کد خبر: ۸۹۲۷۲۱
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
پناهگاهی نه در اعماق خاک، که در عمق جان مردم و زیر گنبدی از طلای رضوی

پناهگاه‌های زمینیِ امام شهید لو رفت؛ از حرم رضا تا شبستان جمکران

در دل سیاهی شب‌های پرتبلیغ رسانه‌های بیگانه، هراس‌آفرینی از تصویر مردی در ژرفنای تونل‌های زیرزمینی، مکرری تکراری بود. دشمنان خیال می‌بافتند که رهبر شهید انقلاب، در هزارتوی دالان‌های مخفی و پناهگاه‌های فولادین در اعماق زمین، نظاره‌گر فردایی است که هرگز از راه نمی‌رسد. اما تاریخ، گواه دیگری می‌دهد؛ گواهی که نه در رگه‌های تاریک خاک، که در روشنایی سحرگاهان مشهد و قم نهفته است.
سیسی

گروه سیاسی در دل سیاهی شب‌های پرتبلیغ رسانه‌های بیگانه، هراس‌آفرینی از تصویر مردی در ژرفنای تونل‌های زیرزمینی، مکرری تکراری بود. دشمنان خیال می‌بافتند که رهبر شهید انقلاب، در هزارتوی دالان‌های مخفی و پناهگاه‌های فولادین در اعماق زمین، نظاره‌گر فردایی است که هرگز از راه نمی‌رسد. اما تاریخ، گواه دیگری می‌دهد؛ گواهی که نه در رگه‌های تاریک خاک، که در روشنایی سحرگاهان مشهد و قم نهفته است.

به گزارش بولتن نیوز،  آقای شهید ایران در واپسین فصل زندگی پربارش، دو پناهگاه داشت. نه از جنس سنگ و سیمان مسلح، نه در حصار تونل‌های تو در توی زیر کوه. پناهگاه‌هایش بر فراز خاک بود، روبه‌روی آسمان، جایی که دست نیاز به دامان معصومین گره می‌خورد.

پناهگاه اول، حرم علی بن موسی الرضا بود. همانجا که ضریح طلایی، آغوش می‌گشاید تا دل شکسته‌ای را تسلی بخشد. او در میان خیل زائران، سر بر آستان غریبالغربا می‌سایید و در آن خلوت نورانی، اندوه جهان را به گوش ضامن آهو زمزمه می‌کرد. برای او، رواق‌های ملکوتی رضوی، مستحکم‌ترین سنگر در برابر تندباد فتنه‌ها بود. وقتی لب‌هایش به زیارتنامه می‌جنبید، گویی تیغ تیز تهمت و تهدید، در برابر آن عظمت معنوی کند می‌شد. او نیازی به خاکریزهای زیرزمینی نداشت؛ کافی بود پناه به ایوان طلا ببرد تا آسمان، سپر دفاعش شود.

تعداد بازدید : 3

و پناهگاه دوم، مسجد جمکران بود؛ شبستانی که بوی ظهور می‌دهد. آنجا که دل‌های بی‌قرار، نیمه‌شب‌ها با چشمانی بارانی، برای تعجیل فرج صاحب‌الزمان ندبه می‌خوانند. سیدعلی، در قامت یک منتظر سوخته‌دل، در محراب عشق جمکران زانو می‌زد و دلش را به پنجره‌ای فولادین گره می‌زد که رو به دستان امام زمان باز می‌شود. دشمنان در خیال خام خود، او را در پناهگاهی سرد و سربی می‌جستند، غافل از اینکه این عارف شب‌زنده‌دار، امن‌ترین نقطه عالم را همان حجره‌های خشت و گِلی جمکران یافته بود؛ جایی که هیچ موشکی به آن نمی‌رسد، زیرا ملائک، پاسبانش هستند.

اینک، آن دلداده حرم و جمکران، به لقای معشوق شتافته است. پروازش نه از آشیانه‌ای زیرزمینی، که از بلندای آسمان ایمان رخ داد. پوچ‌ترین طنز تاریخ معاصر، همین جاست: آن‌ها که سازنده هزارتوی دسیسه بودند، او را در هزارتوی بتن جستجو می‌کردند، درحالی‌که او سال‌ها بود خوشه‌چین گندمزارهای نور شده بود؛ یک دست در ضریح رضا و دست دیگر در نخلستان انتظار جمکران. او نه به زیر خاک، که به سمت معراج، پناه بُرد. و حالا آن دو پناهگاه روی زمین، بی‌قرارترین زیارتگاه‌های مردمانی است که بوی پیر عارفشان را از رواق‌های رضوی و شبستان‌های نیمه‌شب جمکران هنوز استشمام می‌کنند.

برچسب ها: طلا ، جمکران

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
captcha

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین