کد خبر: ۹۹۱۲۲
تعداد نظرات: ۲۰ نظر
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۵:۱۶
شوک تابستانی شبکه استانی

وطن امروز:

متاسفانه واژه منتقد در مملکت ما با 2 انگاره موضوعیت پیدا می‌کند؛ یکی اینکه کاملا یک اثر را تخطئه کنی یا آنقدر نگاه ستایش‌گونه داشته باشی که مقام شامخ منتقد بودن را فراموش کنی. برخلاف اینکه سازوکار تولید در سازمان صدا و سیما را قبول ندارم و در واقع منتقد تولیدات داخلی‌ام اما از اتفاقی نیکو در شبکه استانی شوک زده هستم. پخش سریال شاخص «تکیه بر باد» یک اتفاق ویژه در شبکه پنجم سیما محسوب می‌شود. در ایام پسارمضانی که مخاطبان همچنان تلخ‌کام از سریال‌های رمضانی هستند، شبکه 5 سیما با سریالی کاملا متفاوت همچنان می‌تازد و آنقدر این سریال جذاب و گیراست که می‌توان حدس زد منتقدان رسانه ملی تیغه نقد را برای مدتی در نیام فروبرند. اینکه سریال تکیه بر باد اثر متفاوتی از کار درآمده یک موضوع کاملا قابل پیش‌بینی است. با توجه به سابقه ذهنی که از محمود معظمی در مجموعه «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» دارم، کیفیت استاندارد سریال تکیه بر باد کاملا قابل حدس بود. البته بیان یک نکته کاملا ضرورت دارد؛ شبکه استانی در دوره مدیریت قبلی سریال‌های قابل اعتنایی پخش نمی‌کرد و با تغییر مدیریت، در این چند وقت اخیر، تفاوت در روند سریال‌های شبکه استانی را می‌توان احساس کرد. به نظر می‌رسد با تغییر مدیریت در شبکه پنجم سیما، شبکه استانی راهش را پیدا کرده و رفته‌رفته به مسیر درستی می‌رود ضمن اینکه پخش شبانه فیلم‌های سینمایی ایران دهه 60 و 70 از این شبکه و فیلم‌های فرنگی سرگرمی‌ساز را می‌توان اتفاق مثبتی در این شبکه قلمداد کرد.

اما درباره سریال تکیه بر باد واقعا نمی‌دانم از کجا و چگونه شروع کنم تا به یک نتیجه‌گیری درست و منطقی درباره آن برسم. فارغ از تحلیل‌های کلی راجع به برنامه‌های رسانه‌ای بویژه سریال‌های تلویزیونی، سریال تکیه بر باد که در همین ایام روزهای فرد از شبکه استانی پخش می‌شود یک اتفاق و نادر و ویژه در میان محصولات محسوب می‌شود؛ سریالی که از تبار سریال‌های الف ویژه گنگ بی‌مخاطب رسانه ملی نیست اما ماهیت اثر به دلیل بررسی چالش‌های اجتماعی به‌روز کارکردی فرااستاندارد دارد؛ سریالی که اگر با تبلیغات بیشتری پخش می‌شد قطعا می‌توانست مخاطبان بیشتری جذب کند. فکر می‌کنم این سریال ارزش تبلیغ از دیگر شبکه‌ها را داشته باشد. متاسفانه به دلیل تبلیغات نادرست این سریال مهجور مانده و توصیه به مدیران رسانه ملی این است که سریال‌هایی که می‌تواند توده‌ها و اقشار مختلف را به خود جلب کند از شبکه‌های مختلف تبلیغ کنند. حداقل کاری که از دست نگارنده برمی‌آید این است که به خوانندگان روزنامه توصیه کنم حتما سریال را پیگیری کنند؛ برای نخستین‌بار یک سریال جمع و جور خانوادگی از رسانه ملی پخش می‌شود که ارزش بارها دیدن را دارد و فکر می‌کنم برای معرفی کردن سریال ‌تراز خانوادگی که بتواند عامه مردم را جذب رسانه ملی کند تکیه بر باد نمونه خوبی است.پیرنگ اصلی داستان تاحدودی به «میوه ممنوعه» شباهت دارد اما از همان کلیشه‌های دستمالی شده در سریال تکیه بر باد در بهترین شکل ممکن استفاده می‌شود. از این‌رو مخاطب احساس نمی‌کند با یک سریال تکراری و کسل‌کننده مواجه شده است. یکی از حسن‌های بزرگ سریال، ریتم جذاب و نفسگیر آن است. با اینکه دایره شخصیت‌ها محدود است اما روایت در روابط محدود شخصیت‌ها آن هم به صورت خاله‌زنکی مثل دیگر سریال‌های تلویزیونی گرفتار نمی‌شود. یکی از نکات برجسته سریال شیوه دیالوگ‌نویسی باورپذیر سریال است بویژه لحظاتی که عاطفه با پدرش مواجه می‌شود لحظات ناب سریال محسوب می‌شود و به قدری روابط باورپذیر و ملموس درآمده که مخاطب هنگام تماشای سریال خودش را در میان ماجراها احساس می‌کند اما این سریال به عنوان یک سریال‌ تراز و ماندگار ویژگی دیگری هم دارد و این ویژگی مماس بودن با جامعه است، به عبارتی دیگر روایتی نزدیک با روزگار و زمانه ما دارد. در سریال تکیه بر باد، عاطفه را می‌توانیم باور کنیم، با جاه‌طلبی‌اش می‌توانیم همراه شویم و به همان نسبت می‌توانیم احساس عمیق پدرانه ‌تراب‌نژاد را درک کنیم. یکی از مشکلات عمده سریال‌های تلویزیونی این است که در تعریف و نشان دادن بدمن روایت ناموفق عمل می‌کنند. بدمن روایت‌های تلویزیونی گاهی آنقدر اغراق شده اگزجره هستند که تماشاچی نمی‌تواند این همه بدی و جاه‌طلبی را تواما در یک قصه خانوادگی درک کند. مثلا «شوکت» در سریال «نرگس» در همان چارچوب یک داستان خانوادگی با همه ویژگی‌های منفی‌اش یک بدمن تمام‌عیار خانوادگی محسوب می‌شود. حسن بزرگ سریال تکیه بر باد و ویژگی خاص و انکارناپذیرش در بدمن سریال نادر است که یکی از بازی‌های فوق‌العاده مهدی فخیم‌زاده به شمار می‌رود. البته باید اعتراف کرد همه بازیگران این سریال فوق‌العاده ظاهر شده‌اند و کنش‌هایی که بروز می‌دهند همسو با قصه و چارچوب‌های داستانی است. می‌شود در لحظات بسیاری از این سریال از بازی بازیگران لذت برد. به سادگی می‌توان احساس عاشقانه مهدی (اشکان خطیبی) نسبت به خواهرش را درک کرد و باید اعتراف کنم افسانه پاکرو بعد از سریال «در مسیر زاینده‌رود» یکی از بازی‌های فوق‌العاده استثنایی و افسانه‌ای خود را بروز می‌دهد. بدون اغراق‌نمایی به عنوان یک مخاطب مسحور نگاه جاه‌طلبانه شخصیت افسانه می‌شويد، گویی خود اين بازيگر هم خیلی مواظب واکنش‌هایش بوده که در مواجهه با ساير پرسوناژها، بازي‌اش به دام هندی شدن نیفتد. در پایان باید اشاره کنم حدس چنین سریالی با وجود شیوه‌های متفاوت فرمی در سریال تکیه بر باد، از محمود معظمی آنچنان عجیب نبود. اگر مجموعه شاید برای شما هم اتفاق بیفتد با دقت رصد می‌شد، چیره‌دستی کارگردان قابل تامل و تعمق بود.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :