کد خبر: ۱۰۵۲۷۲
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

موشک های هاواک نومحافظه کاران؛ خواهان جنگ با ایران

ناگفته نماند که تولید موشک های هاواک توسط او و دیگر نومحافظه کاران هم، احتمال خطر را بالاتر برده است. آنها دست به کارهائی می زنند که غیر قابل تصور است . او می خواهد هیچ روزنۀ امیدی در سیاست میان ایالات متحده و اسرائیل وجود نداشته باشد.

بولتن نیوز: آغاز جنبش تسخیر وال استریت، این بشارت را به مردم ایالات متحده داد تا پس از سال ها تحمل مصائب سرمایه داران و حکومت آنها، بتوانند عقده های فروخفته خود را بازگو نمایند و بدین ترتیب ناکارآمدی نظام سرمایه داری را برملا سازند.

 

به گزارش بولتن نیوز از جمله این افراد، استفان لدمن است که در شیکاگو زندگی می کند. کتاب جدید او "چگونه وال استریت امریکا را می چاپد؛ بانکداری خصوصی، تبانی دولت و جنگ طبقاتی" نام دارد.

متن ذیل نیز از جدیدترین یادداشت های این نویسنده است که به انتقاد از سیاست های آمریکا و رژیم صهیونیستی می پردازد.

عدم موفقیت ایالات متحده در سیاست خارجی و اشتباه نتانیاهو

پیامدهای فاجعه بار مهم نیست. تولید موشک های هاواک نگران این چیزها نباشید. این مشکل مربوط به دیگری است.

رامنی نتانیاهوی امریکائی هاست . هر دو در مورد خطوط قرمز، ضرب العجل ها، و جدول زمانی حرف می زنند. ادعاها در مورد تهدید وجودی ایران تمام نمی شود. هر دو این موضوع را می دانند. آنها چیزی ورای اهداف امپریالیستی خود نمی گویند.

هاآرتص هر دو طرف را معرفی می کند. آری شاویت نقش شاهین ساکن را بازی می کند. او که خبرنگار ارشد و عضو هیئت تحریریه هم هست در 29 سپتامبر، تهدید هسته ای ایران را " مثل همیشه دلهره آور"دانست.

او ادعا کرد: "واضح است ، اگر ایران تبدیل به یک قدرت هسته ای شود. زندگی ما را تغییر خواهد داد. " دیگر هیچ شانسی برای صلح و هیچ چشم اندازی از وجود شرایط عادی زندگی وجود نخواهد داشت." پیامدهای گستردۀ چالشی که به خاطر پروژه هسته ای ایران بوجود آمده از یک دهه قبل مشخص شده بود."

ایالات متحده به جای مهار ایران، در عراق و افغانستان گرفتار شده. اسرائیل به جای اینکه به سانتریفیوژهای ایران بپردازد مشغول شهرک سازی شد. و اروپا چنان افسرده است که گوئی فلج شده است.

شاویت می گوید نتانیاهو برخورد خوبی در قبال این چالش در پیش گرفته، او اضافه می کند، بی بی(بنیامین) ایران را خوب می فهمد. از روز اول نخست وزیری، عقیم کردن برنامۀ اتمی ایران را سر لوحۀ ماموریت خود قرار داد. " او "گزینه نظامی"را مطرح کرد. استراتژی او "نتایج موثری" ایجاد کرد.

هاآرتص باید توضیح دهد که چرا این حرف های بی ارزش را تحمل می کند. این روزنامه می داند، یا باید بداند که ایران هیچگونه تهدیدی ایجاد نمی کند. برنامه هسته ای اش صلح آمیز است. مقامات فعلی و سابق اسرائیل هم همین را می گویند. سازمان های اطلاعاتی ایالات متحده هم هر سال همین را می گویند.

همتایان آنها در آمریکا و جاهای دیگر هم موافقند . سایر همکاران هاآرتص هم همینکار را می کنند. خوشبختانه آنها اغلب حضور دارند. خیلی وقت ها همه چیز را نمی گویند ، اما حداقل در مورد چیزهایی بحث می کنند که مهم است و ارزش گفتن دارد. آنها حقایقی را مطرح می کنند که از رسانه های غربی حذف شده است.

 

سرمقاله نویس روزنامۀ هاآرتص هم همینکار را می کند. در سی ام سپتامبر، "خطوط قرمز، چهرۀ سیاه " تیتر اول شد. نتانیاهو متهم شدکه تحت رهبری او "ناسیونالیسم افراطی و نیروهای قرون وسطاییِ یهودیتِ تندرو، چهرۀ سیاهی از اسرائیل را به تصویر کشیده است."

شیرین کاری "بچه گانۀ" و نمایش بمب کاغذی او اثری نکرد. او با نشان دادن یک کاریکاتور، از خود کاریکاتوری مضحک ساخت. و در عین حال، درخواست برای صلح با فلسطین و عادی سازی روابط با همه کشورهای منطقه را نادیده گرفت.

 

وی در مورد دستاوردهای اسرائیل گزافه می گوید. او با افراط گرایان دولت خود و خاخام های همفکرش همراه شده است. آنها حق کودکان برای برخورداری از آموزش پایه را رد می کنند و زنان را به پشت اتوبوس های عمومی می فرستند.

 

دولت مدرن او ، آزادی سایر ملت ها را انکار می کند. او پناهندگان را اخراج می کند، و آنها را به سوی مرگ می فرستد.

او سازمان های حقوق بشری را تحت پیگرد قرار می دهد و آزار و اذیت می کند و آزادی های علمی را زیر پا می گذارد و در عین حال غیر منصفانه ، خطوط قرمز تعیین می کند. ازهر سه فرزند اسرائیلی یکی زیر خط فقر گرسنه به خواب می رود و از هر چهار دانشمند اسرائیلی، یکی در جائی دیگر به دنبال فرصت های شغلی می گردد.

 

دغدغه و دلمشغولی او در مورد تهدید وجودی ایران مسائل حیاتی داخل را حل نشده باقی گذاشته است. میل مفرط او به جنگ ، صلح را دست نیافتنی کرده ا.ست.

 

رامنی نسخۀ آمریکایی اوست. آنها هر دو از تهدید وجودی واقعی حرف می زنند. اگر بی مسئولیتی آنها به موقع محکوم نشود احتمال وقوع جنگ افزایش می رود. باید جلوی این بیماری پیش از شیوع، پیش از اینکه به مسألۀ مهم تری تبدیل نشده گرفته شود. پس از آن دیگر خیلی دیر است.

رامنی در نشریه وال استریت ژورنال فضائی با عنوان " دوره ای جدید برای خاور میانه" دست آورده تا به یاوه گوئی هایش ادامه دهد. باید در برابر آنچه که او در ذهن او خود می پروراند مخالفت جدی صورت گیرد، او خطری است که هنوز به قدرت نرسیده است.

اندیشه های او از مرز عقلانیت، امنیت و قانون گذشته است، این ادعای او که ایران "با سرعت هرچه تمام تر به سمت قابلیت تولید سلاح هسته ای پیش می رود و یکسره حرف از نابود کردن اسرائیل می زند." کذب محض است او خود می داند که حرف هایش پایه و اساسی ندارد اما باز هم این حرف ها همه جا را تکرار می کند.

او ادعا می کند که امریکا " به جای شکل دادن به وقایع، خود تحت الشعاع آنها قرارگرفته است. ما وقایع را به سمتی سوق نمی دهیم که در جهت محافظت از مردم یا متحدان مان حرکت کند."

هیچ خطری آمریکا و اسرائیل را تهدید نمی کند به جز آنهایی که خود ایجاد کرده اند. هر دو با هم بشریت را تهدید می کنند. رامنی و نتانیاهو هم همینکار را می کنند. اینکه می گویند اوباما "چشم انداز جنگ و بی ثباتی را افزایش داده" هم درست است.

اقدام نو محافظه کاران در تولید موشک های «هاواک»خلاف شعار تغییر بود!

ناگفته نماند که تولید موشک های هاواک توسط او و دیگر نومحافظه کاران هم، احتمال خطر را بالاتر برده است. آنها دست به کارهائی می زنند که غیر قابل تصور است . او می خواهد هیچ روزنۀ امیدی در سیاست میان ایالات متحده و اسرائیل وجود نداشته باشد. او می خواهد امریکا، بی پروا به سوی قانون شکنی پیشروی کند . او می خواهد بی درنگ جنگ را متوقف کند اما از طریق الیوت آبرامز. او مشاور سیاست خارجی پل رایان است. او در" هفته نامۀ استاندارد " خود مقاله ای با عنوان "اکنون زمان استفاده از زور علیه ایران است." منتشر کرده است . هر دوی آنها طرفدار قتل عام و نابودی هستند. رامنی هم همینطور! او با آبرامز موافق است که می گوید:

 

در حال حاضر، هیچ کس متقاعد نشده که ایالات متحده برای جلوگیری ایران از دستیابی به سلاح های هسته ای از زور استفاده خواهد کرد.. این وضعیت، اسرائیلی ها را نگران تر و ایرانی ها را گستاخ تر کرده است، این نتیجه ای نیست که ما می خواستیم.

بیانی روشنی که هم اکنون از سوی نامزد های هر دو حزب حمایت می شود و پشتیبانی گستردۀ کنگره را نیز به خود جلب کرده نشان می دهد که نتیجۀ انتخابات هر چه که باشد، سیاست آمریکا را تعیین خواهد کرد.

او، رامنی و رایان مجوز رسمی جنگ کنگره را می خواهند، جیزی شبیه به چک سفیدی که بوش پس از یازده سپتامبر در یافت کرد. نئوکان های همفکرشان هم با آنها موافقند . اوباما هم موافق است، منتها می خواهد با برنامۀ زمانبندی خودش کار را پیش ببرد.

تصور کنید که تحت رهبری هریک از این رهبران چه اتفاقی در راه است. تصور کنید که غیر قابل تصور است، اما انتظارش را داشته باشید. دسامبر گذشته، رامنی به فاکس نیوز گفت: او گزینۀ نظامی را علیه ایران آماده خواهد کرد.

او به سختی جلوی زبان خود را گرفت که صراحتا نگوید به ایران حمله خواهد کرد. منظور او روشن بود. او و نومحافظه کاران همفکرش خطر واقعی را نوید می دهند. آنها به نظرسنجی های شورای جدید شیکاگو در امور جهانی اهمیتی نمی دهند.

نتایج این نظرسنجی نشان می دهد که 70 درصد از آمریکایی ها مخالف حمله یک جانبه به ایران هستند ، و 59٪ گفته اند که حتی اگر اسرائیل به تنهایی به ایران حمله کند ، واشنگتن نباید از این اقدام اسرائیل دفاع کند.

در 15 سپتامبر، مقاله نویس نیویورک تایمز مورین داود در مقالۀ خود با عنوان "نئوکان ها به عقب غلتیده اند" به شدت به نو محافظه کاران حمله کرده است. او در ستون خود نوشت:

 

نو محافظه کاران دست نشاندۀ استاد دَن سِنور پل رایان، و به یک معنا، رامنی را نمایندگی می کنند. سنور همراه با آبرامز و شاید دیگران، برای "پیوند جهان بینی مانوی" اجیر شده اند. او از " سیاست خارجی زورمدارانه" حمایت می کند و "ضعف و دیپلماسی" را خوار می شمارد. به نظر او " حمله و بمباران همسایگان اسرائیل" نوعی وظیفه تلقی می شود. او " پیشدستی در جنگ را به عنوان یک حق الهی" تائید می کند.

 

داود می گوید: مگر ما فبلا در آنجا نبوده ایم و اینکار فاجعه بار را انجام نداده ایم ؟ این رفتار شوم کاملا برای ما آشناست." سنور و همفکرانش که موشک های هاواک را تولید می کنند ، سرانجام آمریکا را به ورطۀ جنگی بی پایان و محکوم به شکست سوق می دهند. میلیاردها دلار هدر رفته و میلیاردها دلار دیگر نیز به هدر خواهد شد. زندگی میلیون ها نفر نابود خواهد شد. روزانه بسیاری از افراد کشته خواهند شد و"ما همچنان در تاریکی فرو خواهیم رفت."

 

ما نه تنها دوستان و دشمنان خود را نمی شناسیم ، بلکه نمی دانیم که دوستان و دشمنانِ دوستان و دشمنانِ ما چه کسانی هستند.

داود این تمثیل آشکار را حذف می کند که "ما دشمن را دیده ایم ، و او خود ماست."

سنور در حال حاضر برای رایان، نقش سخنگو را بازی می کند نقش کسی که بجای عروسک یا جانوری در نمایش های عروسکی حرف می زند." او به رایان "عداوت غیر مسئولانه" را می آموزد . رامنی اما نیازی به معلم ندارد. اگر او انتخاب شود، جنگ های منطقه ای جاری پیش درآمدی کوچک از یک آتش سوزی عظیم و دهشت بار خواهد شد.

 

مشکل اینجاست که اوباما هم موافق است. شاید داود این را از قلم انداخته باشد. چرا که احتمالاً او هم از سیاست تحریریۀ تایمز آگاه است . این نشریه - درست یا غلط- همواره از اوباما پشتیبانی می کند. اما هر یک از جناح های دوگانۀ امریکا را که تایید کند باز هم جانب اشتباه را گرفته است. زیرا تفاوت مهم و ملموسی بین این دو جناح وجود ندارد.

NPR؛ مجری سیاست های پنتاگون

 NPR را به حق رادیوی ملی پنتاگون نامیده اند. در 28 سپتامبر، رابرت سیگل، مجری برنامۀ "همه چیز لحاظ شده" در این رادیو با دنیس راس، هواخواه سینه چاک اسرائیل و ضد ایرانی قسم خورده، مصاحبه ای انجام داد.

 

جیمز پتراس وی را " صهیونیست و مدافع زهرآگینِ سیاست های فوق العاده نظامیِ اسرائیل - از جمله حملۀ پیشگیرانه و مسلحانه به تاسیسات هسته ای و نظامی ایران- نامیده است."

دنیس راس، حامی بی قید و شرط محاصرۀ گرسنگی (محاصرۀ غزه و ممانعت از ورود مایحتاج عمومی) توسط اسرائیل است، و به شدت از وحشی گری های اسرائیل (در سال 2006) و حملات هوایی رژیم صهیونیستی علیه اهداف غیر نظامی در لبنان حمایت می کند.

 

او به هیچ وجه دوست فلسطینیان ، هوادار صلح منطقه ای و یا عدالت نیست. بلکه به شیوه ای تبعیض آمیز و جانبدارانه جنگ طلب است. او مانند یک جانی در جنایات جنگی دست دارد ، به شدت جنگ را ترویج می کند و بر افراط گرایی های نتانیاهو مهر تائید می زند.

 

به باور راس دورۀ دیپلماسی سر آمده است. او به خوبی می داند که ایران هیچگونه برنامه ای برای تولید سلاح های هسته ای ندارد، اما خلاف این امر را وانمود می کند. او می گوید: "ایران از خواست جهانی سرپیچی کرده و دنیا را به جنگ ترغیب می کند و می خواهد کاری علیه ایران صورت گیرد. اما زرادخانۀ هسته ای اسرائیل - و نیت استفاده از آن در صورت بروز تهدیدی از سوی ایران - را نادیده می گیرد. سیگل هم همینطور فکر می کند.

راس با توماس ارد برینک، خبرنگار نیویورک تایمز تهران و تریتا پارسی، رئیس شورای ملی آمریکائی های ایرانی تبار هم مصاحبه کرده که البته هیچیک موضع ایران را نمایندگی نمی کردند، تنها حقایق اساسی مورد بحث قرار گرفته است و نقطه نظرات، یک طرفه ارائه شد. برنامه های عمومی رادیو و تلویزیون هم به همان شیوه عمل می کند. هر دو مرتب ، تبلیغات ضد ایرانی را به نمایش می گذارند. آنها مجبور به انجام اینکار هستند. زیرا بخش عمدۀ بودجۀ آنها از منابع شرکت های بزرگ و دولت تامین می شود و حامیان مالی همیشه چیزی که پولش را داده اند ، می گیرند.

NPR و PBS،  با کینه جوئی، تمام دشمنان ایالات متحده را بدنام و متهم می کنند، در دل مردم ترس و وحشت ایجاد می کنند، و اذهان مخاطب را چنان دستکاری می کنند که او خود به این نتیجه برسد که جنگ اگر درست برنامه ریزی شود، موجه است. حقیقت و افشای کامل آن؛ همینطور توضیح مسائل مرتبط با اجرای قانون و برابری همه در قبال آن ،اساساً ممنوع است . آنها چیزی را ارائه می کنند که عوامل قدرت امپریالیستی به آنها دیکته کرده اند.

در سال 2009، این پروژه ، به عنوان ابتکار عمل سیاست خارجی (FPI) برای قرن جدید آمریکا (PNAC) نیز از نو مطرح شد. خط مشی ها بدون تغییر باقی می ماند. تغییر رژیم ایران و سوریه اولویت بندی شده است. بحث دخالت مستقیم مطرح است.

جِیمی فلای به عنوان مدیر اجرایی خدمت می کند. او مدیر استراتژی مقابله با توسعه تسلیحات هسته ای در شورای امنیت ملی بوش و معاون وزیر دفاع در سیاست تهدید فراملی بود.

 

سیاست تهدید

اعضای هیئت مدیرۀ FPI را همان سازندگان موشک های هاواک تشکیل می دهند. اریک ادلمن نیز قبلا در وزارت دفاع بوش خدمت می کرد و درگیر امور امنیت ملی بود. رابرت کاگان هم که از پایه گذاران PNACبود ؛ در حال حاضر در بروکینگز است.

ویلیام کریستول هم با کاگان از اعضای گروه PNAC بوده است. او نیز در حال حاضر به گروه های متنوع نومحافظه کاران متصل شده است.

 

در مورد دن سنور هم پیشتر بحث شد. او قبلا به عنوان سخنگوی جنگ پنتاگون در عراق خدمت کرده است. او در حال حاضر یکی از لابی گران اسرائیل ، بانکدار سرمایه گذار ، عضو شورای روابط خارجی، و یکی از عوامل ثابت فاکس نیوز است. او پیش از این هم ؛ به کارآموز آیپک و معاون دبیر مطبوعاتی کاخ سفید بود.

 

یک رشتۀ غالب اعضای FPI را به هم وصل می کند. جنگ دائم اهداف آن را توصیف می کند. هر چه جنگ علیه دشمنان ایالات متحده بیشتر باشد بهتر است و در حال حاضر سوریه و ایران در اولویت هستند.

در ماه اوت گذشته، جیمی فلای و سایر اعضای FPI اعلام کردند که ایران روز به روز به توسعۀ منظم سلاح های هسته ای نزدیک تر می شود و توانایی موشک های این کشور را نمی توان دست کم گرفت.

 

فلای گفت: "با توجه به پیشرفت های ایران، می توان گفت که این کشور به سرعت در حال نزدیک شدن به آستانه هسته ای شدن است؛ قابلیتی که به رهبری این کشور اجازه می دهد تا هر وقت بخواهد بتواند در بازۀ زمانی کوتاهی ،گام نهایی را برای تولید سلاح های هسته ای بردارد."

 

البته هیچ مدرکی برای تائید نظرات فلای و یا نقطه نظرات مشابه دیگر سازندگان هاواک وجود ندارد. برنامۀ هسته ای ایران کاملا صلح آمیز است. اما هرگز نمی توان ازطریق ادعاهای صاحبان موشک های هاواک این موضوع را فهمید. آنها به هر وسیلۀ ممکن تنها از تغییر رژیم حمایت می کنند.

فلای ادعا می کند که "شمارش معکوس دولت ایران " آغاز شده است. وی تاکید می کند که امریکا دراین میان "نقش" مهمی برعهده دارد. آمریکا به گفتۀ وی سرگرم کمک به"تحقق این فروپاشی" است. اما وی بوضوح از بیان مقصودش از این گفته سر باز می زند.

او و دیگر اعضای FPI ، همچنین سایر نومحافظه کاران، از جنگ حمایت می کنند. سازندگان موشک های هاواک هم همینکار را می کنند. شاید پس از 6 نوامبر ، آنها به آنچه که آرزو دارند برسند. یا شاید سرانجام، این خواستۀ آنها به پشیمانی ختم شود. بازماندگان افسارگسیختۀ هولوکاست حرفی برای گفتن ندارند. آیا همیشه اینگونه نبوده است؟

 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین