آنچه ناگفته و مغفول مانده بود...
نكته هايي چند از ديدار اخير رهبر مظم انقلاب با هنرمندان
فاصله بسيار زياد وضعيت موجود با وضعيت مطلوب در عرصه هنرهاي نمايشي نيز از ديگر اشارات دقيقي بود كه درباره آن چنين فرمودند: "شماها خيلى زحمت كشيديد، واقعاً هم آثار خوبى خروجىِ اين زحمات شماست؛ اما بين آنچه انجام گرفته و آنچه با اين ظرفيت عظيم ميتواند انجام بگيرد، باز هم فاصله زياد است. بنده توقعم خيلى زياد است. من توى اين زمينهها - نه فقط در مقام مخاطبهى با شما - با خيلى از مسئولين گوناگون ديگر هم كه مواجه ميشوم، يك پرتوقعىهائى دارم.
خبرنگار بولتن گزارش داد: ديدار صميمانه مقام معظم رهبري با تعداد زيادي از هنرمندان و دست اندركاران عرصه هاي نمايشي كشور در كنار جذابيت هاي حاشيه اي و ذوق افزايي رسانه اي ، حاوي نكاتي بسيار مهم و قابل تامل بود كه به نظر مي رسد براي جايگيري كامل اين نكات در اذهان و نيز بهره برداري هر چه بيشتر از آنها بايستي به چند فراز مهم از اين فرمايشات استناد كرده و آنان را آويزه گوش قرار داد.
1- رشد قارچ گونه و تاخت و تاز كم سابقه دشمنان عرصه فرهنگ كه اين روزها در قالب هايي چون كانال هاي متعدد ماهواره اي فارسي زبان و با بهره گيري از جذابيت هاي تصنعي و شهواني عرصه را بر دينداران تنگ و ناخوشايند كرده از اولين اشاراتي بود كه رهبر معظم انقلاب آن را سرلوحه سخنان خود قرار دادند. ايشان در اين رابطه فرمودند: "امروز ما به عنوان يك ملتى كه چون زنده است، چون حرف دارد، چون احساس هويت و وجود ميكند، پس دشمنهاى بزرگى هم دارد، مواجهيم با دشمنىهائى از راههاى مختلف، به شيوههاى مختلف و از جمله به شيوهى استفادههاى هنرى و بيش از همه، هنر نمايش. اين نشان ميدهد كه ما به عنوان يك ملت زنده، به عنوان يك مجموعهاى كه در دنيا حرفى براى گفتن داريم و هدفى داريم، چقدر بايد روى مسئلهى هنرهاى نمايشى اهتمام بورزيم و سرمايهگذارى مادى و معنوى كنيم. لذا من حقيقتاً به اين موضوع اهميت ميدهم."
2- مشكل كاناليزه نشدن فضاي نقد و نقادي در عرصه هنرهاي نمايشي و مشكلاتي كه هنرمندان اين عرصه با آن رو برو هستند و در بسياري مواقع كم طاقتي و ظرفيت اندك دستگاه ها و ارگان هاي مورد اشاره و كنايه برخي نمايش هاي تلويزيوني و تبعات حقوقي و قانوني پرداختن به چنين موضوعاتي، از ديگر مسائل مورد توجه رهبر فرزانه انقلاب بود. ايشان در اين رابطه بيان داشتند: "به شما حق ميدهم از نبود امنيت روحى در هنگام ساخت يك اثر هنرى، يا داشتن دغدغهى ناامنى، يا مواجه شدن با انتقاد، يا به قول يكى از دوستان، حتّى مواجه شدن با عامل قضا و دستگاه قضا و پليس و اينها؛ منتها اينجا يك چيزى وجود دارد و آن اين است كه شماها هنرمنديد و هنرمند ظريف است. امثال بنده كه آدمهاى پوستكلفتى هستيم، اگر قرار بود اين ظرافتهائى كه شماها را اينجور نگران ميكند و ميلرزاند و به شِكوه و شكايت وادار ميكند، ماها را هم اين نگرانىها از ميدان در ببرد، حالا وضع جور ديگرى ميشد. خوب، در حالى كه بنده با هنرمندها از شكلهاى مختلف - بيشتر، هنرمندهاى عرصهى شعر و ادبيات و قصه و اين حرفها - از دوران جوانى تا حالا زياد سر و كار داشتم و لطافت و ظرافت روح اينها را ميدانم، چه جور من از شما بخواهم و بگويم كه آقا به اين انتقادها توجه نكنيد؛ كار خودتان را بكنيد؟ خوب، ميگويند، بگويند. بالاخره باب انتقاد باز است. حالا شما ببينيد؛ مثلاً همين سريال «يوسف پيامبر». سريالى ساخته شده كه تمام جهات شرعى و رعايتهاى گوناگون در آن ملاحظه شده. شرح حال يك پيغمبر هم هست. مبناى كار هم مبناى عفاف است، نه مبناى رائج در فيلمهاى دنيا؛ عشق و شهوت و اين چيزها. بعد هم اينجور با استقبال در همهى دنياى اسلام - شايد بعضى از جاهاى دنياى غير اسلام - مواجه شده. خوب، توى روزنامه انتقاد نوشتند، بد گفتند، بصراحت ايراد گرفتند، مشكلات ديگر هم درست كردند؛ بالاخره اين چيزها هست. من ميخواهم به شما عرض كنم؛ خيلى دغدغهى اين را كه حالا انتقاد ميكنند و حرف ميزنند و ميگويند، نداشته باشيد. اگر بنا باشد اين دغدغهها را ملاحظه كنيد؛ دغدغههائى كه بعضىاش هم شايد واقعى نباشد - يعنى همان روح لطيف هنرمند است كه تصور ميكند - در واقع توهّم دغدغه است، حقيقتاً امكان كار گرفته ميشود؛ اين را من تصديق ميكنم. لذا نبايد خيلى بر سر اين دغدغهها و اين نگرانىها درنگ كنيد. اين يك طرف قضيه است."
3- موضوع پرداختن به خط قرمز ها و اثرات ويران كننده به نمايش درآوردن برخي موضوعات و توجه علي حده به موضوعات غير ضرور و يا زيان بار از ديگر نكاتي بود كه حضرت آيت الله خامنه اي بدان توجه داشته و فرمودند: " طرف ديگر قضيه اين است كه واقعاً خط قرمزهائى هست كه بايد رعايت شود. يك جاهائى عبور از برخى از خطوط قرمز اخلاقى - منظورم خطوط قرمز سياسى هم خيلى نيست؛ عمدتاً انسان نگران اخلاق و دين و اين چيزهاست - در بعضى از فيلمها و سريالها لزومى ندارد. انسان نگاه ميكند، مىبيند اين سريالِ خوشساخت و خوشمضمون اگر اين زائده را نداشته باشد، هيچ زيانى به اين سريال نميرساند؛ از اين قبيل هم ما داريم. بعضى از ارتباطات عشقى دختر و پسر كه توى فيلمها منعكس ميشود، بد است، بدآموز است. اين فرق ميكند با آن چيزى كه فرض كنيد در سريال «اغماء» وجود داشت؛ كسى اول يك توهّم يا تصورى به ذهنش مىآيد، آخر سريال ميفهمد نه، اين اشكال نداشته. بله، اين حق با شماست. اما اينكه شما نوع برخورد يك زن و مرد را، يك عشق غلط را - اين عشقهاى مثلث و مربع را - توى فيلم بياوريد، اين مضر است؛ اين را كاريش نميشود كرد. كارى كنيم كه اينها توى فيلمها نيايد. حالا اين يك اشكال."
4- تحديد حدود و مرز كشي ميان پديده نقد و نقادي و تخريب و وارونه و سياه جلوه دادن مسائل نيز از ديگر دغدغه هاي رهبر معظم انقلاب در ديدار با هنرمندان بود. ايشان در اين باره راهكارهايي اين چنين براي شناسايي و تعريف مقوله نقد و حذر از تخريب و نق زني ارائه كردند: " فرض كنيد فيلمى هست كه ظاهر و قالب و پز انتقاد دارد - چون انتقاد چيز خوبى است ديگر - اما در واقع انتقاد نيست؛ نق زدن است. يك فرق اساسى وجود دارد بين انتقاد كردن و نق زدن. انتقاد كردن اين است كه شما يك نقطهى منفى را پيدا كنيد، با تكيهى بر نقطهى مثبتى كه در اين اثر نمايشى شما، در اين داستان شما وجود دارد، آن نقطهى منفى را نشان بدهيد و مغلوب كنيد. جانمايهى يك اثر نمايشى طبعاً داستان است، قصه است، سرگذشت است. شما در اين سرگذشت، يك قهرمان داريد، يك هدف داريد. اين قهرمان دنبال يك هدفى است، با يك موانعى مبارزه ميكند. شما چالش جدى و واقعى و عينىاى را تصوير ميكنيد. مقصود اين قهرمان اين است كه به آن هدف برسد و با اين موانع مبارزه كند. اين موانع، زشتىهايند. بالاخره در اين داستان، اين هنرمندى كه اين فيلمنامه را مينويسد يا اين كارگردانى كه كارگردانى ميكند، ميخواهند چه بكنند؟ ميخواهند خروجى و محصول اين مبارزه چه باشد؟ اين خيلى مهم است. اگر محصول اين مبارزه بايد اين باشد كه در چالش خير و شر، خير بر شر فائق و غالب بيايد، پس بايستى شما حركت خير را، جريان خير را توى اين نمايش نشان بدهيد. بله، حركت شر را هم - ايرادى ندارد - نشان بدهيد، اما معلوم بشود يك حركت خير وجود دارد كه كاراكتر قهرمان دنبال آن است، براى آن مبارزه ميكند، براى آن جانفشانى ميكند؛ حتّى گاهى جانش را بر سر آن ميگذارد، براى اينكه به آن هدف برسد. يعنى درست است كه شما عيب و زشتى را نشان داديد، اما يك چيز بزرگترى را نشان داديد و آن، جهاد براى مبارزهى با اين زشتى است؛ اين ميشود انتقاد. من به عنوان يك روحانى و به عنوان يك مسئول در نظام جمهورى اسلامى، به شما عرض ميكنم: اينجور انتقادى هيچ اشكال ندارد، بلكه مطلوب است؛ چون اين انتقاد، جامعه را به سمت رفع نواقص پيش ميبرد و حركت ميدهد؛ اين خوب است.
اما يك وقت اين نيست؛ نق زدن است. آدم يك نقطهى منفى را بگيرد، همين طور هى بنا كند آن را تكرار كردن. مگر نقاط منفى و نقاط ضعف از يك جامعه رخت برميبندد؟ مگر بكلى ريشهكن ميشود؟ شما اين را برداشتيد، يك چيز ديگر هست. اين كه جهتى نشد براى يك هنرمند، اين كه هدفى نشد، اين كه امتيازى نيست، افتخارى نيست؛ همين طور انسان نق بزند، سياهنمائى كند، يأس بپراكند. شما وقتى زشتى را نشان ميدهيد، اما آن عامل خيرى را كه بناست بر زشتى غلبه پيدا كند يا با آن مبارزه كند، نشان نميدهيد، در جامعه يأس پراكنده ميشود و نوميدى به وجود مىآيد؛ فيلم شما را كه طرف نگاه ميكند، ميگويد: خوب، چه فايده؟ با آن تأثير عظيمى كه فيلم دارد، اثر نمايشى دارد. من ميگويم شما انتقاد كنيد، منتها انتقاد به معناى واقعى كلمه؛ يعنى مبارزه و چالش خير و شر را نشان بدهيد تا معلوم شود كه اگر اين نقطهى زشت و مردود در جامعه هست، اما انگيزهاى براى رفع آن وجود دارد، جريانى براى نابودى آن وجود دارد. اگر فقر را نشان ميدهيد، معنايش اين نباشد كه در جامعه فقر هست، اما هيچ انگيزهاى براى مبارزهى با فقر وجود ندارد. اگر اينجور شد، طبعاً فيلم يأسآور ميشود؛ فضا را تاريك نشان ميدهد و برخلاف واقعيت هم هست."
5- پرده برداري از هجمه هاي جديد دشمنان مجهز به تسليحات كشتار جمعي ديروز كه اين روزها با سلاح فرهنگ و به قصد بي اعتقاد كردن بنيان هاي مذهبي و اخلاقي جامعه ايراني تمامي ابزارهاي خود را بسيج كرده اند نيز از ديگر نكات و مداقّه هاي بسيار مهم رهبر فرزانه انقلاب بودند. ايشان با اشاره به اين هجمه ها فرمودند:" همان كسانى كه سى سال با اين ملت مبارزه كردند، معارضه كردند، عناد ورزيدند، همان دستگاهها و سيستمهائى كه از كارخانجاتِ خودشان مواد شيميائى و سلاح شيميائى دست صدام دادند كه بزند توى جبههها و توى جادهها و حتّى توى شهرها، همان كسانى كه در عرصهى فرهنگى شبكه درست ميكنند - كه شماها بيشتر از من ديدهايد و مطلعيد كه به قصد نابود كردن بناى خانواده و شكستن حريم عفاف و حجابى كه ميراث هزاران سالهى ايرانى است و كشور ما و ملت ما از دوران قبل از اسلام، از لحاظ مسائل شهوانى و جنسى، يك ملت عفيف و نجيب بوده، شبكه درست ميكنند - همينها در زمينههاى سياسى، فيلم «بدون دخترم هرگز» را، فيلم «300» را ميسازند كه عليه حيثيت ايرانى است و سر تا پا دروغ و خباثت است؛ همان آدمها ادعا ميكنند كه با ايران دشمنى ندارند، با ملت ايران دشمنى ندارند، اما شب و روز دشمنى ميكنند. اين مسئله خيلى مهم است؛ اين نشان دهندهى اين است كه ملت ما در يك عرصهى عظيمى مشغول حركت است و در مقابل خواستههاى استعمارى و استكبارى و جهانخوارانه و غصبآلودِ اين قدرتها - كه اين هدفها در همهى دنيا منتشر است و محسوس است - ايستاده است."
6- انتظار معظم له از هنرمندان و دست اندركاران حوزه هنرهاي نمايشي براي دشمن شناسي و تلاش براي ارائه راهكارهاي شناسايي و مواجهه با دشمنان توسط هنرهاي نمايشي نيز از ديگر دغدغه هاي حضرت آيت الله خامنه اي بود. ايشان انتظارات خود را چنين بيان فرمودند: "اگر شما به عنوان يك كارگردان، به عنوان يك هنرپيشه، به عنوان يك فيلمنامهنويس، به عنوان يك عامل مؤثر در پديد آمدن اين اثر نمايشى و اين اثر دراماتيك جاذب و جالب، به عنوان كسى كه در اين ميدان فعال است - حالا يا فيلمنامهنويس است، يا كارگردان است، يا فيلمبردار است، يا هرچه - نقش ايستادگى و نقش دشمنشناسى را ايفاء كرديد، نقش خودتان را شناختيد و به آن عمل كرديد، خود شما قهرمانِ يك داستان حقيقى هستيد؛ خود شما ميشويد يك قهرمان؛ همچنان كه در يك هنر نمايشى، در يك داستان، يك قهرمان داريم، يك ضد قهرمان داريم؛ اين قهرمان به سمت يك هدفى دارد تلاش ميكند، مجاهدت ميكند، كار ميكند؛ شما اگر در جاى خودتان قرار گرفتيد، آن نقش خودتان را ايفاء كرديد، شما خودتان همان قهرمانيد؛ آن وقت اثرى كه ميسازيد، بازىاى كه ميكنيد، باروحتر، گرمتر، گيراتر و جذابتر خواهد شد. اين آن چيزى است كه ما از جامعهى هنرمند كشورمان، از شما مجموعهاى كه بخصوص با صدا و سيما همكار هستيد، انتظار داريم."
7- فاصله بسيار زياد وضعيت موجود با وضعيت مطلوب در عرصه هنرهاي نمايشي نيز از ديگر اشارات دقيقي بود كه درباره آن چنين فرمودند: "شماها خيلى زحمت كشيديد، واقعاً هم آثار خوبى خروجىِ اين زحمات شماست؛ اما بين آنچه انجام گرفته و آنچه با اين ظرفيت عظيم ميتواند انجام بگيرد، باز هم فاصله زياد است. بنده توقعم خيلى زياد است. من توى اين زمينهها - نه فقط در مقام مخاطبهى با شما - با خيلى از مسئولين گوناگون ديگر هم كه مواجه ميشوم، يك پرتوقعىهائى دارم. به نظر خودم اين پرتوقعىها منطقى است؛ به هيچ وجه غير منطقى نيست. همين كه شما اين همه داريد كار ميكنيد، نشاندهندهى اين است كه آنچه ما توقع داريم، تخيل نيست، خيالات نيست؛ عملى است. ما كه اين امكانات را نداشتيم؛ اين همه كار، اين همه آثار هنرى، اين همه آثار نمايشىِ برجسته و ممتاز، اين تعداد هنرپيشهى حقيقتاً باارزش. بعضى از هنرپيشههاى ما انصافاً در رديف يك قرار دارند؛ همهفنحريف، همه جا بهدردبخور. بعضى از كارگردانىها برجسته و ممتاز است. حالا بنده در اين زمينهها صاحبنظر نيستم و نميتوانم به عنوان يك صاحبنظر اظهار نظر كنم، اما به عنوان يك مستمع كه انسان نگاه ميكند، اثر هنر را و كار هنرىِ برجسته را ميفهمد. بنابراين زياد ميشود كار كرد و شما هم انشاءاللَّه بايد تلاش كنيد."
1- رشد قارچ گونه و تاخت و تاز كم سابقه دشمنان عرصه فرهنگ كه اين روزها در قالب هايي چون كانال هاي متعدد ماهواره اي فارسي زبان و با بهره گيري از جذابيت هاي تصنعي و شهواني عرصه را بر دينداران تنگ و ناخوشايند كرده از اولين اشاراتي بود كه رهبر معظم انقلاب آن را سرلوحه سخنان خود قرار دادند. ايشان در اين رابطه فرمودند: "امروز ما به عنوان يك ملتى كه چون زنده است، چون حرف دارد، چون احساس هويت و وجود ميكند، پس دشمنهاى بزرگى هم دارد، مواجهيم با دشمنىهائى از راههاى مختلف، به شيوههاى مختلف و از جمله به شيوهى استفادههاى هنرى و بيش از همه، هنر نمايش. اين نشان ميدهد كه ما به عنوان يك ملت زنده، به عنوان يك مجموعهاى كه در دنيا حرفى براى گفتن داريم و هدفى داريم، چقدر بايد روى مسئلهى هنرهاى نمايشى اهتمام بورزيم و سرمايهگذارى مادى و معنوى كنيم. لذا من حقيقتاً به اين موضوع اهميت ميدهم."
2- مشكل كاناليزه نشدن فضاي نقد و نقادي در عرصه هنرهاي نمايشي و مشكلاتي كه هنرمندان اين عرصه با آن رو برو هستند و در بسياري مواقع كم طاقتي و ظرفيت اندك دستگاه ها و ارگان هاي مورد اشاره و كنايه برخي نمايش هاي تلويزيوني و تبعات حقوقي و قانوني پرداختن به چنين موضوعاتي، از ديگر مسائل مورد توجه رهبر فرزانه انقلاب بود. ايشان در اين رابطه بيان داشتند: "به شما حق ميدهم از نبود امنيت روحى در هنگام ساخت يك اثر هنرى، يا داشتن دغدغهى ناامنى، يا مواجه شدن با انتقاد، يا به قول يكى از دوستان، حتّى مواجه شدن با عامل قضا و دستگاه قضا و پليس و اينها؛ منتها اينجا يك چيزى وجود دارد و آن اين است كه شماها هنرمنديد و هنرمند ظريف است. امثال بنده كه آدمهاى پوستكلفتى هستيم، اگر قرار بود اين ظرافتهائى كه شماها را اينجور نگران ميكند و ميلرزاند و به شِكوه و شكايت وادار ميكند، ماها را هم اين نگرانىها از ميدان در ببرد، حالا وضع جور ديگرى ميشد. خوب، در حالى كه بنده با هنرمندها از شكلهاى مختلف - بيشتر، هنرمندهاى عرصهى شعر و ادبيات و قصه و اين حرفها - از دوران جوانى تا حالا زياد سر و كار داشتم و لطافت و ظرافت روح اينها را ميدانم، چه جور من از شما بخواهم و بگويم كه آقا به اين انتقادها توجه نكنيد؛ كار خودتان را بكنيد؟ خوب، ميگويند، بگويند. بالاخره باب انتقاد باز است. حالا شما ببينيد؛ مثلاً همين سريال «يوسف پيامبر». سريالى ساخته شده كه تمام جهات شرعى و رعايتهاى گوناگون در آن ملاحظه شده. شرح حال يك پيغمبر هم هست. مبناى كار هم مبناى عفاف است، نه مبناى رائج در فيلمهاى دنيا؛ عشق و شهوت و اين چيزها. بعد هم اينجور با استقبال در همهى دنياى اسلام - شايد بعضى از جاهاى دنياى غير اسلام - مواجه شده. خوب، توى روزنامه انتقاد نوشتند، بد گفتند، بصراحت ايراد گرفتند، مشكلات ديگر هم درست كردند؛ بالاخره اين چيزها هست. من ميخواهم به شما عرض كنم؛ خيلى دغدغهى اين را كه حالا انتقاد ميكنند و حرف ميزنند و ميگويند، نداشته باشيد. اگر بنا باشد اين دغدغهها را ملاحظه كنيد؛ دغدغههائى كه بعضىاش هم شايد واقعى نباشد - يعنى همان روح لطيف هنرمند است كه تصور ميكند - در واقع توهّم دغدغه است، حقيقتاً امكان كار گرفته ميشود؛ اين را من تصديق ميكنم. لذا نبايد خيلى بر سر اين دغدغهها و اين نگرانىها درنگ كنيد. اين يك طرف قضيه است."
3- موضوع پرداختن به خط قرمز ها و اثرات ويران كننده به نمايش درآوردن برخي موضوعات و توجه علي حده به موضوعات غير ضرور و يا زيان بار از ديگر نكاتي بود كه حضرت آيت الله خامنه اي بدان توجه داشته و فرمودند: " طرف ديگر قضيه اين است كه واقعاً خط قرمزهائى هست كه بايد رعايت شود. يك جاهائى عبور از برخى از خطوط قرمز اخلاقى - منظورم خطوط قرمز سياسى هم خيلى نيست؛ عمدتاً انسان نگران اخلاق و دين و اين چيزهاست - در بعضى از فيلمها و سريالها لزومى ندارد. انسان نگاه ميكند، مىبيند اين سريالِ خوشساخت و خوشمضمون اگر اين زائده را نداشته باشد، هيچ زيانى به اين سريال نميرساند؛ از اين قبيل هم ما داريم. بعضى از ارتباطات عشقى دختر و پسر كه توى فيلمها منعكس ميشود، بد است، بدآموز است. اين فرق ميكند با آن چيزى كه فرض كنيد در سريال «اغماء» وجود داشت؛ كسى اول يك توهّم يا تصورى به ذهنش مىآيد، آخر سريال ميفهمد نه، اين اشكال نداشته. بله، اين حق با شماست. اما اينكه شما نوع برخورد يك زن و مرد را، يك عشق غلط را - اين عشقهاى مثلث و مربع را - توى فيلم بياوريد، اين مضر است؛ اين را كاريش نميشود كرد. كارى كنيم كه اينها توى فيلمها نيايد. حالا اين يك اشكال."
4- تحديد حدود و مرز كشي ميان پديده نقد و نقادي و تخريب و وارونه و سياه جلوه دادن مسائل نيز از ديگر دغدغه هاي رهبر معظم انقلاب در ديدار با هنرمندان بود. ايشان در اين باره راهكارهايي اين چنين براي شناسايي و تعريف مقوله نقد و حذر از تخريب و نق زني ارائه كردند: " فرض كنيد فيلمى هست كه ظاهر و قالب و پز انتقاد دارد - چون انتقاد چيز خوبى است ديگر - اما در واقع انتقاد نيست؛ نق زدن است. يك فرق اساسى وجود دارد بين انتقاد كردن و نق زدن. انتقاد كردن اين است كه شما يك نقطهى منفى را پيدا كنيد، با تكيهى بر نقطهى مثبتى كه در اين اثر نمايشى شما، در اين داستان شما وجود دارد، آن نقطهى منفى را نشان بدهيد و مغلوب كنيد. جانمايهى يك اثر نمايشى طبعاً داستان است، قصه است، سرگذشت است. شما در اين سرگذشت، يك قهرمان داريد، يك هدف داريد. اين قهرمان دنبال يك هدفى است، با يك موانعى مبارزه ميكند. شما چالش جدى و واقعى و عينىاى را تصوير ميكنيد. مقصود اين قهرمان اين است كه به آن هدف برسد و با اين موانع مبارزه كند. اين موانع، زشتىهايند. بالاخره در اين داستان، اين هنرمندى كه اين فيلمنامه را مينويسد يا اين كارگردانى كه كارگردانى ميكند، ميخواهند چه بكنند؟ ميخواهند خروجى و محصول اين مبارزه چه باشد؟ اين خيلى مهم است. اگر محصول اين مبارزه بايد اين باشد كه در چالش خير و شر، خير بر شر فائق و غالب بيايد، پس بايستى شما حركت خير را، جريان خير را توى اين نمايش نشان بدهيد. بله، حركت شر را هم - ايرادى ندارد - نشان بدهيد، اما معلوم بشود يك حركت خير وجود دارد كه كاراكتر قهرمان دنبال آن است، براى آن مبارزه ميكند، براى آن جانفشانى ميكند؛ حتّى گاهى جانش را بر سر آن ميگذارد، براى اينكه به آن هدف برسد. يعنى درست است كه شما عيب و زشتى را نشان داديد، اما يك چيز بزرگترى را نشان داديد و آن، جهاد براى مبارزهى با اين زشتى است؛ اين ميشود انتقاد. من به عنوان يك روحانى و به عنوان يك مسئول در نظام جمهورى اسلامى، به شما عرض ميكنم: اينجور انتقادى هيچ اشكال ندارد، بلكه مطلوب است؛ چون اين انتقاد، جامعه را به سمت رفع نواقص پيش ميبرد و حركت ميدهد؛ اين خوب است.
اما يك وقت اين نيست؛ نق زدن است. آدم يك نقطهى منفى را بگيرد، همين طور هى بنا كند آن را تكرار كردن. مگر نقاط منفى و نقاط ضعف از يك جامعه رخت برميبندد؟ مگر بكلى ريشهكن ميشود؟ شما اين را برداشتيد، يك چيز ديگر هست. اين كه جهتى نشد براى يك هنرمند، اين كه هدفى نشد، اين كه امتيازى نيست، افتخارى نيست؛ همين طور انسان نق بزند، سياهنمائى كند، يأس بپراكند. شما وقتى زشتى را نشان ميدهيد، اما آن عامل خيرى را كه بناست بر زشتى غلبه پيدا كند يا با آن مبارزه كند، نشان نميدهيد، در جامعه يأس پراكنده ميشود و نوميدى به وجود مىآيد؛ فيلم شما را كه طرف نگاه ميكند، ميگويد: خوب، چه فايده؟ با آن تأثير عظيمى كه فيلم دارد، اثر نمايشى دارد. من ميگويم شما انتقاد كنيد، منتها انتقاد به معناى واقعى كلمه؛ يعنى مبارزه و چالش خير و شر را نشان بدهيد تا معلوم شود كه اگر اين نقطهى زشت و مردود در جامعه هست، اما انگيزهاى براى رفع آن وجود دارد، جريانى براى نابودى آن وجود دارد. اگر فقر را نشان ميدهيد، معنايش اين نباشد كه در جامعه فقر هست، اما هيچ انگيزهاى براى مبارزهى با فقر وجود ندارد. اگر اينجور شد، طبعاً فيلم يأسآور ميشود؛ فضا را تاريك نشان ميدهد و برخلاف واقعيت هم هست."
5- پرده برداري از هجمه هاي جديد دشمنان مجهز به تسليحات كشتار جمعي ديروز كه اين روزها با سلاح فرهنگ و به قصد بي اعتقاد كردن بنيان هاي مذهبي و اخلاقي جامعه ايراني تمامي ابزارهاي خود را بسيج كرده اند نيز از ديگر نكات و مداقّه هاي بسيار مهم رهبر فرزانه انقلاب بودند. ايشان با اشاره به اين هجمه ها فرمودند:" همان كسانى كه سى سال با اين ملت مبارزه كردند، معارضه كردند، عناد ورزيدند، همان دستگاهها و سيستمهائى كه از كارخانجاتِ خودشان مواد شيميائى و سلاح شيميائى دست صدام دادند كه بزند توى جبههها و توى جادهها و حتّى توى شهرها، همان كسانى كه در عرصهى فرهنگى شبكه درست ميكنند - كه شماها بيشتر از من ديدهايد و مطلعيد كه به قصد نابود كردن بناى خانواده و شكستن حريم عفاف و حجابى كه ميراث هزاران سالهى ايرانى است و كشور ما و ملت ما از دوران قبل از اسلام، از لحاظ مسائل شهوانى و جنسى، يك ملت عفيف و نجيب بوده، شبكه درست ميكنند - همينها در زمينههاى سياسى، فيلم «بدون دخترم هرگز» را، فيلم «300» را ميسازند كه عليه حيثيت ايرانى است و سر تا پا دروغ و خباثت است؛ همان آدمها ادعا ميكنند كه با ايران دشمنى ندارند، با ملت ايران دشمنى ندارند، اما شب و روز دشمنى ميكنند. اين مسئله خيلى مهم است؛ اين نشان دهندهى اين است كه ملت ما در يك عرصهى عظيمى مشغول حركت است و در مقابل خواستههاى استعمارى و استكبارى و جهانخوارانه و غصبآلودِ اين قدرتها - كه اين هدفها در همهى دنيا منتشر است و محسوس است - ايستاده است."
6- انتظار معظم له از هنرمندان و دست اندركاران حوزه هنرهاي نمايشي براي دشمن شناسي و تلاش براي ارائه راهكارهاي شناسايي و مواجهه با دشمنان توسط هنرهاي نمايشي نيز از ديگر دغدغه هاي حضرت آيت الله خامنه اي بود. ايشان انتظارات خود را چنين بيان فرمودند: "اگر شما به عنوان يك كارگردان، به عنوان يك هنرپيشه، به عنوان يك فيلمنامهنويس، به عنوان يك عامل مؤثر در پديد آمدن اين اثر نمايشى و اين اثر دراماتيك جاذب و جالب، به عنوان كسى كه در اين ميدان فعال است - حالا يا فيلمنامهنويس است، يا كارگردان است، يا فيلمبردار است، يا هرچه - نقش ايستادگى و نقش دشمنشناسى را ايفاء كرديد، نقش خودتان را شناختيد و به آن عمل كرديد، خود شما قهرمانِ يك داستان حقيقى هستيد؛ خود شما ميشويد يك قهرمان؛ همچنان كه در يك هنر نمايشى، در يك داستان، يك قهرمان داريم، يك ضد قهرمان داريم؛ اين قهرمان به سمت يك هدفى دارد تلاش ميكند، مجاهدت ميكند، كار ميكند؛ شما اگر در جاى خودتان قرار گرفتيد، آن نقش خودتان را ايفاء كرديد، شما خودتان همان قهرمانيد؛ آن وقت اثرى كه ميسازيد، بازىاى كه ميكنيد، باروحتر، گرمتر، گيراتر و جذابتر خواهد شد. اين آن چيزى است كه ما از جامعهى هنرمند كشورمان، از شما مجموعهاى كه بخصوص با صدا و سيما همكار هستيد، انتظار داريم."
7- فاصله بسيار زياد وضعيت موجود با وضعيت مطلوب در عرصه هنرهاي نمايشي نيز از ديگر اشارات دقيقي بود كه درباره آن چنين فرمودند: "شماها خيلى زحمت كشيديد، واقعاً هم آثار خوبى خروجىِ اين زحمات شماست؛ اما بين آنچه انجام گرفته و آنچه با اين ظرفيت عظيم ميتواند انجام بگيرد، باز هم فاصله زياد است. بنده توقعم خيلى زياد است. من توى اين زمينهها - نه فقط در مقام مخاطبهى با شما - با خيلى از مسئولين گوناگون ديگر هم كه مواجه ميشوم، يك پرتوقعىهائى دارم. به نظر خودم اين پرتوقعىها منطقى است؛ به هيچ وجه غير منطقى نيست. همين كه شما اين همه داريد كار ميكنيد، نشاندهندهى اين است كه آنچه ما توقع داريم، تخيل نيست، خيالات نيست؛ عملى است. ما كه اين امكانات را نداشتيم؛ اين همه كار، اين همه آثار هنرى، اين همه آثار نمايشىِ برجسته و ممتاز، اين تعداد هنرپيشهى حقيقتاً باارزش. بعضى از هنرپيشههاى ما انصافاً در رديف يك قرار دارند؛ همهفنحريف، همه جا بهدردبخور. بعضى از كارگردانىها برجسته و ممتاز است. حالا بنده در اين زمينهها صاحبنظر نيستم و نميتوانم به عنوان يك صاحبنظر اظهار نظر كنم، اما به عنوان يك مستمع كه انسان نگاه ميكند، اثر هنر را و كار هنرىِ برجسته را ميفهمد. بنابراين زياد ميشود كار كرد و شما هم انشاءاللَّه بايد تلاش كنيد."
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


