پوستر هایی زیبا از جنگی که هست و ما یی که هستیم
پوستر های زیبایی که سازمان هنری رسانه ای اوج ، راجع به جنگی که بود و جنگی که هست، کار کرده است.
بیانات راه بر انقلاب در دیدار با دانشجویان بسیجی / 5 خرداد 1384:
بسيج يعنى به صحنه آمدن و به ميدان آمدن. چه ميدانى؟ ميدان چالشهاى حياتى و اساسى. ميدانها و چالشهاى اساسى زندگى چيست؟ فقط آن وقتى است كه به كشورى حمله شود و مردم آن كشور به صحنه بيايند تا از مرزهاى خودشان دفاع كنند؟ البته كه نه؛ اين فقط يكى از موارد به ميدان آمدن است. آن وقتى هم كه هويت ملى و سياسى يك ملت مورد مناقشه قرار مىگيرد، جاى به ميدان آمدن است. آن وقتى هم كه به فرهنگ و اعتقادات و باورهاى ريشهدار يك ملت اهانت مىشود و آن را تحقير مىكنند، جاى به ميدان آمدن است. آن وقتى هم كه نسل برگزيدهى يك ملت احساس مىكنند از غافلهى دانش عقب ماندهاند و بايد علاجى بكنند، جاى به ميدان آمدن است. آن وقتى هم كه احساس بشود پايههاى يك زندگى مطلوب و عادلانه در كشور احتياج به تلاش دارد تا ترميم و يا استوار شود، جاى به ميدان آمدن است. آن وقتى هم كه جبهههاى فكرى و فرهنگى دنيا براى تسخير ملتها با ابزارهاى فوق مدرن مىآيند تا ملتى را از سابقه و فرهنگ و ريشهى خود جدا كنند و براحتى آن را زير دامن خودشان بگيرند، جاى به ميدان آمدن است. همهى اينها انسانهايى را مىطلبد كه نياز را احساس كنند؛ آدمهاى گيج و غافل و سرگرم نيازهاى حقير اصلاً اين نيازها را احساس نمىكنند. آن روزى هم كه مرزهاى ما بهوسيلهى هزاران چكمهپوش نظامى تهديد مىشد، در كشور ما كسانى بودند كه اگر به آنها گفته مىشد خاك و وطن و ملت و حيثيت و غيرت ما را دارند لگدكوب مىكنند، تو هم بيا كارى بكن، مىگفت برو بابا، دلت خوش است! حواساش به اين نياز نبود و حس نمىكرد كه چنين نيازى وجود دارد. پس اول، احساس نياز است.بعد از احساس نياز، آمادگى است. همه آماده نيستند از راحتى و حضور پاى بخارى گرم در زمستان يا كولر خنك در تابستان صرفنظر كنند؛ همه حاضر نيستند براى خودشان دشمن بتراشند؛ همه حاضر نيستند در يك راه دشوار عرق بريزند و سنگلاخها را بنوردند؛ انسانى با همت و با اراده مىخواهد. پس عزم و ارادهى كار كردن و گذشت از راحتى و آسايش هم يك شرط است.
قبل از انقلاب وقتى ما با جوانهاى مؤمن دانشجو مواجه مىشديم - كه آن وقت با ما در ارتباط بودند، مسجد ما مىآمدند، خانهى ما مىآمدند و در مجامع ما شركت مىكردند - مىديديم به بركت روشنفكرىِ نو و پيشرفتهى اسلامى، در محيط دانشگاه حرف برتر را اينها مىزنند. فعالان چپِ آن روز در مواجههى با اينها مىماندند؛ اين يك واقعيت بود. مىدانيد كه آن روز تفكرات چپ و ماركسيستى به شكل ملايمترش در محيطهايى مثل كشور ما به عنوان حرفهاى نو ترويج مىشد. البته نو هم نبود، اما به عنوان حرف نو ترويج مىشد. به دانشگاهها مىآمدند و ماترياليسم ديالكتيك و ديگر بحثهاى ماركسيستى را براى بچهها شرح مىدادند. بچههاى مذهبى كه ريشهى فكرشان در پايههاى قرآنى و تفسيرى مستحكم شده بود، در دانشگاهها مثل سدى در مقابل اينها بودند و مثل فولادى در دل حصار اينها نفوذ مىكردند. اين هم از ميدانهاى چالشبرانگيز ماست. پس در اين چالشها، چالش دانايى و علمى هست؛ چالش توليد فكر هست؛ چالش سازندگى و خدمترسانى به مردم هست؛ چالش دفاع سياسى هست؛ چالش تهاجم سياسى هست؛ چالش دفاع نظامى هست. در اين صحنههاى متنوع چه كسى مىتواند وارد شود؟ اگر كسى وارد اين صحنهها شد، پس فرزانه و كارآمد و توانا و پيشرفته است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com













احسنت
خدا را شکر پرچم شهدا و استقلال کشور بالاست