام ساز خود را می زنند،چگونه این جریان (اصلاح طلبی) پیش می رود؟در مجموع معتقدم این جریان نیاز به بازسازی و تعریف مشخص دارد وچه بهتر که در فرصت چهارسال بعد این اتفاق بیفتد.حداقل بر روی "خاتمی" یا هر کس دیگری که بیشترین اقبال را بین اصلاح طلبان دارد،به عنوان کسی که حرف آخر را می زند،اجماع صورت بگیرد.
بنابراین ارزو می کنم که اصلاح طلبان هرگز برنده این انتخابات نشوند،به این دلیل که این تشکیلات فاقد راس است.بدنی که سر نداشته باشد قدرت تفکر و راهبری ندارد.اصلاح طلبان باید اول خود را بسازند بعد به دنبال بدست آوردن مراکز قدرت باشند.بازهم دراین باره می نویسم.
امروز روزنامه اعتماد ملی به نقل از کروبی نوشته بود که"تاسف می خورم که افرادی مثل دکتر سروش در ایران حضور ندارند تا بتوانند در دانشگاهها تدریس کنند" ظاهرا این سخنان "شیخ اصلاحات" در دانشگاه شهید چمران اهواز ایراد شده،صرف نظر از قضاوت درباره درستی یا نادرستی این سخن، که خود جای بحث دیگری دارد،این نکته به ذهنم رسید که چرا برخی ها همه مسایل را با هم قاطی می کنند. یکی نیست به این "شیخ"بگه آخه مرد حسابی اون روستایی که از حداقل امکانات زندگی بی بهره است،با اومدن سروش به ایران چه دردی از او دوا می شه؟ متاسفانه افرادی مثل آقای کروبی دایره هدف گذاری شان به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری تهران والبته شمال شهر نشینان است درحالی که باید به دنبال کسب رای در شهرستانها و روستاها باشند.تیراژ روزنامه اعتماد ملی هرچه باشد دایره محدودی نسبت به جمعیت 70 میلیونی دارد. اگرآقای کروبی با همین ذهنیت بخواهد کشور را هم اداره شود که واویلاست. حالا به فرض که دکتر سروش هم اجازه تدریس پیدا کرد.واقعا ایشان کدام معضل اقتصادی ویا توسعه ای کشور را می تواند حل کند؟ گاهی روشنفکران خود را نماینده همه مردم معرفی می کنند درحالی که واقعیت چیز دیگری است.از طرفی اگرگروهی روشنفکر ویا روشنفکر نما ازشیخ اصلاحات حمایت کرده اند،دلیل روشنفکر بودن کروبی نیست.هرچند در شرایط انتخاباتی برخی برای رسیدن به مقاصد خود گاهی "جوگیر"هم می شوند!
منبع www.vatnkhah.ir
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



http://faghathezbolah.blogfa.com/