کد خبر: ۸۸۷۹۲۲
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

بازار روی مین اخبار مذاکره؛ یک سیگنال، دلار را ترکاند

دیروز چهارم خرداد، دلار در واکنش به یک خبر مثبت از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا ۴۰۰۰ تومان سقوط کرد و خیابان فردوسی را غرق لبخند کرد، اما این افت قیمت که تنها بر بال یک خبر نشسته بود، یک بار دیگر زنگ خطر وابستگی عمیق نبض اقتصاد به دیپلماسی را به صدا درآورد.

بازار روی مین اخبار مذاکره؛ یک سیگنال، دلار را ترکاند

به گزارش بولتن نیوز به نقل از خبرگزاری فارس؛ ساعت ۱۱ صبح دیروز، در میدان فردوسی یک پیرمرد لاغر اندام برای فروش دلارهایش تقلا می‌کرد بی‌آنکه دلیلی برای فروش داشته باشد.
دلار که تا صبح در کانال کریدور جدیدی دست‌وپا می‌زد، ناگهان با انتشار یک نقل‌قول از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، ۴۰۰۰ تومان ریخت. 
حوالی چهارراه استانبول، تابلوی صرافی‌ها هر ده دقیقه یک‌بار به‌روز می‌شد و عدد پایین‌تر می‌رفت. 
فضای بازار از تب‌وتاب معمول به سکوتی از جنس انتظار و محاسبه تغییر کرد. 
معامله‌گران می‌گفتند: «تا آخر هفته صبر کن، بازم می‌ریزه» و این یعنی همه، حتی آن‌ها که فروشنده نبودند، به افت بیشتر باور داشتند.
بازار ارز ایران در روزهای گذشته، یعنی درست از روزی که نخستین سیگنال جدی مذاکرات به فضای عمومی درز کرد، روی یک الگوی تکراری حرکت کرده است. هر خبر مثبت، سقوط قیمت. هر ابهام، جهش دوباره. 
این الگو یادآور زمستان ۱۴۰۰ و سپس تابستان ۱۴۰۲ است؛ روزهایی که قیمت‌ها نه بر اساس داده‌های بنیادین اقتصاد، که بر اساس لحن بیانیه‌ها و توییت‌ها بالا و پایین می‌رفت. 
دیروز تکرار همان چرخه بود، با این تفاوت که حالا سایه یک توافق احتمالی بزرگ‌تر از همیشه بر سر بازار سنگینی می‌کند.
درست پشت ویترین یک صرافی در خیابان منوچهری، مرد میانسالی، کت‌وشلوار پوشیده، در یک دستش ظرف طبقه‌ای غذا است و با دست دیگر یک دسته اسکناس را از جیبش بیرون می‌کشد و نگاهش بین تابلوی نرخ‌ها و گوشی‌اش در نوسان است. 
خبرگزاری‌ها روی گوشی‌اش تیتر می‌زنند، «سفر مقامات به قطر». 
او اسکناس‌ها را دوباره تا می‌کند و به جیبش برمی‌گرداند. می‌پرسم:«نمی‌خری؟» می‌گوید: «الان احمق باشم بخرم؟ تا غروب کمترم می‌شه.» 
این مرد دلال حرفه‌ای نیست، یک کارمند است که پس‌اندازش را به دلار تبدیل کرده؛ او حالا یک معامله‌گر تمام‌عیار اخبار سیاسی شده.
اقتصاد ما در وجود همین مرد خلاصه می‌شود؛ هر تصمیم مالی، یک شرط‌بندی روی دیپلماسی یا جنگ است.
اما اگر از کوچه‌های بازار ارز فاصله بگیریم و از بالا به اقتصاد نگاه کنیم، ارقام چه می‌گویند؟ 
سهم تشکیل سرمایه ثابت ناخالص از تولید ناخالص داخلی ایران در یک دهه گذشته کاهش یافته است. 
نسبت نقدینگی به تولید، همچنان شکاف خطرناکی را نشان می‌دهد. 
در چنین بستری، تکانه‌های سیاسی روی قیمت دارایی‌ها، مثل شلاق روی اسبی نحیف عمل می‌کند. 
کاهش دیروز دلار، بدون حتی یک گرم افزایش تولید یا صادرات رقم خورد، همانگونه که افزایش هم ربطی به بدنهداصلی اقتصاد ایران نداشت، حالا صرفاً یک انتظار تورمی فروکش کرده است، بی‌آنکه یک عامل تورمی ظهور کرده باشد.
این یعنی فنر زیر پای بازار، حتی در روزهای خوش هم فشرده باقی می‌ماند؛ کافی است خبری برخلاف جهت بوزد.
برای درک ابعاد ماجرا، سراغ دو اقتصاددان با دو دیدگاه متفاوت رفتم. در ادامه خلاصه گفت‌وگو را می‌خوانید:
دکتر محمود جام‌ساز، تحلیلگر بازارهای مالی، ریزش دیروز را «واکنش طبیعی و سالم بازار» می‌داند. 
او می‌گوید: «بخشی از قیمت دلار در ماه‌های اخیر، حباب روانی ناشی از ترس جنگ بود. وقتی آن ترس تخلیه شود، کاهش قیمت نه‌تنها بد نیست، بلکه نشانه بازگشت عقلانیت است. مردم حق دارند خوشحال باشند، چون بخشی از تورم، تورم انتظاری بود که الان کنترل شده. این یعنی سفره‌شان کوچک‌تر نمی‌شود.
اما دکتر شیما توکلی، پژوهشگر اقتصاد سیاسی، همین شادی را نشانه خطر می‌داند و معتقد است: «وقتی بازار این‌قدر عمیق و سریع به اخبار واکنش نشان می‌دهد، یعنی ساختار بیمار است. ما خوشحالی مردم را نقد نمی‌کنیم، ما از این می‌ترسیم که اقتصاد ملی به یک خبر خوب و بد گره بخورد. اگر فردا یک توئیت تنش‌زا منتشر شود، آیا همین بازار با همان شدت برنمی‌گردد؟ پس این کاهش، ثبات نیست، یک آتش‌بس موقت است در جنگ انتظارات. اقتصاد ایران تبدیل شده به یک بیمار که نبضش را نه پزشک، که فرستنده پیام می‌گیرد.»
داستان این گزارش ساده است، کارشناسان از کاهش قیمت خوشحالند، اما از کاهش قیمتی که ریشه در خبر دارد نه در عمل، نگران هستند. 
راه برون‌رفت، نه قطع مذاکرات، که قطع وابستگی نبض اقتصاد به آن است. 
پیشنهاد مشخص برای بلندمدت این است:
نخست ایجاد یک «صندوق ضربه‌گیر ارزی» با منابع مشخص و غیرقابل دسترس برای مصارف بودجه‌ای، تا در روزهای تلاطم اخبار، بازار ارز قفل نشود.
دوم توقف قیمت‌گذاری دستوری و اعلام شفاف آمارهای اقتصادی، تا بازار یاد بگیرد به جای شایعه، روی داده‌های واقعی شرط‌بندی کند.
 و سوم تمرکز دیپلماسی اقتصادی بر توافق‌های تجاری دوجانبه با شرکای منطقه‌ای که مستقل از نتیجه مذاکرات هسته‌ای، تضمین‌کننده ورود ارز باشد.
مرد لباس مشکی پشت پنجره صرافی، نباید هر روز انتخاب کند که پولش را به کدام خبر گره بزند.
او باید یک روز از خواب بیدار شود و ببیند ارزش پس‌اندازش، نه با یک تیتر، که با قدرت تولید و صادرات کشورش تعیین می‌شود. تا آن روز، هر لبخند بازار، یک لبخند قرضی است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین