کد خبر: ۱۲۰۸۷۸
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
بهمنِ ر سانه‎اي

نگاهي به پديده جديد ژورناليستي نيويورک‎تايمز

حمزه نوري

گروه رسانه: به نظر می رسد که عمر رسانه های سنتی و مکتوب، رفته رفته به زوال نزدیک می شود و تا چند صباحی دیگر باید در موزه های مطبوعات آنها را یافت.

به همین ترتیب است که مطبوعات بزرگ دنیا در مسیری قرار گرفته اند که بشتر توان خود را در فضای مجازی و وب سرمایه گذاری می کنند تا مخاطبان خویش را در این عرصه نیز جذب نمایند.

به گزارش بولتن نیوز، روز‎هاي آخر سال ميلادي 2012، شاهد انتشار آنلاين پديده رسانه‎اي توسط نيويورک‎تايمز با عنوان «بارش برف» بوديم؛ کاري که نتيجه يک پروژه فوق‎العاده يک‎ساله از ژورناليسم چندرسانه‎اي، هم در خود نيويورک تايمز و هم در اتاق‎‎هاي خبر در سراسر دنيا بود.


صفحات نيويورک‎تايمز در شش روز اول انتشار «بارش برف» در 20 دسامبر 2012، بيش از 5/3 ميليون بار توسط 9/2 ميليون مراجعه‎کننده مورد بازديد قرار گرفت که حدود يک‎سوم اين مراجعه‎کنندگان براي اولين‎بار به سايت فوق مراجعه کرده بودند.

کار فوق، محصول يک ژورناليسم چندرسانه‎اي و متشکل از 6 پرده از ماجراي يک گروه اسکي‎بازي است که در بهمن گير کرده‎اند. دست‎اندرکاران توانسته بودند با استفاده از ابزارهايي چندرسانه‎اي مانند ويدئو، اينفوگرافيک‎هاي متحرک و عکس، بر جذابيت نثر نويسنده بيفزايند. درنتيجه، جاي تعجب نداشت که اين نوآوري روزنامه‎نگاري، بازتاب گسترده‎اي در رسانه‎‎ها پيدا کند و کارشناسان آن را به‎عنوان الگويي معرفي کنند که «آينده روزنامه‎نگاري آنلاين» را به تصوير کشيده است. اما ناظران ديگري نيز از آن انتقاد کرده‎اند و نوشته‎اند که «بارش برف» را نمي‎توان نمونه‎اي دانست که رسانه‎‎هاي آنلاين از آن پيروي خواهند کرد.

يکي از منتقدان فوق، نويسنده وبلاگ Newscred بود که نگاهي به واکنش‎‎هاي فوق انداخت. ‎نويسنده فوق اعتقاد دارد که درحالي‎که تهيه‎کنندگان «بارش برف» تلاش کرده بودند آينده رسانه‎‎هاي ديجيتال را به نمايش بگذارند، اما انواع چالش‎‎هاي مختلف را در کار خود داشتند که در جدولي که در اين صفحه آمده است، به برخي از آن‎ها اشاره شده است.

مدير نيويورک‎تايمز در آخر دسامبر، آمار اميدوارکننده‎اي را با تيم خود در ميان گذاشت:

«حداکثر 22هزار کاربر به‎صورت هم‎زمان در حال مشاهده بهمن بوده‎اند. بين يک‎چهارم تا يک‎سوم آن‎ها براي اولين‎بار به سايت نيويورک‎تايمز مراجعه کرده بودند ... کاربران به‎طور متوسط 12 دقيقه را  صرف مشاهده آن کرده‎اند.»

به‎عبارت ديگر، پتانسيلي که چنين محصولي در جذب درآمد براي روزنامه دارد، به خودِ گزارش ربطي ندارد، بلکه در اين نهفته است که مي‎تواند باعث نگه‎داشتن، ترغيب به اشتراک و جذب خوانندگاني شود که تحت تأثير اين «طعمه خوش خط و خال» قرار گرفته‎اند.

ايده «بارش برف»

ايده اوليه را جو سکستون، دبير سرويس ورزشي روزنامه، ارائه کرده بود. چند روز پس از بهمن (فوريه) سال گذشته، نيويورک‎تايمز روي صفحه اول خود مقاله‎اي درباره کشته‎‎هاي بهمن‎‎ها – به‎خصوص در ميان اسکي‎بازان- چاپ کرده بود. در همان زمان اين فکر به ذهن جو خطور کرد که مي‎تواند آن را به روش قوي‎تر و مؤثرتري بيان کند.

 

مجموعه‎اي متوازن

استيو دوئنس، مدير هنري روزنامه مي‎گويد که هنگامي که در حال جمع‎آوري نظرات درباره ساختار پروژه بوده‎اند، گروه چندرسانه‎اي به توافق رسيدند که نمي‎خواهند «دسته‎اي از اجزاي مختلفِ داراي هم‎پوشاني را ايجاد کنند و آن‎ها را به متن وصل کنند.» وي در اين زمينه مي‎افزايد: «مي‎خواستيم از تمام داشته‎هايمان، از جمله متن، يک داستان منسجم بسازيم. پس پروژه اصلي، تلاش براي طراحيِ متداول نبود، بلکه تدويني بود که نياز داشت ما متن، عکس، ويدئو و گرافيک را به هم متصل کنيم به‎نحوي که کلِ محتوا يک متنِ يک‎پارچه تبديل شود.

جکي ميينت، تهيه کننده و طراح چندرسانه‎اي پروژه نيز در اين زمينه مي‎گويد: «من از ماه سپتامبر به گروه پيوستم و شروع به تفکر درباره طراحي اوليه پروژه کردم. اندکي بعد وارد مرحله نمونه اوليه شديم و با همکاري ديگران، به‎دنبال بهترين روش براي ادغام گرافيک‎‎ها و ويدئو در داخل روايت داستان بوديم. آزمون و خطا‎هاي متعددي داشتيم ... با نزديک شدن به انتشار، اين امکان را يافتيم که با يک عقب‎گرد، اجزاي متفاوت را مورد بازبيني قرار دهيم تا ببينيم آيا با متحوا هم‎خواني دارند يا نه و درنتيجه تغييراتي در طراحي داديم.

کاترين سپانگلر، ويدئو-ژورناليست، چالش‎‎ اصلي را ساختن چندرسانه مناسب براي تکميل يک داستان که مبتني بر متن است، مي‎داند. وي توضيح مي‎دهد: «تمرکز ما بر تنش‎‎هاي طول مسير و قصه‎گويي و هم‎چنين جريان داستان بود. در عين‎حال حواسمان به اين بود که هر کدام از اجزا، نشان‎دهنده همان حسي باشد که در متن تشريح شده است. تصاوير متحرکي که ارائه مي‎شود توقف مورد نياز در طول يک متن را فراهم و حسي لطيف را به مخاطب القا مي‎کند. اعضاي تيم معمولا اين سؤال را مي‎پرسيدند که آيا يک ويدئو يا بخشي از صوت، ارزش پروژه را افزايش مي‎دهد آن بخش‎‎هايي که به‎نظرمان مفيد و تکميل‎کننده مي‎آمد را تدوين مي‎کرديم.

گراهام رابرتس، تدوين‎گر گرافيکي نيز در اين‎باره مي‎گويد: «به‎دنبال اين بوديم که تصاوير – خصوصا آن‎هايي که در وسط متن آمده است- روال طبيعي خواننده را متوقف نکند. چنين اقدامي نيازمند به انتخاب مجموعه رنگ مناسب و نوعي از حرکت بود که خللي در روند مطالعه فرد ايجاد نکند.»

آموزه‎‎هاي پروژه

به‎طور حتم با توجه به ابعاد و زماني که پروژه به طول انجاميده است، قراردادن حجم عظيمي از داده، اطلاعات، تصاوير و صوت بسيار ساده است. زيرا تمام آن‎ها از قبل تهيه شده‎اند و هر کدام به‎نحوي داستان را تکميل مي‎کنند. اسپانگلر، بزرگ‎ترين تجربه و جنبه آموزشي که پروژه براي وي داشت را «تدوين» مي‎داند. زيرا با توجه به حجم محتواي موجود، به‎سادگي ممکن بود خط اصلي را گم کنند: «وسواس در گزينش اجزايي که به بهترين نحو مي‎توانست داستان را در لحظات کليدي متن، بازگو کند، مهم‎ترين وظيفه‎اي بود که داشتيم.»

از طرف ديگر، اندرو کيونمن، معاون سردبير و طراح ديجيتال، معتقد است کار فوق بدون استفاده از نظرات همکاران در مراحل مختلف پروژه – به‎خصوص که پيچيده و بلندمدت بود- امکان‎پذير نبود: «شما نمي‎توانيد داخل حبابي با هزاران کلمه و ساعت‎‎ها تصوير خام و گرافيک‎‎هاي متحرک کار کنيد و انتظار داشته باشيد که به طرح‎‎هاي ابتدايي مبتني بر چشم‎انداز روشني دست يابيد.» وي همچنين معتقد است که شرط لازم براي ايجاد تحول در ژورناليسم آنلاين، داشتن جسارت براي ارائه کار‎هاي نو و جديد است

جدول چالش‎‎هاي «بارش برف»

تنها گروه‎‎هاي رسانه‎اي بزرگ توانايي عرضه آثار فاخر را دارند.

 توليد محصول فوق هم زمان‎بَر (6 ماه گزارش) و هم هزينه‎بَر (17 نفر) است.

 تنها مؤسساتي مانند نيويورک‎تايمز امکانات نوآوري‎‎هاي اين چنيني را دارند و خبرنامه‎‎ها و وبلاگ‎‎ها تنها در چهارچوب مشخصي قرار دارند.

 شاخصه اصلي رسانه آنلاين، سرعت و تازگي محتواي ارائه شده است، در صورتي که گزارشي اين چنيني، با وجود برخورداري از جذابيت بصري، فاقد ارزش‎‎هاي فوق است.

 هر چقدر هم که درباره خلاقيت مدعي باشند، درباره مقرون به صرفه بودن، حرفي نمي‎توانند بزنند.

 هرچند در زمينه بصري و محتوايي، نيويورک‎تايمز محصول شاخصي توليد کرده است، اما با زياده‎روي در قراردادن آگهي‎ها، باعث ناراحتي مخاطبين شده است.

 نوع آگهي‎‎ها هم اين احتمال را تقويت مي‎کند که هيچ هماهنگي ميان دو بخش بازاريابي و تحريريه وجود نداشته است.

6 پرده «بارش برف»

1- در «تونلِ کريک»

2- به‎سمت قله

3- آغاز پايين آمدن

4- دانه هاي سفيد

5- اکتشاف

6- انتشار کلمات


منبع: پنجره

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
captcha
(کد امنیتی به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین