هدف وسيله را توجيه نميكند
بولتن نیوز: رهبر انقلاب در ديدار با اعضاي محترم مجلس خبرگان سخنان مهم و حكيمانهاي را بيان كردند كه به نظر ميرسد بيش از اينها بايد مورد مداقه و بررسي قرار بگيرد. به خصوص در اين مقطع مهم تاريخي كه در آن به سر ميبريم. چه از حيث مسائل داخلي و چه از حيث مسائل منطقهاي و بينالمللي و البته سرآمد همهي آنها حوادث و تحولاتي كه در جهان اسلام و كشورهاي اسلامي در حال وقوع است. سخنان رهبر انقلاب را ميتوان به اجمال در موارد زير خلاصه كرد:
1- رعايت اصل تقواي سياسي در انتخابات خبرگان
انتخابات مجلس خبرگان عليرغم همهي فضاسازيها و شانتاژگريهاي رسانههاي غربي و ضد انقلاب در فضايي بدون جنجال سياسي و در كمال آرامش و صميميت برگزار شد. و همين امر باعث عصبانيت اين رسانهها و اهانت دوباره آنها به برخي از اعضاي محترم اين مجلس شد.
هر چند از بزرگان اين مجلس محترم كه تقريبا همگي آنها جزو فقهاي بزرگ كشور و دلسوزان انقلاب هستند جز اين هم انتظار نميرفت اما مواضع برخي از اعضاء آن در طول چند ماههي اخير، باعث به وجود آمدن شك و شبهاتي شده بود. كه الحمدلله ديديم بر خلاف روال گذشته، همهي اعضاء اين مجلس با رعايت اصل «تقواي سياسي» همهي نقشههاي شوم و پوشالي بيگانگان را نقش بر آب كردند و به تعبير رهبر انقلاب نگذاشتند كه «مسابقهى در خدمت، تبديل بشود به رقابت منفىِ در تصرف مراكز و جايگاهها».
در اين ميان رفتار و گفتار آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي مهدوي كني بيش از ساير اعضاء حائز اهميت بود. چه آنكه آقاي هاشمي با انصراف از كانديداتوري براي رياست مجدد مجلس خبرگان و حمايت از آقاي مهدوي كني، شرايط را براي تصميمگيري بهتر اعضاء خبرگان هموار كرده و از طرف ديگر آقاي مهدوي كني نيز شرط «ادب» و «احترام» را به جاي آورده و مراتب سپاسگذاري خود و اعضاء مجلس را از زحمات و اقدامات آقاي هاشمي ابراز نمودند. اين دقيقا همان موضوعي است كه نه تنها اين مجلس محترم بلكه بايد سرآمد فعاليت همهي محافل و گروههاي سياسي- اجتماعي كشور، عليالخصوص مجلس شوراي اسلامي و دولت خدمتگزار، قرار گرفته و «تقواي سياسي» را در تمامي اوقات رعايت كرده و «منافع شخصي» را به «منافع ملي» ترجيح ندهند.

2- ماهيت انقلابهاي خاورميانه
جريانهاي ليبرال و منورالفكر و همچنين محافل غربي به شدت به دنبال تبليغ اين مسأله هستند كه آن چيزي كه در كشورهاي اسلامي و عربي چون مصر، تونس، ليبي، يمن، عربستان، بحرين، اردن و ... در حال رخ دادن است داراي ماهيتي ليبراليستي و صرفا با اهدافي چون آزاديخواهي است و از اين طريق اين قيامها را مصادره به مطلوب كنند. و حال آنكه توجه و تأمل بيشتر در اين حوادث نشان ميدهد كه اگر چه يكي از اهداف اين قيامها می تواند موضوعاتي چون آزادي و مبارزه با ديكتاتوري باشد اما از آن مهمتر، بازگشت مردمان اين كشورها به هويت اصلي خود يعني «هويت اسلامي» و ديني است. دليل اين مدعا همانطوري كه رهبر انقلاب به درستي به آن اشاره كردند به وضوح در دو شاخص ديده ميشود:
يكي «حضور مردمي» كه بر خلاف ساير انقلاباتي كه در جهان حادث شده و داراي ماهيتي طبقاتي، صنفي يا حزبي بود، اين انقلابات به شدت مردمي و برخاسته از «ارادهي جمهور» است.
و ديگري استفادهي از «شعار اسلامي» است. استفادهي نمادها، شعارها و شعائر اسلامي (مانند برپايي نماز جمعه و جماعات) در اين قيامها كاملا مشخص ميكند كه هدف مردم از اين قيامها چيست.
به خاطر وجود همين دو شاخصه است كه ميتوان به صراحت اعلام كرد كه اين قيامها و انقلابات بدون ترديد از «انقلاب اسلامي ايران» الگو گرفته و مدلسازي كردهاند. حتي الگوي مبارزات مردم اين كشورها نيز مؤيد همين مطلب است. كه آنها نيز مانند مردم ايران در راه رسيدن به پيروزي در انقلاب، از كاربرد «خشونت» پرهيز كرده و به صورت براندازي نرم در حال تغيير نظامهاي ديكتاتوري خو هستند.
البته اين موضوع را سران غرب نيز به خوبي ميدانند و در گوشه و كنار اظهار نظرهاي خود به آن اشاره كردهاند اما براي آنكه قافيه را نبازند سعي ميكنند كه اين مسأله را كتمان كنند.

3- الگوسازي انقلاب اسلامي
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي كشورهاي غربي به شدت به ترس و هراس افتادند. ترس آنها از الگوي جديد حكومتي بود كه انقلاب اسلامي آن را پايه گذاری کرد. تا پيش از انقلاب اسلامي تنها دو الگو براي حكومتمداري وجود داشت: لييراليسم و ماركسيسم. اما وقوع انقلاب اسلامي نشان داد كه ميتوان مدل ديگري نيز براي تأسيس حكومت و ادارهي جامعه وجود داشته باشد. مدلي كه مبتني بر دو اصل «حمهوريت» و «اسلاميت» باشد. همان اوايل پيروزي انقلاب اسلامي سياستمداران هوشياري چون «هنري كسينجر» پيشبيني كردند كه اگر جلوي اين انقلاب گرفته نشود خيلي زود به همهي دنيا سرايت خواهد كرد. به همين علت با تمامي قوا به جنگ با اين انقلاب رفتند و تمامي راههاي موجود برای فروپاشی این نظام را انجام دادند. طراحي چند كودتا، راهاندازي جنگ هشت ساله، حمايت از گروههاي مخالف درون كشور، دامن زدن به اختلافات قومی و نژادی، تحريمهاي عجيب و غريب و به بهانههاي مختلف و... نمونههايي از اقدامات آنها است. اما انقلاب اسلامي همگي آنان را با موفقيت پشت سر گذاشت.
يك دهه از عمر انقلاب گذشت كه استراتژيستهاي بزرگ جهان به صراحت اعلام كردند كه تمدن برتر بشر در آيندهي تاريخ از آن «تمدن اسلامي» است. برای مثال در اوایل دهه 90 میلادی، ساموئل هانتيگتون نظريهي «برخورد تمدن»ها را مطرح کرد. هانتیگتون در نظریهي خود که به جهان پس از فروپاشی بلوک شرق نظر داشت سخن از شکل گیری تمدنهاي جديدي کرد و از این پس روابط و منازعات بین الملل را در عرصهي فرهنگی و تمدنی میداند. و جالب است كه او از میان همهي تمدنهايی كه بر ميشمرد بیش از همه به «تمدن اسلامی» تاکید میكند و معتقد است نزاع آيندهي غر ب بدون شك با تمدن اسلامي است. بنابراين معتقد است که جهان غرب باید به هر طور ممكن این تمدن جديد را مهار کند. اما هر كاري كردند نشد كه نشد.
امروزه الگوي انقلاب اسلامي و شيوهي حكومتداري و كشورداري بر اساس نظريهي جمهوري اسلامي در حال تئوريزه شدن در جهان است. اين الگوگيري به تعبير رهبر انقلاب در 5 سطح قابل ارزيابي است:
«اولاً با پيدايش خود (1) ، بعد با تشكيل موفق نظام جمهورى اسلامى (2) كه توانست يك نظامى را با يك قانون اساسىِ كامل ارائه كند و آن را به كرسى بنشاند و تحقق ببخشد، و بعد ماندگارى (3) اين نظام در طول سى و دو سال كه نتوانند به او ضربه بزنند، و بعد استحكام (4) و تقويت هرچه بيشتر اين نظام - كه نظام جمهورى اسلامى امروز از لحاظ عمق و ريشه، قابل مقايسهى با ده سال پيش، بيست سال پيش و سى سال پيش نيست - و بعد پيشرفتهاى گوناگون (5) در اين نظام، كه پيشرفت علمى، پيشرفت فناورى و صنعتى، پيشرفتهاى اجتماعى گوناگون، پخته شدن افكار، پديد آمدن افكار نو، حركت عظيم علمى در كشور و فعاليتهاى گوناگون است.»
همهي موراد بالا باعث به وجود آمدن «گفتمان» جديدي در فضاي بينالملل شد: «گفتمان هويت اسلامي» و «عزت اسلامي». و همين ها است كه غرب را به وحشت انداخته است:
«بخش مهمى از تبليغات ضد جمهورى اسلامى، ناظر به همين جهت است؛ ناظر به اين است كه الگوسازى نشود؛ در چشم ملتهاى مسلمان، جمهورى اسلامى به صورت يك الگوى موفق درنيايد. به نظر من اين نكتهى بسيار مهمى است كه همهى ما بايد به آن توجه كنيم. سعى دشمنان اين است كه جمهورى اسلامى به شكل يك الگوى موفق در چشم ملتها جلوه نكند؛ چون وقتى الگو پيدا شد، مردم به سمت آن حركت ميكنند؛ وقتى توفيق اين الگو دانسته شد، مردم تشويق ميشوند.»

4- عوامل تضعيف الگوي انقلاب اسلامي
به نظر رهبر انقلاب دو دسته از عوامل در تضعيف الگو وگفتمان انقلاب اسلامي نقش دارند:
دستهي اول «عوامل بيروني» كه توسط دشمنان انقلاب اسلامي انجام ميشود. كه آنها سعي ميكنند با همه روشها و به كارگيري همهي ابزارها و امكانات موجود به انقلاب اسلامي ضربه بزنند كه در بالا به ذكر نمونههايي از آن اشاره شد. همچنين يكي از كارهاي ديگري كه دشمنان انقلاب انجام ميدهند اين است كه عيبهاي موجود و كوچك را بزرگنمايي كرده و از اين طريق افكار عمومي جامعه و جهان را نسبت به انقلاب بدبين سازند.
دستهي دوم «عوامل دروني» كه در مقايسهي با عوامل ياد شده در بالا از اهميت بيشتري برخوردار است. اين دسته از عوامل ناظر به كاركردهاي افراد درون اين نظام و به خصوص مسئولين و نخبگان سياسي و خواص جامعه است:
«كوتاهىهاى ما، كمكارىهاى ما، تنبلىهاى ما، مبتلاشدن ما به چيزهائى كه مضر به حركت است - مثل اختلافها، مثل كارهاى خلاف گوناگون، ميل به دنيا پيدا كردنها، به سمت دنيا كشيدهشدنها، قدرتطلبىها، بىسياستىها و از اين قبيل چيزها – اينها چيزهائى است كه ناشى از وجود ماست، ما داريم اين نقصها را ايجاد ميكنيم. اين عامل درونى، به اين الگو صدمه ميزند.»
نقطهي تقويت انقلاب اسلامي هم ناشي از همين عوامل دروني است. بنابراین ابتدا بايد از كوتاهيها، ضعفها و نقصانهاي خود شروع كرد. در اين ميان وظيفهي نخبگان بيش از ساير افراد جامعه است:
«در درجهى اول، مسئولان و زبدگان و برجستگان و روشنفكران و دانشمندان و علما و كسانى كه محيطِ تأثير دارند، از رفتارهاى خودشان مراقبت كنند. همان طور كه عرض كرديم، قدرتطلبى است، دنياطلبى است، دنبال اختلاف رفتن است، جنجال درست كردن است، خلاف اخلاق حركت كردن است.»
5- هدف وسيله را توجيه نميكند
در اخلاق سياسي رئاليستي كه مبتني بر رویکرد «ماكياوليستی» است، هدف وسيله را توجيه ميكند و سياستمدار ميتواند براي رسيدن به «هدف» از هرگونه ابزاري استفاده كند. حتي اگر خلاف اخلاق و عرف و قانون باشد. مهم اين است كه منافع به هر قيمتي تأمين شود. اما در اخلاق سياسي ديني مبتني بر رويكرد «علوي»، اهداف هر چقدر هم كه والا باشند به تنهايي مهم نيستند. بلكه راههاي دستيابي و چگونگي رسيدن به هدف و نوع به كارگيري ابزار در تحقق اهداف نيز مهماند. سياستمدار ديني نميتواند براي رسيدن به هدف خود از هر ابزاري استفاده كند.
متأسفانه در فضاي كنوني جامعه گاهي اوقات ديده ميشود كه برخي از افراد و گروههاي سياسي براي رسيدن به منافع شخصي و گروهي خود حاضرند هر كاري را انجام دهند. حاضرند به رقيب و طرف مقابل خود اهانت كرده و فحش و دشنام بدهند. و اين دقيقا خلاف اخلاق سياسي اسلامي است:
«فضاى اهانت و هتك حرمت در جامعه، يكى از آن چيزهائى است كه اسلام مانع از آن است؛ نبايد اين اتفاق بيفتد. فضاى هتك حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سياسى است. انتقاد، مخالفت، بيان عقايد، با جرأت، هيچ اشكالى ندارد؛ اما دور از هتك حرمتها و اهانتها و فحاشى و دشنام و اين چيزها. همه هم در اين زمينه مسئولند.»

رفتار سياسي حضرت امير (ع) به ما ميفهماند كه حتي در برخورد با دشمن نيز نبايد از الفاظ زشت و توهين و افترا استفاده كرد. كه امير (ع) آنگاه كه ديد سپاهيان او در جنگ صفين مشغول به «سبّ» كردن لشگريان معاويه هستند آنان را از اين كار به شدت نهي كردند. البته اين امر منافاتي با «نقد» كردن طرف مقابل ندارد. كه نقد يعني بررسي منصفانهي عملكرد رقيب. نقد يعني ديدن نقاط خوب و بد به صورت توأمان. ميتوان عملكردها و كاركردها را نقد زد بدون آنكه توهين كرد:
«مخالفت كردن، استدلال كردن، يك فكر سياسى غلط يا يك فكر دينى غلط را محكوم كردن، يك حرف است، مبتلا شدن به اين امرِ خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف عقل سياسى، يك حرف ديگر است؛ ما اين دومى را به طور كامل و قاطع نفى ميكنيم؛ نبايد اين كار انجام بگيرد. متأسفانه بعضى اين كار را ميكنند. من بخصوص به جوانها توصيه ميكنم. بعضى از اين جوانها بلاشك مردمان بااخلاص و مؤمن و خوبى هم هستند، اما خيال ميكنند اين وظيفه است؛ نه، من عرض ميكنم اين خلاف وظيفه است، عكس اين وظيفه است.»
6- اتخاذ مواضع شفاف توسط نخبگان
يكي از مشكلاتي كه جامعهي ما در اين 20 ماههي پس از انتخابات رياست جمهوري و فضاي فتنهي بعد از آن ديد، عدم اتخاذ مواضع شفاف و روشن و يا به موقع و به هنگام از سوي نخبگان و خواص جامعه بود. اين موضوع باعث شد كه عموم مردم از عملكرد بسياري از نخبگان جامعه ناراحت شوند. و طبيعي است كه نسبت به اين موضوع از خود واكنش نشان دهند:
«من به بزرگان هم نصيحتى بكنم. اين نصيحت به جوانها بود، پيرها هم محتاج نصيحتند؛ آنها هم بايد توجه كنند. مواضع درست گرفتن، حرف درست زدن، تحت تأثير خبرهاى دروغ قرار نگرفتن، اين هم وظيفه است. هزاران نفر در نظام اسلامى دارند محض رضاى خدا زحمت ميكشند و تلاش ميكنند و شب و روز خودشان را ميكُشند، براى اينكه طبق حركت اسلامى يك كارى انجام بگيرد، نظام اداره شود، وظائفِ بسيار سنگين انجام بگيرد؛ اما انسان يك خبر دروغى را بشنود، بنا كند همهى اينها را زير سؤال بردن - مسئولين دولتى را، ديگران را، ديگران را - اين هم مصلحت نيست، اين هم خلاف است.»
بنابراين لازم است حال كه حجت خدا، امام خامنهاي، حجت را بر همگان و عليالخصوص نخبگان و خواص جامعه تمام كردهاند آنها نيز در پاسخ به رهبر انقلاب از اين پس در اتخاذ مواضع اصولي و شفاف و صريح تلاش كرده و خود را بيش از پيش به مردم نزديك سازند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



خدایا تا انقلاب مهدی خامنه ای را نگه دار