ملزومات تحقق «آرمانشهر اسلامي»
محمد قادری
بالاخره انتظار مردم خونگرم، باصفا و ولايتمدار خراسان شمالي بهسرآمد و
رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي به اين استان وارد شدند تا بار ديگر جلوههايي
ناب از «دلدادگي امت به امام» رونمايي شود، جلوههايي عاشقانه و سرشار از
محبت به «ولي امر» كه قطعا در هيچ كجاي دنيا مثل و مانندي ندارد. البته در
طول تاريخ پرحادثه انقلاب اسلامي ايران از اين صحنهها بارها و بارها اتفاق
افتاده اما نكته آنجاست كه هر چه دشمنيها و فشارهاي بيروني بيشتر شده
اين دلدادگي و حمايت پرشور مردم از رهبري از عظمت بيشتري برخوردار شده است
و اينبار هم اين اتفاق در بهترين حالت خود رخ داد تا طوايف و گروههاي مختلف قومي و مذهبي شمال شرق كشور بار ديگر از حقيقت «ما اهل كوفه نيستيم. . .» پردهبرداري كنند و به دنيا بفهمانند كه داستان حكمراني بر دلها با داستان حكمراني در نظامهاي ليبرال دموكراسي زمين تا آسمان تفاوت دارد.
رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي اما در حالي قدم به استان خراسان شمالي گذاشتند كه در طول 23 سال گذشته علاوه بر موارد خاص - مانند زلزله بم، زلزله شمال غرب كشور، مناطق جنگي جنوب غرب كشور، سفرهاي زيارتي به مشهد مقدس و قم و. . . - به صورت دورهاي تقريبا به سراسر كشور سركشي كرده و از نزديك با مردم به گفتوگو نشسته و به درد دلهاي آنان گوش فرادادهاند، اتفاقي كه حتي در كاملترين نظامهاي دموكراسي در غرب هنوز رخ نداده و همين مسئله، وجه تمايز «مردمسالاري مبتنيبر دين» با آن نظامها است.
نكته ديگري كه در خلال اين سفر بايد مورد توجه قرار گيرد، سرفصلها، اصول و كليدواژههايي است كه به عنوان افق پيشرو و چراغ راه آينده از سوي ايشان مورد تاكيد قرار گرفته است. اگر بخواهيم به صورت اجمالي و تيتروار اين سرفصلها را مرور كنيم، آنچه شايد بيشاز هر چيزي به ذهن متبادر ميشود متجلي در اين چند موضوع است:
«مقاومت در برابر فشارها و دفع تجاوز»، «پيشرفت مبتنيبر اخلاق، عدالت و ايستادگي»، «تقواي سياسي و دوري از تملق»، «اعتماد به نفس، ايمان و اراده جمعي براي پيروزي»، «بصيرت، دشمنشناسي و تكيه بر اصول انقلاب» و دست آخر «لزوم تغيير در سبك زندگي براي تحقق تمدن نوين اسلامي.» موضوعاتي كه اشاره شد قطعا داراي ملزومات و تبعاتي است كه هر يك جاي كار كارشناسي و تدوين راهبرد و برنامه براي عملياتي شدن دارد
كه دستگاههاي مسئول و مردم بايد با فهم درست، به سمت اجرايي شدن آنها قدم بردارند. نكته آنكه لزوم اجرايي شدن اين موضوعات براي رسيدن به آن افق روشن نه صرفا از باب تاكيد رهبري و اجراي دستوري آن كه از باب لزوم منطقي و عقلاني آن براي پيشرفت هر جامعهاي است، چرا كه به اذعان دوست و دشمن، آنچه در منويات رهبر دورانديش انقلاب به كرات تكرار شده اگر به درستي مورد توجه كارگزاران نظام و مردم قرار ميگرفت قطعا شيب جهش كشور به مراتب تندتر از حالت فعلي بود و علاوه بر آن سختيها و مشكلات پيشرو بسيار كمتر از الان رخ مينمود.
پس حتي اگر نخواهيم مسئله را در چارچوب نظريه «امام و امت» ببينيم، عمل به اين توصيهها و راهكارها قطعا مفيد فايده خواهد بود. به بيان ديگر به نظر ميرسد نظام فكري عقيدتي كه رهبري انقلاب بر مبناي آن مردم و مسئولان نظام را توصيه كرده و مسير حركت به سوي آينده را تبيين ميكنند، هم از آن جهت كه معايب و نواقص نظامهاي مبتنيبر ليبرال دموكراسي را به درستي شناخته و هم به دليل اشراف كامل بر مباني شيوه زندگي مطلوب اسلام ناب، كاملترين و عقلانيترين نظام فكري است كه در زمان غيبت ميتوان بر آن تكيه كرد و لذا براي تحقق «آرمانشهر اسلامي» گريز و گزيري از طي اين مسير نيست.
و اينبار هم اين اتفاق در بهترين حالت خود رخ داد تا طوايف و گروههاي مختلف قومي و مذهبي شمال شرق كشور بار ديگر از حقيقت «ما اهل كوفه نيستيم. . .» پردهبرداري كنند و به دنيا بفهمانند كه داستان حكمراني بر دلها با داستان حكمراني در نظامهاي ليبرال دموكراسي زمين تا آسمان تفاوت دارد.
رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي اما در حالي قدم به استان خراسان شمالي گذاشتند كه در طول 23 سال گذشته علاوه بر موارد خاص - مانند زلزله بم، زلزله شمال غرب كشور، مناطق جنگي جنوب غرب كشور، سفرهاي زيارتي به مشهد مقدس و قم و. . . - به صورت دورهاي تقريبا به سراسر كشور سركشي كرده و از نزديك با مردم به گفتوگو نشسته و به درد دلهاي آنان گوش فرادادهاند، اتفاقي كه حتي در كاملترين نظامهاي دموكراسي در غرب هنوز رخ نداده و همين مسئله، وجه تمايز «مردمسالاري مبتنيبر دين» با آن نظامها است.
نكته ديگري كه در خلال اين سفر بايد مورد توجه قرار گيرد، سرفصلها، اصول و كليدواژههايي است كه به عنوان افق پيشرو و چراغ راه آينده از سوي ايشان مورد تاكيد قرار گرفته است. اگر بخواهيم به صورت اجمالي و تيتروار اين سرفصلها را مرور كنيم، آنچه شايد بيشاز هر چيزي به ذهن متبادر ميشود متجلي در اين چند موضوع است:
«مقاومت در برابر فشارها و دفع تجاوز»، «پيشرفت مبتنيبر اخلاق، عدالت و ايستادگي»، «تقواي سياسي و دوري از تملق»، «اعتماد به نفس، ايمان و اراده جمعي براي پيروزي»، «بصيرت، دشمنشناسي و تكيه بر اصول انقلاب» و دست آخر «لزوم تغيير در سبك زندگي براي تحقق تمدن نوين اسلامي.» موضوعاتي كه اشاره شد قطعا داراي ملزومات و تبعاتي است كه هر يك جاي كار كارشناسي و تدوين راهبرد و برنامه براي عملياتي شدن دارد
كه دستگاههاي مسئول و مردم بايد با فهم درست، به سمت اجرايي شدن آنها قدم بردارند. نكته آنكه لزوم اجرايي شدن اين موضوعات براي رسيدن به آن افق روشن نه صرفا از باب تاكيد رهبري و اجراي دستوري آن كه از باب لزوم منطقي و عقلاني آن براي پيشرفت هر جامعهاي است، چرا كه به اذعان دوست و دشمن، آنچه در منويات رهبر دورانديش انقلاب به كرات تكرار شده اگر به درستي مورد توجه كارگزاران نظام و مردم قرار ميگرفت قطعا شيب جهش كشور به مراتب تندتر از حالت فعلي بود و علاوه بر آن سختيها و مشكلات پيشرو بسيار كمتر از الان رخ مينمود.
پس حتي اگر نخواهيم مسئله را در چارچوب نظريه «امام و امت» ببينيم، عمل به اين توصيهها و راهكارها قطعا مفيد فايده خواهد بود. به بيان ديگر به نظر ميرسد نظام فكري عقيدتي كه رهبري انقلاب بر مبناي آن مردم و مسئولان نظام را توصيه كرده و مسير حركت به سوي آينده را تبيين ميكنند، هم از آن جهت كه معايب و نواقص نظامهاي مبتنيبر ليبرال دموكراسي را به درستي شناخته و هم به دليل اشراف كامل بر مباني شيوه زندگي مطلوب اسلام ناب، كاملترين و عقلانيترين نظام فكري است كه در زمان غيبت ميتوان بر آن تكيه كرد و لذا براي تحقق «آرمانشهر اسلامي» گريز و گزيري از طي اين مسير نيست.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


