جام زهر دوم؛ از کجا بفهمیم توافق احتمالی پیشرو، تحمیل بر رهبریست یا تدبیر رهبری؟
گروه سیاسی - سیدمجتبی نعیمی نوشت: حتماً با رهبری هماهنگ هستند.
به گزارش بولتن نیوز، کدام هماهنگی؟ بر ایشان تحمیل کرده و اسمش را میگذارند هماهنگی.
از ۱۹ فروردین که ماجرای آتش بس مطرح شد، دوگانه بالا را داریم تا همین امروز. بگذارید یکبار برای همیشه تکلیف این قضیه را حل کنیم:
چه در تاریخ صدر اسلام و چه در دوره جمهوری اسلامی، مواردی داریم که رسماً موضوعی برخلاف نظر رهبر جامعه اسلامی بر ایشان تحمیل شده.
همچنین مواردی هم هست که در ظاهر تصور میشد موضوعی بر ایشان تحمیل شده اما گذر زمان ثابت کرده اینطور نبوده و تدبیر شخص امام جامعه، همانی بوده که اتفاق افتاده.
حال سوال اینجاست: از کجا متوجه شویم فلان اتفاق، مصداق تحمیل است یا تدبیر؟
برای پاسخ به این سوال مهم نیازمند اطلاعات ″درست و کامل″ هستیم.
خب، حالا که اطلاعات درست و کامل نداریم چه کنیم؟ نکند این بیاطلاعی هم مثل موضوع ″وحدت″چوب دیگریست بر سر مردم مبعوث تا فیتیله مسئولیتپذیری ایشان را پایین کشیده و تأثیرگذاری آنها را از بین ببرند.
نکته اینجاست: چه زمانی بر امام جامعه اسلامی موضوعی تحمیل میشود؟ چه شد که دستور برگشتن امیرالمومنین به مالک اشتر از پشت خیمه معاویه بر ایشان تحمیل شد؟ چه شد صلح امام حسن علیهالسلام بر ایشان تحمیل شد؟ وقتی امام جامعه اسلامی تنها شود و انعکاسی از نظرات خود را در بین مردم و نزدیکانش نبیند، چارهای جز نوشیدن جام زهر ندارد. آن طرف این حرف چیست؟ اساساً در جامعه اسلامی که مردمش بالای صد شب است وسط خیابانها حضور داشته، سقف مطالباتشان سقف نظرات رهبریست و تصور غیر همسویی در مورد سپاهیانش متصور نیست، نه خبر از تحمیلیست و نه جام زهر.
یکی از مهمترین ابزارهایی که دست رهبر جامعه اسلامی را در مقابل فشارها پُر میکند، داشتن پشتوانه مردمی قوی و فعال است. وقتی امام جامعهای و نظراتش چنین مکرر و موثر، توسط مردم حمایت میشود، برگ برنده بزرگی در دست دارد تا تحمیلها را نپذیرد.
لذا اگر میخواهیم بر امام جامعه تحمیلی صورت نپذیرد و جام زهر دیگری نوشانده نشود، تکلیف من و شمایی که خودمان را جزو همین مردم مبعوث شده میدانیم این نیست که با همدیگر بر سر خبرهای مبهم بجنگیم و دیگران را متهم کنیم. بلکه تکلیف ما این است که حتی بیش از پیش، به حضورمان تکرار ببخشیم و حضورمان، مطالبه همه مطالبات رهبری باشد. چه اینکه اگر خدا نکرده روزی خبر ″درست و کاملی″ از تحمیل بر رهبری بدست آوریم هم سقف کاری که میتوانیم انجام دهیم، همین حضور حداکثری و مطالبهوار است.
لذا باید مراقب بود خروجی حرفها، تحلیلها و احساساتمان، تزریق حس بیارزشی، حاشیهای و ابزاری بودن به مردم نباشد که اگر این شود، عملاً دست برتر رهبر جامعه را از برگ برندهاش خالی میکنیم.
اگر خدای نکرده کسانی در حال خیانت به این مردم هستند، خیانت بزرگتر، خنثی کردن و بیاثر کردن حضور مطالبهوار مردم به هر نحو ممکن است. حتی اگر در ظاهر انقلابی و مطالبهوار باشد. بله، گویا ماجرا کمی پیچیدهتر از چیزیست که فکرش را میکنیم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



اللهم غشنی
خدایا بگیر مارا