کد خبر: ۸۹۶۲۹۶
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا توحیدلو در روایتی تأمل‌برانگیز از جایگاه اخلاق، تربیت و بزرگ‌منشی در جامعه مطرح کرد

اصالت به جایگاه و مقام نیست؛ به بزرگی روح و کرامت انسان است

در روزگاری که گاه عنوان‌ها، جایگاه‌های اجتماعی، ثروت و قدرت، معیار قضاوت درباره شخصیت انسان‌ها قرار می‌گیرند.
2

به گزارش بولتن نیوز، اصالت از آن مفاهیمی است که حقیقت آن را نه در ظاهر افراد، بلکه در رفتار و کردار آنان باید جست‌وجو کرد. چه بسیار انسان‌هایی که در جایگاه‌های بلند قرار گرفته‌اند، اما از بزرگواری بهره‌ای نبرده‌اند و چه بسیار انسان‌های گمنامی که بی‌آنکه صاحب قدرت، ثروت یا عنوانی باشند، در بلندای اخلاق و انسانیت ایستاده‌اند.

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا توحیدلو برای تبیین این حقیقت، حکایتی پندآموز را نقل می‌کند:

حکایت پادشاهی که مقام داشت، اما بزرگواری نه!

روزی لکه‌ای سیاه بر درِ قصر پادشاهی ظاهر شد. خادمان هرچه کوشیدند، نتوانستند آن را از میان ببرند.

مرد فقیری که از ماجرا آگاه شده بود، گفت: «من می‌دانم علت این سیاهی چیست؛ درون در، کرمی لانه کرده و مشغول خوردن آن است.»

پادشاه سخنش را باور نکرد و دستور داد در را بشکافند. شگفت آنکه درست در محل لکه، کرمی یافتند.

پادشاه از هوشیاری مرد خوشحال شد، اما به جای پاداشی شایسته، دستور داد مقداری از باقی‌مانده غذای آشپزخانه قصر را به او بدهند!

روز بعد، پادشاه هنگام عبور با اسب محبوبش، از مرد فقیر پرسید: «نظرت درباره این اسب چیست؟»

مرد پاسخ داد: «اسب تیزپایی است، اما اگر در مسیر خود رودخانه‌ای ببیند، بی‌اختیار به آب می‌زند.»

پادشاه برای آزمودن سخن او، اسب را به کنار رودخانه برد و دید که پیش‌بینی مرد درست از آب درآمد.

این بار نیز پاداش دانایی مرد، چیزی جز باقی‌مانده غذای قصر نبود!

اما سومین پاسخ مرد فقیر، راز بزرگی را آشکار کرد.

پادشاه بار دیگر او را فراخواند و پرسید: «دیگر چه می‌دانی؟»

مرد فقیر با تردید پاسخ داد: «می‌دانم که تو شاهزاده‌زاده نیستی!»

پادشاه خشمگین شد و دستور زندانی کردن او را داد؛ اما تردیدی در دلش افتاد. نزد مادر رفت و حقیقت را جویا شد.

مادر سرانجام اعتراف کرد که او فرزند واقعی خاندان سلطنتی نیست و در کودکی از یکی از خادمان قصر گرفته شده و به عنوان فرزند پادشاه معرفی شده است.

پادشاه که از حقیقت آگاه شده بود، مرد فقیر را دوباره فراخواند و پرسید: «چگونه به این راز پی بردی؟»

مرد درباره دو پیش‌بینی نخست توضیحاتی داد و هنگامی که نوبت به پرسش سوم رسید، گفت:

«من دو بار گره از کار تو گشودم و دو بار دانایی خود را به اثبات رساندم؛ اما تو هر بار به جای قدردانی شایسته، باقی‌مانده غذایت را به من بخشیدی. از همین رفتار فهمیدم که گرچه بر تخت پادشاهی نشسته‌ای، اما منش و کرامت یک بزرگوار را نداری!»

اصالت را باید در رفتار انسان‌ها جست‌وجو کرد

پیام این حکایت، فراتر از داستان یک پادشاه و مرد فقیر است.

اصالت، نه به لباس است و نه به عنوان؛ نه به ثروت وابسته است و نه به جایگاه اجتماعی. اصالت در تربیت، انصاف، قدرشناسی، فروتنی و شیوه برخورد انسان با دیگران معنا پیدا می‌کند.

چه‌بسا انسانی در بالاترین مقام قرار گیرد، اما از قدردانی نسبت به کوچک‌ترین خدمت دیگران ناتوان باشد؛ و چه‌بسا فردی در ساده‌ترین شرایط زندگی، چنان صاحب کرامت و بزرگواری باشد که رفتار او درس انسانیت شود.

البته اصالت را نباید صرفاً به نسب و خاندان محدود کرد؛ انسان‌ها می‌توانند با تربیت، آگاهی، انتخاب‌های درست و پرورش فضایل اخلاقی، به بزرگواری دست یابند.

سخن پایانی

جامعه امروز بیش از آنکه نیازمند صاحبان عنوان‌های بزرگ باشد، نیازمند انسان‌های بزرگوار است؛ انسان‌هایی که وقتی به قدرت می‌رسند، فروتنی را فراموش نمی‌کنند؛ وقتی صاحب ثروت می‌شوند، کرامت دیگران را نادیده نمی‌گیرند و هنگامی که در جایگاهی بالاتر قرار می‌گیرند، ارزش انسان‌ها را با مقام و دارایی آنان نمی‌سنجند.

زیرا مقام می‌تواند به انسان اعتبار ظاهری ببخشد، اما این اصالت و بزرگواری انسان است که به مقام اعتبار می‌دهد.

و چه زیباست این حقیقت:

«نه هر که بر تخت نشست، بزرگ شد؛ و نه هر که بر خاک نشست، کوچک ماند.»

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار:
روح افزا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۴
0
0
اصالت کلمه ای بسیار زیبا و پر مفهوم
که با این تهاجم فرهنگی در میان دختران اصیل ایرانی کم کم داره کمرنگ میشه متاسفانه
نظر شما
captcha
(کد امنیتی به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین