توقیف گواهینامه مساوی با ابطال بیمه
رئیس مرکز اجرائیات پلیس راهور گفت: پرداخت خسارت بیمه برای وسایل نقلیه ربطی به داشتن خلافی ندارد.
سرهنگ دهقانی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران افزود: برای پرداخت خسارت وسیله نقلیه نباید رانندگان شاکی خصوصی و یا تخلفاتی که منجر به تصادف فوتی یا جرحی داشته باشند و در غیر داشتن این تخلفات رانندگان باید نسبت به رضایت شاکی ها و یا خارج کردن گواهینامه از توقیف اقدام کنند.
وی خاطر نشان کرد: بیمه برای پرداخت خسارت استعلام گرفته و اگر ما در سامانه شاهد تخلفاتی از این دست باشیم پرونده را رد کرده و به خسارت دیده هیچگونه خسارتی تعلق نمی گیرد.
به گفته ی رئیس مرکز اجرائیات پلیس راهور خبر اخیری که مبنی بر دریافت خسارت بیمه به شرط پرداخت خلافی منتشر شد صحت ندارد./ز
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



آخر قرارداد بيمه چه ربطي به نيروي انتظامي دارد كه در آن دخالت كند؟! كدام قانون يا حكم شرعي چنين اجازهاي ميدهد كه اگر دو سازمان زورشان ميرسد، با تباني با يكديگر براي رسيدن به منافع بيشتر، مفاد يك قرارداد از پيش امضا شده را يك طرفه نقض و مطابق ميل خود بازنويسي نمايند؟ امام صادق ﴿عليهالسلام﴾ ميفرمايند اگر چاقويي كه با آن پدر مرا به شهادت رساندهاند نزد من امانت گذاشته شود، آن را صحيح و سالم به امانتگذار بر ميگردانم. اين را مقايسه كنيد با اين ويژگي خجالتآور برخي سازمانهاي زورمند كه به هر بهانهاي براي كسب درآمد بيشتر و جبران سومديريتهاي مالي خود، هر تعهد و قرارداد و امانتي را به راحتي زيرپا ميگذارند و آب از اب تكان نميخورد، مگر به مسئولي ديگر ﴿به ويژه نمايندگان محترم مجلس﴾ آسيب برسد!. مانند شهرداري كه صد در صد برخلاف حكم شرع مقدس اسلام، چون زورش ميرسد كنار خيابانها را براي پارك اتومبيل اجاره ميدهد!
باز هم ياد يك حكايت افتادم:
آوردهاند روزي شير تصميم گرفت به سفر برود و خرگوش را جای خود، سلطان جنگل كرد. خرگوش كه دل پري از روباه داشت تصميم گرفت تا ميتواند از او انتقام بگيرد. همان روز اول گفت: برين اون روباه پدرسوخته رو بيارين.
تا روباه از در وارد شد، خرگوش فرياد زد: پدرسوخته، كلاهت كو؟! و سپس دستور داد همه حيوانات جنگل يك سيلي زير گوش او بخوابانند!
دو روز بعد دوباره روباه را احضار كرد و باز به محض ورود فرياد زد: پدرسوخته! هنوز هم كه كلاه نداري! كلاهت كو؟! و مجددا دستور داد او را به درخت ببندند و هر حيوان يك سيلي به صورت او بزند.
اين روند مدتي ادامه يافت تا سرانجام روباه شاكی شد و شكايت به شير برد كه: بابا اين چه وضعشه؟! اين ريختی پيش بره، اين خرگوش تاج و تختت رو به باد ميده.
شير هم با خرگوش تماس گرفت و گفت: اينقدر تابلو كه نبايد به مردم گير بدي! حداقل يه جوري گير بده كه شاكی نشن.
خرگوش پرسيد: يعنی چي؟
شير گفت: مثلا فردا روباهه رو بفرست برات سيگار بخره. اگه پايه كوتاه خريد بگو چرا بلندشو نخريدي، اگه بلند خريد بگو چرا كوتاهشو نخريدي، بعد هم دق و دليت را سرش خالي كن!
خرگوش با خوشحالي قبول كرد و فردا باز روباه را احضار نمود و به او فرمان داد يك بسته سيگار بخرد.
روباه با زرنگي، هم سيگار پايه بلند خريد و هم پايه كوتاه و پيش خرگوش رفت و سيگار پايه كوتاه را به او داد.
خرگوش بلافاصله گفت: پدرسوخته، من پايه بلندشو ميخواستم!
روباه هم سريعا دست در جيب كرد و بستهي پايه بلند را به او داد.
خرگوش كه ديگر بهانهاي براي پياده نمودن قصد اصلي خود نميديد فرياد زد: اصلا پدرسوخته! تو بگو ببينم كلاهت كو؟! و بعد دوباره...
احساس شخصی من این است مسئولین مربوطه خودشان تخصص لازم را برای تصمیم گیری ندارند و کار دست عده ای کارشناس است که بعضا از دید بنده نگاه اعتقادی و مردمی والهی به موضوع ندارند و همین کارشناسان هستند که با ارائه طرحهایی که موجب اذیت و ازار مردم می شود موجب بدبینی مردم به حکومت می شوند و بازهم متاسفانه در بیشتر موارد اینگونه است از تنظیم چراغهای راهنمایی و رانندگی گرفته که باعث عصبانیت بی حد راننده ها را فراهم می آورد تا جریمه های سنگین با این وضع اقتصادی که یک کارمند شاید برای یک تخلف یک سوم حقوقش را باید بدهد که اگر ریشه یابی شود همان تخلف هم ریشه در نداشتن زیرساختهای مناسب برای رانندگی می باشد که بر تکلیف حکومت است و این یک مورد هم که شما بر حق به آن اشاره کردید از آن طرحهایی است که ریشه و مبناش بر بی عدالتی است