سعید
عبدولی در شبی که از تمام نام آوران کاروان ایران برای گرفتن مدال با ارزش
طلا آماده تر و مصمم تر بود، با بدشانسی مواجه شد و داوری سر راهش قرار گرفت
که انگار نمی دانست او هم روزی مورد قضاوت قرار می گیرد.
سعید عبدولی ما که پیش از اعزام به المپیک، با
امادگی اش تمام اهالی کشتی را مجاب کرد تا طلای المپیک را برایش کنار بگذارند، در
حالی رو در روی حریفانش قرار گرفت که حتی از حمید سوریان و قاسم رضایی هم اماده تر
بود اما انگار این بار هم نوبت او بود تا قربانی شود؛ قربانی افتخار آفرینی کشتی فرنگی
ایران در جهان که مسوولان فدراسیون جهانی فیلا را گیج کرد و در این گیجی بود که
آنها تصمیم گرفتند، سعید عبدولی را قربانی حسادت های خود کنند تا شاید در شب
رویایی کاروان ایران در المپیک سی ام خیالشان راحت باشد که یک نشان طلا را از کف
پسر خوب ایران بیرون کشیده اند اما حتما انها هم مثل همان داور دانمارکی ، نمی
دانستند سعید چه مشقت هایی را برای رسیدن به مدال المپیک پشت سر گذاشته است.
در روزهایی که سعید آماده می شد تا به لندن برسد؛ گاهی
فشار زندگی و بی توجهی مسوولان آنقدر روی دوشش سنگینی می کرد که به یکباره تصمیم
می گرفت قید همه چیز را بزند و برود در همان بازار تا بلکه خانواده اش را تامین کند
اما باز پشیمان می شد. شاید هم اگر هر کسی جز محمد بنا کنار او بود، این قهرمان تا
حالا از یادها رفته بود اما با تمام این مصائب، او ماند؛ به این امید که در جایی
بزرگ تر ؛ جایی که با شعار صلح و دوستی همه دور هم جمع می شوند، حقش را
بگیرد اما نمی دانست که رویایش به کابوسی تبدیل می شود که بی تردید تا مدت ها ، او
را آزار می دهد.
در روزهایی که تحلیل کارشناسان کشتی را می خواندم و می دیدم که او
شانس اول مدال طلای کشتی فرنگی است، خوشحال بودم از اینکه با هدایایی که بعد از
طلای المپیک نصیب این قهرمان می شود، او می تواند بخش کوچکی از مشکلات زندگی اش را
رفع کند و این بار با ذهنی ارام تر در خانه کشتی آرام بگیرد اما عمر این خوشحالی بسیار
کوتاه بود و حالا این حس جای خودش را به امید کمرنگی داده است.
این امید که مسوولان ورزش ماهها زحمت این پسر با غیرت ایرانی در تمرین ها و حقی که از او در لندن ضایع شده را نادیده نگیرند و به او هم به چشم یک مدال آور نگاه کنند چون اگر این اتفاق نیفتد، بی تردید ما یکی از بهترین پتانسیل های ورزش را از دست می دهم چون چاره ای برای او باقی نگذاشته ایم. او یا باید خیالش بابت خانواده اش راحت باشد و به تکرار قهرمانی هایش فکر کند یا اینکه آنقدر دلزده می شود که همه چیز را رها می کند تا بلکه راه حل برای مشکلات خانواده اش پیدا کند...
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com