کد خبر: ۱۰۴۶۰۵
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

داماد رفته گل بچینه

در روزگاران قدیم شاید دختر حتی داماد را نمی‌دید و لحظه‌ای هم با او صحبت نمی‌کرد و بزرگترهای فامیل و یا والدین برای او تصمیم می‌گرفتند و او شاید بدون آمادگی و مهیا کردن مقدمات در مقابل ملایی قرار می‌گرفت تا از او برای عروسی‌اش با فلان داماد رضایت بگیرد...

"داماد رفته گل بچینه" عنوان آخرين پست بلاگر وبلاگ خاطرات يك عاقد است.

به گزارش ايسنا در اين پست مي‌خوانيم:

در روزگاران قدیم شاید دختر حتی داماد را نمی‌دید و لحظه‌ای هم با او صحبت نمی‌کرد و بزرگترهای فامیل و یا والدین برای او تصمیم می‌گرفتند و او شاید بدون آمادگی و مهیا کردن مقدمات در مقابل ملایی قرار می‌گرفت تا از او برای عروسی‌اش با فلان داماد رضایت بگیرد...

عروس هم لابد یکی دو دقیقه فکر می‌کرده یا شرم اجازه‌اش نمی‌داده تا در مقابل بزرگان بله‌ای برای امر ازدواج بگوید.. ملا هم هی می‌پرسیده تا سه بار و او بالاخره با اجبار یا از سر رضایت "بله" تحویل می‌داده است.

حالا درست و غلط این رسم براي خودش رسمی شده است . اما برای عروس نه برای داماد که خودش پیشقدم شده و به خواستگاری آمده است.. او معمولا برای بار اول "بله رضایت" را با صدای رسا اعلام می‌كند اما...

پس از عروس حالا نوبت داماد بود که به من "بله" بدهد... دختر سرخ‌پوشی که از ابتدا معلوم بود همه کاره مراسم است و به نظر می‌رسید خواهر عروس باشد به شوخی و شاد، بلافاصله و پیش از این که اجازه بازشدن دهان را به داماد بدهد گفت : داماد رفته گل بچینه.. خنده و شوخی و دست زدن حضار بود که پس از این جمله فضای تالار بزرگ شهر را پر کرد... و من نیز با خنده ادامه دادم: اشکالی نداره برای بار دوم می‌پرسم.... جناب آقای.....

این اولین بار بود که داماد به دنبال دومین سوال من " بله " می‌گفت.

تجربه (پیش‌بینی ) یک عاقد : ۵۰ سال بعد بدون این که بدانیم چرا .. دامادها هم برای بار سوم "بله" می‌گویند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین