رقابت خطوط لوله راهبردی انتقال نفت و گاز پیرامون ایران؛ از دریای سرخ تا مدیترانه و اقیانوس هند
گروه انرژی، امروزه رقابت میان کشورهای تولیدکننده انرژی دیگر تنها بر سر میزان تولید نفت و گاز نیست، بلکه بر سر ایجاد مسیرهای امن، متنوع و پایدار برای انتقال انرژی به بازارهای جهانی است. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در مرکز این رقابت قرار گرفته؛ کشوری که از یکسو در مجاورت بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان قرار دارد و از سوی دیگر همسایگان آن طی سه دهه گذشته با سرمایهگذاری در خطوط لوله راهبردی، تلاش کردهاند وابستگی صادرات خود را به تنگه هرمز یا مسیرهای پرریسک کاهش دهند.

به گزارش بولتن نیوز، پیمان جنوبی با بیان مطلب فوق، نوشت: در جنوب خلیج فارس، عربستان سعودی با احداث خط لوله راهبردی شرق–غرب (Petroline)، نفت میادین شرقی خود را به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند. این خط با ظرفیت انتقال حدود ۵ تا ۷ میلیون بشکه در روز، بزرگترین مسیر جایگزین تنگه هرمز در منطقه به شمار میرود و امکان صادرات مستقیم نفت به اروپا و آمریکای شمالی را از طریق دریای سرخ فراهم کرده است.

امارات متحده عربی نیز با بهرهبرداری از خط لوله حبشان–فجیره (ADCOP)، نفت خام ابوظبی را به بندر فجیره در دریای عمان منتقل میکند. ظرفیت این خط حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز است و نقش مهمی در استمرار صادرات نفت امارات در شرایط بحرانی ایفا میکند.

در حوزه گاز، قطر با اجرای پروژه دلفین، گاز میدان شمالی را از طریق خط لوله زیردریایی به امارات و عمان صادر میکند. این خط با ظرفیت حدود دو میلیارد فوت مکعب در روز، مهمترین مسیر انتقال گاز طبیعی در جنوب خلیج فارس محسوب میشود.

در غرب ایران، عراق برای کاهش وابستگی به پایانههای صادراتی خلیج فارس، خط لوله کرکوک–جیهان را به بندر جیهان ترکیه در ساحل مدیترانه متصل کرده است. این خط با ظرفیت اسمی حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز، یکی از مهمترین مسیرهای صادرات نفت عراق به بازارهای اروپایی است. بغداد همچنین پروژه راهبردی بصره–عقبه را برای انتقال نفت به بندر عقبه اردن در دریای سرخ دنبال میکند و احیای خط لوله کرکوک–بانیاس در سوریه نیز همچنان در دستور کار قرار دارد.

در شمالغرب ایران، جمهوری آذربایجان با خط لوله باکو–تفلیس–جیهان (BTC) نفت دریای خزر را از طریق گرجستان به بندر جیهان ترکیه منتقل میکند. ظرفیت این مسیر حدود ۱.۲ میلیون بشکه در روز است و یکی از مهمترین کریدورهای انرژی میان دریای خزر و اروپا به شمار میرود. همچنین خط لوله قفقاز جنوبی (SCP) سالانه حدود ۲۵ میلیارد مترمکعب گاز میدان شاهدنیز را از طریق گرجستان و ترکیه به بازارهای اروپایی منتقل میکند.

در شمالشرق ایران، ترکمنستان با در اختیار داشتن یکی از بزرگترین ذخایر گاز طبیعی جهان، راهبرد صادرات خود را بر توسعه خطوط لوله زمینی متمرکز کرده است. مهمترین پروژه این کشور، خط لوله آسیای مرکزی–چین است که گاز میدان عظیم گالکینیش را از طریق ازبکستان و قزاقستان به چین منتقل میکند. ظرفیت فعلی این کریدور حدود ۵۵ میلیارد مترمکعب در سال است و با تکمیل شاخه چهارم (خط D)، ظرفیت آن به حدود ۸۵ میلیارد مترمکعب در سال خواهد رسید. افزون بر این، پروژه تاپی (TAPI) با ظرفیت طراحی ۳۳ میلیارد مترمکعب در سال برای انتقال گاز ترکمنستان به افغانستان، پاکستان و هند، یکی از مهمترین طرحهای انرژی آسیا محسوب میشود، اما به دلیل مشکلات امنیتی در افغانستان، چالشهای مالی و موانع اجرایی هنوز به بهرهبرداری نرسیده است. برخلاف بسیاری از همسایگان ایران، ترکمنستان فاقد خط لوله راهبردی متصل به بنادر صادراتی است و تمام صادرات انرژی این کشور از طریق کریدورهای زمینی انجام میشود.

در مقابل، ایران نیز دو پروژه ژئوپلیتیکی مهم را در اختیار دارد. نخست، خط لوله گوره–جاسک که با ظرفیت طراحی یک میلیون بشکه در روز، نفت خام را از استان بوشهر به پایانه جاسک در سواحل دریای عمان منتقل میکند و امکان صادرات نفت بدون عبور از تنگه هرمز را فراهم ساخته است.

دومین پروژه، خط لوله صلح (ایران–پاکستان–هند) است که از آن به عنوان یکی از بزرگترین طرحهای انتقال گاز آسیا یاد میشود. این پروژه با هدف انتقال گاز میدان پارس جنوبی به پاکستان و سپس هند طراحی شد و ظرفیت نهایی آن حدود ۱۲۰ میلیون مترمکعب گاز در روز برآورد شده است. ایران بخش مربوط به خود را تا مرز ریمدان در استان سیستان و بلوچستان تکمیل کرده و زیرساخت انتقال گاز را به مرز پاکستان رسانده است، اما به دلیل تحریمهای آمریکا، مشکلات تأمین مالی و فشارهای سیاسی، بخش پاکستانی پروژه هنوز تکمیل نشده و هند نیز پیشتر از این طرح خارج شده است.

در صورت بهرهبرداری کامل از این پروژه، ایران میتوانست علاوه بر تأمین بخش مهمی از نیاز انرژی پاکستان، به یکی از تأمینکنندگان اصلی گاز هند نیز تبدیل شود؛ بازاری که از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی جهان به شمار میرود. از این رو، بسیاری از کارشناسان، خط لوله صلح را مهمترین فرصت از دسترفته صادرات گاز ایران در دو دهه گذشته میدانند.
در کنار پروژه گوره–جاسک و خط لوله صلح، ایران یکی از مهمترین مسیرهای صادرات گاز منطقه را نیز در اختیار دارد. خط لوله صادرات گاز ایران–ترکیه که از سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱ میلادی) به بهرهبرداری رسیده، نخستین و بزرگترین خط لوله صادرات گاز طبیعی ایران به اروپا محسوب میشود. این خط از تأسیسات گازی عسلویه و شبکه سراسری انتقال گاز آغاز شده و پس از عبور از استانهای مرکزی، شمالغرب و آذربایجان غربی، در مرز بازرگان به شبکه گاز ترکیه متصل میشود. ظرفیت اسمی این خط حدود ۱۴ میلیارد مترمکعب در سال (معادل حدود ۴۰ میلیون مترمکعب در روز) است و بر اساس قرارداد بلندمدت میان دو کشور، ترکیه یکی از اصلیترین مشتریان گاز طبیعی ایران به شمار میرود.

اهمیت این خط لوله تنها به صادرات گاز محدود نمیشود، بلکه به دلیل اتصال به شبکه انتقال گاز ترکیه، از آن به عنوان یکی از مسیرهای بالقوه دسترسی گاز ایران به بازار اروپا نیز یاد میشود. هرچند تحریمهای بینالمللی، محدودیتهای سرمایهگذاری و ملاحظات سیاسی تاکنون مانع از توسعه این مسیر به بازارهای اروپایی شده است، اما از منظر ژئوپلیتیکی همچنان یکی از مهمترین داراییهای راهبردی ایران در حوزه صادرات گاز محسوب میشود. در صورت رفع موانع سیاسی و توسعه زیرساختهای انتقال، این کریدور میتواند در آینده به یکی از مسیرهای تأمین گاز جنوب و جنوبشرق اروپا تبدیل شود.
بدین ترتیب، ایران اکنون سه پروژه راهبردی در حوزه انتقال انرژی در اختیار دارد؛ خط لوله صادرات گاز به ترکیه به عنوان تنها مسیر فعال صادرات گاز به اروپا، خط لوله گوره–جاسک برای صادرات نفت از دریای عمان بدون وابستگی به تنگه هرمز و خط لوله صلح (ایران–پاکستان–هند) که در صورت تکمیل، بازار پرمصرف جنوب آسیا را به منابع عظیم گاز ایران متصل خواهد کرد.
ناگفته نماند که پروژه مهم دیگر ایران، خط لوله گاز ایران–عراق–سوریه است که با عنوان «خط لوله اسلامی» نیز شناخته میشود. این طرح در سال ۱۳۹۰ (۲۰۱۱ میلادی) با امضای تفاهمنامه میان ایران، عراق و سوریه کلید خورد و هدف آن انتقال گاز میدان پارس جنوبی از عسلویه به عراق، سوریه و در نهایت سواحل مدیترانه بود. بر اساس طراحی اولیه، این خط لوله پس از عبور از غرب ایران وارد عراق میشد، سپس از خاک سوریه به بندر بانیاس یا طرطوس در ساحل مدیترانه میرسید و از آنجا امکان صادرات گاز ایران به بازارهای اروپا یا انتقال LNG از بنادر سوریه فراهم میشد. ظرفیت پیشبینیشده این کریدور حدود ۱۱۰ میلیون مترمکعب گاز در روز (حدود ۴۰ میلیارد مترمکعب در سال) و طول آن نزدیک به ۵۶۰۰ کیلومتر برآورد شده بود.

با وجود آغاز اجرای بخشی از زیرساختها در ایران و توسعه خطوط انتقال گاز به عراق، وقوع جنگ داخلی سوریه، ظهور گروه داعش در عراق و سوریه، تحریمهای بینالمللی و کمبود منابع مالی موجب شد اجرای این پروژه متوقف شود. با این حال، بسیاری از کارشناسان انرژی همچنان از این طرح به عنوان یکی از مهمترین پروژههای ژئوپلیتیکی نیمهتمام ایران یاد میکنند؛ زیرا در صورت تکمیل، برای نخستین بار امکان دسترسی مستقیم گاز ایران به سواحل مدیترانه و بازارهای اروپایی را بدون عبور از ترکیه فراهم میکرد و جایگاه ایران را در معادلات انرژی غرب آسیا و شرق مدیترانه به شکل قابل توجهی ارتقا میداد.
در میان سایر همسایگان ایران، پاکستان، افغانستان و ارمنستان فاقد خطوط لوله راهبردی انتقال نفت یا گاز به بنادر بینالمللی هستند و کویت نیز با وجود جایگاه مهم در بازار جهانی نفت، همچنان بخش عمده صادرات خود را از پایانههای دریایی داخل خلیج فارس انجام میدهد و مسیر جایگزین راهبردی خارج از تنگه هرمز در اختیار ندارد.
مقایسه این شبکه گسترده نشان میدهد که در پیرامون ایران، چهار کریدور اصلی انرژی شکل گرفته است؛ کریدور دریای سرخ به رهبری عربستان سعودی، کریدور مدیترانه با محوریت عراق و جمهوری آذربایجان، کریدور آسیای مرکزی به رهبری ترکمنستان و کریدور دریای عمان که ایران و امارات در حال توسعه آن هستند. در کنار این مسیرها، خط لوله صلح نیز در صورت رفع موانع سیاسی و تحریمی میتواند کریدور پنجم انرژی منطقه را با اتصال مستقیم ایران به بازارهای جنوب آسیا شکل دهد.
این آرایش جدید زیرساختهای انرژی نشان میدهد رقابت آینده منطقه، بیش از آنکه بر سر تولید نفت و گاز باشد، بر سر مالکیت و کنترل مسیرهای انتقال انرژی خواهد بود؛ مسیرهایی که امنیت عرضه، درآمدهای صادراتی و نفوذ ژئوپلیتیکی کشورهای منطقه را برای دهههای آینده تعیین میکنند. در این میان، هرچند برخی کشورها موفق شدهاند مسیرهای صادراتی خود را تکمیل و متنوعسازی کنند، اما بخشی از پروژههای راهبردی ایران و ترکمنستان همچنان تحت تأثیر تحریمها، محدودیتهای مالی یا ملاحظات امنیتی به بهرهبرداری کامل نرسیدهاند؛ موضوعی که میتواند در صورت تغییر شرایط ژئوپلیتیکی، نقشه انرژی غرب آسیا و جنوب آسیا را بهطور قابل توجهی دگرگون کند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com