حجتالاسلام توحیدلو: مهمترین پیام تربیتی عاشورا ظلم نکردن، ظلم نپذیرفتن و تربیت فرزند بر پایه صداقت است
گروه دین و اندیشه،حجتالاسلام والمسلمین علیرضا توحیدلو، کارشناس مذهبی و تربیتی، در گفتوگو با رادیو جوان با تسلیت ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، بر ضرورت توجه همزمان به «شور» و «شعور حسینی» در ماه محرم تأکید کرد.
به گزارش بولتن نیوز ،وی با اشاره به حدیث مشهور «إن الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» اظهار کرد: امام حسین(ع) چراغ هدایت و کشتی نجات بشریت است و هر فردی که بخواهد به سعادت و رستگاری برسد، باید از مکتب سیدالشهدا(ع) درس بگیرد.
این کارشناس مذهبی یکی از مهمترین پیامهای تربیتی عاشورا را مقابله با ظلم دانست و گفت: بر اساس آموزههای دینی، سه گروه در ظلم شریک هستند؛ کسی که ظلم میکند، کسی که به ظالم کمک میکند و کسی که نسبت به ظلم رضایت دارد. بنابراین انسان مؤمن نباید نهتنها ظلم کند، بلکه نباید در برابر ظلم سکوت یا از آن حمایت کند.
توحیدلو با بیان اینکه آموزههای عاشورا باید در زندگی روزمره مردم جاری شود، افزود: رعایت حقوق دیگران از مصادیق مهم عمل به فرهنگ حسینی است. از روابط خانوادگی گرفته تا حقوق همسایگان، همکاران و شهروندان، همه باید از هرگونه تعدی و بیعدالتی پرهیز کنند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع تربیت فرزند اشاره کرد و گفت: یکی از مشکلات جدی جامعه، عادی شدن دروغ در برخی خانوادههاست. زمانی که والدین به فرزندان خود دروغ گفتن را آموزش میدهند یا در حضور آنها مرتکب دروغ و غیبت میشوند، نباید انتظار داشته باشند که فرزندانی صادق و متعهد تربیت شوند.
این کارشناس تربیتی ادامه داد: اگر خانوادهها میخواهند فرزندانشان به الگوهایی همچون حضرت علیاکبر(ع) و حضرت رقیه(س) نزدیک شوند، ابتدا باید خودشان در رفتار و گفتار، سبک زندگی اهلبیت(ع) را الگو قرار دهند.
توحیدلو پذیرش اشتباه و عذرخواهی را از نشانههای شجاعت و تواضع دانست و تصریح کرد: بسیاری از مشکلات خانوادگی و اجتماعی زمانی حل میشود که افراد خطاهای خود را بپذیرند و برای جبران آن اقدام کنند. عذرخواهی نهتنها نشانه ضعف نیست، بلکه بیانگر رشد شخصیتی و اخلاقی انسان است.
وی همچنین به اهمیت لقمه حلال در تربیت فرزند اشاره کرد و با استناد به سخنان امام حسین(ع) در روز عاشورا گفت: هنگامی که انسان از مال حرام تغذیه کند، قدرت تشخیص حق از باطل در او کاهش مییابد و از شنیدن حقیقت محروم میشود.
این کارشناس مذهبی در پایان خاطرنشان کرد: اگر فرهنگ عاشورا در خانوادهها نهادینه شود، بسیاری از آسیبهای اخلاقی و اجتماعی از جمله دروغ، ظلم، بیاحترامی به حقوق دیگران و تربیت نادرست فرزندان کاهش خواهد یافت و جامعه به سمت تعالی و رشد معنوی حرکت خواهد کرد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



پس موضوع لقمه حرام شوخی یا طنز نیست که به یک لبخند یا با یک پوزخند از کنارش بگذاریم چون من معتقد هستم اگر در کودک لقمه حرام بیاریم سر سفره و زن وبچه از اون لقمه حرام استفاده کنند قطعا و یقینا این بچه ها فردا و در آینده اول دشمن خود پدر و مادر حرام خور میشوند بعد دشمن خودشون و در آخر هم دشمن مردم
کسی که لقمه حرام به بچه هایش میده
در آینده انتظار نداشته باشد که فرزندانش پسر پیغمبر باشن یاحق
عاقبت گرگ زاده گرگ شود
گرچه با آدمی بزرگ شود
طایفه دزدان عرب بر سر کوهی نشسته بودند و منفذ کاروان بسته و رعیت بلدان از مکاید ایشان مرعوب و لشکر سلطان مغلوب به حکم آنکه ملاذی منیع از قلّه کوهی گرفته بودند و ملجأ و مأوای خود ساخته. مدبران ممالک آن طرف در دفع مضرّت ایشان مشاورت همیکردند که اگر این طایفه هم بر این نسق، روزگاری مداومت نمایند مقاومت ممتنع گردد.
درختی که اکنون گرفته است پای
به نیروی شخصی برآید ز جای
و گر همچنان روزگاری هلی
به گردونَش از بیخ بر نگسلی
سرِ چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل
سخن بر این مقرر شد که یکی به تجسس ایشان برگماشتند و فرصت، نگاه میداشتند. تا وقتی که بر سر قومی رانده بودند و مقام، خالی مانده، تنی چند مردانِ واقعه دیدۀ جنگ آزموده را بفرستادند تا در شعب جبل پنهان شدند. شبانگاهی که دزدان باز آمدند، سفر کرده و غارت آورده، سلاح از تن بگشادند و رخت و غنیمت بنهادند. نخستین دشمنی که بر سر ایشان، تاختن آورد خواب بود. چندان که پاسی از شب در گذشت،
قرص خورشید، در سیاهی شد
یونس اندر دهان ماهی شد
مردان دلاور از کمین به در جَستند و دست یکانیکان بر کتف بستند و بامدادان به درگاه ملک حاضر آوردند. همه را به کشتن اشارت فرمود. اتفاقاً در آن میان جوانی بود میوۀ عنفوان شبابش نو رسیده و سبزۀ گلستان عذارش* نو دمیده. یکی از وزرا پای تخت ملک را بوسه داد و روی شفاعت بر زمین نهاد و گفت: این پسر هنوز از باغ زندگانی بر نخورده و از ریعان جوانی تمتع نیافته. توقّع به کرم و اخلاق خداوند است که به بخشیدن خون او بر بنده منت نهد. ملک روی از این سخن در هم کشید و موافق رای بلندش نیامد و گفت:
پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است
تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است
نسل فساد اینان منقطع کردن اولیتر است و بیخ تبار ایشان برآوردن که آتش نشاندن و اخگر گذاشتن. و افعی کشتن و بچه نگه داشتن، کار خردمندان نیست.
ابر اگر آب زندگی بارد
هرگز از شاخ بید برنخوری
با فرومایه روزگار مبر
که از نیِ بوریا شکر نخوری
وزیر این سخن بشنید. طوعاً و کرهاً** بپسندید و بر حسن رای ملک آفرین خواند و گفت: آنچه خداوند دام ملکه فرمود عین حقیقت است که اگر در صحبت آن بدان تربیت یافتی طبیعت ایشان گرفتی و یکی از ایشان شدی. امّا بنده امیدوار است که در صحبت صالحان تربیت پذیرد و خوی خردمندان گیرد که هنوز طفل است و سیرت بغی و عناد در نهاد او متمکن نشده و در خبر است: کلُّ مولود یولدُ علی الفطرةِ فَاَبواهُ یهوّدانَه وَ یُنصرانه و یُمجّسانِه
با بدان یار گشت همسر لوط
خاندان نبوّتش گم شد
سگ اصحاب کهف روزی چند
پی نیکان گرفت و مردم شد
این بگفت و طایفه ای از ندمای ملک با وی به شفاعت یار شدند تا ملک از سر خون او در گذشت و گفت: بخشیدم اگر چه مصلحت ندیدم.
دانی که چه گفت زال با رستم گرد
دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد
دیدیم بسی که آب سرچشمۀ خُرد
چون بیشتر آمد شتر و بار ببرد
فیالجمله پسر را به ناز و نعمت برآوردند و استادان به تربیت او نصب کردند تا حُسن خطاب و ردّ جواب و آداب خدمت ملوکش در آموختند و در نظر همگان پسندیده آمد.
باری وزیر از شمایل او در حضرت ملک شمّهای میگفت که تربیت عاقلان در او اثر کرده است و جهل قدیم از جِبِلّت او به در برده. ملک را تبسم آمد و گفت:
عاقبت گرگ زاده گرگ شود
گرچه با آدمی بزرگ شود
سالی دو بر این بر آمد. طایفۀ اوباش محلت بدو پیوستند و عقد موافقت بستند تا به وقت فرصت، وزیر و هر دو پسرش را بکشت و نعمت بیقیاس برداشت و در مغاره دزدان به جای پدر بنشست و عاصی شد. ملک، دست تحسر به دندان گزیدن گرفت و گفت:
شمشیر نیک از آهن بد چون کند کسی؟
ناکس به تربیت نشود ای حکیم، کس
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ، لاله روید و در شورهبوم، خس
زمین شوره سنبل بر نیارد
در او تخم و عمل ضایع مگردان
نکویی با بدان کردن چنان است
که بد کردن به جای نیک مردان
این هم یک امر بدیهی و فطری است که در مبارزاتی که بین اهل حقّ و باطل واقع میشود، هرکسی اهل حقّ را برنده میداند و هرکس دلش میخواهد در صف اهل حقّ و جبهه حق پرستان نامش برده شود.
از وقتی حادثه جانسوز کربلا واقع شد، تا حال کسی پیدا نشده که مایل باشد همکار شمر و حرمله باشد، یا از اعمال آنها متنفّر نباشد، در مقابل در هر عصر و زمان میلیون ها مردم آرزومند بوده و هستند که از یاران حسین علیه السلام شمرده شوند.
ما با یک مقایسه و نشان دادن یک مثال ثابت میکنیم که حسین علیه السلام این مبارزه را بُرد، و یزید و اهل باطل مغلوب و شکست خوردند.
دو نفر را مثال میآوریم که هر دو به صورت، دارای یک سابقه بودند، هر دو از سپاه ابن زیاد بودند، هر دو در شمار لشکری بودند که برای کشتن حسین علیه السلام اعزام شده بودند. یکی از آنها در نیمه راه، ریاست و فرماندهی و جایزه و تمام امتیازات را ترک کرد، و به دنیا و مال و ثروت و آنچه داشت پشت پا زد و خود را به خدا فروخت و آن دیگری از ستم و دشمنی با خاندان رسالت و خدمت به دودمان ابی سفیان و قساوت و بی رحمی چیزی فروگذار نکرد.
نام نامی شخص اول حرّ بن یزید ریاحی و نام منفور دومی، شمر بن ذی الجوشن بود.
حرّ اگر در جنگ با پسر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم اصرار می ورزید و با سپاه بنی امیه همکاری میکرد و به طمع جایزه و ترفیع رتبه و مقام، در صف اول سپاه کوفه قرار میگرفت و هرچه میتوانست ظلم و ستم میکرد و فرضاً ـ العیاذ بالله ـ اگر روز عاشورا چند ساعت دیگر با عمر بن سعد مانده بود و اعمال شمر و سنان و حرمله و بیشتر از آن را هم مرتکب شده بود، سرانجام از این اصرار جز اینکه نامش در تاریخ در ردیف شمر و حرمله ذکر میشد، چه سودی میبرد؟
ولی حرّ، هم قطار سپاه عمر سعد نبود، جسمش اگر چه چند صباحی در لشکر کوفه بود اما با روح و فکر و علوّ همّتش در اصحاب حسین علیه السلام بود.
او به تمام امور مادّی پشت پا زد و با یک جهش و پرواز تاریخی از دنیا به سوی آخرت و از ظلمت به سوی نور و از باطل به سوی حقّ و از کفر به سوی اسلام شتافت، و خود را به سعادت جاودانی رسانید، کاری کرد که تاریخ نام او را در ردیف زهیر و حبیب و مسلم بن عوسجه ثبت کرد.
حرّ اگر به سوی امام حسین علیه السلام باز نمیگشت، جز آنکه ابن زیاد جایزه به او میداد و درجه او را بالا میبرد و حقوقش را زیاد میکرد چه سودی میبرد؟
ولی امروز از هرکس بپرسید که حرّ و شمر کدام یک بردند و کدام باختند، همه پاسخ میدهند: حرّ برنده شد، حر سربلند شد، حرّ افتخار یافت؛ شمر سرنگون شد، شمر پست و خوار شد، شمر به لعن ابد گرفتار شد.
به همین قیاس هرکدام از اصحاب ابی عبدالله علیه السلام را با سران لشکر کوفه مقایسه کنیم، میبینیم که فتح و پیروزی نصیب اصحاب آن حضرت است.
مسلم بن عوسجه را با شبث بن ربعی، حبیب بن مظاهر را با عمرو بن حجاج، عمرو بن قرظه انصاری را با برادرش که در لشکر ابن سعد بود، مقایسه کنید.
امروز نام مسلم و حبیب و عمرو بن قرظه محبوب دل هاست و نام آن ملعونان در شمار کفار و اشقیاست.
پس در نتیجه فداکاری های مردان خدا و توفیق و مظفّریت آنها شکی نیست، و این حکم فطری و عقلی و شرعی است که اعمال مصلحین مثمر ثمر و نتیجه بخش است، و در دنیا و آخرت فداکاری آنها مأجور و مشکور است:
﴿إِنَّ اللّٰهَ لَا یضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ﴾؛
«به راستی که خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمیکند».
نماز، یکی از زیباترین حالات بنده در برابر خدای متعال است و این فریضه دینی جایگاه ویژه ای در سیره زندگی ائمه هدی(ع) دارد، چنانکه در زندگی امام حسین(ع) نیز توجه به اقامه نماز بسیار پررنگ و مشهود است. البته این امام همام تربیت یافته مکتب وحی هستند و پدر ارجمندشان مولی الموحدین(ع) در محراب عبادت و در حال نماز به شهادت رسیدند. از این روی می بینیم که در تمام زوایای عمر شریف سیدالشهدا(ع)، جلوههای بندگی و عبادت خدا به چشم میخورد و مواعظ و ارشادهای فراوان آن حضرت در منابع روایی بویژه در نصیحت اعرابی آمده است که همواره توصیه به بندگی خدا و ترک گناه داشتند. نماز، در سیره امام حسین(ع) حقیقتی است که انسان را تا خدا اوج می دهد و مهر قبولی سایر اعمال انسان در گرو توجه به نمازاست. امام حتی در سخت ترین شرایط کربلا باز هم نماز اول وقت را بر ادامه جنگ در راه خدا ترجیح داد، چنانکه در فصلی از زیارتنامه آن حضرت میخوانیم: «اَشهَدُ اَنَّکَ قَد اَقَمتَ الصَلوهَ وَ آتَیتَ الزَکواهَ... ، شهادت میدهم که تو اقامه کننده نماز بودی.»
دست مریزا خیلی لذت بردم و داستان مجلسی اول و مجلسی دوم تون بی نظیر بود دم شما گرم
موضوعات خیلی خوبی بود
مخصوصا بحث لقمه حلال
یا املاکی
نمیگم کار نیست ولی در شهرکهای صنعتی وقتی به جونا پیشنهاد میدیم میگن حقوقش کمه
در صورتیکه نمیگن کم اما حلال وار رضایت پشتشه
من الان با این حقوق بازنشستگی خیلی کم خودم و خانمم امورات میگذرونیم شاید هنوز میوه بجز هندونه خونمون خرید نشده
ولی دلمون خوشه با آرامش شب میخوابیم
مطالب مفید بود
از ایشون بیشتر استفاده شه
داستان تو و غم صحبت سنگ است و سبوست
آستان بوس حرم باش و بپرس از در دوست
این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
این چه شمعی است که جان ها همه پروانه ی اوست
دل هر کس که حسینی ست ز خود بی خبر است
کشته ی عشق حسین از همه کس زنده تر است
بس که آن جلوه ی توحید مرا در نظر است
هر کجا می نگرم نور رخش جلوه گر است
هر کجا می گذرم جلوه ی مستانه ی اوست
هر خدا جوی تمسک به ولایش دارد
هر گرفتار غمی سر به هوایش دارد
هر سری آرزوی بوسه پایش دارد
هر دلی میل سوی کرب و بلایش دارد
تعداد بسیاری از مردم کوفه زمان امام حسین (ع) ، هنوز دوران حکومت عدل حضرت علی(ع) در این شهر را به خاطر داشتند و در مقایسه آن با حکومت ظلم، جور، فشار و اختناق 20 ساله امویان، به خوبی جایگاه والای آن حکومت را درک میکردند و از این رو، درصدد پیدا کردن کوچکترین فرصت برای اعاده آن حکومت بودند که مظهر آن را در رهبری امام حسین(ع) جستوجو میکردند.
همش مردم رو از بالا به پایین نگاه میکنن
مخصوصا الان
عاشورا و وقایع پیشآمده در آن از اهمیت ویژهای در تاریخ تشیع و اسلام برخوردار است. این واقعه صرفاً اتفاقی حزنآور و مصیبتبار نیست، چرا که در طول تاریخ وقایعی از این دست رخ داده است. شهادت حسین بن علی حماسهی بزرگ اسلامی و الهی بود؛ از این جهت که این داستان فقط مصیبت و جنایت و ستمگری نیست، بلکه قهرمانی بزرگ دارد که این جنایتها بر او وارد شد. از نظر مرتضی مطهری واقعهی عاشورا دو بعد سیاه و سفید دارد؛ سیاهِ آن جنایتها و نابکاریها و قتل و غارتهایی است که دشمنان سیدالشهدا علیهالسلام روا داشتند و «سفیدِ آن حماسه است، افتخار و نورانیت است، تجلی حقیقت و انسانیت است، تجلی حقپرستی است». امام حسین علیهالسلام چراغ حقیقت مقدّس الهی است و همواره در مسیر هدایت بشر گام برداشته است؛ چه در زمان حیات و چه در زمان ممات.
«یا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ»
ای فرزندم، از ظلم به کسی که در برابر تو ، هیچ یاری کنندهای به جز خداوند ندارد، بر حذر باش.
بارزترین مصداق مظلوم، حضرت اباعبداالله الحسین«سلام الله علیه» و یاران با وفای ایشان هستند. افراد شروری به آنان ظلم کردند و ایشان را با آن وضعیت به شهادت رسانیدند و پس از شهادت مردان، زنان و کودکان را به اسارت بردند. یعنی به کسانی که در آن بیابان و در اوج تشنگی، هیچ یاوری به جز خداوند متعال نداشتند، ظلم کردند.
باخ آلیشان دملره
جوشه گلن غملره
شاهیمیزین بیر توکون
وئرمروخ عالملره
عشقیلن حسین - بیز آتاروخ قدملری
قویماروخ یاتا - کرب وبلا علملری
یابن زهرا
یئرلر حسینه قربان
گویلر حسینه قربان
ذکر ائلین او آدی
دیللر حسینه قربان
غمده یادیم حسین دی
دیلده آدیم حسین دی
چاتماقا اوج عشقه
قول قانادیم حسین دی
ماهِ بدر - کرب و بلادی طلعتی
تا قیامت - دیلده قالاندی صحبتی
یابن زهرا
فخر جهان حسین دی
شوق جنان حسین دی
شــیعه لرین قلبینی
شوره سالان حسیندی
دشت منا قتیلی
کرب و بلا خلیلی
آغلادان ئوز غمینده
دیده ی جــبرئیلی
بیله عشقین - یوخدی جهاندا قیمتی
احسن احسن - واردی اونون حقیقتی
یابن زهرا
تالی حُکم قرآن
قانه باتان لب عطشان
ایله دی کربلاده
درس وفانی اعلان
بیشه لرین شیری دی
شیعه لرین میری دی
دشت بلا نشئه ی
صیحهی تکبیری دی
موج ائدوبدی - بحر بلاده غیرتی
ثبت اولوبدی - سینه لره محبتی
یابن زهرا
کنز عطادی آقام
قلبه صفادی آقام
قورخمارام هئچ دردیدن
درده دوادی آقام
مقتلی طور ایلین
مطـلع نـور ایلین
توپراقـینی لؤلؤ
دیدۀ حور ایلین
خطّ بطلان - کفره چکن دی نهضتی
قویمیوبدی - لطمه گوره شرافتی
یابن زهرا
کوکب صبح ازل
آینه ی لـم یزل
کرب و بلاده اولان
صحن و سراسی گوزل
محـفل طاعاتیدی
رونـق مـیقاتیدی
صبح ازلدن او یئر
بـزم مـناجـاتیدی
شامل اولسا - هرکیمه گر زیارتی
غافل اولماز - درده دوادی تربتی
یابن زهرا
با چشمهای روشن به این کلمات بنگر
به این اندوهها و غصهها که جوش میزنند
یک تکان و تکانی از پادشاه ما (امام ما)
که جهان را به لرزه درآورد
آنها با عشق، نام حسین را میآورند
و از یاد بردنِ کربلا و بلاهای آن را ممکن نمیسازند
یا فرزند زهرا!
فدایِ نامِ حسین
زمینها فدایِ حسین، جانها فدایِ حسین
قلبها فدایِ حسین؛ یادِ نامِ او بر زبانها
زبانها فدایِ آن نام (حسین) باشند
در اوجِ غم، یادم حسین است
در زبانم نامم حسین است
برای رسیدن به اوجِ عشق
گفتم: من عاشقِ حسین هستم
ماه بدر (درخشان) در کربلا طلوع کرد
و این همراهی و یاری (با امام) تا قیامت در زبانها خواهد ماند
یا فرزند زهرا!
فخرِ جهان
حسین، فخر و افتخار جهانی است
حسین، مایه اشتیاقِ بهشت است
او همان کسی است که قلب شیعیان را
به شور و هیجان میآورد
او همان کشتهشده در صحرای مناست
و همان دوست و خلیلی است که در کربلا بود
او همان کسی است که وقتی گریست
چشمان جبرئیل (از غم او) اشک ریخت
بدان که عشق او در جهان قیمتی ندارد
بهترین و برترین است؛ و حقیقتِ او (در جهان) آشکار است
یا فرزند زهرا!
درس وفاداری
او که حکم قرآن را به اجرا درآورد
با لبهای تشنهای که در خون غوطهور بود
در کربلا، درسِ وفاداری را
به جهانیان اعلام کرد
او شیرِ مردان است
و پیشوای شیعیان
او همان تکیهگاهِ صحرای بلاست
و فریادِ تکبیرِ اوست
غیرت او در دریای بلا، موج میزد
و محبت و شرافت او در سینهها ثبت شده است
یا فرزند زهرا!
او گنجِ عطایِ مادرم (حضرت زهرا) است
او صفایِ قلبِ مادرم است
من از هیچ دردی نمیترسم
چرا که مادرم مرا به میانِ دردها (و برای رسیدن به حق) فرستاد
او مقتلی را به گونهای رقم زد
که آن مقتل، خود به منبع نور تبدیل شد
خاکِ آن مقتل را
مانند مرواریدی در چشمِ حور (خداوند/فرشتگان) قرار داد
نهضت او، خطِ بطلان را قطع کرد و بر کفر چیره شد
و شرافت او، در برابر ضربات (ظالم) خم نشد
یا فرزند زهرا!
او ستارهی صبحِ ازل است
آینهٔ بیزمان و بیکران است
آن صحن و سرایی که در کربلا بود
بسیار زیبا و با شکوه است
آن مکان، محلِ طاعت و عبادت بود
و میقاتِ (زمانِ عهد و پیمان) بود
آن سرزمین از آغازِ ازل
محفلِ مناجات و دعا بود
اگر هر کسی زیارت کند
هرگز از یادِ آن خاکِ زیارت (تربت) که دردآور است، غافل نخواهد شد
یا فرزند زهرا!
مخصوصا آقای محترمی که اشعار ترکی محبت فرمودند ، از بولتن هم بی نهایت بابت ترجمه اشعار ترکی سپاسگزارم
و از صحبت های کارشناس رادیو جوان هم استفاده کردیم ، واقعا ممنونم ، شب تاسوعای حسینی حال دلم ما را خوب کردید
ان شاء الله امام حسین و ابوالفضل العباس علیهم السلام امشب حال شما و خانواده هایتان و همکاران محترم تان را به احسن الحال تبدیل کند.
⚫﷽⚫
🚩 اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ 🚩
کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا و کُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلاء
"تاسوعا" جلوه گاه ادب و ولایت مداری و " عاشورا " اقیانوس بیکران عشق و دلدادگی به خداوند حکیم را به پیشگاه با عظمت منتقم کربلا ، حضرت ولی عصر ( عج) و ساکنان کشتی نجات اهل بیت ، عاشقان و شیفتگان حضرت ابا عبدالله الحسین ( ع) تسلیت و تعزیت عرض می نمایم .
(اللهم ارزقنا شفاعة الحسین یوم الورود)
ملتمس دعا هستم از همه بزرگواران.
*سلام و درود به شما که وفاداری خصیصه ممتازتان است، وفاداری، دل ها را زنده، نامها را ماندگار، عشق را پایدار، امیدها را زنده و دوستی ها را دوام میبخشد.*
*روزتان سرشار از اهداف متعالی، تلاش در راه اهداف، وفای به عهد و پیمان ،امید به خدا و آرامش قلب باد.*
*الســـــــــــــلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام*
موج خون او چمن ایجاد کرد
خون او تفسیر این اسرار کرد
ملت خوابیده را بیدار کرد
سلام علیکم
تاسوعا و عاشورا حسینی علیه السلام را تسلیت و تعزیت عرض میکنم.
التماس دعا 🤲
بلبلی نازک دِلی بهرِ گلی باچشم خون بار
می کَشیدی تیرِ خَصمی از گلو می زد همی زار
آتشی در خَرمَنِ دل؛ شعله می زد پیکَرو جان
نور تاریک گشت و شد خاموش آن شمعِ فروزان
سربریدن لاله هارا شد خزان آن باغِ گلشَن
گشت پر پر مرغِ عِشقَش با جفا؛ ای وای برمَن
شد قمر تابان سَرش بر زین شتابان سوی میدان
بی عِلَم؛ بازو قِلَم؛ مَشکِی به دندان چشمِ گریان
چشم سوی خیمه دل در پیشِ میدان؛داد بی داد
ناگهان نقشِ زمین شدسرو ما آن شاخ شمشاد
بس که سَر چون گوی در چوگانِ دشمن دید بی نعش
شد سراسَرخشم دل آتشفشان و سینه آتش
آن لَعینان می کشیدن کودکان چون مرغ برسیخ
ترکهَ بر دندان و سر بر نیزه؛ گردن از دَمِ تیغ
گاه اَشک وخون به بارَم گاه غم؛ از دل بَرارَم
چون برادر سَر نَدارد من دِلِ رفتن نَدارَم
ای حسین جان شد قِیامَت در جهان؛ بعداز قِیامت
جان فدایِ آن شجاعت هم قیام و هم مُقامَت
*به قلم : جعفر هردانی*
و حالا در این شبهای سوگوار که ماههای غم بر طاق آسمان اردو زدهاند و نبض زمان با ضربان دلهای شکسته هماهنگ شده است ، دلم میخواهد باز هم از آن یگانهای بگویم که واژهها در وصفش نه تنها نارسا که سرگردانند و قلمها پیش از آنکه به سطرهای نخست برسند از شرم میشکنند ، از او میگویم که نامش خودش تمامی فصلهای مردانگی را یکجا جمع کرده و قامتش تا ابد محکزن هر بلندی و افتخاری خواهد بود ، از آن چهرهای که نه در میان کاروانیان کربلا که در میان تمامی جهانیان تا همیشه روزگار ، یکتا و بیهمتاست و هر که او را بشناسد دیگر هرگز طعم ترس و تردید را نخواهد چشید ، آری سخن از ابوالفضل عباس علیه السلام است و این سخن هرگز کهنه نمیشود و این قصیده هر شب آغازی تازه دارد برای آنانی که هنوز چشمههای معرفت را در کویر دلشان میجویند و او را چونان باران مهربانی در انتظار ایستادهاند ، عباس آن بندهای که خداوند او را نه برای جنگ که برای نشان دادن معنای حقیقی یاوری آفرید و نه برای پیروزی که برای تجلی کامل عشق و فداکاری در میان خاکیان برگزید ، او خود کتابی بود که هر صفحهاش با خون دیدهها نوشته شد و هر سطرش چونان شمشیری برهنه ، پردههای غفلت را از برابر چشمهای حقیقتجو درید ، چه زیبا و چه عمیق است آنجا که میگوییم ابوالفضل عباس قصیدهای بود که خداوند بر صفحه تاریخ سرود اما راستی چه کسی میتواند این قصیده را تا پایان بخواند بیآنکه قطرهای از وجودش بر روی کاغذ بیفتد و چه کسی میتواند به تماشای این شعر بینهایت بنشیند و دلش از شوق و اندوه به هم نریزد ، او در میان آن همه شمشیر و نیزه و خنجر ، تنها با سلاح وفای خود وارد میدان شد و دشمنان را نه با تیغ که با بزرگی روح خویش به زانو درآورد ، آنان که تاب دیدن قامت استوارش را نداشتند چگونه میتوانستند تاب شنیدن نامش را بیاورند و این است رمز ماندگاری او که نه با تن که با عهد و پیمانش در خاطرهها جای گرفت و نه با قدرت شمشیر که با قدرت محبتش بر دلها حک شد ، اگر کوهها را استواری است او خود استواری را از نو معنا کرد و به کوهها آموخت که استقامت تنها در ماندن نیست بلکه در رفتن به هنگامی که همه میمانند و فریاد زدن وقتی که همه خاموشند و تشنه بودن برای دیگران آنگاه که خود از همه سیرابترند ، و اگر آبها را زلالی است او چنان با طراوت و پاکی زیست که زلالی نیز از او شرمنده شد و دریغا که او تشنه به خاک افتاد در حالی که آبها بر کرانه فرات همچنان جاری بودند و به امانتداران خود خیره شده بودند که چرا برای رهایی دادن یک دست از تن و رها کردن یک مشک از دوش چنین به استقبال مرگ میشتابی و اینجا بود که وفای عباس نه حد و مرزی که بیکرانگی را به رخ جهانیان کشید و ثابت کرد که عشق راستین هرگز از کسی باز نمیماند و هرگز در میان نخلهای خشکیده خاموش نمیشود ، او میدانست که آب در ظرف مشک و مشک بر دوش او چیزی نیست جز امانتی از برادر و عهدی که با بانوی آبداران بسته بود و به همین سادگی و عاشقانه از آن گذشت تا دیگران سیراب شوند و خود تشنهتر از همه ماند تا معنا دهد به آن ضربالمثل قدیمی که دوستی یعنی دلی که با دل دیگر میتپد و عشق یعنی دستی که برای برآوردن آرزوی دیگری از تن جدا میشود و آنگاه با دو دست بریده باز هم پیش میرود تا مبادا آن یک آرزوی برآوردهنشده در دلش بماند و او را تا ابد معذب سازد ، عباس در روز عاشورا نه برای فتح بر سرزمینی که برای فتح بر دلها شتافت و همین پیروزی بزرگترین پیروزی ممکن در میان تمامی اعصار و قرون باقی ماند ، او نشان داد که حقیقت در شمارش نفسها نیست که در شمارش لحظههای عاشقانه است و بزرگی در داشتن دستهای بسیار نیست که در بذل دستها در راه معشوق است ، و اینک ما در این فرارسیدن ایام سوگ و ماتم که سقای عطشان کربلا را با چشمانی پر از اشک و دلهایی پر از حسرت به یاد میآوریم ، و بر خود میلرزیم که آیا ما نیز میتوانیم چون او در راه عهدی که بستهایم اندکی از جان خویش بگذریم و دستی از دوستی به سوی کسی دراز کنیم بیآنکه چشم انتظار پاسخی باشیم و آبی به کام تشنهای برسانیم بیآنکه به سختی راه بیندیشیم ، ابوالفضل عباس در میان ما نیست اما قامت بلندش بر فراز قلوب ما همچنان خودنمایی میکند و نگاه مهربانش بر تمامی راههایی که به سوی نیکی میروند میتابد ، بیایید در این شبها بیش از هر زمان دیگر به خود بیاییم و از او بیاموزیم که وفا نه یک کلمه که یک راه است و عشق نه یک حس که یک انتخاب و جوانمردی نه یک صفت که یک زندگی است ، بیایید به یاد او دستهای بسته خود را از قفس تنگیها بیرون بیاوریم و اجازه دهیم که محبت چون فراتی دوباره در وجودمان جاری شود ، شاید ما نیز بتوانیم سطرهایی از آن قصیده بلند را در صفحه روزگار خویش ثبت کنیم و اگر نه همچون ابوالفضل عباس ، دستکم چونان قطرهای از دریای بیکران وجودش باشیم که میچکد ، میدرخشد و سپس در دل خاک ، راهی به سوی رستاخیز معرفت میگشاید ، سلام بر تو ای ابوالفضل عباس که نامت آرامش دلهاست و یادت روشنایی شبهای تاریک و راهت سراسر درس عشق و ایثار و برادری و بزرگمنشی است ، و درود بر تو در هر لحظه از این دنیای پرغبار که هنوز چراغ امیدی به دستان باوفای تو روشن مانده است و درود بر سقای دشت عطشان که عشق را سیراب کرد و خود تشنه به لقای حضرت دوست شتافت .
محرّم لحظه ی دیدار عشق است…
محرّم ماه سرهای به نیزه…
حسین(ع) بی سرش سردار عشق است…
اگر دینداری همراه با محبت نباشد به عاقبت حرمله تبدیل خواهد شد
عشق و محبت ما به امام حسین برای امروز و دیروز نیست. سطحی و صوری و صرفا احساسی نیست . اشک ما برای او محصول سوز صدای روضه خوان نیست .
ناشی از درک و فهم مظلومیت تاریخی اوست اینکه هر روز کربلا و عاشورا ست و حسین هر روز شهید می شود اما هنوز پیام کربلا به گوش همگان نرسیده است .مهر او به تدریج و در فراز و نشیب روزگاران در جان ما نشسته است در روزهای سختی و بلا و مصیبت. حسین حجت مطلق ما برای تشخیص حق از باطل در همه میدان هاست.
حسین به ما زندگی کردن آموخت:
اینکه دینداری اگر به ازادگی در فکر و سخن وعمل تبدیل نشود تحجر است و جمود و تقلید
اینکه دینداری اگر با شناخت و تفکر و تعقل نباشد می تواند به عاقبت شوم شمر و ابن سعد تبدیل شود
اینکه اگر دینداری همراه با مهر و عاطفه و محبت نباشد می تواند به عاقبت حرمله تبدیل شود و در زمانه خودمان دیندار حرمله صفت کم ندیدیم که به نام دین از هیچ جنایتی دریغ نکردند.
اینکه گول و فریب دین فروشان را نخوریم و ظاهر الصلاح بودن و عامل به فرایض بودن لزوما هیچ ربطی به رستگاری و سعادت مندی ندارد ..قاتلین حسین نماز شب می خواندند
اینکه فقط حرامیان به سر و صورت زنان و دختران و نوامیس مردم می زنند بدین خاطر که با انها مخالف هستند و عقاید انها را باور ندارد.. حتی یکبار چنین رفتارهایی حتی از وابستگان اهل بیت با مخالفانشان سر نزده بلکه مخالفین اهل بیت بودند و هستند که چنین رفتارهای شرم اوری انجام داده و می دهند.
اینکه محال است از نان حرام عاقبت به خیری حاصل شود. امام درخطبه اخر قبل از شهادت این حقیقت را فریاد زد. وقتی حرامیان با هلهله مانع شنیده شدن سخن او شدند. بنابراین از لقمه ناپاک با هزار پوشش و کلاه شرعی عمل پاک در نمی اید.
🍃اینکه ایستادگی بر سر حق و ستم ستیزی انقدر شرافت دارد که امام زمان جان خود و اهل بیت خویش را بر سر آن می نهد و عزت را تفسیر می کند.
اینکه معارف قران و اهل بیت را بیشتر از آنکه در دعای عرفه بیاموزیم در عمل و کردار حسین در کربلا آموختیم….مهر و شجاعت و گذشت و سخاوت و صبر و ….
اینکه جریان تحریف دین همیشه قوی تر از جریان تبیین دین است و عوام الناس و به تعبیر علی همج الرعاع ناخواسته پشتیبان و عقبه اجتماعی جریان تحریف دین است و کار به جایی می رسد که حسین یعنی امام زمان را خارج شده از دین معرفی می کنند و شقی ترین و مکارترین انسان یعنی یزید می شود امام و رهبر جامعه اسلامیو اگر روشنگری زینب نبود خدا می داند ترکیب دستگاه فریب و دروغ امویان و ساده لوحی و بی خبری عوام الناس چه روایتی از شهادت حسین می ساخت
اینکه حسین حکومت فاسد و ستمگر مانند دستگاه ابن زیاد و فقهای دنیا زده و فریبکار مثل شریح قاضی را ام الفساد و منکر بزرگ زمانه می داند و به خفت سازش با انها تن نمی دهد و افشای ماهیت انها را با قلم و زبان و عمل بالاترین امر به معروف می داند.
می شود چنین چراغ هدایتی را دید و عاشقش نشد این خصلتهاست که ما را عاشق و واله حسین کرده و در میان همهمه های حسین حسین می گردیم تا حقیقت حسین را پیدا کنیم تا مبادا در غوغای علم و کتل و طبل و سنج و مدح و گریه و ضجه و قیمه و تبلیغ ، حقیقت زندگی بخش حسین گم شود .
من سالهاست نگران این هلهله ها هستم که مبادا پژواک هلهله سپاه ابن سعد در تاریخ باشد تا صدا و پیام و حقیقت حسین به گوش دوستداران حقیقی او نرسد .
اگر پیام حسین درست و صحیح و دقیق و بدون تحریف به امروز منتقل شده بود هیچ مسلمانی جرات دروغ گفتن و ستمگری و ریاکاری و دین فروشی و حرام خواری و سکوت دربرابر ظلم و همراهی در تحریف حقیقت را نداشت و جوامع اسلامی تا این حد در جهل و فقر و خشونت غرق نبودند.
پس بیعت واقعی با حسین اشک و ناله نیست اگر منجر به جستجوی پیام حسین در دالان تاریخ و بکارگیری آن بر زندگی ازاده و عزت مند نشود
نگاه حاج آقا توحیدلو، در این باب بسیار حائز اهمیت است
رفتار شناسی ابا عبدالله الحسین علیه السلام در این ایام، نیز گویا این گفتمان بوده است