کد خبر: ۹۷۹۲۷
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

تأملي بردوسريال سيماخداحافظي بايك رازپنهان!

برنامه هاي مناسبتي و سريال هاي تلويزيون در ماه مبارك رمضان، طي سال هاي اخير نه تنها پيوند قابل توجهي با اين ايام مبارك يافته كه جز ثابت تداعي هاي شهروندان ايراني از ماه رمضان شده است. در اين ميان علاوه بر مخاطبان، دست اندركاران و مديران رسانه ملي هم از ساخت سريال براي ماه رمضان استقبال مي كنند.
 چرا كه در اين ماه به دليل فضاي خاص پس از افطار، اكثر شهروندان روزه دار كه حتي در ايام ديگر سال تلويزيون تماشا نمي كنند به بينندگان ثابت اين سريال ها تبديل مي شوند. گواه اين موضوع را مي توان در ماه هاي رمضان سال هاي پيش بعينه مشاهده كرد. آن چنان كه در بسياري موارد در نظرسنجي هاي پس از اين زمان، برخي سريال ها با مخاطب بالاي 70درصد روبه رو بوده اند. يعني به طور مشخص ماه رمضان براي رسانه ملي يك پتانسيل فوق العاده براي ايجاد جذابيت بيشتر براي مخاطبانش و همچنين به دست آوردن مخاطبان جديد محسوب مي شود.

در همين راستا امسال هم رسانه ملي سريال هاي مختلفي را تدارك ديد كه در بين آنها سريال «راز پنهان» به كارگرداني فلورا سام محصول شبكه اول سيما و سريال «خداحافظ بچه» به كارگرداني منوچهر هادي از دو شبكه مهم و پرمخاطب سيما، يعني شبكه هاي اول و سه پخش شدند.

عجيب و غريب
براي مخاطب

سريال «خداحافظ بچه» با نويسندگي سجاد ابوالحسني روي آنتن شبكه سوم سيما رفت و براساس آمار پربيننده ترين سريال ماه رمضان امسال بود. با نگاهي به كليت داستان اين سريال به نظر مي رسد كه منوچهر هادي اصلا توجهي به درك مخاطب نداشت. چرا كه اولا داستان سريال بسيار پيش پا افتاده جلو مي رفت. تا آنجا كه ليلا (مهراوه شريفي نيا) هر جاي كه امكان داشت دست به بچه دزدي مي زد و حتي سريال با همين مسئله غيرقابل باور چندين قسمت ادامه يافت. يعني به طور مشخص سريال تا چند قسمت مياني درگير پرداختن به سرقت بچه ها توسط كاراكتر ليلا بود كه اين موضوع دائماً توسط شوهرش مرتضي (شهرام حقيقت دوست) نفي مي شد و اين سيكل تكراري دائماً ادامه مي يافت.

همين موضوع باعث شد كه مخاطب از ميانه سريال، اصلا تماشاي آن را جدي نگيرد. چرا كه حتي با نديدن چند قسمت از آن چيزي را از دست نمي داد. به گونه اي كه مخاطب باهوش ايراني خيلي سريع داستان اين سريال كه در يك موضوع و يك روند تكراري پيش مي رفت را دريافت و همين باعث رنگ باختن جذابيت كليت سريال شد.
از طرف ديگر نكته جالب اين بود كه در پايان داستان، مرتضي و ليلا تازه با رويان آشنا شدند و از اين طريق مشكل نازايي خود را حل كردند و اين در حالي است كه رويان امروزه براي همه ايرانيان موضوعي كاملا شناخته شده محسوب مي شود. همين موضوع اين سؤال را در ذهن مخاطب ايجاد مي كرد كه چرا از اول داستان سريال، اين زوج به رويان مراجعه نكردند؟ و يا اينكه آيا كارگردان تلاش داشت تا با در نظر نگرفتن يك موضوع بديهي، قصه سريال خود را كش دهد، آن هم بدون توجه به قدرت درك و تحليل مخاطب؟

فيلمنامه اي كه نه كميك است و نه درام و نه...!

از طرف ديگر به نظر مي رسد كه نويسنده سريال «خداحافظ بچه» تكليف خود را با محتواي فيلمنامه، آن چنان كه بايد مشخص نكرده بود. چرا كه اگر بخواهيم داستان اين سريال را در ژانر كميك قرار دهيم كه در اين زمينه بسيار ضعف داشت و اگر قرار باشد آن را در يك فضاي جدي تحليل كنيم هم كه در اين زمينه اصلا تم جدي به مخاطب انتقال داده نشد. يعني در واقع مخاطب نه پيام جدي دريافت كرد و نه لحظات آن چنان شادي را با اين سريال پس از افطار تجربه كرد. شايد علت اصلي اين موضوع را بايد در گنگ بودن و روشن نبودن تكليف ديالوگ ها جست وجو كرد. چرا كه ديالوگ ها بسيار معمولي و عرفي كنار هم چيده شده بودند. آن چنان كه گفت وگوها نه مخاطب را مي خنداند و نه ديالوگ ها آن قدر پرمغز و يا هدف دار بود كه موضوعي را به صورت درست انتقال دهد.
در كنار تمام اين مسائل بايد به اين موضوع هم توجه كرد كه سريالي كه از رسانه ملي پخش مي شود نبايد به گونه اي باشد كه يك مسئله مانند نازايي و يا بي فرزندي را اين چنين حاد نشان دهد.

چرا كه خود اين مسئله بحران ساز خواهد بود. در حال حاضر بسياري در جامعه هستند كه با وجود عدم توانايي در داشتن فرزند زندگي خوبي دارند و اين چنين كه در اين فيلم مطرح شده با بحران روبه رو نيستند.

موضوع خوب، روايت ضعيف

اما در كنار «خداحافظ بچه» شبكه سوم، سريال «راز پنهان» هم در ماه رمضان امسال به كارگرداني فلورا سام روي آنتن شبكه اول سيما رفت تا اين سريال بتواند با تمي جديد لحظات پس از افطار مخاطبان را پر كند. با يك نگاه اوليه و كلي بايد اشاره كرد كه راز پنهان موضوع از دست رفتگي حافظه را براي مطرح كردن مسئله بزرگ تري دستمايه قرار داد. چرا كه اصل داستان اين سريال درباره شروعي دوباره در زندگي انساني بود كه قبل از شوك بزرگ زندگي خود يعني از دست رفتن حافظه اش، از رفتارهاي خود و تبعاتش غفلت داشت. در واقع تصادفي كه در سر راه كاراكتر اول سريال يعني فرامرز قرار گرفت باعث شد كه پرده حجابي كه در پيش چشم او قرار گرفته بود به نوعي كنار برود. تا آنجا كه فرامرز پس از مطلع شدن از رفتارهاي قبلي خودش از زندگي قبل از تصادف خود، متنفر شد.

با اين حال ضرب آهنگ سريال اسير كم باري داستان فيلمنامه شد و براي همين قصه فيلم به تكرار افتاد. موضوعي كه براي مخاطب از قسمت 20 به بعد قابل لمس بود.
در واقع پيچ و خم هاي سريال يا در جايي بسيار زياد بود و يا در برخي قسمت ها آن قدر كم و ملال آور كه مخاطب يك روند يكنواخت را مشاهده مي كرد. همين مسئله آن چنان كه بايد راضي كننده نبود.

رضا فرخي - روزنامه کیهان

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین