گروه اقتصادی بانک مرکزی میگوید ارز دارد؛ ابتدا ۵۰۰ میلیون دلار برای عرضه اسکناس آماده کرد و سپس رئیسکل بانک مرکزی از آمادگی برای تزریق تا ۲ میلیارد دلار سخن گفت. اما یک عدد در گزارش رسمی بانک مرکزی میتواند مسیر بحث درباره دلار را تغییر دهد: از بسته ۵۰۰ میلیون دلاری، در سه روز نخست فقط ۲۰ میلیون دلار توسط متقاضیان خریداری شد. اگر عرضه وجود دارد اما تقاضای رسمی تنها بخش کوچکی از آن را جذب میکند، چرا نرخ غیررسمی همچنان به مرجع ذهنی قیمت کالا و دارایی مردم تبدیل شده است؟
یک عدد که باید درباره آن توضیح داده شود؛ ۲۰ میلیون از ۵۰۰ میلیون دلار
به گزارش بولتن نیوز ،بانک مرکزی رسماً اعلام کرده بود از سوم تا پنجم شهریور، با وجود آمادگی برای تخصیص تا ۵۰۰ میلیون دلار اسکناس به شبکه بانکی، تنها ۲۰ میلیون دلار توسط متقاضیان خریداری شده است.
بیشتر بخوانید
کودتای اقتصادی از کجا آغاز شد؟ / نفت و گاز مردم چگونه دلاری شد و ریال زیر چرخ آن ماند؟
آقای پزشکیان، مسیر درست است؛ حالا بانک مرکزی بگوید چقدر از نیاز ایران به دلار کم میشود؟
آقای پزشکیان؛ همکاری عملیاتی بریکس را از بازار ارز ایران شروع کنید
پشت کنایه پوتین به G7 چه فرصتی برای بازار ارز ایران پنهان است؟
از کاهش وابستگی به دلار تا هدایت سرمایههای خرد به تولید؛ مقاومت اقتصادی فقط مأموریت دولت نیست
سه مطالبه ایران از بریکس؛ پزشکیان از ائتلاف سیاسی، خروجی عملی خواست
از سه شرط ایران برای حمایت از بریکس تا اعتراض سران به چند پارگی نظم جهانی
لیلاز: با جنگ یا بیجنگ، تورم ساختاری ایران بدون اصلاح نظام بانکی باقی میماند
بریکس بر حفظ جریان تجارت و انرژی توافق کرد؛ بانک مرکزی سهم ایران را عملیاتی کند
دلار فعلاً در ایستگاه انتظار؛ بانک مرکزی این فرصت را از دست ندهد
بریکس از حرف عبور میکند؛ بانک مرکزی بگوید سهم ایران از تجارت بدون دلار چقدر است؟
یعنی فقط حدود ۴ درصد ظرفیت اعلامشده.
این داده یک سؤال اساسی ایجاد میکند:
اگر مشکل اصلی بازار کمبود اسکناس بود، چرا ۹۶ درصد ظرفیت اعلامشده در آن مقطع بدون متقاضی ماند؟
و اگر مشکل کمبود اسکناس نیست، عامل تعیینکننده قیمت را کجا باید جستوجو کرد؟
حالا عدد بزرگتر وارد میدان شده؛ ۲ میلیارد دلار
رئیسکل بانک مرکزی نیز اعلام کرده این بانک منابع ارزی کافی در اختیار دارد، از ابتدای سال بیش از ۱۸ میلیارد دلار برای واردات تأمین کرده و در صورت لزوم آماده عرضه تا ۲ میلیارد دلار برای مدیریت و تثبیت بازار است.
اما سؤال اصلی میزان ذخیره بانک مرکزی نیست.
سؤال این است که این ۲ میلیارد دلار قرار است با چه سازوکاری مرجع قیمت را تغییر دهد؟
اگر میلیاردها دلار ارز عرضه شود اما فعال اقتصادی، فروشنده کالا و حتی افکار عمومی همچنان نرخ خود را از بازار غیررسمی، کانالهای مجازی و قیمتهای لحظهای بیرون از سازوکار رسمی استخراج کنند، تزریق ارز لزوماً به معنای شکستن مرجع قیمت نیست.
ممکن است ارز بیشتری وارد بازار شود، اما همان بازار همچنان «قیمتساز» باقی بماند.
سند دیگری که سؤال را جدیتر میکند
بانک مرکزی در بخشنامه سوم شهریور مسیر تازهای برای بازگشت ارز صادراتی ایجاد کرده است.
طبق این سازوکار، بخشی از صادرکنندگان میتوانند اسکناس صادراتی را در نماد اسکناس بازار ارز تجاری مرکز مبادله بفروشند و گروه دیگری نیز امکان عرضه ارز خود به بانک مرکزی بر مبنای نرخ خرید حواله ETS در روز معامله را دارند.
از طرف دیگر، خود بانک مرکزی اعلام کرده بیش از ۲ میلیارد دلار تعهد صادراتی گروه دوم تقریباً با نرخ توافقی تسویه شده است.
بنابراین مسئله امروز فقط «چقدر دلار داریم؟» نیست.
باید مشخص شود قیمت این دلار چگونه کشف میشود، چه کسی مرجع آن است و نرخ توافقی دقیقاً تحت تأثیر کدام بازار شکل میگیرد؟
حلقه مفقوده؛ مرجع قیمت کجاست؟
اینجاست که باید مسئله دلار را از زاویه دیگری دید.
فرض کنیم بانک مرکزی فردا تمام ۲ میلیارد دلار وعدهدادهشده را وارد چرخه کند.
اگر سازوکار بازار همچنان نرخ غیررسمی را بهعنوان سیگنال اصلی قیمت بپذیرد، ممکن است میلیاردها دلار خرج شود اما مرجع قیمت تغییر نکند.
در این صورت پرسش مهمتر از «چقدر تزریق شد؟» این خواهد بود:
بانک مرکزی با تزریق ارز در حال تعیین قیمت است یا برای تأمین بازار، قیمتی را میپذیرد که قبلاً در جای دیگری ساخته شده است؟
این دو سیاست کاملاً متفاوتاند.
بازار رسمی هم کوچک نیست
آمار مرکز مبادله نشان میدهد متوسط معاملات روزانه بازار ارز تجاری از ۴۶ میلیون دلار در فروردین به ۱۳۱ میلیون دلار در شهریور رسیده است.
یعنی بازار رسمی کشور فاقد حجم معامله نیست.
اگر چنین حجمی از ارز در بازار رسمی معامله میشود و بانک مرکزی نیز از منابع میلیارد دلاری سخن میگوید، باید توضیح داده شود چرا نرخ بازار غیررسمی همچنان قدرت بالایی در شکلدهی انتظارات جامعه و قیمتگذاری کالاها دارد.
مسئلهای که مستقیم به سفره مردم میرسد
این بحث یک اختلاف فنی میان اقتصاددانان نیست.
هر بار که نرخ غیررسمی دلار بالاتر میرود، حتی بسیاری از کالاهایی که با ارز ارزانتر وارد یا با مواد اولیه داخلی تولید شدهاند، با انتظارات جدید قیمتگذاری میشوند.
در نتیجه، عددی که ممکن است در بخش کوچکی از بازار ارز شکل گرفته باشد، میتواند به اجاره، مواد غذایی، خودرو، لوازم خانگی و هزینه تولید سیگنال بدهد.
به همین دلیل جنگ بر سر مرجع قیمت دلار، مستقیماً جنگ بر سر قدرت خرید مردم است.
بولتن نیوز از بانک مرکزی پنج عدد میخواهد
برای روشنشدن مسئله کافی است بانک مرکزی پنج داده را شفاف منتشر کند:
از ۵۰۰ میلیون دلار اعلامشده دقیقاً چه مقدار فروخته شد؟
۲ میلیارد دلار جدید از چه مسیری عرضه خواهد شد؟
میانگین نرخ واقعی فروش این ارز چقدر است؟
نرخ عرضه بر چه مبنایی تعیین میشود؟
و سهم بازار غیررسمی از معاملات واقعی ارزی کشور چه میزان است؟
پاسخ همین پنج سؤال میتواند روشن کند آیا جهش نرخ ارز عمدتاً محصول کمبود واقعی ارز است یا مسئله مهمتری به نام مرجعیت قیمت در اقتصاد کشور شکل گرفته است.
بحث دیگر بر سر این نیست که بانک مرکزی دو میلیارد دلار دارد یا ندارد.
خود بانک مرکزی میگوید ارز دارد و آماده عرضه است.
پس پرسش اصلی باید تغییر کند:
اگر ارز هست، چرا قیمت پایین نمیآید؟
و یک سؤال حتی مهمتر:
چرا باید نرخ شکلگرفته در بازار غیررسمی بتواند به صدها میلیارد دلار دارایی، کالا و خدمات داخل کشور قیمت بدهد؟
پاسخ این سؤال شاید همان حلقه مفقودهای باشد که سالها در سیاست ارزی کشور کمتر درباره آن صحبت شده است:
قبل از تزریق میلیاردها دلار، باید مرجعیت قیمت را پس گرفت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com