گروه اقتصادی، سخنان اخیر سعید لیلاز درباره ضرورت هدایت درآمدهای نفت و گاز به سمت صنایع پاییندستی، تنها یک تحلیل اقتصادی نیست؛ بلکه هشداری درباره بزرگترین فرصتسوزی اقتصاد ایران است. کشوری که سالانه ظرفیت خلق حدود ۱۵۰ میلیارد دلار ثروت از نفت و گاز را دارد، نباید با گسترش فقر، کاهش قدرت خرید مردم و افزایش جمعیت تحت پوشش نهادهای حمایتی مواجه باشد. اگر این ثروت در مسیر تولید به کار گرفته میشد، امروز اقتصاد ایران سیمای دیگری داشت.
به گزارش بولتن نیوز، سعید لیلاز با تأکید بر توسعه صنایع پاییندستی، در واقع به یکی از مهمترین گرههای اقتصاد ایران اشاره کرده است؛ گرهی که سالهاست کارشناسان دلسوز درباره آن هشدار میدهند اما در هیاهوی سیاستزدگی و منافع گروههای ذینفوذ کمتر شنیده شده است.
ایران از معدود کشورهایی است که تنها از محل نفت و گاز، ظرفیت ثروتآفرینی سالانهای در حدود ۱۵۰ میلیارد دلار دارد. این سرمایه عظیم اگر مطابق منطق اقتصادی و توصیه کارشناسان، به جای خامفروشی در هزاران صنعت پاییندستی، صنایع تکمیلی، پتروشیمی، پالایش، فناوری و زنجیره ارزش سرمایهگذاری میشد، امروز نه تنها میلیونها شغل پایدار ایجاد شده بود، بلکه بخش قابل توجهی از مشکلات معیشتی مردم نیز برطرف میشد.
در چنین شرایطی، این پرسش بهحق مطرح است که چگونه کشوری با چنین ظرفیت عظیم اقتصادی، امروز شاهد افزایش شمار خانوارهای نیازمند حمایت نهادهایی همچون کمیته امداد امام خمینی(ره) و سازمان بهزیستی است؟ آیا این واقعیت، نشانه ضعف در مدیریت منابع ملی نیست؟
سالهاست منتقدان نسبت به شکلگیری شبکههای ذینفوذ اقتصادی و سیاسی هشدار میدهند؛ شبکههایی که با استفاده از نفوذ در مراکز تصمیمسازی و تصمیمگیری، تلاش کردهاند مسیر اقتصاد کشور را از تولید به سمت واگذاری داراییهای سودآور و تمرکز ثروت سوق دهند. به اعتقاد این منتقدان، آنچه در سالهای گذشته با شعارهایی همچون «کوچکسازی دولت» و «خصوصیسازی» دنبال شد، در مواردی به جای تقویت بخش خصوصی واقعی، زمینه انتقال داراییهای ارزشمند کشور به حلقههایی محدود از صاحبان نفوذ را فراهم کرده است.
پروژهای که بسیاری از منتقدان از آن با عنوان «بدیم بره» یاد میکنند، سالهاست با ادبیاتهای مختلف دنبال میشود؛ یک روز با شعار کوچکسازی دولت، روز دیگر با ادعای زیانده بودن همه شرکتهای دولتی و روزی دیگر با استناد به الگوهای اقتصاد غرب. در حالی که اصل خصوصیسازی، اگر بر پایه رقابت، شفافیت و نظارت باشد، میتواند مفید واقع شود، اما واگذاریهای فاقد شفافیت، نتیجهای جز تضعیف تولید و تقویت انحصار نخواهد داشت.
در این میان، منتقدان معتقدند بخشی از این روند با کادرسازی در برخی مراکز تصمیمگیری و تصمیمسازی و ایجاد حلقههای همسو در بخشهایی از ساختار اجرایی و تقنینی کشور تسهیل شده است؛ حلقههایی که با بهرهگیری از لابیهای گسترده در فرآیند قانونگذاری و استفاده از ظرفیت بودجههای سنواتی و برنامههای توسعه، کوشیدهاند مسیر واگذاری بنگاههای سودآور و مراکز ثروتآفرین را هموار کنند.
همزمان، این نگرانی نیز بارها مطرح شده است که فشار برای اجرای این واگذاریها، در برخی موارد از مسیرهای مختلف اداری و تصمیمگیری دنبال شده تا مقاومتها در برابر انتقال داراییهای راهبردی کشور کاهش یابد. نتیجه چنین روندی، به باور منتقدان، شکلگیری چرخهای بوده که در آن بخش مهمی از ثروت ملی، به جای آنکه به موتور محرک تولید، اشتغال و رفاه عمومی تبدیل شود، در اختیار مجموعههایی محدود قرار گرفته و میان حلقههای برخوردار از رانت اقتصادی و سیاسی گردش کرده است.
در تمام این سالها، هرگاه کارشناسان یا مدیرانی نسبت به این روند هشدار دادهاند، معمولاً با برچسبهایی مانند «ضد توسعه»، «ضد خصوصیسازی»، «بیاطلاع از اقتصاد» یا «متوهم» مواجه شدهاند. حال آنکه امروز حتی اقتصاددانی مانند سعید لیلاز نیز بر ضرورت بازگشت سرمایههای نفت و گاز به مسیر تولید و صنایع پاییندستی تأکید میکند؛ موضوعی که نشان میدهد مسئله اصلی اقتصاد ایران، کمبود منابع نیست، بلکه نحوه مدیریت این منابع است.
واقعیت این است که هر بشکه نفت خام، اگر به فرآوردههای با ارزش افزوده بالا تبدیل شود، چندین برابر درآمد ایجاد میکند. هر مترمکعب گاز طبیعی نیز میتواند خوراک صدها صنعت باشد. اما خامفروشی، اقتصاد را از این ظرفیت عظیم محروم کرده و فرصت اشتغال میلیونها جوان ایرانی را از بین برده است.
امروز کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند پایان دادن به اقتصاد رانتی، جلوگیری از خامفروشی، شفافسازی فرآیندهای واگذاری و بازگرداندن سرمایههای ملی به مسیر تولید است. اقتصاد مقاومتی که رهبر معظم انقلاب بارها بر آن تأکید کردهاند، بدون تقویت تولید، توسعه صنایع پاییندستی، مقابله با رانت و جلوگیری از تمرکز ثروت در دست حلقههای محدود، تحقق نخواهد یافت.
اقدام بولتن نیوز در تقدیر از «سرباز تنها، سعید لیلاز» نیز از همین منظر قابل ارزیابی است؛ حمایت از کارشناسانی که فارغ از ملاحظات جناحی، درباره انحراف اقتصاد از مسیر تولید هشدار میدهند. امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به مدیران و تصمیمسازانی نیاز دارد که در برابر نفوذ شبکههای رانتجو، لابیهای اقتصادی و هرگونه سازوکاری که ثروت ملی را از مسیر تولید منحرف میکند، بایستند و اجازه ندهند سرمایههای ملت ایران، به جای تبدیل شدن به اشتغال، رفاه و اقتدار اقتصادی، در چرخههای غیرمولد و انحصاری گرفتار شود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com