کد خبر: ۸۹۵۰۹۶
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

جنگ نفت را به کجا می‌برد؟ آزمون تاریخی ایران در نظم تازه انرژی جهان

کارشناس حوزه انرژی نوشت: جنگ و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، معادلات بازار جهانی نفت و گاز را وارد مرحله‌ای تازه کرده است؛ مرحله‌ای که در آن دیگر«داشتن نفت و گاز» به‌تنهایی قدرت‌آفرین نیست. اکنون پرسش اصلی این است: ایران چگونه می‌تواند ذخایر عظیم انرژی خود را به بازارهای پایدار، مسیرهای امن صادراتی و اهرمی برای قدرت اقتصادی و دیپلماتیک تبدیل کند؟
سیس

گروه اقتصادی کارشناس حوزه انرژی نوشت: جنگ و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، معادلات بازار جهانی نفت و گاز را وارد مرحله‌ای تازه کرده است؛ مرحله‌ای که در آن دیگر«داشتن نفت و گاز» به‌تنهایی قدرت‌آفرین نیست. اکنون پرسش اصلی این است: ایران چگونه می‌تواند ذخایر عظیم انرژی خود را به بازارهای پایدار، مسیرهای امن صادراتی و اهرمی برای قدرت اقتصادی و دیپلماتیک تبدیل کند؟
به گزارش بولتن نیوز، محمد حیدری، کارشناس حوزه انرژی در یادداشتی تخت عنوان «جنگ نفت را به کجا می‌برد؟» نوشت: 
تحولات سال ۲۰۲۶ یک واقعیت مهم را بار دیگر آشکار کرد: انرژی دیگر فقط یک کالا نیست؛ بخشی از معماری امنیت، تجارت و قدرت در جهان است.
در شرایطی که جنگ، کشتیرانی، زیرساخت‌های انرژی و مسیرهای انتقال را هم‌زمان تحت فشار قرار داده، بازار جهانی نفت بیش از هر زمان دیگری به یک مؤلفه حساس شده است: قابلیت استمرار عرضه.
در چنین بازاری، دیگر فقط این سؤال مطرح نیست که چه کشوری چقدر نفت تولید می‌کند؛ سؤال مهم‌تر این است که چه کشوری می‌تواند در شرایط بحران، انرژی خود را با کمترین اختلال به مصرف‌کننده برساند.

دیگر نفت فقط در چاه تعیین‌کننده نیست
بحران کنونی با بسیاری از شوک‌های گذشته تفاوت دارد. این بار چند ریسک به‌طور هم‌زمان بر بازار تحمیل شده‌اند: درگیری نظامی، آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها، اختلال در کشتیرانی، افزایش هزینه حمل و بیمه و دشوار شدن دسترسی به برخی مسیرهای صادراتی.
آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش‌های سال ۲۰۲۶ خود از اختلال گسترده در جریان نفت از تنگه هرمز و کاهش شدید عرضه عبوری از این مسیر خبر داده است. بر اساس این گزارش‌ها، موجودی‌های قابل مشاهده نفت جهان نیز تا پایان اوت ۲۰۲۶ نسبت به آغاز بحران حدود ۵۰۷ میلیون بشکه کاهش یافته است.
این ارقام یک پیام روشن دارند: بحران اخیر صرفاً یک جهش قیمتی نیست؛ زنجیره عرضه جهانی انرژی در حال تجربه یک آزمون بزرگ است.
در چنین شرایطی، هر بشکه نفت فقط یک کالای اقتصادی نیست؛ با خود امنیت، لجستیک، بیمه، حمل‌ونقل و دیپلماسی را نیز حمل می‌کند.
بنابراین، قدرت نفتی دیگر فقط با تعداد بشکه‌های تولیدشده سنجیده نمی‌شود؛ با توان رساندن آن بشکه به بازار نیز سنجیده می‌شود.

هرمز؛ جایی که نفت به امنیت گره می‌خورد
تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است. بر اساس داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی از این مسیر عبور کرده است؛ رقمی معادل حدود یک‌چهارم تجارت دریابرد نفت جهان.
حدود ۸۰ درصد این جریان نیز راهی بازارهای آسیایی شده است.
این ارقام برای ایران فقط یک آمار جغرافیایی نیست؛ یک واقعیت راهبردی است.
ایران در قلب یکی از مهم‌ترین کانون‌های انرژی جهان قرار دارد و هر تحول در این جغرافیا می‌تواند مستقیماً بر تجارت، امنیت انرژی و منافع اقتصادی کشور اثر بگذارد.
از همین رو، دیپلماسی انرژی ایران باید دو هدف را هم‌زمان دنبال کند: صیانت از منافع ملی و افزایش قابلیت اطمینان تجارت انرژی.
هرچه مشتریان، مسیرهای صادراتی و سازوکارهای همکاری منطقه‌ای متنوع‌تر باشند، اقتصاد انرژی ایران در برابر شوک‌های سیاسی و امنیتی تاب‌آورتر خواهد بود.

نفت ایران؛ مسئله فقط «چقدر می‌فروشیم» نیست
تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی طی سال‌های گذشته تجارت نفت ایران را با موانع جدی مواجه کرده‌اند. اما بحران اخیر یک واقعیت دیگر را نیز برجسته کرده است: در بازار انرژی، مشتری فقط نفت نمی‌خرد؛ اطمینان از نفت می‌خرد.
استمرار عرضه، ثبات قرارداد، هزینه حمل، بیمه، روش تسویه و امنیت مسیر انتقال، همگی در تصمیم خریدار مؤثرند.
از این رو، راهبرد نفتی ایران باید از «فروش موردی» عبور کند و به سمت ساختن روابط تجاری بلندمدت حرکت کند.
تولید بیشتر زمانی به قدرت پایدار تبدیل می‌شود که به بازار مطمئن، زیرساخت صادراتی، سازوکار مالی قابل اتکا و شبکه متنوع مشتریان متصل باشد.
در غیر این صورت، افزایش تولید بدون توسعه بازار و زیرساخت، الزاماً به معنای افزایش قدرت اقتصادی نخواهد بود.
گاز ایران؛ گنجی که هنوز به قدرت تبدیل نشده است.

اما داستان انرژی ایران فقط نفت نیست
ایران یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر گاز طبیعی جهان است. بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، ایران در پایان سال ۲۰۲۳ حدود ۱۲۰۰ تریلیون فوت مکعب ذخایر اثبات‌شده گاز در اختیار داشته؛ رقمی معادل حدود ۱۶ درصد ذخایر اثبات‌شده جهان.
اما اینجا یک شکاف مهم وجود دارد:
ذخایر عظیم با قدرت صادراتی عظیم یکسان نیست.
مصرف بالای داخلی، محدودیت سرمایه‌گذاری، نیازهای فصلی، مسائل زیرساختی و محدودیت‌های فنی باعث شده فاصله میان ظرفیت بالقوه گاز ایران و توان صادراتی آن همچنان قابل توجه باشد.
در سال ۲۰۲۳ نیز حدود ۵۱۵ میلیارد فوت مکعب گاز ایران صادر شد و عراق و ترکیه در مجموع ۸۷ درصد این صادرات را دریافت کردند.
این ارقام یک سؤال جدی را پیش روی سیاست‌گذار قرار می‌دهد:
چرا کشوری با چنین ذخایر عظیمی هنوز نتوانسته سهم متناسبی از تجارت منطقه‌ای گاز را به دست آورد؟
پاسخ این پرسش فقط در وزارت نفت نیست؛ در دیپلماسی، سرمایه‌گذاری، زیرساخت، قراردادهای بلندمدت و شبکه روابط اقتصادی نیز باید آن را جست‌وجو کرد.

آینده دیپلماسی انرژی فقط در نفت نیست
در نظم جدید انرژی، ایران می‌تواند سبدی متنوع از ابزارهای انرژی در اختیار داشته باشد: نفت، گاز، برق، فرآورده‌های نفتی، پتروشیمی، سوآپ، خدمات فنی و مهندسی و همکاری‌های زیرساختی.
این تنوع یک مزیت مهم ایجاد می‌کند: کاهش وابستگی به یک محصول، یک مشتری یا یک مسیر.
هرچه روابط انرژی ایران با کشورهای منطقه چندلایه‌تر شود، منافع اقتصادی مشترک نیز افزایش می‌یابد و روابط تجاری از معاملات کوتاه‌مدت به همکاری‌های بلندمدت نزدیک‌تر می‌شود.
این همان نقطه‌ای است که انرژی می‌تواند از یک منبع درآمد به ابزار تعامل اقتصادی و دیپلماتیک تبدیل شود.

امنیت انرژی؛ از میدان نفتی تا مقصد نهایی
بحران ۲۰۲۶ نشان داد امنیت انرژی فقط مسئله تولیدکنندگان نیست.
کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی در ۱۱ مارس ۲۰۲۶ تصمیم گرفتند در مجموع ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری نفت را وارد بازار کنند؛ اقدامی که این نهاد آن را بزرگ‌ترین آزادسازی هماهنگ ذخایر در تاریخ خود توصیف کرده است.
این تصمیم نشان می‌دهد که امنیت انرژی یک زنجیره کامل است:
تولید، ذخیره‌سازی، پالایش، حمل‌ونقل، مسیرهای جایگزین، تأمین مالی و بازار مصرف.
ایران نیز اگر بخواهد در نظم جدید انرژی نقش مؤثرتری داشته باشد، باید تمام این زنجیره را هم‌زمان ببیند.

ایران باید از «دیپلماسی واکنشی» عبور کند
چالش اصلی شاید همین‌جا باشد: عبور از دیپلماسی واکنشی به دیپلماسی فعال انرژی.
قراردادهای بلندمدت، توسعه سوآپ، تجارت منطقه‌ای گاز، اتصال شبکه‌های برق، سرمایه‌گذاری مشترک در پالایشگاه و پتروشیمی، توسعه ذخیره‌سازی و ایجاد مسیرهای متنوع صادراتی می‌توانند اجزای یک راهبرد منسجم باشند.
اما تحقق این هدف فقط با مذاکره خارجی ممکن نیست.
وزارت نفت، وزارت امور خارجه، شبکه بانکی، دستگاه‌های اقتصادی، بخش خصوصی و مجموعه‌های زیرساختی باید در یک چارچوب هماهنگ حرکت کنند.
دیپلماسی انرژی زمانی موفق است که پشت میز مذاکره، ظرفیت واقعی تولید، زیرساخت انتقال، امکان تأمین مالی و نیاز بازار مقصد نیز روی میز باشد.
سؤال بزرگ؛ ایران از نظم جدید انرژی چه می‌خواهد؟
جنگ می‌تواند نقشه تجارت انرژی جهان را تغییر دهد؛ اما تغییر نقشه الزاماً به معنای تغییر جایگاه همه بازیگران نیست.
برای ایران، مسئله اصلی فقط این نیست که چقدر نفت و گاز در اختیار دارد.
مسئله این است که آیا می‌تواند این منابع را به یک شبکه پایدار از بازار، زیرساخت، مشتری، مسیر انتقال و روابط اقتصادی بلندمدت تبدیل کند یا نه.
نظم تازه انرژی سه مؤلفه را بیش از گذشته برای ایران برجسته کرده است:
بازارهای پایدار؛ مسیرهای متنوع و امن انتقال؛ و روابط بلندمدت با همسایگان و مصرف‌کنندگان.

آزمون تاریخی ایران در این نقطه رقم می‌خورد.
آینده قدرت انرژی ایران فقط در دل چاه‌های نفت و مخازن گاز تعیین نمی‌شود؛ بخشی از آن در بازار، در مسیرهای انتقال و پشت میزهای مذاکره ساخته خواهد شد.
اگر دیپلماسی، زیرساخت، سرمایه‌گذاری و تجارت در یک چارچوب منسجم قرار گیرند، منابع عظیم انرژی و موقعیت جغرافیایی ایران می‌توانند از یک «مزیت بالقوه» به قدرت اقتصادی و ظرفیت مؤثر دیپلماتیک تبدیل شوند.
مسئله امروز فقط فروش نفت نیست؛ ساختن قدرتی است که بتواند نفت و گاز ایران را از «منبع» به «بازار» و از «بازار» به «اهرم قدرت» تبدیل کند.

برچسب ها: نفت ، جنگ

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
captcha
(کد امنیتی به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین