کد خبر: ۱۰۲۸۳۴
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۵:۵۹
دختر در حالي كه بغض گلويش را مي فشارد ، لب باز مي كند: (آقاجان شرط دارد) تعجب حاضران بيشتر مي شود چه شرطي دخترم ؟(به شرط اين كه شما من و پدرم را در روز قيامت شفاعت كنيد)

به گزارش فرهنگ نیوز، این کتاب توسط دفتر نشر اسلامی و در 194 صفحه توسط حجت الاسلام و المسلمین محمد جوادحاج علی اکبری جمع آوری شده است.

در این کتاب گزیده ای از توصیه های مقام معظم رهبری به زوج های جوان آورده شده است.
حاج علی‌اكبری معتقد است: این نكته كه كتاب «مطلع عشق» هم به مباحث معرفتی پرداخته و هم توصیه‌های كاربردی برای زوج‌های جوان دارد، آن را به اثری جامع و باب طبع خوانندگان تبدیل كرده است. 
البته استقبال قابل توجه از این كتاب، مؤید این مطلب است. این كتاب دارای نثر روان و نكات بدیعی است كه به دل می‌نشیند و از این رو است كه خواندن آن شیرین است و جذاب.
 
بخشی از مقدمه کتاب که به توصیفی از برگزاری مراسم های عقد در حضور مقام معظم رهبری دارد در زیر می آید.
لحظات سخت انتظار رو به پايان است ، انتظاري شيرين در آستانه دو روياي شور انگيز كه يك جا تغيير خواهد شد ....شخص با صفايي جلوي جماعت قرار مي گيرد ، همه عقد نامه ها همراه يك دفتر همراه اوست ، يك به يك نام همه عروس ها و داماد ها را مي خواند و تذكرات لازم را مي دهد ، وجه مشترك همه عقدنامه ها در ميزان مهريه است ..... ( 14 سكه )  فقط ...... و البته برخي به همراه آن ، سفر به خانه خدا و عتبات عاليات و يا هديه اي معنوي را نيز مطابق سليقه و توافق آورده اند . اين شرط حضور در چنين مجلسي است ..... او به تذكرات خود ادامه مي دهد:(آقا وكيل عقد از سوي عروس خانم ها هستند و جناب آقاي محمدي گلپايگاني از دامادها وكالت خواهند گرفت .) ولحظاتي بعد ...... پرده كنار زده مي شود 
وسيماي پر نور نايب حضرت مهدي (عج) با لبخندي آسماني بر جمع طلوع مي كند .... (آقا) با چشمان مهربانشان همه جمع را سير مي كنند و به حاضران خوشامد مي گويند . ابتدا رهبر حكيم در جملات كوتاه و نغز پدرانه و مشفقانه گوهر هايي پر ارج از حكمت هاي ناب و درس هاي زندگي را به رهروان جاده خوشبختي هديه مي دهند . پس از بيان اين نكته ها محبوب دل ها از يك يك عروس خانم ها وكالت مي گيرند . اين جا ديگر كسي براي (بله ) گفتن ناز نمي كند ....بعد از چند نفر (آقا) نام عروس ديگري را مي خوانند و با ذكر مهريه و يادآوري شروط از او وكالت مي خواهند .... بر خلاف رويه دختر سكوت ميكند جمع در حيرتي سنگين فرو مي رود آقا اندكي درنگ مي كنند.( اگر وكالت ندهيد عبور مي كنم ....)دختر در حالي كه بغض گلويش را مي فشارد ، لب باز مي كند : ( آقاجان شرط دارد) تعجب حاضران بيشتر مي شود چه شرطي دخترم ؟
(به شرط اين كه شما من و پدرم را در روز قيامت شفاعت كنيد ) و كسي در گوشه اي از جلسه ادامه مي دهد :( آقا ! ايشان دختر سردار رشيد سپاه اسلام ، شهيد ..... هستند ) جمع منقلب مي شود . آقا متواضعانه مي فرمايند :( دخترم ! پدر عزيز شهيد شماست كه بايد از همه ما شفاعت كند ! ) اكنون آقاي محمدي هم از دامادها وكالت گرفته اند و همه چيز براي اجراي صيغه عقد آماده است ...
 
کتاب را به صورت دیجیتالی از اینجا دریافت نمایید

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
تلگرام
اینستا
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین