متخصصان يكي از مهمترين عوامل تأثيرگذار بر تخريب ساختار خانوادگي را بررسي كردند
سندرم پنهان ذهن همسران مقايسهگر
هر چه جوامع پيشرفتهتر ميشود، افراد در همه قشرها دست به داوري و مقايسه
زندگي خود با ديگران ميزنند. كارشناسان علوم اجتماعي و بسياري از
روانشناسان معتقدند مقوله مقايسه مثبت در برخي موارد موجب شكوفايي و
پيشرفت خانواده ميشود و افراد يك خانواده را با چشماندازهاي جديدي روبه
رو ميكند اما از برخي جنبههاي ديگر اگر مقايسه بين زن و شوهر، درباره
زندگي و امكانات و وضعيت كنوني آنها با ديگران و اطرافيان رخ دهد و اين
مسئله در خانواده جنبه افراطي پيدا كند منجر به آسيبهاي اجتماعي و ايجاد
اختلافات خانوادگي خواهد شد و بسياري از فرصتها و پيشرفتهاي مهم زندگي
خانوادگي كاهش پيدا ميكند.
مقايسه از جنبههاي مختلف
يكي از مهارتهاي زندگي زناشويي اين است كه افراد باتوجه به تجربياتشان كه در دوران گذشته و قبل از ازدواج از زندگي ديگران به دست آوردهاند در زمان ازدواج از زندگي خود باتوجه به تعاملات خود با همسرشان و اطرافيان زندگي را پايهريزي كنند.
دكتر رضا احمدي، روانشناس و استاد دانشگاه درباره مقايسه زن و مرد با ديگر افراد ميگويد: زن و مرد بر اين اساس تصميمگيري ميكنند كه تجربيات و تصميمات مهم زندگي را همراه با يكديگر در زندگي اعمال كنند بنابراين هيچ دليلي وجود ندارد كه آنها نحوه زندگيشان و تجربيات خود را براساس تجربههاي جاري اطرافيان پايهريزي كنند و سعي در انجام آن داشته باشند. زيرا تجربيات افراد مخصوص به خود و تجربه ديگران براساس شرايط، امكانات، موقعيتها و تفاوتهاي فردي و شخصيتي و همچنين ارزشها و عقايد خاص به آنها انجام ميشود و مورد مقايسه قرار ميگيرد.
دكتر ابراهيم اندرخورا، جامعهشناس و مدرس دانشگاه ميگويد: ارتباط مؤثر و كارآمد بين زن و مرد از دو فرهنگ، خانواده و شرايط متفاوت زماني به موفقيت نزديك ميشود كه ساختار شكلگيري باورهاي فردي و نظام خانوادگي به عوامل تأثيرگذار بر رفتار فردي و خانوادگي نزديك شود بدين معناست كه سه عامل نوع نگرش، انگيزههاي دروني و خانوادگي و مهارتهاي فردي و مشترك در زن و شوهر در شرايط مناسب و مطلوب قرار گيرد و در مقابل حالات روحي، تصورات ذهني و اعمال و رفتار مؤثر فردي و خانوادگي شكل بگيرد.
بنابراين هر چه بين ساختار تدوين شده با رفتارهاي فردي پيشبيني شده و يا شفاف شده ارتباطي نزديكتر باشد، فرهنگ حاكم بر خانواده و ارتباط ميان زن و مرد قويتر خواهد بود. همچنين هر چه ساختار ارائه شده با رفتارهاي افراد فاصله بگيرد فرهنگ خانواده متزلزل خواهد شد. دكتر احمدي، روانشناس ميافزايد: معمولاً يك زندگي خانوادگي مناسب، زندگي است كه زن و مرد از تجربيات مثبت ديگران باتوجه به در نظر گرفتن تفاوتهايي در روش و نحوه زندگي بين افراد و حذف فاكتورهاي منفي زندگي مطلوبي را پايهريزي كنند. هنگامي كه زن و مرد نسبت به زندگي ديگران احساس حسادت، رقابت يا دچار عقدههاي خود كمبيني شوند نه تنها زندگي مطلوب خود را درست پيش نميبرند بلكه اصول اشتباه زندگي ديگران را نيز سرلوحه زندگي خود قرار ميدهند و نمونه بارز اين مسئله، چشم و همچشمي و مقايسه عنوان ميشود.
تهديدي براي آرامش زندگي
دكتر اندرخورا، مدرس دانشگاه درباره آسيبهاي ناشي از مقايسه در زندگي زناشويي معتقد است: از مهمترين عواملي تأثيرگذار بر تخريب ساختار خانوادگي و فردي عواملي مانند شك كردن، تواناييهاي فردي و مشترك، تمركز بر گذشته يعني مقايسه فرد و همسرش با زوجهاي ديگر، بهانهگيري، انتظارات غيرواقعي، بدبيني، سوءظن عنوان ميشود كه بهطور كلي مقايسه شاخصهاي تشكيلدهنده خانواده بر حوزه هاي مختلف اجتماعي است. موارد اشاره شده براساس اين باورند كه هيچ دو نفري مانند يكديگر آفريده نشدهاند و هيچوجه تمايز قابل ملاحظهاي را نميتوان حتي در فرزندان دوقلو مشاهده كرد بنابراين ميتوان گفت مقايسه كردن متغيرها و شاخص هاي غيرثابت زن و مرد نتيجهاي جز شكست و ناكامي و ايجاد اختلافات خانوادگي نخواهد داشت. همچنين مفاهيمي مانند خـوشبختي، ســــــعادت و مـــوفقيت مـــــفاهيمي نســـــبي هســـتند بدين معنا كه يك مـوضوع ممكــــن است براي فـــردي مفـهوم خوشــــــبختي داشــــته باشد و براي فـــرد ديگـر يك عامـل ناراحـت كننده عنوان شود. بنابراين براي مقوله مقايسه، افراد (زن و مرد) به متغيرهاي كاملاً مشابه نياز داشته كه باتوجه به تفاوتهاي مفهومي و فيزيكي (ظاهري) نميتوان افراد و خانوادهها را با يكديگر مقايسه كرد.
دكتر احمدي، روانشناس ميافزايد: افراط در مقايسه باعث ميشود همسران از اصول اساسي زندگي دور شده و ممكن است در اين جريان كودكان در خانواده بيشترين آسيب را ببينند زيرا يكي از ابعاد مقايسه مسئله فرزندان است و مقايسه باعث ميشود آسيبهاي بدون توجه به استعدادهاي كودكان به آنها وارد شود و والدين آنها انتظاراتي از كودكشان داشته باشند كه والدين ديگر در ذهن آنها ايجاد كردهاند.
هنگامي كه احساس حقارت و رقابت ميان همسران ايجاد ميشود در كنار آن خود خوارشماري ميآيد كه براي شخصيت همسران تخريبكننده است و اين مسئله در حالي است كه اگر فرد خود را با شرايط فعلي و امكاناتش مقايسه كند هميشه احساس پيشرفت خواهد كرد.
اين روانشناس در ادامه ميگويد: مشكلاتي مانند افسردگي، انواع اضطرابها و بيماريهاي روانتني در اين دسته از خانوادهها ديده ميشود. مقايسه افراطي در بين همسران باعث احساس نفرت ميان همسران شده كه اين شيوه موجب شكست روابط عاطفي در خانواده ميشود. همچنين تفريحات و شاديهاي واقعي بين اعضاي يك خانواده كاهش پيدا ميكند و به جاي تفريحات و شاديهاي واقعي، خوشگذرانيهاي كاذب و ظاهري جايگزين ميشود كه از زندگي ديگران به زندگي آنها وارد شده است.
به گفته دكتر اندرخورا، همسران به خاطر نداشتن مهارتهاي ارتباطي به جاي درك متقابل و رسيدن به تفاهم، تضادهاي بيمارگونه و مشكلات تكراري زيادي را تجربه ميكنند، آنها بايد بپذيرند كه عوامل ساختاري مهمترين عوامل تأثيرگذار بر مشكلات آنهاست. بنابراين براي حل اين مسائل و مشكلات تغيير نگرشهاي فردي، خانوادگي، توسعه يا تقويت انگيزههاي دروني و مشترك همچنين كسب مهارتهاي مؤثر ارتباط براي همسران نتايج مثبتي را در زندگي مشترك در برخواهد داشت. مهمترين عوامل يك موضوع شخصيتي مانند محيط زندگي، خانواده، شرايط جسمي و باورهاي فردي و محيط اجتماعي بر شكلگيري شخصيت افراد تأثيرگذار است. تبليغات و ارائه الگوهاي خانوادگي، عوامل فرهنگي مجازي و منفي و يا ايدهآلهاي رمانتيك غيرواقعي هم عامل دوم تأثيرگذار بر مقايسه زندگي با ديگران عنوان ميشود كه از طريق درون و بيرون محيط زندگي انتقال پيدا ميكند.
راهكار
به عقيده متخصصان تمركز و توجه بر شايستگيها و داشتههاي واقعي كه به صورت ويژه هر فرد و خانواده از آن بهرهمند هستند استفاده از تعهد و تخصصهاي فردي در مهارتهاي خانوادگي از مهمترين ابزار پيشگيري از ورود مقايسه به زندگي افراد عنوان ميشود.
از طرف ديگر تقويت باورهاي ديني به منظور ايجاد يك پشتوانه و تكيهگاه قوي و مشترك بين زن و مرد، از اهميت ويژهاي برخوردار است. بايد توجه داشت توسعه دامنه متغيرهاي تأثيرگذار بر عواطف و احساسات مشترك و استفاده و بهرهمندي از فرصتهاي نامحدود زندگي مشترك از جمله عواملي است كه باعث تحكيم بنيان خانوادگي ميشود و اين راهكارها باعث ميشوند مقوله مقايسه از زندگي مشترك دور شود.
مقايسه از جنبههاي مختلف
يكي از مهارتهاي زندگي زناشويي اين است كه افراد باتوجه به تجربياتشان كه در دوران گذشته و قبل از ازدواج از زندگي ديگران به دست آوردهاند در زمان ازدواج از زندگي خود باتوجه به تعاملات خود با همسرشان و اطرافيان زندگي را پايهريزي كنند.
دكتر رضا احمدي، روانشناس و استاد دانشگاه درباره مقايسه زن و مرد با ديگر افراد ميگويد: زن و مرد بر اين اساس تصميمگيري ميكنند كه تجربيات و تصميمات مهم زندگي را همراه با يكديگر در زندگي اعمال كنند بنابراين هيچ دليلي وجود ندارد كه آنها نحوه زندگيشان و تجربيات خود را براساس تجربههاي جاري اطرافيان پايهريزي كنند و سعي در انجام آن داشته باشند. زيرا تجربيات افراد مخصوص به خود و تجربه ديگران براساس شرايط، امكانات، موقعيتها و تفاوتهاي فردي و شخصيتي و همچنين ارزشها و عقايد خاص به آنها انجام ميشود و مورد مقايسه قرار ميگيرد.
دكتر ابراهيم اندرخورا، جامعهشناس و مدرس دانشگاه ميگويد: ارتباط مؤثر و كارآمد بين زن و مرد از دو فرهنگ، خانواده و شرايط متفاوت زماني به موفقيت نزديك ميشود كه ساختار شكلگيري باورهاي فردي و نظام خانوادگي به عوامل تأثيرگذار بر رفتار فردي و خانوادگي نزديك شود بدين معناست كه سه عامل نوع نگرش، انگيزههاي دروني و خانوادگي و مهارتهاي فردي و مشترك در زن و شوهر در شرايط مناسب و مطلوب قرار گيرد و در مقابل حالات روحي، تصورات ذهني و اعمال و رفتار مؤثر فردي و خانوادگي شكل بگيرد.
بنابراين هر چه بين ساختار تدوين شده با رفتارهاي فردي پيشبيني شده و يا شفاف شده ارتباطي نزديكتر باشد، فرهنگ حاكم بر خانواده و ارتباط ميان زن و مرد قويتر خواهد بود. همچنين هر چه ساختار ارائه شده با رفتارهاي افراد فاصله بگيرد فرهنگ خانواده متزلزل خواهد شد. دكتر احمدي، روانشناس ميافزايد: معمولاً يك زندگي خانوادگي مناسب، زندگي است كه زن و مرد از تجربيات مثبت ديگران باتوجه به در نظر گرفتن تفاوتهايي در روش و نحوه زندگي بين افراد و حذف فاكتورهاي منفي زندگي مطلوبي را پايهريزي كنند. هنگامي كه زن و مرد نسبت به زندگي ديگران احساس حسادت، رقابت يا دچار عقدههاي خود كمبيني شوند نه تنها زندگي مطلوب خود را درست پيش نميبرند بلكه اصول اشتباه زندگي ديگران را نيز سرلوحه زندگي خود قرار ميدهند و نمونه بارز اين مسئله، چشم و همچشمي و مقايسه عنوان ميشود.
تهديدي براي آرامش زندگي
دكتر اندرخورا، مدرس دانشگاه درباره آسيبهاي ناشي از مقايسه در زندگي زناشويي معتقد است: از مهمترين عواملي تأثيرگذار بر تخريب ساختار خانوادگي و فردي عواملي مانند شك كردن، تواناييهاي فردي و مشترك، تمركز بر گذشته يعني مقايسه فرد و همسرش با زوجهاي ديگر، بهانهگيري، انتظارات غيرواقعي، بدبيني، سوءظن عنوان ميشود كه بهطور كلي مقايسه شاخصهاي تشكيلدهنده خانواده بر حوزه هاي مختلف اجتماعي است. موارد اشاره شده براساس اين باورند كه هيچ دو نفري مانند يكديگر آفريده نشدهاند و هيچوجه تمايز قابل ملاحظهاي را نميتوان حتي در فرزندان دوقلو مشاهده كرد بنابراين ميتوان گفت مقايسه كردن متغيرها و شاخص هاي غيرثابت زن و مرد نتيجهاي جز شكست و ناكامي و ايجاد اختلافات خانوادگي نخواهد داشت. همچنين مفاهيمي مانند خـوشبختي، ســــــعادت و مـــوفقيت مـــــفاهيمي نســـــبي هســـتند بدين معنا كه يك مـوضوع ممكــــن است براي فـــردي مفـهوم خوشــــــبختي داشــــته باشد و براي فـــرد ديگـر يك عامـل ناراحـت كننده عنوان شود. بنابراين براي مقوله مقايسه، افراد (زن و مرد) به متغيرهاي كاملاً مشابه نياز داشته كه باتوجه به تفاوتهاي مفهومي و فيزيكي (ظاهري) نميتوان افراد و خانوادهها را با يكديگر مقايسه كرد.
دكتر احمدي، روانشناس ميافزايد: افراط در مقايسه باعث ميشود همسران از اصول اساسي زندگي دور شده و ممكن است در اين جريان كودكان در خانواده بيشترين آسيب را ببينند زيرا يكي از ابعاد مقايسه مسئله فرزندان است و مقايسه باعث ميشود آسيبهاي بدون توجه به استعدادهاي كودكان به آنها وارد شود و والدين آنها انتظاراتي از كودكشان داشته باشند كه والدين ديگر در ذهن آنها ايجاد كردهاند.
هنگامي كه احساس حقارت و رقابت ميان همسران ايجاد ميشود در كنار آن خود خوارشماري ميآيد كه براي شخصيت همسران تخريبكننده است و اين مسئله در حالي است كه اگر فرد خود را با شرايط فعلي و امكاناتش مقايسه كند هميشه احساس پيشرفت خواهد كرد.
اين روانشناس در ادامه ميگويد: مشكلاتي مانند افسردگي، انواع اضطرابها و بيماريهاي روانتني در اين دسته از خانوادهها ديده ميشود. مقايسه افراطي در بين همسران باعث احساس نفرت ميان همسران شده كه اين شيوه موجب شكست روابط عاطفي در خانواده ميشود. همچنين تفريحات و شاديهاي واقعي بين اعضاي يك خانواده كاهش پيدا ميكند و به جاي تفريحات و شاديهاي واقعي، خوشگذرانيهاي كاذب و ظاهري جايگزين ميشود كه از زندگي ديگران به زندگي آنها وارد شده است.
به گفته دكتر اندرخورا، همسران به خاطر نداشتن مهارتهاي ارتباطي به جاي درك متقابل و رسيدن به تفاهم، تضادهاي بيمارگونه و مشكلات تكراري زيادي را تجربه ميكنند، آنها بايد بپذيرند كه عوامل ساختاري مهمترين عوامل تأثيرگذار بر مشكلات آنهاست. بنابراين براي حل اين مسائل و مشكلات تغيير نگرشهاي فردي، خانوادگي، توسعه يا تقويت انگيزههاي دروني و مشترك همچنين كسب مهارتهاي مؤثر ارتباط براي همسران نتايج مثبتي را در زندگي مشترك در برخواهد داشت. مهمترين عوامل يك موضوع شخصيتي مانند محيط زندگي، خانواده، شرايط جسمي و باورهاي فردي و محيط اجتماعي بر شكلگيري شخصيت افراد تأثيرگذار است. تبليغات و ارائه الگوهاي خانوادگي، عوامل فرهنگي مجازي و منفي و يا ايدهآلهاي رمانتيك غيرواقعي هم عامل دوم تأثيرگذار بر مقايسه زندگي با ديگران عنوان ميشود كه از طريق درون و بيرون محيط زندگي انتقال پيدا ميكند.
راهكار
به عقيده متخصصان تمركز و توجه بر شايستگيها و داشتههاي واقعي كه به صورت ويژه هر فرد و خانواده از آن بهرهمند هستند استفاده از تعهد و تخصصهاي فردي در مهارتهاي خانوادگي از مهمترين ابزار پيشگيري از ورود مقايسه به زندگي افراد عنوان ميشود.
از طرف ديگر تقويت باورهاي ديني به منظور ايجاد يك پشتوانه و تكيهگاه قوي و مشترك بين زن و مرد، از اهميت ويژهاي برخوردار است. بايد توجه داشت توسعه دامنه متغيرهاي تأثيرگذار بر عواطف و احساسات مشترك و استفاده و بهرهمندي از فرصتهاي نامحدود زندگي مشترك از جمله عواملي است كه باعث تحكيم بنيان خانوادگي ميشود و اين راهكارها باعث ميشوند مقوله مقايسه از زندگي مشترك دور شود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


