پزشکیان و معمای «اصرارِ عجیب»؛ از تذکرِ راهبردیِ رهبری تا سکوت در برابر فسادِ تراستیها
به گزارش بولتن نیوز، در آستانهٔ هفتهٔ دولت، پیام رهبر معظم انقلاب بار دیگر خطوطِ روشنی برای کنشِ رسانهای و اجراییِ مسئولان ترسیم کرد؛ خطوطی که در آن، «برجستهسازیِ ضعفها» بهصراحت بهمثابه رفتاری نادرست و حتی «کمک به دشمن» توصیف شد. اما پرسشِ اصلی اینجاست: چرا با وجود چنین تذکر صریحی، برخی در دولت چهاردهم همچنان بر طبلِ «چهکنم؟ چهکنم؟» میکوبند و از روایتِ مستمرِ ناتوانی، سرمایهای سیاسی میسازند؟
تذکرِ راهبردی؛ از «بیانِ صادقانه» تا «خدمتِ ناخواسته به دشمن»
در پیام هفتهٔ دولت، رهبر انقلاب با ادبیاتی حکیمانه اما هشداردهنده تأکید کردند که «ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حل مشکل است.» این جمله، تنها یک توصیهٔ اخلاقی نیست؛ یک «دستورالعملِ حکمرانی» است. ایشان در ادامه، ابعادِ امنیتی و روانیِ این رویکرد را نیز روشن ساختند: «گاه بیان صادقانهٔ ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به اوست.»
این فرازِ کوتاه، در واقع پاسخِ راهبردی به موجی از اظهارات و اقدامات رسانهای است که در ماههای اخیر، با محوریتِ «اعترافِ عمومی به ناتوانی»، فضای روانی جامعه و بدنهٔ کارشناسی کشور را تحت فشار قرار داده است. رهبری با این تذکر، مرز میان «صداقت» و «خودتحقیریِ رسانهای» را ترسیم کردند؛ مرزی که به نظر میرسد برخی در دولت، عمداً یا سهواً آن را گم کردهاند.
اصرارِ عجیب؛ ناتوانی در برنامه یا بازی با افکار عمومی؟
پرسشِ اساسی این است: چرا با وجود این تذکرِ صریح، «اصرار بر برجستهسازی ضعفها» همچنان ادامه دارد؟ آیا این رویکرد، نشانهٔ ناتوانی در ارائهٔ برنامهٔ عملی است یا یک «بازی رسانهایِ جدید» برای مدیریت انتظارات و کاهش مسئولیتپذیری؟
به نظر میرسد دولت چهاردهم، بهویژه شخصِ رئیسجمهور، در میانهٔ دو راهیِ «روایتِ مشکلات» و «اقدامِ عملی»، عملاً گزینهٔ اول را برگزیده است. این انتخاب اما هزینههای سنگینی دارد: فرسایش سرمایهٔ اجتماعی، تضعیف روحیهٔ کارگزاران، و مهمتر از همه، ایجاد فضایی که در آن «ناامیدی» بهمثابه یک «سیاست» دنبال میشود.
از تذکر تا عمل؛ فسادِ تراستیها و سکوتِ معنادار
در حالی که رهبری بر «اقدامِ عملی» تأکید دارند، میدانِ اقتصاد ایران با چالشهایی مواجه است که بههیچوجه با «روایتِ ضعف» درمان نمیشوند. فساد در پتروشیمیها، نفت، معادن و فولاد، واگذاریهای غیرشفاف، و نفوذِ تراستها در ساختار اقتصادی، مسائلی هستند که نیازمند برخورد قاطعانهاند، نه توضیحِ مداوم دربارهٔ کمبود منابع.
انتقادها از این رویکرد، حالا صریحتر از همیشه است: «به جای کاسهٔ چهکنم چهکنم، فساد در مجموعههای زیرمجموعهٔ خود را حذف کنید.» وقتی مدیرانِ پرحاشیه، کمتوان یا غیرمرتبط بر بنگاههای بزرگ اقتصادی مسلط میشوند، نتیجه همان میشود که امروز شاهدش هستیم: مرکز فرماندهی اقتصادی به گل نشسته و کشور در انتظارِ تصمیمهایی که نمیآیند.
هفتهٔ دولت؛ فرصتی برای تغییر مسیر از «روایت» به «اقدام»
هفتهٔ دولت میتوانست فرصتی برای ارائهٔ گزارشِ اقدامات و برنامههای عملی باشد؛ اما آنچه بیش از همه به چشم میآید، تداومِ همان رویکردی است که رهبری صریحاً دربارهاش هشدار دادهاند. اگر قرار است «مسیر اقدامِ عملی» بر «روایتِ صرفِ مشکلات» ترجیح یابد، باید از سطحِ شعار و پیام فراتر رفت و وارد میدانِ تصمیمهای سخت شد.
در غیر این صورت، «اصرارِ عجیب» بر برجستهسازی ضعفها، نهتنها کمکی به حل مسائل کشور نمیکند، بلکه به روایتی تبدیل میشود که دشمن برای پیشبردِ جنگِ روانی خود به آن نیاز دارد؛ روایتی که این بار، بهجای آنکه از بیرون مرزها بیاید، از تریبونهای داخلی پخش میشود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com