توحیدلو: نسبت دادن «کارشناسی شدن» احکام ولیفقیه، خلاف قانون اساسی و موجب جریحهدار شدن احساسات نیروهای انقلابی است
به گزارش بولتن نیوز، حجتالاسلام والمسلمین علیرضا توحیدلو در واکنش به اظهارات اخیر محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، با انتقاد از برداشت مطرحشده درباره جایگاه ولایت فقیه، اظهار کرد: هرگونه اظهارنظر درباره اختیارات و جایگاه ولیفقیه باید بر مبنای نص صریح قانون اساسی و با دقت و مسئولیتپذیری انجام شود.
وی با بیان اینکه از نگاه او، سخنان مطرحشده از سوی معاون اجرایی رئیسجمهور موجب رنجش بسیاری از خانوادههای شهدا، ایثارگران و نیروهای ولایتمدار شده است، افزود: در شرایطی که کشور هزینههای سنگینی برای حفظ امنیت، استقلال و اقتدار خود پرداخته، انتظار میرود مسئولان در بیان مواضع مرتبط با جایگاه رهبری انقلاب نهایت دقت را داشته باشند.
این کارشناس مذهبی و تربیتی با استناد به قانون اساسی تصریح کرد: مطابق اصل پنجم قانون اساسی، در عصر غیبت، ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه جامعالشرایط است و همچنین بر اساس اصل پنجاهوهفتم، قوای سهگانه زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت اداره میشوند. از این رو، هرگونه تحلیل یا اظهارنظر درباره جایگاه ولایت فقیه باید در چارچوب همین اصول صورت گیرد.
توحیدلو با انتقاد از آنچه «بیتوجهی به ظرفیت نیروهای انقلابی و متعهد در برخی بخشهای اجرایی» خواند، مدعی شد که طی سالهای اخیر برخی نیروهای ارزشی از مسئولیتهای اجرایی کنار گذاشته شدهاند و این روند نیازمند بازنگری است.
وی همچنین تأکید کرد: مسئولان باید از ادبیاتی که زمینه ایجاد دوگانگی یا سوءبرداشت نسبت به جایگاه ولایت فقیه را فراهم میکند، پرهیز کنند و با حفظ وحدت و انسجام ملی، در مسیر اجرای دقیق قانون اساسی و پاسداشت ارزشهای انقلاب اسلامی حرکت کنند.
این کارشناس مذهبی و تربیتی در پایان خواستار دقت بیشتر مسئولان در بیان مواضع خود شد و گفت: حفظ حرمت جایگاه ولایت فقیه، احترام به قانون اساسی و توجه به دغدغههای خانوادههای شهدا و بدنه نیروهای انقلابی، ضرورتی است که همه مسئولان باید آن را سرلوحه رفتار و گفتار خود قرار دهند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com
قائمپناه اشتباه کرده مسئولیت گرفته؛ معاون پزشکیان در جایگاهی نیست نظر رهبری را کارشناسی کند
کودتا علیه رهبری در جریان است/ مسئولین دولت میخواهند نقش رهبری را کمرنگ کند و نقشه کشیده اند رهبری را کنار بگذارند
گفتن بعد از جنگ فتنه مسئولین رو داریم
این حرفها واقعا نگران کنندست.
بعد از شهادت حضرت آقا از کارشناس دوکیلویی صداسیما تا معاون غضنفر و مدیر مدرسه دهستان جغدآباد دارن پشت رهبر حرف میزنن
عزیز
استاد گرامی بدانید اگر شما بیانیه نمی دادید و اظهار نظر راجب سخنان سخیف این معاون اجرایی رییس جمهور نمی کردید ازتون دلخور می شدم
واقعا نیروهای انقلابی باید عکس العمل نشان بدهند
اگر کسی چیزی نگوید اینان فکر میکنند خانواده شهدا از اظهارنظر این معاون کم عقل رییس جمهور موافق هستند
به نظر من باید قائم پناه از سمتش عزل شود تا همه بدانند عبور از خطر قرمز نیروهای انقلابی حداقل کار اینه که از معاون نادان عزل شود
ممنون که قلم زدید و اظهارنظر کردید
ممنون بچه ولایی
و بد به حال کسانی که هیچ نظری نمی دهند و در سکوت کاملا
من کمتری کاری که از دستم بر می آمد دادن نظر شخصی خودم بود و این نظرم را نوشتم در اینجا
و متاسفم برای رییس جمهور که جلو معاونش را نمی گیرد
شاید هم رییس جمهور از جملات معاونش آقای قائم پناه راضی و احساس خوشحالی می کند
و گرنه حداقلش یک تذکری به ایشون میدادند
واقعا تماشاچی نباشیم دارن به رهبرمان توهین میکنند
ما که در بیرون ایران مدیون رهبر شهیدمون هستیم
آقای رییس جمهور ظاهرا معاون شما فراموش کرده که تنفیذ حکم شما توسط پدر شهید رهبرمون امضا شده
واقعا متاسفم برای بعضی ها که سکوت کرده اند
میسوزه
خیلی تنهاست
گرگها در کمین اند
خدا را هزار بار شکر می کنیم استاد و بزرگوارانی مثل شما وجود دارن که بیشتر اوقات نادانی و بیسوادی یک سری افراد را که فقط بلدهستند با کلمات بازی کنند و خوشبختانه هیچ سوادی از دین و قانون اساسی و جایگاه رهبر معظم و دیگر اشخاص ندارند در تربیون های مختلف در اوج بیسواد فقط حرف می زنند بدون آنکه معنی و مفهوم ولایت فقیه را بدانند
با تشکر شما
خیلی اوقات دیدم که خیلیا سکوت کردن و فقط به خاطر ترسی هست که دارن این در حالی هست که شما در ربطه با این مسائل سکوت نکردید و نشان از قدرشناسی شما نسبت به این مملکت و رهبر شهیدمان است
واقعا رهبرمان مظلوم هستند و فکر میکنم آقا سید مجتبی از پدر شهیدشان نیز مظلوم تر و تنها تر هستند و چه بزرگان و نیکان و خوبانی که از دست ندادیم
واقعا خوشحالم که هنوز شما و امثال شما هستید تا از این سید مظلوم دفاع کنید
دلم میخواست این را به این نمک نشناسان بگوییم که اگر رهبر نبود شما و امثال این آقایان نبودید که الان بخواهید اینطور یاوه گویی کنید
کارشناسی ؟ کاش هم قد و قواره خودت صحبت میکردی تو را چه به کارشناسی سخنان ولی امر
به خدای احد و واحد امام زمان حق دارد که ظهور نکند با وجود چنین جهالت هایی
و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین...
قائمپناه اگر به ولایت باور کامل داشت چنین سخنان سخیفی درباره رهبر انقلاب نمیگفت
بحث جنگ با دشمن از اختیارات رهبری است و اگر رهبر انقلاب بزرگواری کرده است و از شما مشورت خواسته است تصور نکنید در جایگاه تصمیمگیری هستید
عالمانه فرمودیدجای هیچگونه حرف دیگری نیست
از ابتدا تشکیل دولت بخدا من هرجوری فکر می کنم آخه این آدم بدرد چی میخوره
اهل سیاست و سخنرانی نیست
باید توهمون حرفه پزشکی خودش باشه
این مملکت امام زمان چه ضرباتی از اینگونه
ابلهان خورده علی لعنت الله من قومه
نه مذهبی
اما یک چیز رو میدونم و فکر میکنم محمدجعفر قائم پناه معاون اجرایی رییس جمهور نمی دونه و نمی فهمه و نمی خواهد بفهمد و اون اینه که
ما تو خونه خودم سگ نگهداری میکنیم بهش غذا و خوراک میدیم
سگ به من و خانواده من به خاطر من که صاحبشم احترام می گذاره و بی حرمتی نمی کنه
شماها که آقای مححدجعفر قائم پناه ادعا می کنی مرید مسعود پزشکیان رییس جمهور هستید و به قول خود رییس جمهور مسعود پزشکیان که مدام در سخنرانی هاش میگه من رای آوردنم و انتخابم را مدیون رهبری ایران هستم
منطور شان حاج آقای خامنه ای است
پس به خاطر رهبری ایران حرمت رهبر جدید آقامجتبی خامنه ای یعنی حرمت فرزند رهبرتون را نگه میداشتید و حرمتش را حفظ می کردید
پس شما نمک می خورید و نمکدون می شکنید
من خیلی رهبر قبل و جدید را نمی شناسم
ولی خودم و خانواده ام مدیون آقای سیدعلی خامنه ای و آقای سید مجتبی خامنه ای هستیم که با حرکت هایشان باعث شدن در جهان امروز پاسپورت ایرانی ارزش خاصی پیدا کنه و به ایرانی در کشورها ارزش خوبی دیگر قائل هستن
آقای قائم پناه نون این مملکت و رهبری میخوری
پس به رهبری خیانت نکن
همچنین نظر ولیالله «فصلالخطاب» و حکم است، نه یک «پیشنهاد مشورتی» که نیاز به تایید دیگران داشته باشد.
تلاش برای محدود کردن مقام رهبری به «یک نظر کارشناسی»، تلاشی برای تضعیف ولایت و جایگزینی آن با مدلهای غربی است.
وقتی یک چشم پزشک بدون هیچ تجربه اجرایی میشه معاون اجرایی رییسجمهور یک کشور بزرگ، نتیجه ای جز این نباید داشت. خدا خیر بهت بده آقای توحیدلو که پشت رهبر تنها و مظلوم ما در این زمانه غربت هستی. بسوز ای دل و آتش بگیر از مظلومیت آقا سید مجتبی که عزیزانش در راه اقتدار و امنیت کشور شهید شدند و هنوز داغدار آنها و بهترین مردان و زنان و کودکان این کشور است و باید چنین زخم زبان هایی بشنود از افرادی که نتیجه کارشان این تورم و گرانی در کشور است. نشود که به بهانه اتحاد اجازه دهیم هر حرف هجو و بیهوده ای نثار امام و رهبرمان کنند و بعد با سفسطه بخواهند توجیهش کنند.
اینگونه نظرپردازی نه به نفع جریان اصولگرا و نه به نفع جریان اصلاح طلب خواهد بود کار خوبی صورت نگرفت
معاونی که ضدانقلاب را شاد کرد
♨️ گستاخی قائمپناه، معاون پزشکیان نسبت به جایگاه رهبری:
🔹اگر قرار باشد نظر رهبری هر آنچه که میگوید اجرا کنیم که دیگر نهادی نباید وجود داشته باشد، دیگر مجلس و شعام معنا ندارد. رهبری نظر میدهد و نظرش کارشناسی میشود.
✍از حامیان فتنه های اخیر که ولیفقیه را نشانه گرفته بودند انتظاری نداریم که ملتزم به ولایت فقیه باشند.
کسی که خودش درسایهی همین نظام، به مقامی رسیده و صاحب مقام و منصب هم شده، معتقدست در نظام اسلامی ، نظر ولیفقیه در حد یک "کارشناس" و صرفا یکی از چند نظر موجود در کنار نظر دولت، مجلس و سایر نهادهاست!
این یعنی این فرد مسئول در این نظام، هنوز مبنای این نظام را که مشروعیتش بر اینست که در راس آن ولی فقیه حضور داشته باشد و فرامینش اطاعت شود و حتی سایر نهادها و دستگاهها در این ساختار مشروعیتشان را از جایگاه ولی فقیه میگیرند، نشناخته و قبول ندارد.
چنین فردی شایسته مدیریت نیست و در بزنگاه آسیب خواهد زد؛ آقایان!
واقعا به کجا داریم میرویم و باید تاسف خورد از اینحجم از شبهه افکنی و انحراف توسط این مقام دولت
آیا این فرد با این تفکر در این جایگاه باقی خواهد ماند یا عدم التزامش همچنان برای خیلها نمایان نشده؟
اینقدر گستاخ شده اند که دیگر نفاقشان را حتی مخفی هم نمیکنند...
آقای دادستان، وقتی ترک فعل مسئولین رو میبینی و اقدامی نمیکنی،
فرمان و دستورهای رهبر رو هم، میزارند کنار حرفهای کارشناس هاشون و میگند حرف رهبر، کارشناسی نیست.
به نظر شما و دستگاه قضا نباید ورود کنید فقط ورودتان برای چندتا بدبخت بیچاره است ما که می دانیم نیروهای انقلابی ساکت نمی شینند
قائم پناه بدان که از سر تا ته دولت پزشکیان،
بی تخصصی فریاد میزنه. همین و بس
کم کاری دولتی ها مشهود است
ولی از شما بعید است که خود را مدام مطیع ولی فقیه و مدیون ایشان در تایید صلاحیت و در انتخابات و رییس جمهور شدن تون رو مدیون ایشان میدانید و هستید به گفته خودتان عرض کردم
حالا چرا تو دهن معاون اجرایی که انتخاب کردید و ضد رهبری هستند نمی زنید
یا لااقل یک تذکر خشک و خالی میدادید و شاید هم با نظریه پردازی معاون کم عقل تان محمدجعفر قائم پناه نادان موافقید و گرنه یک تذکر یا تودهنی میزنید یا عزلش می کردید پس با مردم تان بازی نکنید
شما به نظر من آقای رییس جمهور....
او فراموش کرده که صلاحیت مسعود پزشکیان، ابتدا توسط شورای نگهبان، احراز نشد اما *دستور رهبری بود که باعث تغییر در رأی شورا شد.*
این فراموشی، سابقهی قبلی هم دارد
وی در مصاحبهی خود با شبکهی تروریستیِ صدایآمریکا در سال ۱۴۰۱ ، نظام را بدلیل شلیک ساچمه، ظالم خطاب کرد، درحالیکه پس از کودتای ۱۸دی و درمقابل شلیک گلولههای جنگی سکوت کرد زیرا اینبار خود و دوست قدیمیاش پزشکیان، در مسند قدرت بودند. این از ویژگیهای تشنگان قدرت است که همه چیز را فدای اهداف خود میکنند.
قائمپناه که فرزندان پزشکیان پس از فوت مادرشان بیشتر اوقات خود را در منزل او سپری کردهاند و مانند مشایی برای احمدینژاد، اینک خط قرمز رییسجمهور شناخته شدهاست، با رویکرد رادیکالی خود، مدیران انقلابی و شایسته را از کار برکنار کردهاست
او علیرغم مخالفان بسیار در بدنهی دولت از حمایت ویژهی رییسجمهور برخورداراست و پناهی برای فتنهگران ۱۴۰۱ و اصلاحات می باشد.
باید ببینیم دستگاه محترم و بیتعارفِ امنیتی و قضایی، چه عکسالعملی درخصوص این فرد معلومالحال دارد.
و توقعی نیست
کاشکی همون عمل لازکش رو انجام میداد
🔹از شامگاه دوشنبه و در پی حماسه بینظیر تشییع پیکر امام شهید در تهران و سپس در قم، شاهد انتشار تصاویر عجیب توهین به رئیسجمهور و وزیرخارجه در رسانههای حامی دولت هستیم. اقدامی که بلافاصله با موج محکومیت از سوی عوامل رسانهای و سیاسی این جریان مواجه شد؛ به نحوی که سرعت و شدت این واکنشها، شائبههایی درباره اصل موضوع ایجاد کرد.
🔹از عصر سهشنبه اما، موجسازی رسانههای دولتی چنان مضحک و بهاصطلاح «تابلو» شد که شائبههای قبلی را به یقین بدل کرد.
🔹این رسانهها در خبری یکسان، از حمله به منزل و خودروی جعفر قائمپناه (معاون پرحاشیه پزشکیان) و تهدید وی به مرگ سخن گفتند و سپس دو کاغذ که به یک برفپاککن ماشین و درب چوبی چسبیدهاند را سند ادعای خود قرار دادند.
درباره این سناریوی مضحک و بچگانه، نکاتی گفتنی است:
🔹آیا منزل معاون رئیسجمهور اینقدر یله و رهاست که هرکسی میتواند به درِ آن کاغذی بچسباند؟
🔹عجیبتر اینکه آیا معاون رئیسجمهور با خودروی شخصی تردد میکند و بعد هم آن را مقابل منزل پارک میکند که فردی بتواند زیر برفپاککن آن، کاغذ تهدید به مرگ قرار دهد؟!
🔹اگر بپذیریم همه سؤالات بالا بیوجه است، چه دلیلی دارد که نه یک برگه، بلکه روی ماشین و درب، هرکدام دو برگه یکسان بچسبانند؟
🔹نکته جالبتر اما این است که قائمپناه در اوایل دولت پزشکیان، با تخلیه یک ساختمان اداری در محدوده پاستور و صرف هزینهای گزاف، آن را به منزل مسکونی خود بدل کرده و منزل ویلایی ۱۰۰۰متری خود در سعادتآباد را رها کرده است. معلوم نیست این تهدیدات ادعایی درخصوص کدام منزل وی است؟ و آیا این برگهها زیر برفپاککن بنز کلاس C وی قرار داده شده یا خودروی دیگری است؟
🔹با توجه به حجم گسترده و تقریباً یکپارچه مطالبه انتقام شهادت رهبر امت در مراسمات وداع و تشییع امام خامنهای، و زیرفشار بودن دولتیها برای پاسخ به این درخواست فراگیر، آنها بدنبال عوض کردن موج رسانهای هستند؛ اما به شیوههای خودزنی کودکانه.
*به قلم : جعفر هردانی*
وای بر من و بر این دلِ پرخون که ناگهان آسمانش فرو ریخت ، نه با رگبارِ باران که با سیلابِ اشکهای گرمی که از چشمانِ پیر و جوان ، از کوچه ها و خیابان ها ، از هر دیار و هر خانهای جاری شد و زمین را رنگین کرد به رنگِ خونِ پاکِ مردی که زیستنش عینِ سادگی بود و مردنش عینِ شکوه . امروز اما نه امروز ، این روزهای سخت و بینفس ، من با قلمی لرزان و دلی که از فرطِ اندوه سنگینتر از کوه شده است ، مینویسم تا گوشهای از آنچه را که چشمانم دید و جانم چشید ، بر روی کاغذ بیاورم ؛ نه برای اینکه تسکین یابم که تسکینی در کار نیست ، بلکه برای اینکه یادش را ، یادِ آن بزرگمردِ تاریخ ، در سطرهایم جاودانه کنم و به آیندگان بگویم که ما چگونه با خونی که از دلِ خود بخشیدیم ، پیکرِ مطهرِ رهبرمان را بدرقه کردیم و با نالههای سوزان و فریادهای بلند ، ثابت کردیم که هرگز نخواهیم گذاشت خونِ پاکش بر زمین بماند ، بلکه از هر قطرهاش ، نهالی از بصیرت و استقامت خواهیم رویاند . بگذارید از همان ابتدا بگویم که حیرتانگیز بود ، حیرتانگیزتر از هر آنچه که در تاریخِ این سرزمینِ کهن ثبت شده است ، آن صفهای به هم پیوسته و بینهایت که از دل شب تا به آسمانِ روز کشیده شده بودند و مردمی که با پای پیاده ، با پای برهنه ، با چشمانی اشکبار و با سینههایی که از غم ، تنگتر از آن بود که نفس بکشند ، آمدند تا به قول معروف سنگ تمام بگذارند ؛ سنگ تمام برای مردی که در زندگی ، کوچکترین تکلفی را به خود راه نداد و در مرگ ، چنان عظمتی آفرید که گویی تمامِ قرنها برای دیدنِ این لحظه گرد هم آمده بودند . پیرمردانی که عصا به دست داشتند و با زانوهایی که از رنجِ سالیان میلرزید ، اما محکمتر از همیشه ایستادند و جوانانی که با شور و شوقی وصفناپذیر ، با مشتهای گره کرده و با فریادهای « لبیک یا خامنهای » ، نشان دادند که این راه ، راهِ عاشوراییان است و این وداع ، وداعی شبیه به وداع با سالارِ شهیدان است ؛ چرا که این شهیدِ بزرگوار ، ساده زیستن را نه فقط در گفتار که در تمامِ شئونِ زندگیاش به کار بست و به فرزندانش نیز سفارش کرد که زندگیشان بیآلایش و فارغ از هر گونه تجمل و دنیازدگی باشد و همین سادگی و زهد ، آنچنان قدرتِ روحی به او بخشیده بود که در برابرِ بزرگترین قدرتهای جهانی ، چون کوهی استوار بایستد و هرگز لحظهای از حقگویی و ظلمستیزی دست برندارد ؛ آری ، کسی که دنیا در نظرگاهش چون پشهای ناچیز بود ، هرگز از تهدیدِ مستکبران به هراس نمیافتاد و آنکه دل به زر و زور نبسته بود ، هرگز شرافتِ الهیِ خود را با ذلتِ مماشات با دشمنانِ خدا عوض نمیکرد ، و این بود که مظلومانه زیست و مظلومانه از دنیا رفت ، اما نه با ذلت که با عزتی که فرشتگان را به حیرت واداشت . ای روحِ بزرگِ شهید که اکنون در اعلیعلیین ، در کنار اجداد طاهرینت جای داری ، میدانم که این روزها و این لحظات ، برای ما که بر جای ماندیم ، سختترین و تلخترین ساعاتِ عمرمان است ، چرا که تو نه فقط یک رهبر ، که پدری مهربان و مرادی روشنگر بودی و رفتنت ، خلأیی ایجاد کرد که هیچ چیزی نمیتواند آن را پر کند ، اما ما با دلی پر از درد و چشمانی که هنوز از اشک تر است ، تو را بدرقه میکنیم ، نه با نالههای بیحاصل ، بلکه با فریادهای استقامت و با عهدی که در دلِ هر یک از ما نقش بسته است که تا آخرین قطرهی خونمان ، پایِ این راه و این آرمان ایستادهایم و هرگز دست از حمایتِ رهبری که اکنون پرچم را از تو به ارث برده است ، بر نخواهیم داشت . رفتی و زندهتر شدی ، چرا که راهِ تو ، راهِ انبیاست و خونِ تو ، چراغِ راهِ ما خواهد بود و ایرانِ عزیز ، تمامِ ایران ، گویی یک تن شده و با قلبی واحد ، خونخواهِ توست و این خونخواهی ، نه با کینهای کور ، که با بصیرتی عمیق و با ارادهای پولادین ادامه خواهد یافت . در میانِ آن موجِ عظیمِ انسانی ، من دیدم که چگونه مادرانی که سالها پیش ، فرزندانِ رشیدِ خود را در جبهههای جنگِ تحمیلی و در جنگ رمضان تقدیمِ این خاک کرده بودند ، با چهرههای چروکیده و چشمانی که بارها برای فرزندانشان گریسته بوند ، اکنون با همان دستانِ لرزان ، پیکرِ پاکِ امامِ شهید را بدرقه میکردند و اشکهایشان ، نه فقط برای فرزندانِ از دست رفتهشان ، بلکه برای این پدرِ و امام و ولی از دست رفته بود و دیدم که مردانی که در دورانِ حیاتش ، شاید به خاطرِ شبهاتی که دشمنان در دلشان انداخته بودند ، با او زاویه داشتند و حتی به گوششان رسانده بودند که او و خانوادهاش در پناهگاههای مجلل و در کشورِ روسیه به آسایش زندگی میکنند ، امروز با چشمانی پر از حسرت و دلی پر از پشیمانی ، خود را به جمعیت میرساندند و با صدایِ بلند و اشکبار فریاد میزدند : « آقا جان ، ما را ببخش ، ما اشتباه کردیم ، ما فریبِ دروغگویان را خوردیم » ؛ چرا که وقتی چشمهایشان را باز کردند و دیدند که این امامِ بزرگوار ، نه در پناهگاه که در خانهای ساده و در دفترِ کارِ کوچکش ، مظلومانه به شهادت رسید و همراه با او ، نوهی ۱۴ ماههاش ، آن فرشتهی کوچکِ به نامِ زهرا ، و نیز دخترِ گرامیش ، عروسِ وفادارش و دامادِ رشیدش ، همه و همه در کنارِ هم ، در خونِ خود غلتیدند ، آنگاه بود که حقیقت برایشان آشکار شد و فهمیدند که او فقط یک رهبرِ ملی نبود ، او امامِ امتِ مظلومِ جهان بود ، او صدایِ بیصدایان بود ، او پناهِ بیپناهان بود و او با شهادتش ، درسی بزرگ به همهی تاریخ داد که قدرتِ حقیقی ، نه در پناهگاهها ، که در دلِ مردم و در اتکا به خداست. و امروز ، قمِ مقدس ، آن شهرِ علم و ایمان ، با حضورِ میلیونیِ عاشقانی ، لبریز از شور و شعور بود و حرمِ مطهرِ حضرتِ معصومه (س) و مسجدِ مقدسِ جمکران ، مملو از میلیونها جمعیتی بود که با نالههایِ جانسوز ، شب و روز را به هم دوخته بودند و تشییعی به عظمتِ خودِ تاریخ برپا کردند که گویی تمامِ ملت ، یک خانوادهی سوگوار شده بودند و هر گوشهای از این شهرِ مقدس ، یادآورِ عشقِ بینهایتِ مردم به این شهیدِ والامقام بود . اما این پایانِ ماجرا نبود ، چرا که خبرِ شهادتِ او ، چون آذرخشی بر قلبِ تمامِ آزادگانِ جهان نشست و مردمِ مظلوم و مقاومِ عراق ، که خود سالهاست زیرِ بارِ ظلم و ستم اند ، با دلی پر از همدردی ، آمادهی برگزاریِ تشییعی با شکوه در نجفِ اشرف و کربلایِ معلی شدند تا در کنارِ مرقدِ مطهرِ مولایِ متقیان و سیدالشهدا (ع) ، برای این امامِ شهید ، عزاداری کنند و بگویند که خونِ او ، با خونِ حسین (ع) پیوند خورده است و این پیوند ، تا ابد پابرجاست . و من در میانِ این جمعیتِ عظیم ، صحنههایی را دیدم که تا پایانِ عمر ، از یادم نخواهد رفت و هر بار که به یادشان میافتم ، اشک از چشمانم جاری میشود و دلم میسوزد ؛ پیرزنی را دیدم که توانِ راه رفتن نداشت ، اما چنان عشق و شوری در دلش بود که خود را روی زمین میکشید و حاضر نبود کسی او را کول کند یا روی ویلچر بنشاند ، چرا که معتقد بود این آخرین وداع است و باید با تمامِ وجودش ، حتی با پوست و گوشتِ خستهاش ، در این مسیر حاضر باشد و با اشک و با سرِ برهنه و با نالههایِ سوزان ، پیش میرفت و من از دیدنِ این صحنه ، چنان منقلب شدم که گویی تمامِ هستیام در آن لحظه ، گریه میکرد . جانبازانی را دیدم که با کپسولِ اکسیژن و با بدنهایِ مجروح و خسته از جنگ ، اما با روحی سرشار از ایمان ، خود را به صفِ تشییع رسانده بودند و نفسهایِ کوتاه و شمارهشدهشان ، گواهی میداد که برایشان لحظهی وداع با این امام ، از هر نفسِ زندگی ، ارزشمندتر است ، پیرمردان و پیرزنانی را دیدم که قدشان از رنجِ روزگار خمیده شده بود و عصا به دست ، با گامهایِ لرزان و اما با چشمانی مصمم ، در میانِ جمعیت راه میگشودند و گویی که هر قدمشان ، روایتی از عشق و وفاداری بود ، کودکانی را دیدم که شاید هنوز معنایِ جنگ و انقلاب و شهادت را درک نمیکردند ، اما چنان برایِ امامِ شهید اشک میریختند و ناله میزدند که باورکردنی نبود و وقتی از یکی از آنها پرسیدم : « چرا گریه میکنی؟» ، با چشمانی خیس و صدایی که میلرزید ، گفت : « آخه پدرم را از دست دادهام ، ای کاش من میمُردم ، آقا را خیلی دوست داشتم » و این پاسخِ کودکانه ، نشان داد که عشق به این مردِ بزرگ ، چقدر عمیق و ریشهدار است که حتی در دلِ کودکانِ معصوم نیز جای گرفته است . او چه کسی بود که در دلِ همهی قشرها ، از کودکِ خردسال تا پیرِ فرتوت ، از کشاورزِ ساده تا دانشگاهیِ برجسته ، از فقیرِ گرسنه تا توانگرِ متمکن ، جایی چنین رفیع و والا داشت و حتی یک خبرنگار و فعالِ سیاسیِ آمریکایی که با پیشفرضیِ غلط به ایران آمده بود تا گزارش خبری تهیه نماید ، چنان تحتِ تأثیرِ عظمتِ این مرد و عشقِ مردم به او قرار گرفته بود که نه تنها باورهایش را کنار گذاشت ، بلکه شروع به شعار دادن علیهِ کشورِ خودش و مسئولانِ ظالمش کرد و با چشمانی پر از اشک ، میانِ جمعیت ، نذری پخش مینمود و با صدایِ بلند میگفت : « من امروز فهمیدم که چه مردِ بزرگی را از دست دادید » و این یعنی که شخصیتِ او ، از مرزهایِ جغرافیا و سیاست عبور کرده بود و به یک اسطورهی جهانی تبدیل شده بود . و در سراسرِ دنیا ، جایی که مردمِ آزاده نمیتوانستند برای شرکت در تشییعِ جنازه به ایران بیایند ، در کشورهایِ خودشان تجمعات و مراسماتی با شکوه و احساسی برگزار کردند و دلِ خود را با این کار ، تسلیت بخشیدند و نشان دادند که این امام ، تنها متعلق به ایران نبود ، بلکه میراثی برای تمامِ مسلمانان و مستضعفانِ جهان بود . او بر دلها حکومت کرد ، نه با زورِ شمشیر ، که با نرمیِ محبت و صفایِ باطن و با رفتنش ، پایههایِ انقلاب را چنان محکم کرد که هیچ طوفانی نمیتواند آن را سست کند و با بودن و شهید شدنش ، روحیهی استقامت و پایداری را در جبهههایِ مقاومت در سراسرِ جهان ، چنان تقویت نمود که دشمنانِ اسلام ، این روزها بیش از هر زمانِ دیگری ، از آیندهی این نهضت هراسانند ، او کی بود که خستگی را خسته کرده بود و تا آخرین لحظه ، با لبخندی بر لب و با دلی سرشار از امید ، در مسیرِ حق گام برداشت و هرگز از آرمانهایش دست نکشید . آری او کسی بود که حتی با شهادتش ، مردمی را جذبِ انقلاب کرد که هیچ مداح و سخنرانی و هیچ منبری نتوانسته بود آنها را به این راه بکشاند و این بزرگترین معجزهی او بود که مرگش ، حیاتبخشتر از زندگیِ بسیاری بود و اشکهایی که در این روزها جاری شد ، نه اشکِ ضعف و ناتوانی ، که اشکِ عشق ، بصیرت و تجدیدِ بیعت بود ؛ اشکهایی که از دلِ پشیمانیِ برخی برخاست و از عمقِ ایمانِ برخی دیگر ، و همه در کنار هم ، تصویری بینظیر از یک ملتِ زنده ، بیدار و وفادار آفریدند . و اینک که غبارِ این روزهایِ سخت تا حدودی فرو نشسته است ، من با چشمی اشکبار و قلبی سرشار از امید ، میبینم که در چند روزِ آینده ، این پیکرِ مطهر ، در کنارِ مضجعِ نورانیِ امامِ رئوف ، حضرتِ علیبنموسیالرضا (ع) که خود در غربت و مظلومیت زیست و در غربت به شهادت رسید ، آرام خواهد گرفت و در جوارِ آن امامِ غریب ، این امامِ شهیدِ ما نیز غریبانه اما عزتمندانه ، به خاک سپرده خواهد شد و این پیوندِ دو امامِ غریب ، پیامی بزرگ برای تاریخ دارد که غربتِ اولیایِ خدا ، پایانِ راهِ ایشان نیست ، بلکه سرآغازِ فتحِ قلههایی است که پیشتر ، هیچکس نتوانسته بود به آنها دست یابد . پس ای شهیدِ والامقام ، تو سعادتمندانه زیستی که هر گامت در مسیرِ رضایتِ خدا بود ، شکوهمندانه درگذشتی که مرگت ، عزتی جاودان برای این امت آفرید و مظلومانه به شهادت رسیدی که خونِ پاکت ، نهالِ عدالت را در این سرزمین آبیاری کرد و ما نیز با تمامِ هستیمان ، این راه را ادامه خواهیم داد و به امیدِ خدا ، با رهبریِ فرزانهی امام سید مجتبی خامنه ای که اکنون پرچم را به دوش دارد ، به زودی شاهدِ فتحِ آن قلهی موعود خواهیم بود که وعدهاش را خودت دادی و ندایِ حقت ، تا همیشه در گوشِ تاریخ و در دلِ آزادگانِ جهان ، طنینانداز خواهد بود و این دلنوشته ، تنها قطرهای از دریایِ بیکرانِ عشق و ارادتی است که در این روزهایِ سخت ، جاری شد و جاری خواهد ماند .
آدم دیوانه نظرتان مردم مهمه که امثال تو رییس جمهور را آوردند حال با سفارش رییس جمهور امثال تو روی میز بیت المال نشسته ای و رجز می خوانی مثل بعضی مسئولین که با اعتبار مردم رای آوردن نماینده مجلس و وزیر و رییس سازمان شده اند یا در یک سازمان کار میکنند و برای مردم کلاس می گذارند اف بر تو و امثال تو... قیافه تو و حرفها رو باید بدان کارشناسی
درود وسلام بر سید مجتبی خامنه ای
آیت الله سید مجتبی خامنه ای: انتقام خواست ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد
عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما و همهی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم.
این انتقام، خواست ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد.
این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد
آنها باید بدانند که این امر، متوقّف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد
بزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد