کد خبر: ۸۹۱۶۱۳
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

همشهری: «بدیم بره؟!» نسخه‌ای برای خلع ایران از مهم‌ترین اهرم چانه‌زنی است

روزنامه همشهری در گفت‌وگو با کارشناسان حوزه سیاست خارجی و اقتصاد، به نقد دیدگاه‌هایی پرداخت که خواستار کنار گذاشتن نقش ایران در مدیریت تنگه هرمز هستند.
2

به گزارش بولتن نیوز، روزنامه همشهری در گفت‌وگو با کارشناسان حوزه سیاست خارجی و اقتصاد، به نقد دیدگاه‌هایی پرداخت که خواستار کنار گذاشتن نقش ایران در مدیریت تنگه هرمز هستند.

کارشناسان با اشاره به اهمیت ژئوپلیتیکی این آبراه، هشدار دادند کنار گذاشتن چنین اهرمی می‌تواند به کاهش قدرت چانه‌زنی ایران منجر شود؛ چراکه در معادلات بین‌المللی، دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت، توان اثرگذاری محدودی خواهد داشت.

برچسب ها: اقتصادی ، همشهری

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار:
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۲
0
0
▪︎ گفتگو ادامه داشت و جلو می‌رفت
▪︎ تا اینکه:
▪︎ مثلاً نمایند مردم در پارلمان ایران
▪︎ خطاب به طرف مقابل خود گفت:
□ تنگه مال ننه ات هست؟ 🤔 🤔
□ تنگه مال ننه ات هست؟ 🤔 🤔
▪︎ یادم افتاد که سال ۱۳۵۸
▪︎ همانا که در اول انقلاب
▪︎ با مقداری غذاهای نذری
▪︎ و هم تعدادی از دوستان
▪︎ رفتیم دارالمجانین تهران*
▪︎ وارد آسایشگاهی شدیم
▪︎ مشغول توزیع غذا شدیم
▪︎ نوجوان بودیم و شنیده‌ها
▪︎ اول بار و رؤیت تصویرها
▪︎ استرس داشتیم، هم نگران
▪︎ هیچ توضیح، کسی ندادِمان
▪︎ صحنه‌هایی دیدیم، شگفت🤔
▪︎ مراقب بودیم، سخت و سِفت
▪︎ بگذریم، وقتی که بیرون آمدیم
▪︎ از پشت آن درب‌ های قفل شده
▪︎ یکی صدا زد و گفت: داداش!؟
▪︎ برگشتم و گفتم: بله بفرمائید
▪︎ خیلی عادی گفت: نذرتان قبول!
▪︎ و اینکه: اجر شما با امام حسین!
▪︎ بَسی باعث تعجب همگی ما شد!
▪︎ نیز دل نگرانی ما برای آن‌ها شد؟
▪︎ که آورده است این‌ها را به اینجا؟
▪︎ و جواب ما: نوش جان قبول حقّ
▪︎ هنوز دور نشده بودیم که دوباره:
▪︎ فریاد زد از پشت میله ها داداش!
▪︎ که گفتیم بفرمائید، گفت میگم که
▪︎ اگر یه وقتی، اُرکستر مورکستر ...
▪︎ خواستی، فقط بیا پیش خودم🤔
▪︎ برای جشن تولد و ختنه سوران🤔
▪︎ و بازهم تحیّر و در فکر فرو رفتن
▪︎ آره، تو بیا خیابان سپهبد زاهدی
▪︎ خودم هستم، همه‌چی هم ردیفه
□ باور کنید که به فکر فرو رفتم
□ سرپرست آسایشگاه را ببینم
□ و احتمال اشتباهی را بپرسم
□ که برای نوجوان مثل ما ثقیل
▪︎ آری، فی الحال و در این زمان
▪︎ آن مدعی نمایندگی در پارلمان
▪︎ همکار خود خطاب قرار داده
▪︎ که چه؟ که چه؟ که چه؟
■ تنگه هرمز ...
■ مالِ ننه ات است؟🤔

■ تنگه هرمز ...
■ مالِ ننه ات است؟🤔
□ ناخودآگاه رفتم به سال ۵۸
□ به آن آسایشگاه، مجنون ها
□ ظاهر و باطن در لحظه عیان
□ بدون رتوش کردن، کار پنهان
□ هرچه بود از دل بیرون ریخت
□ او خودش بود، ظاهر و ریخت
□ هیچ ریاکاری نداشت و صادق
□ پای صندوق ننمود خود را حاذق
https://www.jadvalyab.ir/images/words/32/1339686-1.png
□آن ادبیات خاص و گذر زمان
□ خود می دید در حِصن، امان
□ عارفان بَسا که غبطه بخورَند
□ از صداقت، صافی، عبارت او
■ لیک مدعی؟ سیاه، عبادت او
■ کام او هم نمود راز عبارت او
■ عارف گوید: وَهم، مشاعر او
■ هرچه هست در صلاحیت او؟
■ آزمون است رَد صلاحیت او؟
■ و نه که آخِر، پایان دوره او؟
■ وقت تنگ، لحظه را دریاب؟
■ عود اوهام تا نرفته بخواب؟
■ بایدش شورا فی الفور ورود
■ دیر نشاید که مستعد سقوط
☆ آموزه هایش، مکتب ناترازی
☆ ما را گفتن، با چند سطر تحریر
☆ عُشق پاستور در پِیِ عاصِم منیر
☆ یحتمل فردا روز نماینده پارلمان
☆ خبط و خطا را لاپوشان و کتمان
☆ چونکه افراد جوگیر را بعید نیست
☆ تبعات لُغزخوانی، بدهد او را ایست
https://www.jadvalyab.ir/images/words/1/237494-1.png

https://noandish.com/files/fa/news/1404/4/21/141336_278.jpg
✍️آری، می باید که منتظر ماند
نظر شما
captcha
(کد امنیتی به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین