کد خبر: ۶۰۸۳۹۴
تاریخ انتشار:
فرهنگ اشتراک گذاری توسط اینترنت کلید فهم جنبش های سیاسی معاصر است

سه دیدگاه نظری درباره رابطه کنشگری در توئیتر و سیاست

رابطه بین کنشگری در توئیتر و سیاست یکی از مباحث بروز و مورد علاقه محققان است. در این مورد نظریه های مختلفی وجود دارد که من برخی از آنها را در اینجا بطور خلاصه ارائه کرده ام. این بخش در واقع، قسمتی از بخش نظری رساله دکترای من است.

گروه اجتماعی- حسین کرمانی: رابطه بین کنشگری در توئیتر و سیاست یکی از مباحث بروز و مورد علاقه محققان است. در این مورد نظریه های مختلفی وجود دارد که من برخی از آنها را در اینجا بطور خلاصه ارائه کرده ام. این بخش در واقع، قسمتی از بخش نظری رساله دکترای من است.

سه دیدگاه نظری درباره رابطه کنشگری در توئیتر و سیاست

به گزارش بولتن نیوز، سه دیدگاه نظری اصلی درباره رابطه بین کابری رسانه های اجتماعی (مشخصا توئیتر) و سیاست وجود دارد (Poell & van Dijck, 2018). دیدگاه اول را مانوئل کستلز در کتاب شبکه های خشم و امید ارائه کرده است (2012). او معتقد است که «فرهنگ اشتراک گذاری» که توسط اینترنت و رسانه های اجتماعی ایجاد شده است، کلید فهم جنبش های سیاسی معاصر است. در چنین فرهنگی، افراد شبکه های افقی ای را می سازند که بطور همزمان هم در کف خیابان ها در سطح محلی و هم در رسانه های اجتماعی در سطح جهانی شکل می گیرند. از نظر کاستلز، این شبکه ها موجب تغییر شکل کنشگری شده اند به این صورت که همکاری و اتحاد را تقویت کرده و نیاز به رهبری را از بین برده اند. کاستلز اضافه می کند که این شبکه ها موجب ساخت «با هم بودگی » شده اند که به افراد اجازه می دهد بر ترسهایشان غلبه کرده و امید را پس این ترس ها، کشف کنند.


دیدگاه دوم توسط بنت و سگربرگ (2013) ارائه شده است. آنها ادعا می کنند که جنبش های سیاسی جدید از طریق اشتراک گذاری خودانگیخته ایده ها، طرح ها، تصاویر و منابعی که در حال حاضر شخصی یا درونی شده اند با شبکه های دیگران پیش می روند. به اشتراک گذاشتن توده وار «چارچوب های کنش شخصی شده » موجب شکل گیری نوع جدید از کنش شده که بنت و سگربرگ آن را «کنش وصلی » می نامند. به این ترتیب، خود فرایند ارتباطی با اجازه دادن به جمعیت های عظیم برای اینکه با یکدیگر با حداقل نیاز به وجود رهبران همیشگی، سازمان های جنبش اجتماعی رسمی و چارچوب های کنش جمعی که در آنها لازم است فرد هویت خود و ادعاهای سیاسی اش را مشخص کند، دست به کنش بزنند، منابع سازمانی حیاتی برای ادامه جنبش را فراهم می کند. در دیدگاه بعدی، مارگت و همکارانش (2016)، دو اصطلاح «پلورالیسم متشتت » و «هم پایگی صفر شونده » را وضع کرده اند تا نشان دهند که چگونه رسانه های اجتماعی فعالیت های سیاسی ای که شهروندان امکان اجرای آنها را دارند توسعه داده اند. آنها معتقدند که این رسانه ها از طریق کاهش هزینه ها موجب شده اند تا افراد بتوانند با عطیه های خرد خود که می تواند شامل صرف زمان کم یا تلاشی اندک در فعالیت های سیاسی باشد، نقشی در رویدادهای سیاسی ایفا کنند. مفهوم هم پایگی صفر شونده نیز به همین موضوع اشاره دارد که عطیه های خرد- مثلا پسند کردن یا ریتوئیت کردن یک توئیت باعث اصلاح هزینه ها و فایده های کنش های سیاسی شده اند. در حالیکه عطیه های خرد ممکن است بی اهمیت بنظر برسند، اما مارگت و همکارانش اعتقاد دارند که این عطیه ها از اهمیت زیادی در سیاست برخوردارند چرا که می توانند به شکل گیری جنبش های بزرگ بیانجامند.

آنها اصطلاح پلورالیسم متشتت را برای همین وضعیت متناقض وضع کرده اند. پلورالیسم متشتت باعث فردی شدن هر چه بیشتر کنش های جمعی شده و با تزریق کردن آشفتگی به تمام حوزه های سیاست، می تواند اثری غیر قابل پیش بینی و غیر نظام مند بر زندگی سیاسی بگذارد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین